تبلیغات
بررسی و كارشناسی صنایع موشكی و پدافندی و جنگنده های برتر دنیا - مطالب ابر بررسی توان نظامی اسرائیل
پنجشنبه 19 فروردین 1389

بررسی توان نظامی اسرائیل

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :عمومی ،

 

خبرگزاری فارس: اسرائیل پس از آمریكا فوری ترین خطر برای ایران است. اگر آمریكا قبل از هر اقدام نظامی مجبور به بررسی ابعاد سیاسی بین المللی آن است چنین منعی برای ارتش اسرائیل وجود ندارد. اسرائیل هم مرز ایران نیست اما ثابت كرده كه به هنگام تصمیم، به راحتی به اقدام در ماورای مرزهای خود دست می زند. اسرائیل اكنون سالهاست كه از نظر اطلاعاتی اقدامات متعددی را علیه دشمنان سنتی منطقه ای خود از جمله ایران آغاز كرده است.



در بین كشورهای خاورمیانه بی شك هیچ ارتشی برای امنیت منطقه به اندازه ارتش اسرائیل خطرناك نیست. این ارتش از نظر ابعاد كمی و كیفی به درجه ای از قدرت رسیده كه برای مرقبت از «نه كشوری با 6 میلیون جمعیت و 20 هزار كیلومتر مربع وسعت» بلكه برای كشوری در ابعاد هندوستان با یك میلیارد جمعیت و 5/3 میلیون كیلومتر مربع وسعت كفایت می كند. در حالی كه رسانه های غربی به گونه ای سؤال برانگیز سخنان سیاستمداران خود را مبنی بر تسلیح ایران به سلاحهای متعدد تكرار می كنند، كسی هرگز نیم نگاهی به ارتش تا بن دندان مسلح اسرائیل ندارد. مطلبی كه در ادامه می خوانید پیرامون شناسایی بیشتر خوانندگان با تهاجمی ترین ارتش جهان است.

اسرائیل پس از آمریكا فوری ترین خطر برای ایران است. اگر آمریكا قبل از هر اقدام نظامی مجبور به بررسی ابعاد سیاسی بین المللی آن است چنین منعی برای ارتش اسرائیل وجود ندارد. اسرائیل هم مرز ایران نیست اما ثابت كرده كه به هنگام تصمیم، به راحتی به اقدام در ماورای مرزهای خود دست می زند. اسرائیل اكنون سالهاست كه از نظر اطلاعاتی اقدامات متعددی را علیه دشمنان سنتی منطقه ای خود از جمله ایران آغاز كرده است، ژنرالهای اسرائیل از حداقل یك دهه قبل با بسیج نیروهای اطلاعاتی خود دهها نقشه بزرگ و كوچك از تأسیسات حساس ایران تهیه كرده اند و تنها مترصد فرصتی برای حمله هوایی به آنها هستند.

چنین اقدامی از سوی اسرائیل قطعا واكنش ایران را دربر خواهد داشت و طبیعتا شرایط ایران از شرایط «عادی» مبدل به شرایط «جنگی» می شود كه این امر اصلا به سود منطقه نیست.



نیروگاه بوشهر

بی شك پس از آمریكا، روسیه، انگلیس، فرانسه، چین و هند، اسرائیل هفتمین قدرت اتمی دنیا است.

هیچكس از توان اتمی اسرائیل بطور دقیق اطلاعی ندارد اما مسلما این كشور از 3 دهه قبل به تولید و انباشت بمب اقدام كرده و اكنون بیش از 150 بمب اتمی در اختیار دارد كه برای نابودی نیمی از شهرهای مهم خاورمیانه كفایت می كند. اكنون این دولت مدعی است كه نیروگاه اتمی بوشهر برای حیات این رژیم خطرناك است.

اسرائیلی ها رسما اعلام كرده اند كه نیروگاه مذكور از خط قرمز آنها فراتر رفته و برای انهدام آن برنامه دارند و برای این اقدام منتظر چراغ سبز حتی آمریكا نمی نشینند.

سخنان آنها واكنش شدید دولت ایران را در پی داشت.

اما بی تردید باید تهدید اسرائیل را چیزی بیش از یك بلوف دانست.

اسرائیلیها در سال 1981 در اوج جنگ ایران و عراق نیروگاه تموز عراق را طی یك حمله هوایی غافلگیرانه با خاك یكسان كردند.



6 دهه سابقه نظامی گری

نطفه اسرائیل با درگیری های نظامی بسته شد. حتی قبل از آنكه دولت اسرائیل رسما تشكیل شود، میلیشیاهای یهودی با تهدید، تطمیع و زور اسلحه فلسطینیان را از مناطق مسكونی آنها بیرون می كردند. اما درگیری اصلی نظامی اسرائیل و كشورهای عرب به سال 1948 بازمی گردد زمانی كه با اعلام موجودیت اسرائیل كشورهای عربی درگیر نبردی تمام عیار با آن كشور شدند. نبردی كه منجر به ظهور قدرتی جدید در منطقه شد.

در 1956 به دنبال ملی شدن كانال سوئز توسط جمال عبدالناصر، ارتش اسرائیل به همراه نظامیان فرانسوی و انگلیسی درگیر نبردی سنگین با نیروهای مصری شدند.

در این نبرد نیز اعراب یارای مقابله با ارتشهای مذكور را نداشته تا آنكه خروشچف از كشورهای فرانسه و انگلیس خواست تا نیروهای خود را از صحرای سینا و مصر عقب بكشند در غیر این صورت با پاسخ اتمی شوروی مواجه می شوند.

اما نبرد 1967 بدترین شكست تاریخ را برای اعراب رقم زد.

مصر و سوریه كه طی سالهای پایانی دهه 50 و سالهای دهه 60 به تجهیز ارتشهای خود با سلاحهای بلوك شرق پرداخته بودند به توانایی بالایی دست یافته و حداقل به روی كاغذ از اسرائیل قوی تر بودند.

همچنین دولتهای عربی دیگر آمادگی كامل خود را برای پشتیبانی نظامی از ارتشهای فوق اعلام كردند.

شرایط كاملا به نفع كشورهای عربی بود اما در سحرگاه پنجم ژوئن 1967 بر خلاف انتظار همگان حركت اصلی را برای هجوم، ارتش اسرائیل آغاز كرد.

نیروی هوایی اسرائیل با كمك تقربیا تمامی هواپیماهای خود به رهبری ژنرال (یك چشم) موشه دایان با پرواز بر فراز كلیه فرودگاههای منطقه حتی فرودگاههای متروكه كلیه هواپیماهای عربی را منهدم كرد و فرودگاهی را نیز برای استفاده آنها باقی نگذاشت.

صبح روز ششم ژوئن اعراب متوجه شدند كه نیروی هوایی ندارند. این در حالی بود كه نیروی زمینی اسرائیل از 3 مسیر شمال (بلندی های جولان)، شرق (غرب رود اردن) و جنوب صحرای سینا به سرعت پیشروی كرده و در پناه آتش نیروی هوایی ظرف 6 روز اعراب را با شكست قطعی مواجه كردند.

نبرد «6 روزه» چنان هراسی در دل ارتشهای عرب انداخت كه آنها فكر مبارزه با اسرائیل را برای مدتها به فراموشی سپردند. عبدالناصر نیز استعفا كرد كه البته با ابراز احساسات مردم عرب مجددا به قدرت بازگشت.



جنگ اكتبر

اسرائیل در 1967 به تمامی اهداف خود دست یافت بنابراین برای اولین بار استراتژی خود را از تهاجمی به تدافعی تغییر داد. مهندس بارلو استراتژیست و مهندس ارتش اسرائیل نیز برای اسرائیل در محل تلاقی صحرای سینا و كانال سوئز دژی عظیم با نام «خط بارلو» احداث كرد. خط بارلو از دفاعی مرگبار برخوردار بود. پوشش آتش این خط بی نهایت سنگین و نفوذ به داخل آن تقریبا محال می نمود.

اسرائیل با ساخت این خط دفاعی عملا مصر را از ارتباط با كشورهای عربی جبهه شرق جدا می كرد. (ارتش اسرائیل در بین ارتشهای عرب تنها از ارتش مصر وحشت داشت.)

تنها یك روز مانده به عید مقدس یهودیان (یوم كیپور) در حالی كه تمام اسرائیلیها خود را برای برگزاری مراسم مذكور آماده می كردند و ارتش اسرائیل در حال نیمه فعال بود، صدها كماندوی مصری در كنار هزاران غواص با گذشتن از خطوط موسوم به آب و آتش اسرائیل وارد سرپلها صحرای سینا شدند.

ژنرالهای مصری در عملیاتی كه هنوز جزو شاهكارهای نظامی دنیا محسوب می شود با كمك شناورهایی كه خلق الساعه ایجاد شد صدها تانك و دهها تیپ و لشكر را به داخل خاك اسرائیل (صحرای سینا) منتقل كردند، خط بارلو به مانند خط ماژینو به سرعت درهم شكست و لشكرهای مصری به داخل صحرای سینا سرازیر شدند. ارتش سوریه نیز به سرعت از شمال هجوم به اسرائیل را آغاز كرد. ارتش اسرائیل كه كاملا غافلگیر شده بود با پیامهای رادیویی مرتب از افسران و سربازان خود می خواست تا مرخصی های خود را نیمه تمام گذاشته و به محل خدمت مراجعه كنند.

اسرائیل تنها یك راه برای متوقف كردن سیل تانكهای مصری در صحرای سینا داشت، تانكهایی كه ظرف كمتر از یك هفته می توانستند خود را به تل آویو برسانند. «نیروی هوایی». 400 هواپیمای اسرائیلی با به كارگیری انواع جنگ افزارهای زره و ضد نفر در ارتفاع پایین به دنبال زمینگیر كردن لشكرهای زرهی مصری رفتند اما آنها در محاسبات خود جایی برای موشك سام (SAM) در نظر نگرفته بودند. انبوهی از موشكهای سام هواپیماهای پیشرو اسرائیل را در بدترین وضعیت تاریخ این كشور قرار دادند. 100 هواپیمای اسرائیلی طی چند روز نبرد ساقط شدند باقی آنها نیز از بیم ضربات سام های روسی از فواصل دور اقدام به شلیك می كردند كه معمولا بی نتیجه بود.

اكنون نیروهای اسرائیلی توان زرهی و پیاده خود را به صحرای سینا متمركز كردند و از نیروی هوایی خود در نابودی ارتشهای عربی در جبهه شرقی استفاده كردند. جنگ 1973 كه معروف به جنگ اكتبر و یا جنگ یوم كیپور بود ثابت كرد كه اگر ارتشهای عرب بویژه مصریها از برنامه ریزیهای دقیق و اتحاد سراسری برخوردار باشند شكست اسرائیل امری غیر ممكن نخواهد بود. البته این هماهنگی اعراب كه حتی منجر به افزایش 300 درصد قیمت نفت (به دلیل تحریم غرب از سوی صادركنندگان نفت عرب) شد از جمله فرصتهایی بود كه هر چند صد سال یكبار رخ می دهد. اما تعلل مصریها از یك سو در میدان جنگ و حمایتهای همه جانبه آمریكا از اسرائیل (از جمله برقراری پل هوایی برای رساندن تسلیحات به اسرائیل) سبب شد تا ظرف یك هفته ورق برگردد. ژنرال شارون در زمانی كه جبهه های جنگ از تعادل و پایداری نسبی برخوردار شد با یك لشگر از زبده ترین نیروهای اسرائیلی و استفاده از رخنه ای كه بین 2 سپاه مصر در صحرای سینا ایجاد شده بود با طی صدها كیلومتر به سرعت خود را به كرانه غربی صحرای سینا رساند و به تهدید مستقیم قاهره و اسكندریه پرداخت. ناگهان فرماندهان مصری خود را با شرایط جدی روبه رو دیدند.

حركت ناپلئونی شارون هنوز هم به اقدامی افسانه ای شبیه است. بعدها مشخص شد كه این ژنرال اسرائیلی در زمانی كه صحرای سینا در اختیار اسرائیل بود بارها با تردد در این صحرا به علامتگذاری در این دشت خشك پرداخته و پیش بینی روزی را می كرد كه مجبور به یك ضد حمله نفوذی به داخل نیروهای مصری شود.

در نهایت به دنبال سازش سادات با غرب، نیروهای مصری تانكهای خود را به تدریج از صحرای سینا خارج كردند و این بار از جان گذشتگان مصری از ابتكار خود نتیجه نگرفتند.

ژنرال عامر طراح عملیات مصریها به شهادت سیاستمداران و مورخین هنگام برگرداندن واحدهای سنگین زرهی و توپخانه مصر به پشت خطوط اولیه با چشمانی پر از اشك از سادات خواست تا در تصمیم خود تجدیدنظر كند اما در مقابل پافشاری سادات وی نیز به عنوان یك نظامی تنها پذیرنده دستور بود.

ارتش اسرائیل پس از پیمان كمپ دیوید و خروج مصر از صف كشورهای مبارز با اسرائیل ناگهان جانی دوباره یافت. اسرائیل كه تا سال 1975 حداقل 75 درصد نیروهای خود را صرف جبهه بزرگ مصر كرده بود از آن سال به بعد به تدریج نیروهای خود را به مرزهای شرقی و شمالی منتقل كرد. این بار تمام فشار بر روی سوریه متمركز شد. در 1982 اسرائیل به بهانه حملات فلسطینیها از جنوب لبنان به این كشور، با عبور از مرز دو كشور تا بیروت را به تصرف خود درآوردند.

آنها در حمله بزرگ خود 30 هزار چریك فلسطینی را در مقابل تصمیم «ماندن و یا مردن» قرار دادند. نیروی فلسطینی در نهایت تن به خروج از لبنان داد. اكنون نوبت به سوریه بود. نیروی هوایی اسرائیل طی یك حمله غافلگیرانه به پایگاههای ضدهوایی سوریه در بقاع لبنان تقریبا تمام این پایگاهها را منهدم كرد. 70 پایگاه سام سوری در این نبرد بدون آنكه بتوانند به مانند سال 1973 خسارتی به اسرائیل بزنند از گردونه عملیات خارج شدند و هواپیماهای اف-4 و اف-16 اسرائیلی بلافاصله با صدها هواپیمای میگ سوری كه از دمشق اعزام شدند به درگیری پرداختند و 80 فروند از آنها را ساقط كردند. در مجموع، این عملیات را اسرائیلیها با تنها 2 فروند تلفات هوایی به پایان بردند. در این نبرد كلیه ركوردهای نبردهای هوایی (با هواپیماهای موتور جت) شكسته شد و سقوط 16 به یك هواپیماها كه متعلق به یك خلبان آمریكایی در جنگ ویتنام بود، ناگهان به نسبت یك به چهل افزایش یافت. این در حالی بود كه هواپیماهای سوری از پشتیبانی پدافند «بقاء» نیز برخوردار بودند.

این بار اسرائیل با یك حركت برق آسا به 4 هدف دست یافت. 1- لبنان را اشغال كرد، 2- چریكهای فلسطینی را به كلی از منطقه راند، 3- نقش سوریه را در معادلات نظامی خاورمیانه تقلیل داد و لبنان را كه دیروز حیاط خلوت سوریه بود، به كشوری خنثی تبدیل كرد، 4- به اعراب ثابت كرد كه دیگر بدون مصر قادر به برابری با اسرائیل نیستند.

سوریه در 1983 به دنبال آن رفت تا در كلیه زمینه های نظامی پابه پای اسرائیل رشد كند. بر روی كاغذ، ارتش سوریه در 1989 تقریبا در ابعاد ارتش اسرائیل بود، اما با شدت گرفتن پروژه های گورباچف پروستاریكا و گلاسنوست و فروپاشی شوروی، سوریه كه كشوری فقیر و فاقد تكنولوژی بود، در ادامه «استراتژی برابری نظامی» عقب افتاد و اكنون 14 سال مداوم است كه هر روز بر ابعاد كمی و توان كیفی ارتش اسرائیل اضافه می شود، اما به ازای آن چنین اتفاقی برای ارتش سوریه رخ نداده است.


برچسب ها: بررسی توان نظامی اسرائیل ،