تبلیغات
بررسی و كارشناسی صنایع موشكی و پدافندی و جنگنده های برتر دنیا - مطالب عمومی
سه شنبه 7 اردیبهشت 1389

دشمن را باید شناخت.رهبر كبیر ایران

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :عمومی ،


با آن‌که آمریکا مدعی است سیاست دیپلماسی و راه حل‌های سیاسی را برای حل مشکلات با ایران در پیش گرفته است، روند فعل و انفعالات نظامی و امنیتی آمریکا و متحدانش و نیز حجم بالای نیروهای نظامی اش در منطقه، نشان می دهد که محور برخورد نظامی با ایران را همچنان در سیاست‌هایش حفظ کرده است. با آنکه بسیاری و چه بسا در یک جنگ روانی علیه ایران، گمانه زنی حمله نظامی به ایران را در فصل بهار پیش‌بینی می‌کردند، هم اکنون این گمانه زنی‌ها به فصل تابستان یا پاییز انتقال یافته است که حتی اگر در قالب یک فشار روانی جدید علیه ایران باشد، نمی توان آن را نادیده گرفت، به ویژه آنکه تیم محافظه‌کاران کاخ سفید، همچنان استفاده از سیاست زور را در دستور کار خود دارد.

حضور ناوهای هواپیمابر آیزنهاور و جان استینز و اضافه شدن ناوهای هواپیمابر ریگان و نیمیتز که در مجموع می‌تواند چهارصد هواپیمای جنگی را با خود حمل کنند، بر این گمانه‌زنی‌ها افزوده است. ناو نیمیتز 5617 سرنشین دارد و در جنگ‌های بوسنی و هرزگوین، حمله به افغانستان، عراق و یوگسلاوی سابقه شرکت داشته است. به تازگی این ناو در سال 2005 پس از هجده سال حرکت و انجام مأموریت‌های محوله در دریاهای آزاد جهان، به روز شده است و اکنون در منطقه خلیج فارس حضور دارد و یک ناو صددرصد جنگی به شمار می رود. این ناوهای هواپیمابر دست کم گنجایش نود هواپیما از نوع
F-18 و هواپیماهای آواکس و هواپیماهای راداری از نوع E-2C
را در خود دارند.

در بین این ناوها، ناو هواپیمابر ریگان جدیدترین آن است که برای یک دوره پنجاه ساله طراحی شده است. آمریکا با فرض اینکه ایران در یک برخورد نظامی احتمالی، اقدام به مین گذاری آب‌های خلیج فارس و به ویژه تنگه هرمز خواهد کرد، یکی از وظایف ناو رونالد ریگان را از بین بردن مین‌ها در آبهای خلیج فارس قرار داده است و کارشناسان نظامی آمریکایی بر این باورند که این ناو در این مأموریت، جزو بهترین امکانات نظامی ناوگان دریایی آمریکاست. این ناوها به دلیل استفاده از سوخت اتمی، می توانند برای یک دوره 20 تا 25 ساله در آب‌های جهان، بدون هرگونه مشکلی در تأمین سوخت حرکت کنند و تنها مشکلی که برای این ناوها وجود دارد، تأمین سوخت هواپیماهای جنگی و راداری و جاسوسی است، چراکه آنها به رغم تأمین ذخایر سوخت در ناوها، به صورت مداوم به مرکزی ثابت برای تأمین سوخت نیازمندند. این در حالی است که آمریکا در صدد است تا از امکانات نظامی دیگر خود در منطقه و به ویژه آذربایجان در یک جنگ احتمالی استفاده کند؛ هرچند دولت آذربایجان تا کنون هیچ چراغ سبزی را نشان نداده است.

همه این تحولات در حالی صورت می‌گیرد که آمریکا در یک حمله نظامی، سیاست ضربات برق آسا و به اصطلاح پیشگیرانه را در پیش خواهد گرفت و به باور برخی از کارشناسان، حجم بالای استقرار نیروهای نظامی آمریکایی در منطقه از خلیج فارس تا آسیای میانه و افغانستان، گویای همین سیاست نظامی آمریکاست.

اکنون بیش از پیش روشن شده است که دیدارهای وزیر خارجه آمریکا با اعضای کمیته چهارجانبه عرب در قاهره، پیش از کنفرانس اخیر سران عرب در ریاض، متمرکز بر دریافت موافقت آنها برای هر گونه حمله به ایران و هماهنگی‌های لازم برای جلوگیری از هرگونه واکنش‌هایی در لبنان، فلسطین و عراق بوده است. اتهام‌های اخیر آمریکا علیه کشورمان، مبنی بر پیدا شدن اسلحه‌های ساخت ایران در افغانستان، موج جدیدی از سیاست‌های روانی و هجومی آمریکا علیه ایران است تا هرگونه برخورد نظامی علیه ایران را به عنوان عامل ناامنی و عدم استقرار در منطقه توجیه کند. ‏

به رغم آنکه آمریکا زوایای پنهان برنامه‌ها و استقرار پایگاه‌های نظامی خود را در افغانستان و آسیای میانه و از جمله آذربایجان - مناطقی که ممکن است در هر عملیات نظامی جدید آمریکا علیه هر کشوری در خاورمیانه مورد استفاده قرار گیرد- آشکار نکرده است، اما دارای پایگاه‌های ثابتی در کشورهای عربی همسایه جنوبی ایران است که به عنوان پایگاه‌های بالفعل و عملیاتی آمریکا، نه تنها در خاورمیانه که در جهان به شمار می روند.

پایگاه عملیاتی هوایی العدید (
Al Udeid Air Base ) در 35 کیلومتری جنوب دوحه، پایتخت قطر و در 70 کیلومتری مرز مشترک این کشور با عربستان سعودی قرار دارد که از اکتبر 2001 به مهم ترین پایگاه هوایی آمریکا در آسیا و خاورمیانه تبدیل شده است (از همین سال شهرکی با نام کمپ اندی بنا شد که اکنون هزاران نظامی آمریکایی در آن زندگی می کنند).

پیش از آن مرکز فرماندهی نیروی هوایی آمریکا در پایگاه
Macdill فلوریدا قرار داشت، اما با انتقال این فرماندهی به قطر، اکنون فرماندهی عملیاتی این کشور CENTCOM در پایگاه العدید قطر قرار دارد. این پایگاه که دولت قطر بیش از 400 میلیون دلار برای بهینه سازی آن در مقابل حمایت نظامی آمریکا از این کشور پرداخت کرده است، این روز‌ها به مرکز فعل و انفعال گسترده ارتش آمریکا تبدیل شده است. نوع این فعالیت‌ها بی شباهت به آماده سازی این پایگاه پیش از حمله گسترده به عراق در سال 1382 نیست.

باندهای این پایگاه برابر با 14760 پاست که باند پروازی 120 هواپیمای جنگی آمریکا محسوب می شود که البته از ظرفیت افزایش سریع محوطه باند پروازی نیز برخوردار است. دولت قطر مدعی است ایجاد این پایگاه در کشور عطف به قرارداد امنیتی و نظامی دو کشور در سال 1992 است که التزامات دو طرفه‌ای بین دوحه و واشنگتن ایجاد کرده است و به شدت این نظریه را تکذیب می کنند که تسریع در اجرایی کردن و بهینه سازی پایگاه العدید، ربطی به حمله آمریکا به عراق در سال 1382 داشته است. در شرایط عادی در این پایگاه 24 هواپیمای امدادرسانی سوخت و تدارکات (از نوع
KC-135E Stratotanker Refuelers و C-17 Globemaster Transport ) وجود دارند که در شرایط غیر عادی افزایش می یابند. در زمان حمله آمریکا به عراق این تعداد به سی هواپیما افزایش یافت. اکنون هزاران افسر و سرباز آمریکایی در پایگاه‌های العدید و سیلیه (Camp As Sayliyah ) در قطر حضور دارند.

این دو پایگاه بزرگ ترین پایگاه‌های عملیاتی آمریکا در خارج این کشور است و در حمله به عراق مهم ترین نقش رهبری عملیات نظامی آمریکا را عهده دار بود و اکنون نیز همین نقش را برای عملیات نظامی در عراق و افغانستان دارد. پایگاه سیلیه آمریکا در قطر پس از تشکیل پایگاه العدید به یک مرکز ستاد عملیاتی (ستاد مشترک ارتش آمریکا) تبدیل شده است و از همین نقطه بود که تمامی کنفرانس‌های مطبوعاتی سخنگویان و مقامات ارتش آمریکا پس از حمله به عراق انجام می شد.

اکنون گمانه زنی‌های بسیاری وجود دارد که آمریکا از این منطقه در قطر به عنوان یکی از مراکز پرتاب موشک‌های دوربرد با اهدافی در خاورمیانه و آسیای میانه تا شرق آسیا، استفاده کند. علاوه بر این، پایگاه العدید به یکی از مراکز مهم جنگ الکترونیک آمریکا تبدیل شده است که با هدف اخلال در سیستم‌های ارتباطی و قطع ارتباط مراکز فرماندهی دشمن با نیروهای تحت امر و اخلال در سیستم‌های ناوبری در دریا و هوا طراحی شده است و این یکی از برنامه‌های جدی آمریکا در ازای هر گونه برخورد نظامی جدید آمریکا در منطقه به شمار می رود. گفته می شود همین برنامه را آمریکا در مرزهای شمالی کشورمان در مرز مشترک ایران و آذربایجان نیز طراحی و اجرا کرده است.

و اما آمریکا فقط در قطر نیست که دارای پایگاه‌های نظامی است؛ بندر سلمان، فرودگاه المحرق و پایگاه هوایی شیخ عیسی و پایگاه نظامی الجفیر در منامه که مرکز فرماندهی ناوگان پنجم آمریکا با 1200نظامی در آن قرار دارد، از مهم ترین پایگاه‌های آمریکا در بحرین به شمار می رود.

و اما پایگاه نظامی علی السالم و پایگاه هوایی احمدالجابر نیز از پایگاه‌های استقرار نیروهای نظامی آمریکا در کویت به شمار می‌رود که بیش از ده هزار نظامی آمریکایی، 522 واحد توپخانه، 52 جنگنده آمریکایی، 75 هلی کوپتر آپاچی و موشک‌های پاتریوت در آن استقرار دارند.

با آنکه از سال 2001 پایگاه‌های آمریکا از عربستان به قطر انتقال یافته است، اما هنوز نیز نیروهای آمریکایی در الدمام و منطقه الظهران و پایگاه دریایی ملک فهد و پایگاه هوایی ملک خالد و پایگاه نظامی هوایی الامیر سلطان در جنوب ریاض استقرار دارند.

پادشاهی عمان نیز دارای پایگاه‌های مشترک آمریکا و انگلیس است که گنجایش آنها در حدود 3000 نفر است و عمدتا در پایگاه‌های هوایی تیمور و مصیره در دریای عمان قرار دارند و به عنوان مرکزی برای عملیات در افغانستان مورد استفاده قرار می گیرد.

امارات اکنون کمترین سهم را در حضور نیروهای آمریکایی در خاکش دارد، اما بیشترین هواپیماهای جاسوسی و راداری آمریکا در مقایسه با دیگر کشورهای عضو شورای همکاری به جز قطر را دارد.

یکی از مهم ترین مشکلات نیروهای آمریکایی در منطقه تأمین سوخت نیروهای زمینی، هوایی و دریایی و امکانات لجستیک است که البته مهم ترین آن در شرایط کنونی؛ همان تأمین سوخت هواپیماهای مستقر در منطقه و در یک شرایط احتمالی جنگی است که البته نکات قابل توجهی در این بین وجود دارد.

منابع نفتی اروپایی چندی پیش رسما اعلام نمودند عربستان تولیدات سوخت هواپیماها را که مورد استفاده هواپیماهای آمریکا در خلیج فارس است، از فوریه 2007 به شدت افزایش داده است. بر همین اساس شرکت نفتی آرامکو در عربستان که توسط کارشناسان آمریکایی اداره می شود، از همین تاریخ تا کنون یک میلیون تا یک میلیون و دویست تن سوخت هواپیما را که احتمالا توسط هواپیماهای موجود در ناوهای هواپیمابر آمریکایی در خلیج فارس (همچون ناو هواپیمابر استینس و ریگان که بیش از 180 هواپیمای جنگی بر روی آن مستقرند) مورد استفاده قرار می‌گیرد، ذخیره کرده اند. این در حالی است که همین آمار در مقایسه با سال 2006 نشان می دهد که میزان ذخیره سوخت مصرفی این هواپیماها از سوی آرامکو فقط 200 تن بوده است. این آمار با افزایش ناوهای هواپیمابر آمریکا در خلیج فارس کاملا هماهنگی دارد. این میزان ذخیره سوخت ارتباطی با تأمین سوخت روزانه و ذخیره دایمی آن در ناوهای هواپیمابر آمریکا در خلیج فارس ندارد.

با آنکه ادعا شده است که این سوخت‌ها برای هواپیماهای مسافربری و مدنی تولید شده، اما این امر با توجه به نوع سوخت تولید شده از سوی آرامکو مناسبتی با این ادعا ندارد، زیرا سوخت هواپیماهای مسافری از نوع 1-
A است، اما سوخت تولید شده آرامکو به نوع 5-GP تبدیل می شود که از نقطه احتراق بسیار سریع و بالا برخوردار است که مورد استفاده هواپیماهای جنگی آمریکاست. علاوه بر آرامکو، پالایشگاه‌های تولید سوخت ادنوک (شرکت ملی نفت ابوظبی) و بابکو (شرکت نفت بحرین) نیز در این عملیات حضور دارند. بر اساس همین منابع در صورت نیاز پالایشگاه کویتی میناء عبدالله (وابسته به شرکت ملی نفت کویت ) که ظرفیت تولید روزانه 20 هزار بشکه سوخت هواپیماها را دارد (که در سال 2006 راه اندازی شده است) به این برنامه اضافه خواهد شد تا هیچگونه خللی در سوخت رسانی به هواپیماهای آمریکایی در خلیج فارس و منطقه پدید نیاید.

یکی از نکات جالب توجه در تولیدات سوخت شرکت آرامکو، کاهش تولیدات سوخت هواپیماهای مسافربری است که برخی از شرکت‌های هواپیمایی نیز از این امر شکایاتی داشته اند؛ اما آرامکو مدعی است علت کاهش تولید نیست بلکه افزایش متقاضیان جهانی و تعمیرات پالایشگاه است و این شرکت هیچ اشاره ای به این ندارد که بخش مهمی از تولیداتش از اوایل سال جدید میلادی به هواپیماهای نظامی آمریکایی در خلیج فارس اختصاص یافته است. بر اساس اعلام منابع نفتی آرامکو، این شرکت تولیدات سوخت هواپیماهای مسافری را در سال 2007 به نصف تقلیل داده است!

پنتاگون در سال 2004 بر اساس طرح حاکمیت بر آسمان‌ها و دریاهای آزاد جهان بزرگ ترین قرارداد اجاره هواپیماهای سوخت رسانی را به امضا رساند. بر همین اساس، پنتاگون 100 هواپیمای سوخت رسان از نوع
KC-767A را به ناوگان هوایی سوخت رسان خود افزوده است. به عقیده پنتاگون ناوگان سوخت رسانی هوایی ستون فقرات هر حمله هوایی در هر نقطه ای از دنیا را تشکیل می دهد. بر اساس برنامه پنتاگون هواپیماهای بویینگ 767 جایگزین 120 هواپیمای سوخت رسان KC-135E خواهد شد که برخی از آنها سابقه خدمت 43 ساله در ارتش آمریکا را دارند. بر همین اساس، صد هواپیمای KC-767A از سال 2006 به ناوگان هوایی آمریکا اضافه شده است که بخشی از آنها اکنون در پایگاه العدید قطر قرار دارد. از همین نوع هواپیماها نیز توسط ایتالیا و ژاپن مورد استفاده قرار می گیرند.

شرکت آمریکایی لوکهید مارتن (
Lockheed Martin ) در سال 2003 ساخت مخازن اضافی سوخت همراه جنگنده‌های F-16 آمریکایی را تولید و آزمایش کرد که قدرت پروازی هواپیماهای جنگنده را افزایش داده و عملا پنجاه در صد به سوخت همراه هواپیماها می افزاید و به ادعای همین شرکت کمترین تأثیر را بر قدرت پروازی و مانور هوایی هواپیماها دارد.

این شرکت یکی از مهم ترین شرکت‌های خصوصی آمریکایی در زمینه تولید موشک‌های فضاپیما ( جهت پرتاب سفینه‌های فضایی و ماهواره‌ها) است که موشک‌های نظامی دوربرد با کلاهک هسته ای را طراحی می کند. مجموع قراردادهای این شرکت در رابطه با تحولات نظامی اقغانستان و عراق از حوادث یازده سپتامبر تا کنون بالغ بر 72 میلیارد دلار بوده است. این شرکت مسئول طراحی و ساخت هواپیمای جدید جنگی
F-35 در آمریکا محسوب می شود.

از نکات بسیار قابل توجه در کنار همه این مسائل، اعلام تشکیل کمیته اضطراری در دولت کویت است. بر این اساس دولت کویت، اقدام به تشکیل کمیته ویژه ای کرده است تا خود را برای هرگونه جنگ بین آمریکا و ایران آماده کند. این کمیته که از وزارتخانه‌های بهداشت، کشور، برق، نفت، امنیت دفاع شهری و آتش نشانی تشکیل شده است، از دوشنبه آینده رسما جلسات خود را برای بررسی انعکاس جنگ احتمالی آمریکا علیه ایران را آغاز خواهد کرد. در همین رابطه دولت کویت مناقشات و جلسات بحث و بررسی در همین خصوص را در پارلمان نیز آغاز می کند.


برچسب ها: منافع امریكا ،

پنجشنبه 19 فروردین 1389

بررسی توان نظامی اسرائیل

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :عمومی ،

خاورمیانه بدون صدام

پس از سقوط صدام، مشخص شده كه برنده اصلی نبرد عراق و آمریكا، اسرائیل بوده است. اسرائیلی ها ارتش اول عرب (مصر) را از طریق مذاكره و ارتش دوم عرب (عراق) را با كمك برادر بزرگتر (آمریكا) برای همیشه از سر راه برداشتند. عراق بارها در جنگهای اعراب و اسرائیل در ابعاد لجستیك و نظامی، كمكهای فراوانی به «كشورهای خط مقدم» كرده بود. در چند جنگ از 5 جنگ عمده خاورمیانه، عراق مستقیما اقدام به اعزام لشگرهای بزرگ خود كرده بود. اما اكنون خیال تل آویو برای حداقل چند دهه از بابت عراق راحت است. وحشت اصلی اسرائیل از كشورهای پر جمعیت عربی (مصر 50 میلیونی و عراق 25 میلیونی) بود. اكنون تضعیف بیش از گذشته سوریه (سومین ارتش عربی) نیروی عظیم نظامی اسرائیل را بدون رقیب جدی در منطقه گذاشته است، چرا كه كشورهایی مانند عربستان، امارات و كویت اصولا كشورهایی فاقد توانایی مناسب برای تشكیل واحدهای بزرگ نظامی هستند. این كشورها حتی اگر بخواهند هم نمی توانند خود را به اسرائیل خطرناك نشان بدهند، چرا كه پی ریزیهای ارتشهای آنها توسط آمریكا انجام شده است.



نیل تا فرات، اسرائیل موعود

مصادر حكومت اسرائیل از دیرباز در اشغال نظامیان بوده است. می توان به زبان دیگر كابینه های اسرائیل را كابینه های نظامی ذكر كرد. شیمون پرز، ایهود باراك، آریل شارون، امون شاهاك، موشه دایان، اسحاق شامیر، دیوید لوی و دهها صاحب منصب دیگر اسرائیل یا ژنرالهای 3 ستاره هستند و یا در تأسیس ارتش سری هاگانا، واحدهای برگزیده شین بت، واحد اطلاعات نظامی موساد نقش مستقیم داشته اند. سیاست اسرائیل، حل مسأله نیست، بلكه سیاستمداران اسرائیل به دنبال «پاك كردن كل مسأله هستند». آنها هر ضربه ای را با مشت آهنین جواب می دهند و فاقد ظرافتهای دیپلماتیك هستند. در اسرائیل، كلیه احزاب به شدت افراطی و نژادپرست هستند و هرگز نمی توان در اسرائیل سیاستمدار معتدل پیدا كرد، چرا كه جامعه اسرائیل «افراط» را می پسندد. بخش مهمی از مردم اسرائیل را صهیونیستها تشكیل می دهند. آنها هدف اصلی خود را رسیدن به «اسرائیل بزرگ» می دانند، كشوری كه مرزهای غربی آن از نیل آغاز می شود و در شمال با مرزهای تركیه تلاقی می كند و در جنوب به مانند هلالی، شمال عربستان را دربرمی گیرد و در شرق به فرات می رسد. منطقه ای كه بیشترین نفوس خاورمیانه، اراضی حاصلخیز و رودهای بزرگ را دربرمی گیرد.

اسرائیل اكنون با خارج كردن تدریجی رقبای درجه اول خود، حداقل از نظر سیاسی به تسلط نسبی به این منطقه رسیده است.



توان اطلاعاتی بالا

پایان جنگ دوم جهانی، دهها هزار جاسوس و سرجاسوس و نظامیان اطلاعاتی را به خانه های خود بازگرداند. بخش بزرگی از این جاسوسان، یهودی بودند كه به دلیل انگیزه های نژادی علیه دولت آلمان نازی و ایتالیا فعالیت می كردند. آنها به كشورهای متبوع خود بازنگشتند، بلكه سراغ سرزمین موعودشان (اسرائیل) رفتند. آنها پس از آنكه با تشكیل ارتش هاگانا از تصفیه خاك اشغالی، آسوده شدند، به دنبال تشكیل چند مجموعه بزرگ اطلاعات رفتند كه معروف ترین آنها موساد بود. آنها در كنار موساد یك واحد اطلاعات نظامی تأسیس كردند كه كلا زیر نظر ارتش اسرائیل فعالیت می كرد، این واحد كه كمتر در نزد مردم عادی شناخته شده است، دقیق ترین، منضبط ترین و مرگبارترین واحد اطلاعاتی جهان است. اسرائیلیها نیز تمایلی به شناساندن این واحد ندارند و حتی بسیاری از فعالیتهای آنها به نام موساد نوشته می شوند، حال آنكه ساموئل كاتز در كتاب جاسوسان خط آتش اطلاعات بسیار با ارزشی را درباره واحدهای اطلاعات نظامی اسرائیل فاش می كند. این كتاب در كنار كتاب راه نیرنگ ویكتور استروفسكی مشخص می كند كه ارتش اسرائیل با كمك بازوان اطلاعاتی خود قبل از هر اقدامی چگونه در مورد طعمه های خود اطلاعات كسب می كند تا با ارزانترین و كم خطرترین شیوه رقیب را از پای بیندازد.

سرجاسوس معروف اسرائیلی الی كاهن در دهه 60 در سوریه تا سطح كاندیداتوری وزارت دفاع سوریه پیش رفت و اگر تنها یك اتفاق موجب دستگیری و اعدام وی نمی شد، اسرائیل بدون شلیك گلوله ای، ارتش سوریه را در اختیار می گرفت. اطلاعاتی كه الی كاهن طی چند سال به اسرائیل مخابره كرد، سبب شد تا ارتش اسرائیل در نبرد 6 روزه و سایر نبردهای فعلی با ارتش سوریه همواره با اطلاعات كافی و سنجیده وارد عمل شود. واحدهای عملیاتی رعب آوری چون كیدون، شای و پالماخ به گفته كارشناسان، سربازان «خط آتش اسرائیل» هستند.

آنها قبل از هر عملیاتی بهترین فضا را برای نظامیان تل آویو فراهم می كنند و به آنها این امكان را می دهند تا با خیالی آسوده به اجرای عملیات بپردازند.

موساد و واحدهای اطلاعات نظامی در «نفوذ» و كسب اطلاعات بسیار قویتر از C.I.A و F.B.I آمریكا هستند چرا كه آنها از انگیزه های ایدئولوژیكی بالایی برخوردارند و بدون ترس، سالها همراه با دشمن زندگی می كنند.

اسرائیل همچنین به دلیل در اختیار داشتن واحدهای قوی ضد اطلاعاتی مانع نفوذ جاسوسان دشمن به داخل تشكیلات خود می شود. در دنیای جاسوسان مأموران موساد همواره از نظر مصمم بودن و بی رحمی از وضعیت ویژه ای برخوردار بوده اند.

واحدهای اطلاعات شهری جنی میاوانتلیجنس سرویس زمانی كه در پرونده ای به ناكامی برمی خورند از مأموران موساد استفاده می كنند. موساد در عین حال بسیار بی ترحم است. در سال 1983 چند روز قبل از انهدام پایگاه تفنگداران آمریكایی در بیروت و مرگ دست كم 200 ناوی آمریكا (طی عملیات انتحاری) عوامل موساد از یك حمله انتحاری باخبر شدند خبرچین های اسرائیلی حتی متوجه شدند این حملات به دنبال «هدف آمریكایی» است. اما موساد این اطلاعات را در اختیار آمریكا نگذاشت. سرجاسوس موساد استدلال كرده بود كه این مشكل آمریكاییها است و من حاضر نیستم جاسوس یهودی خود را به دلیل نجات جان آمریكایی به كشتن دهم!



توسعه قراردادهای نظامی

اسرائیل به دنبال توسعه قراردادهای نظامی خود با بسیاری از كشورهای جهان است.

قراردادهای اسرائیل بیشتر به بخشهای نرم افزاری (آموزش و مدیریت) بازمی گردد. چین، هند، تركیه، كشورهای آسیای میانه و دهها كشور شرق آسیا و اروپا استفاده كننده خدمات اسرائیلی ها هستند. تخصص پر منفعت اسرائیلی ها در تربیت نیروی كماندویی و یا نیروهای ویژه است. آنها واحدهای كشورهای متقاضی را به شكل دسته، گروهان و یا حتی گردان تحویل می گیرند و طی چند ماه آموزش از آنها «ماشین آدمكشی و تخریب» می سازند و در مقابل دهها میلیون دلار دستمزد می گیرند. (پیش از انقلاب برخی از واحدهای تخصصی نظامی ایران، واحدهای ویژه و حتی نیروهای اطلاعاتی ایران توسط اسرائیل آموزش دیده بودند.) اسرائیل از این طریق علاوه بر كسب درآمد، جاسوسان خود را در سراسر نقاط دنیا گسترش می دهد و به جمع آوری خبر می پردازد.



نقطه ضعف اسرائیل

اسرائیل نیز به مانند هر پدیده دیگری در روی زمین، دارای نقطه ضعف است. خاك اسرائیل بسیار كوچك و جمعیت آن بسیار كم است. خاك اندك باعث می شود كه این كشور دارای عمق استراتژیك نباشد و هرگونه حمله غافلگیرانه به مانند سال 1973 آن كشور را آسیب پذیر كند. اسرائیل دارای 20 هزار كیلومتر مربع وسعت است كه این میزان حتی كمتر از وسعت استانهای كوچك ایران است. از سوی دیگر جمعیت اسرائیل هرگز برای نبردهای طولانی و جنگهای فرسایشی مناسب نیست. چرا كه جنگی بزرگ برای مدت مثلا چند ماه می تواند 30 تا 50 درصد جمعیت فعال اسرائیل را در مناطق جنگی معطل كند و طبیعتا تولید ناخالص ملی این كشور بشدت كاهش دهد.

اسرائیل در نبردهای خود معمولا بین یك روز تا یك ماه بیشتر وقت صرف نكرده است. اگر به هر دلیلی اسرائیل نتواند جنگ را به شیوه مناسب خود به سرعت به پایان ببرد، آنگاه این عنصر جمعیت و عمق خاك است كه تعیین كننده نبرد می شود. به همین دلیل اسرائیل حداكثر تلاش خود را برای خارج كردن مصر از صف اعراب خط مقدم كرد و حتی برای اولین بار در تاریخ خود خاك اشغالی (صحرای سینا) را بدون جنگ به مصر واگذار كرد. مصر اكنون با كاستن از هزینه های نظامی خود بتدریج در حال كاستن از ابعاد ارتش خود است و اسرائیل تقریبا برای همیشه می تواند از كابوس نبرد در دو جبهه رهایی یابد.



حمله اول؛ استراتژی اسرائیل

سیاست اسرائیل از ابتدای روی كار آمدن دولت بن گوریون تاكنون بر اساس پیشگیری و پیشدستی بوده است. اسرائیل 5 سال قبل از آنكه نیروگاه تموز عراق به بهره برداری برسد آن را مورد هدف قرار داد. ارتش های عرب را در ژوئن 1967 قبل از آنكه هیچ فعالیتی از خود نشان دهند زمینگیر كرد. در 1982 قبل از آنكه سوریه تصمیم به پشتیبانی از لبنان بگیرد، با پایگاههای منهدم شده خود روبرو شد.

اكنون اسرائیل به نوعی مدعی است كه نیروگاه بوشهر چند سال دیگر برای آن كشور خطرناك می شود و با همین استدلال در حال چنگ و دندان نشان دادن به ما است.

این امر می تواند هشداری جدی برای مسؤولان كشور باشد تا چه در بعد دیپلماتیك و چه در بعد نظامی شرایط را به گونه ای فراهم كنند تا اسرائیل هرگز به فكر عملیاتی كردن تصمیم خود نباشد.



ارتشی كه طی 48 ساعت 4 برابر می شود

ارتش اسرائیل انبوهی از تانكها، نفربرها، هواپیماها و موشكها را در اختیار دارد اما به علت قلت جمعیت، ارتش حرفه ای اسرائیل تنها است. این جمعیت معادل جمعیت یك ارتش متوسط منطقه است اما تنها ظرف 48 ساعت این ارتش مبدل به ارتش 600 هزار نفری می شود. اگر در اسرائیل در حال خرید از مغازه ای متوجه شدید كه فروشنده یك ستوان توپخانه است و یا راننده تاكسی یك تك تیرانداز است تعجب نكنید. این افراد هر از چندی یكبار با معرفی خود به واحدهای نظامی «كادری» تمرین و آموزش دیده و دوباره كار خود را در لباس شخصی ادامه می دهند.

در دنیا این سیستم تنها متعلق به سوئیس است كه اصلا ارتشی ثابت ندارد اما اسرائیل یك ارتش آماده نیز دارد.



بالاترین هزینه سرانه تسلیحاتی

اسرائیل به جز آنكه بالاترین بودجه نظامی خاورمیانه را (به جز عربستان) دارد، از سرانه هزینه نظامی بالایی نیز برخوردار است. در حالیكه كشورهایی مانند ایران و تركیه سرانه نظامی 78 و 126 دلاری در اختیار دارند (تقسیم بودجه نظامی به جمعیت) نگهداری ارتش اسرائیل برای هر شهروند اسرائیلی در سال 1698 دلار هزینه دربر دارد. این رقم حتی بسیار بالاتر از رقمهای سرسام آور بودجه های اعراب خلیج فارس است كه علیرغم جمعیت كم به دنبال خرید گرانترین تجهیزات برای ارتشهای خود هستند.

بودجه نظامی اسرائیل در سال 2001 معادل 2/11 میلیارد دلار بوده كه این رقم 5 برابر مصر، 2 برابر ایران، 3 برابر پاكستان و 5/3 برابر سوریه است.



نگاهی به نیروهای 3 گانه ارتش اسرائیل

ارتش اسرائیل از 161 هزار نیروی كادر دائم و 425 هزار نیروی ذخیره برخوردار است همانگونه كه قبلا گفته شد به دلیل كمی جمعیت اسرائیل برای این كشور امكان ندارد كه 30 درصد جمعیت فعال خود را به عنوان نیروی نظامی فعال نگهدارد بنابراین، این كشور 6 میلیون نفری تنها از 161 هزار نیرو بهره می برد و باقی ارتش این كشور در حال آماده باش مشغول به فعالیتهای روزمره هستند.



نیروی زمینی

به دلیل آنكه بسیاری از عملیات اعجاب آور نظامی توسط نیروی هوایی اسرائیل صورت گرفته از چشم بسیاری از مردم و حتی كارشناسان توان نظامی زمینی اسرائیل دست كم گرفته شده حال آنكه این ارتش یكی از مكانیزه ترین نیروهای جهانی را در اختیار دارد. اسرائیل 4200 تانك و 6100 نفربر زرهی در اختیار دارد كه با آن به راحتی قادر به جا به جا كردن صدها هزار سرباز در مدتی كمتر از 48 ساعت است. توان قابل ملاحظه زرهی اسرائیل به آن كشور اجازه می دهد در حملات برق آسا توفیق قابل توجهی داشته باشد. (نفوذ آریل شارون در 1973 به فلب خطوط دفاعی مصری ها به دلیل مكانیزاسیون ارتش این كشور بود.)

نیروی زمینی اسرائیل از 120 هزار سرباز، 2000 توپ سنگین و 5 هزار خمپاره بهره مند است. ستون فقرات نیروی زمینی اسرائیل را تانكهای ام47، ام48 و ام60 تشكیل می دهد. اسرائیل همواره این تانكها را با حداقل هزینه بازسازی كرده و آنها را «روزآمد» نگاه می دارد.



نیروی هوایی

ارتش اسرائیل از 456 هواپیمای جنگی فعال و 150 هواپیمای رزرو برخوردار است. نیروی هوایی مذكور علیرغم یرخورداری از این تعداد هواپیما، طبق نظر كارشناسان نظامی قادر به استفاده بسیار بهتر از هواپیما نسبت به اعراب است (حتی اگر برتری اعراب 3 به یك باشد) چرا كه واحدهای ناوبری زمینی این نیرو در كنار آمادگی نیروی هوایی این امكان را برای آنها فراهم می كند تا از كلیه هواپیماهای خود استفاده كنند. در نبرد 6 روزه اسرائیل در ظرف چند دقیقه كل نیروی هوایی خود را بر روی اهداف دشمن فرستاد. این نیرو به دلیل كمی وقت مجبور بود اجرای عملیات بمباران فرودگاههای اعراب را تقریبا همزمان انجام دهد حال آنكه معمولا یك نیروی هوایی متوسط منطقه حداكثر تا 40 درصد هواپیماهای خود را می تواند همزمان به حركت درآورد.

ستون فقرات نیروی هوایی اسرائیل را هواپیماهای اف-16 (232 فروند) و اف-15 (130 فروند) تشكیل می دهد. اسرائیل هنوز تعدادی هواپیمای اف-4 و كفیر را در خدمت دارد اما به دنبال جایگزینی آنها با 150 فروند اف-15 و اف-16 جدید است.



نیروی دریایی

اسرائیل به نیروی دریایی خود نیز طی 4 دهه اخیر توجه داشته اما این نیرو، كوچك محسوب می شود و در سایه نیروهای هوایی و زمینی خود را كمرنگ نشان می دهد.

نیروی دریایی اسرائیل از 6500 ناوی، 3 زیردریایی و دهها كشتی و شناور كوچك و متوسط برخوردار است. به دلیل عدم توجه اعراب به نیروهای دریایی، اسرائیل نیز چندان توجهی به این نیرو نداشته است.



نیروی دفاع استراتژیك

اسرائیل از 150 تا 200 بمب اتمی برخوردار است كه اگر چه تاكنون خبر رسمی درباره آنها منتشر نشده اما تقریبا همه درباره وجود آنها اتفاق نظر دارند.

اسرائیل همچنین از صدها موشك جریكو-1 با برد 500 كیلومتر و جریكو-2 با برد 2000 كیلومتر برخوردار است.

جدول زیر بطور خلاصه نیروی تهاجمی اسرائیل را نشان می دهد.

سرباز 161000 نفر

هواپیما 456 فروند

تانك 4150 دستگاه

نفربر 6100 دستگاه

توپ 2000 عراده

خمپاره 5000 دستگاه

هلی كوپتر 135 فروند

بودجه نظامی 2/11 میلیارد دلار


پنجشنبه 19 فروردین 1389

بررسی توان نظامی اسرائیل

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :عمومی ،

 

خبرگزاری فارس: اسرائیل پس از آمریكا فوری ترین خطر برای ایران است. اگر آمریكا قبل از هر اقدام نظامی مجبور به بررسی ابعاد سیاسی بین المللی آن است چنین منعی برای ارتش اسرائیل وجود ندارد. اسرائیل هم مرز ایران نیست اما ثابت كرده كه به هنگام تصمیم، به راحتی به اقدام در ماورای مرزهای خود دست می زند. اسرائیل اكنون سالهاست كه از نظر اطلاعاتی اقدامات متعددی را علیه دشمنان سنتی منطقه ای خود از جمله ایران آغاز كرده است.



در بین كشورهای خاورمیانه بی شك هیچ ارتشی برای امنیت منطقه به اندازه ارتش اسرائیل خطرناك نیست. این ارتش از نظر ابعاد كمی و كیفی به درجه ای از قدرت رسیده كه برای مرقبت از «نه كشوری با 6 میلیون جمعیت و 20 هزار كیلومتر مربع وسعت» بلكه برای كشوری در ابعاد هندوستان با یك میلیارد جمعیت و 5/3 میلیون كیلومتر مربع وسعت كفایت می كند. در حالی كه رسانه های غربی به گونه ای سؤال برانگیز سخنان سیاستمداران خود را مبنی بر تسلیح ایران به سلاحهای متعدد تكرار می كنند، كسی هرگز نیم نگاهی به ارتش تا بن دندان مسلح اسرائیل ندارد. مطلبی كه در ادامه می خوانید پیرامون شناسایی بیشتر خوانندگان با تهاجمی ترین ارتش جهان است.

اسرائیل پس از آمریكا فوری ترین خطر برای ایران است. اگر آمریكا قبل از هر اقدام نظامی مجبور به بررسی ابعاد سیاسی بین المللی آن است چنین منعی برای ارتش اسرائیل وجود ندارد. اسرائیل هم مرز ایران نیست اما ثابت كرده كه به هنگام تصمیم، به راحتی به اقدام در ماورای مرزهای خود دست می زند. اسرائیل اكنون سالهاست كه از نظر اطلاعاتی اقدامات متعددی را علیه دشمنان سنتی منطقه ای خود از جمله ایران آغاز كرده است، ژنرالهای اسرائیل از حداقل یك دهه قبل با بسیج نیروهای اطلاعاتی خود دهها نقشه بزرگ و كوچك از تأسیسات حساس ایران تهیه كرده اند و تنها مترصد فرصتی برای حمله هوایی به آنها هستند.

چنین اقدامی از سوی اسرائیل قطعا واكنش ایران را دربر خواهد داشت و طبیعتا شرایط ایران از شرایط «عادی» مبدل به شرایط «جنگی» می شود كه این امر اصلا به سود منطقه نیست.



نیروگاه بوشهر

بی شك پس از آمریكا، روسیه، انگلیس، فرانسه، چین و هند، اسرائیل هفتمین قدرت اتمی دنیا است.

هیچكس از توان اتمی اسرائیل بطور دقیق اطلاعی ندارد اما مسلما این كشور از 3 دهه قبل به تولید و انباشت بمب اقدام كرده و اكنون بیش از 150 بمب اتمی در اختیار دارد كه برای نابودی نیمی از شهرهای مهم خاورمیانه كفایت می كند. اكنون این دولت مدعی است كه نیروگاه اتمی بوشهر برای حیات این رژیم خطرناك است.

اسرائیلی ها رسما اعلام كرده اند كه نیروگاه مذكور از خط قرمز آنها فراتر رفته و برای انهدام آن برنامه دارند و برای این اقدام منتظر چراغ سبز حتی آمریكا نمی نشینند.

سخنان آنها واكنش شدید دولت ایران را در پی داشت.

اما بی تردید باید تهدید اسرائیل را چیزی بیش از یك بلوف دانست.

اسرائیلیها در سال 1981 در اوج جنگ ایران و عراق نیروگاه تموز عراق را طی یك حمله هوایی غافلگیرانه با خاك یكسان كردند.



6 دهه سابقه نظامی گری

نطفه اسرائیل با درگیری های نظامی بسته شد. حتی قبل از آنكه دولت اسرائیل رسما تشكیل شود، میلیشیاهای یهودی با تهدید، تطمیع و زور اسلحه فلسطینیان را از مناطق مسكونی آنها بیرون می كردند. اما درگیری اصلی نظامی اسرائیل و كشورهای عرب به سال 1948 بازمی گردد زمانی كه با اعلام موجودیت اسرائیل كشورهای عربی درگیر نبردی تمام عیار با آن كشور شدند. نبردی كه منجر به ظهور قدرتی جدید در منطقه شد.

در 1956 به دنبال ملی شدن كانال سوئز توسط جمال عبدالناصر، ارتش اسرائیل به همراه نظامیان فرانسوی و انگلیسی درگیر نبردی سنگین با نیروهای مصری شدند.

در این نبرد نیز اعراب یارای مقابله با ارتشهای مذكور را نداشته تا آنكه خروشچف از كشورهای فرانسه و انگلیس خواست تا نیروهای خود را از صحرای سینا و مصر عقب بكشند در غیر این صورت با پاسخ اتمی شوروی مواجه می شوند.

اما نبرد 1967 بدترین شكست تاریخ را برای اعراب رقم زد.

مصر و سوریه كه طی سالهای پایانی دهه 50 و سالهای دهه 60 به تجهیز ارتشهای خود با سلاحهای بلوك شرق پرداخته بودند به توانایی بالایی دست یافته و حداقل به روی كاغذ از اسرائیل قوی تر بودند.

همچنین دولتهای عربی دیگر آمادگی كامل خود را برای پشتیبانی نظامی از ارتشهای فوق اعلام كردند.

شرایط كاملا به نفع كشورهای عربی بود اما در سحرگاه پنجم ژوئن 1967 بر خلاف انتظار همگان حركت اصلی را برای هجوم، ارتش اسرائیل آغاز كرد.

نیروی هوایی اسرائیل با كمك تقربیا تمامی هواپیماهای خود به رهبری ژنرال (یك چشم) موشه دایان با پرواز بر فراز كلیه فرودگاههای منطقه حتی فرودگاههای متروكه كلیه هواپیماهای عربی را منهدم كرد و فرودگاهی را نیز برای استفاده آنها باقی نگذاشت.

صبح روز ششم ژوئن اعراب متوجه شدند كه نیروی هوایی ندارند. این در حالی بود كه نیروی زمینی اسرائیل از 3 مسیر شمال (بلندی های جولان)، شرق (غرب رود اردن) و جنوب صحرای سینا به سرعت پیشروی كرده و در پناه آتش نیروی هوایی ظرف 6 روز اعراب را با شكست قطعی مواجه كردند.

نبرد «6 روزه» چنان هراسی در دل ارتشهای عرب انداخت كه آنها فكر مبارزه با اسرائیل را برای مدتها به فراموشی سپردند. عبدالناصر نیز استعفا كرد كه البته با ابراز احساسات مردم عرب مجددا به قدرت بازگشت.



جنگ اكتبر

اسرائیل در 1967 به تمامی اهداف خود دست یافت بنابراین برای اولین بار استراتژی خود را از تهاجمی به تدافعی تغییر داد. مهندس بارلو استراتژیست و مهندس ارتش اسرائیل نیز برای اسرائیل در محل تلاقی صحرای سینا و كانال سوئز دژی عظیم با نام «خط بارلو» احداث كرد. خط بارلو از دفاعی مرگبار برخوردار بود. پوشش آتش این خط بی نهایت سنگین و نفوذ به داخل آن تقریبا محال می نمود.

اسرائیل با ساخت این خط دفاعی عملا مصر را از ارتباط با كشورهای عربی جبهه شرق جدا می كرد. (ارتش اسرائیل در بین ارتشهای عرب تنها از ارتش مصر وحشت داشت.)

تنها یك روز مانده به عید مقدس یهودیان (یوم كیپور) در حالی كه تمام اسرائیلیها خود را برای برگزاری مراسم مذكور آماده می كردند و ارتش اسرائیل در حال نیمه فعال بود، صدها كماندوی مصری در كنار هزاران غواص با گذشتن از خطوط موسوم به آب و آتش اسرائیل وارد سرپلها صحرای سینا شدند.

ژنرالهای مصری در عملیاتی كه هنوز جزو شاهكارهای نظامی دنیا محسوب می شود با كمك شناورهایی كه خلق الساعه ایجاد شد صدها تانك و دهها تیپ و لشكر را به داخل خاك اسرائیل (صحرای سینا) منتقل كردند، خط بارلو به مانند خط ماژینو به سرعت درهم شكست و لشكرهای مصری به داخل صحرای سینا سرازیر شدند. ارتش سوریه نیز به سرعت از شمال هجوم به اسرائیل را آغاز كرد. ارتش اسرائیل كه كاملا غافلگیر شده بود با پیامهای رادیویی مرتب از افسران و سربازان خود می خواست تا مرخصی های خود را نیمه تمام گذاشته و به محل خدمت مراجعه كنند.

اسرائیل تنها یك راه برای متوقف كردن سیل تانكهای مصری در صحرای سینا داشت، تانكهایی كه ظرف كمتر از یك هفته می توانستند خود را به تل آویو برسانند. «نیروی هوایی». 400 هواپیمای اسرائیلی با به كارگیری انواع جنگ افزارهای زره و ضد نفر در ارتفاع پایین به دنبال زمینگیر كردن لشكرهای زرهی مصری رفتند اما آنها در محاسبات خود جایی برای موشك سام (SAM) در نظر نگرفته بودند. انبوهی از موشكهای سام هواپیماهای پیشرو اسرائیل را در بدترین وضعیت تاریخ این كشور قرار دادند. 100 هواپیمای اسرائیلی طی چند روز نبرد ساقط شدند باقی آنها نیز از بیم ضربات سام های روسی از فواصل دور اقدام به شلیك می كردند كه معمولا بی نتیجه بود.

اكنون نیروهای اسرائیلی توان زرهی و پیاده خود را به صحرای سینا متمركز كردند و از نیروی هوایی خود در نابودی ارتشهای عربی در جبهه شرقی استفاده كردند. جنگ 1973 كه معروف به جنگ اكتبر و یا جنگ یوم كیپور بود ثابت كرد كه اگر ارتشهای عرب بویژه مصریها از برنامه ریزیهای دقیق و اتحاد سراسری برخوردار باشند شكست اسرائیل امری غیر ممكن نخواهد بود. البته این هماهنگی اعراب كه حتی منجر به افزایش 300 درصد قیمت نفت (به دلیل تحریم غرب از سوی صادركنندگان نفت عرب) شد از جمله فرصتهایی بود كه هر چند صد سال یكبار رخ می دهد. اما تعلل مصریها از یك سو در میدان جنگ و حمایتهای همه جانبه آمریكا از اسرائیل (از جمله برقراری پل هوایی برای رساندن تسلیحات به اسرائیل) سبب شد تا ظرف یك هفته ورق برگردد. ژنرال شارون در زمانی كه جبهه های جنگ از تعادل و پایداری نسبی برخوردار شد با یك لشگر از زبده ترین نیروهای اسرائیلی و استفاده از رخنه ای كه بین 2 سپاه مصر در صحرای سینا ایجاد شده بود با طی صدها كیلومتر به سرعت خود را به كرانه غربی صحرای سینا رساند و به تهدید مستقیم قاهره و اسكندریه پرداخت. ناگهان فرماندهان مصری خود را با شرایط جدی روبه رو دیدند.

حركت ناپلئونی شارون هنوز هم به اقدامی افسانه ای شبیه است. بعدها مشخص شد كه این ژنرال اسرائیلی در زمانی كه صحرای سینا در اختیار اسرائیل بود بارها با تردد در این صحرا به علامتگذاری در این دشت خشك پرداخته و پیش بینی روزی را می كرد كه مجبور به یك ضد حمله نفوذی به داخل نیروهای مصری شود.

در نهایت به دنبال سازش سادات با غرب، نیروهای مصری تانكهای خود را به تدریج از صحرای سینا خارج كردند و این بار از جان گذشتگان مصری از ابتكار خود نتیجه نگرفتند.

ژنرال عامر طراح عملیات مصریها به شهادت سیاستمداران و مورخین هنگام برگرداندن واحدهای سنگین زرهی و توپخانه مصر به پشت خطوط اولیه با چشمانی پر از اشك از سادات خواست تا در تصمیم خود تجدیدنظر كند اما در مقابل پافشاری سادات وی نیز به عنوان یك نظامی تنها پذیرنده دستور بود.

ارتش اسرائیل پس از پیمان كمپ دیوید و خروج مصر از صف كشورهای مبارز با اسرائیل ناگهان جانی دوباره یافت. اسرائیل كه تا سال 1975 حداقل 75 درصد نیروهای خود را صرف جبهه بزرگ مصر كرده بود از آن سال به بعد به تدریج نیروهای خود را به مرزهای شرقی و شمالی منتقل كرد. این بار تمام فشار بر روی سوریه متمركز شد. در 1982 اسرائیل به بهانه حملات فلسطینیها از جنوب لبنان به این كشور، با عبور از مرز دو كشور تا بیروت را به تصرف خود درآوردند.

آنها در حمله بزرگ خود 30 هزار چریك فلسطینی را در مقابل تصمیم «ماندن و یا مردن» قرار دادند. نیروی فلسطینی در نهایت تن به خروج از لبنان داد. اكنون نوبت به سوریه بود. نیروی هوایی اسرائیل طی یك حمله غافلگیرانه به پایگاههای ضدهوایی سوریه در بقاع لبنان تقریبا تمام این پایگاهها را منهدم كرد. 70 پایگاه سام سوری در این نبرد بدون آنكه بتوانند به مانند سال 1973 خسارتی به اسرائیل بزنند از گردونه عملیات خارج شدند و هواپیماهای اف-4 و اف-16 اسرائیلی بلافاصله با صدها هواپیمای میگ سوری كه از دمشق اعزام شدند به درگیری پرداختند و 80 فروند از آنها را ساقط كردند. در مجموع، این عملیات را اسرائیلیها با تنها 2 فروند تلفات هوایی به پایان بردند. در این نبرد كلیه ركوردهای نبردهای هوایی (با هواپیماهای موتور جت) شكسته شد و سقوط 16 به یك هواپیماها كه متعلق به یك خلبان آمریكایی در جنگ ویتنام بود، ناگهان به نسبت یك به چهل افزایش یافت. این در حالی بود كه هواپیماهای سوری از پشتیبانی پدافند «بقاء» نیز برخوردار بودند.

این بار اسرائیل با یك حركت برق آسا به 4 هدف دست یافت. 1- لبنان را اشغال كرد، 2- چریكهای فلسطینی را به كلی از منطقه راند، 3- نقش سوریه را در معادلات نظامی خاورمیانه تقلیل داد و لبنان را كه دیروز حیاط خلوت سوریه بود، به كشوری خنثی تبدیل كرد، 4- به اعراب ثابت كرد كه دیگر بدون مصر قادر به برابری با اسرائیل نیستند.

سوریه در 1983 به دنبال آن رفت تا در كلیه زمینه های نظامی پابه پای اسرائیل رشد كند. بر روی كاغذ، ارتش سوریه در 1989 تقریبا در ابعاد ارتش اسرائیل بود، اما با شدت گرفتن پروژه های گورباچف پروستاریكا و گلاسنوست و فروپاشی شوروی، سوریه كه كشوری فقیر و فاقد تكنولوژی بود، در ادامه «استراتژی برابری نظامی» عقب افتاد و اكنون 14 سال مداوم است كه هر روز بر ابعاد كمی و توان كیفی ارتش اسرائیل اضافه می شود، اما به ازای آن چنین اتفاقی برای ارتش سوریه رخ نداده است.


برچسب ها: بررسی توان نظامی اسرائیل ،

پنجشنبه 19 فروردین 1389

بررسی توان نظامی اسرائیل

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :عمومی ،


پنجشنبه 6 اسفند 1388

ما اهل كوفه نیسیم علی تنها بماند...

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :عمومی ،

سلام بحث آقا بود دیدم این ماجرا را بگذارم
یکی از برادران تیم حفاظت مقام معظم رهبری نقل می‌کرد:
در جریان آخرین سفری که حضرت آقا به استان هرمزگان، یک تیم از بچه‌های مذهبی کهنه‌کار، فیلمبرداری سفر را به عهده داشتند. در یکی از روزها تیم فیلم‏برداری از فرصت استفاده کردند و برای شنیدن حرفهای مردم بندرعباس با تجهیزات کامل فیلمبرداری به داخل شهر رفتند. حضرت آقا که از این جریان با‌ خبر شده‌بودند، پیشنهاد فرمودند که، به عنوان تیم فیلمبردار و با سر و صورتی پوشیده در برنامه شرکت نمایند.
یکی از برنامه های آن روز دیدار از خانه شهیدی از شهدای بندر عباس بود. البته خانه‌ای در کار نبود، بلکه سرپناهی بود که با نی‌های خشک‌شده ساخته‌ شده‌بود و به آن کپری می‌گفتند. از مادر شهید که پیرزنی تکیده و آفتاب‌سوخته بود، سؤال شد: «مادر جان آیا خبر داری که حضرت آقا به استان شما آمده اند؟» پیرزن گفت: «بله، خبر دارم». دیشب فرزند شهیدم به خوابم آمد و گفت:‌ «آقا که به بندر عباس تشریف می‌آورند، حتماً به خانه ما خواهند آمد، ولی به ایشان بگوئید که اینقدر از خدا طلب شهادت نکند، چون ایشان خیلی کارها دارد که باید انجام بدهد». و ادامه داد: «من مطمئنم که امروز در جمع شما که به خانه‌ام آمده اید، حتماً حضرت آقا نیز حضور دارند».
خلاصه اینکه آن روز یکی از ماندگارترین روزهای مأموریتی‌مان شد و هیچگاه از خاطر بچه های حفاظت آقا نخواهد رفت.
سلام بحث آقا بود دیدم این ماجرا را بگذارم
یکی از برادران تیم حفاظت مقام معظم رهبری نقل می‌کرد:
در جریان آخرین سفری که حضرت آقا به استان هرمزگان، یک تیم از بچه‌های مذهبی کهنه‌کار، فیلمبرداری سفر را به عهده داشتند. در یکی از روزها تیم فیلم‏برداری از فرصت استفاده کردند و برای شنیدن حرفهای مردم بندرعباس با تجهیزات کامل فیلمبرداری به داخل شهر رفتند. حضرت آقا که از این جریان با‌ خبر شده‌بودند، پیشنهاد فرمودند که، به عنوان تیم فیلمبردار و با سر و صورتی پوشیده در برنامه شرکت نمایند.
یکی از برنامه های آن روز دیدار از خانه شهیدی از شهدای بندر عباس بود. البته خانه‌ای در کار نبود، بلکه سرپناهی بود که با نی‌های خشک‌شده ساخته‌ شده‌بود و به آن کپری می‌گفتند. از مادر شهید که پیرزنی تکیده و آفتاب‌سوخته بود، سؤال شد: «مادر جان آیا خبر داری که حضرت آقا به استان شما آمده اند؟» پیرزن گفت: «بله، خبر دارم». دیشب فرزند شهیدم به خوابم آمد و گفت:‌ «آقا که به بندر عباس تشریف می‌آورند، حتماً به خانه ما خواهند آمد، ولی به ایشان بگوئید که اینقدر از خدا طلب شهادت نکند، چون ایشان خیلی کارها دارد که باید انجام بدهد». و ادامه داد: «من مطمئنم که امروز در جمع شما که به خانه‌ام آمده اید، حتماً حضرت آقا نیز حضور دارند».
خلاصه اینکه آن روز یکی از ماندگارترین روزهای مأموریتی‌مان شد و هیچگاه از خاطر بچه های حفاظت آقا نخواهد رفت.




 





پنجشنبه 6 اسفند 1388

هزینه مدرن سازی و تقویت نیروی هوایی ایران چقدر است؟

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :عمومی ،


برای اینكه هزینه تقویت و مدرن سازی نیروی هوایی ایران را تخمین زده و محاسبه كنیم ابتدا باید به توان هوایی دیگر كشورها توجه كرد. كشورهای دیگر از نظر توان تهدید کردن ایران به دو دسته باید تقسیم شوند و عبارتند از ( البته کشورهای بحرین و ارمنستان و افغانستان و عراق در محاسبات زیر در نظر گرفته نشده اند) :
1) كشورهای منطقه ای : اسرائیل و تركیه و عربستان و پاكستان و امارات و کویت و ترکمنستان و قطر و عمان و آذربایجان
2) كشورهای فرا منطقه ای آمریکا و انگلیس ( در این مقاله برسی نخواهد شد) :

حال با توجه به لیست فوق ما باید به یك حد نصاب دست یابیم كه هم با اقتصاد و تكنولوژی ایران سازگار باشد و هم اینكه از پس تهدیدات برآید. بنابراین برای دست یابی به این حد نصاب به بررسی توان هوایی کشورهای فوق پرداخته ( و در ادامه توان هوایی کنونی ایران و نیز توان لازم برای مقابله با تهدیدات ذکر خواهد شد) :

1- تركیه : ارتش تركیه تقریبا مدرن میباشد و از نظر كمی بزرگترین ارتش اروپایی محسوب می شود. استعداد انسانی این ارتش 4 برابر انگلیس بوده و میتواند برای ایران تهدیدی تقریبا خطرناك باشد. ایران از نظر تكنولوژی نظامی آشكارا بر تركیه برتری دارد و از بعد اقتصاد هم ایران برتر است و مهمتر اینكه ما نفت داریم. ارتش تركیه بعد از فروپاشی شوروی مورد بی مهری غرب قرار گرفت ولی در عوض روابط خود را با اسراییل بسیار گسترش داد.
هم اكنون نیروهای اسراییل از خاك تركیه به منظور جاسوسی علیه ایران استفاده می كنند. و كشورهای آمریكا و انگلیس در خاک ترکیه دارای پایگاهای بزرگ هوایی با 180 هواپیما و 6 هزار سرباز هستند كه در جنگ احتمالی ایران و آمریكا بسیار كاربرد خواهد داشت.
نیروی هوایی ترکیه شامل 60 هزار سرباز و حدودا 600 جنگنده كه عبارتند از 240 فروند F-16C/D و 175 فروند F-4E و 44 فروند RF-4E و حدود 140 فروند F-5A/B كه همگی مدرنیزه شده و در شرایط كاملا عملیاتی قرار دارند. از بعد هوایی ما عقبتر از تركیه هستیم و در صورت بروز جنگ اف-16 و فانتومهای تركیه برای ایران میتوانند خطرناك باشند.
باید توجه زیادی بر روی ترکیه کرد زیرا این کشور علاوه بر نیروی هوایی قدرتمند خود میزبان صدهها جنگنده خارجی و نیز 90 بمب هسته ای 250 کیلوتنی هست! برای مقابله با این کشور میتواند از انواع MiG-29 و Su-30 و Su-24 به تعدا انبوه خریداری و استفاده کرد.

2- عربستان : این کشور با بودجه نظامی چند برابر ایران و نیز خریدهای تسلیحاتی بزرگ از غرب و به ویژه آمریکا هم اکنون تهدید خطرناکی برای ایران محسوب میشود. سعودیها قصد دارند با صرف دهها میلیارد دلار تا سال 2020 نیروی هوایی خود را به اولین نیروی منطقه تبدیل کنند و این زنگ خطری برای نیروی هوایی نه چندان قدرتمند ایران هست.
نیروی هوایی عربستان دارای 18 هزار پرسنل و حدود 400 فروند هواپیمای جنگی میباشد و زیر نظر آمریکاییها بنیانگذاری شده و اداره میشود. این نیرو مجهز به جنگنده های مدرن و قدرتمند میباشد ولی از یک چیز کاملا بی بهره است و آن چیزی نیست بجز شرف نظامی و وطن پرستی و شجاعت! آری تقریبا تمام اعراب این خصایص را دارا میباشند! بگذریم!
نیروی هوایی عربستان متشکل از 109 فروند F-15C/D و 72 فروند F-15S میباشد که نوع صادراتی F-15E به عربستان میباشد و نیز 120 فروند تورنادو از انواع ADV و IDS به اضافه حدودا 100 فروند F-5B/E/F و RF-5E میباشد. این نیرو همچنین دارای 5 فروند آواکس E-3A میباشد. با توجه به نیروی هوایی عربستان در میابیم که جنگنده های اف-15 و تورنادو این کشور میتوانند برای ایران خطرناک ظاهر شوند و باید توجه خاصی به خرید جنگنده های برتری هوایی علیه عربستان گردد که بهترین گزینه میتواند Su-27 و Su-30 وMiG-31 باشند.

3- پاکستان : استعداد انسانی نیروی هوایی این کشور با توجه توان هوایی آن یعنی 360 فروند جنگنده خیلی زیاد و بالغ بر 45 هزار نفر هست! جنگنده های پاکستان عمدتا قدیمی و با کارایی پایین هستند ولی نباید از این نیرو غافل شد. زیرا تمرکز هوایی ایران در قسمت جنوب شرقی بسیار کم و در برابر پاکستان نیروی دفاعی موثری نمیتواند باشد! جنگنده های این کشور شامل 50 فروند Q-5 و 40 فروند J-6 و 80 فروند J-7 و 37 فروند F-16A/B و 150 فروند از انواع Mirage-3/5 میباشد.
در ضمن پاکستان قصد دارد تا 5 سال آینده 80 فروند F-16 و 50 الی 100 فروند FC-1 خریداری نماید که توان این نیرو را تقریبا دو برابر خواهد کرد. به هر حال نباید در مورد پاکستان اتمی کوتاهی کرد و حتما باید چند اسکادران جنگنده بمب افکن ضربتی خریداری و در شرق کشور مستقر کرد. برای این منظور جنگنده های Su-24 و Su-30 میتواند مناسب باشد.

4- امارات : این کشوری که روزگاری نه چندان دور خود جزو امپراطوری ایران بود اکنون چشم طمع به خاک کشورمان دارد! یکی از تهدیدهای کوچک ولی جدی علیه ایران همین کشور امارات هست. شاید این کشور هرگز به تنهایی با ایران وارد مبارزه نشود ولی در صورت بروز درگیری با عربستان احتمالا این کشور نیز با همراهی کویت و قطر وارد جنگ با ایران شده و جاه طلبی های خیالی صدام را تکرار کنند!
امارات کشوری است که سرانه نظامی آن به نسبت وسعت و اقتصاد و جمعیتش خیلی زیاد هست و اینها تنها یک دلیل دارد و آن ترس از ایران هست! ایرانی که تاکنون به هیچ کشوری تجاوز نکرده است و در جنوب کشور تنها چند اسکادران جنگنده دارد! امارات با دارا بودن حدود 200 فروند جنگنده و نیز تلاش برای افزایش توان نظامی یکی از تهدیدهای کوچک منطقه ای برای ایران میباشد که باید به آن نیز توجه شود.
جنگنده های امارات شامل 80 فروند F-16E/F که مدرنترین و گرانترین اف-16های صادراتی جهان بوده به اضافه 50 فروند از انواع مختلف Mirage-5 و نیز تقریبا 65 فروند Mirage-2000 هستند.
برای مقابله با این خطر کوچک ایران میتواند از جنگنده های Mig-29 و Su-30 استفاده نماید.

5- کویت : این کشور نیز بعد از انقلاب برای کشورمان مشکلات زیادی ایجاد کرده است و اکنون نیز درصدد دزدیدن نفت و گاز ایران هست! کشوری که آن هم جزوی از خاک امپراطوری ایران میباشد. هزینه های نظامی کویت همانند امارات به نسبت اقتصاد و جمعیت و وسعت خیلی زیاد هست و این نیز دو دلیل دارد اول ایران و دوم ترس از تکرار حادثه 1990 که منجر به اشغال شدن این کشور به مدت 5 ماه شد. هر چند در آن زمان نیز کویت با دارا بودن تسلیحات مدرن ظرف 48 ساعت اشغال شد و تمام سران ترسوی آن به خارج فرار کردند! نیروی هوایی کویت از 40 فروند F/A-18C/D به اضافه حدود 30 فروند Mirage F-1 و نیز تقریبا 30 فروند A-4 غیر عملیاتی برخوردار هست.
ایران برای مقابله با کویت میتواند از جنگنده های MiG-29 یا Su-30 استفاده نماید.


6- ترکمنستان : این کشور در زمان حال نمیتواند تهدیدی جدی برای ایران باشد ولی نباید از توان هوایی آن صرف نظر کرد. نیروی هوایی ترکمنستان دارای حدود 220 فروند جنگنده بجای مانده از اتحاد شوروی است که اکثرا مدرن نمیباشد و توان شرکت در جنگهای قرن 21 را ندارند. به هر حال این نیرو شامل 10 فروند MiG-21 و 60 فروند MiG-23 و 24 فروند MiG-25 و 24 فروند MiG-29 و 65 فروند Su-17 و 45 فروند Su-25 و 3 فروند Su-7 و 8 فروند Yak-28 میباشد.
ایران برای مقابله با ترکمنستان میتواند از جنگنده های MiG-29 و Su-24 استفاده نماید.

7- قطر : این کشور نیز سیاستی مشابه دیگر برادران عربی خود دارد و نیازی نیست به دشمنی های آن نیز اشاره شود. نیروی هوایی این کشور حرفی برای گفتن ندارد و تنها دارای 12 فروند Mirage-2000 و 15 فروند Mirage F-1 میباشد. ولی هزینه های نظامی این کشور هم زیاد بوده و احتمالا در آینده این نیرو به چند برابر افزایش خواهد یافت! ایران هم میتواند علیه قطر از جنگنده MiG-29 استفاده نماید.

8- عمان : این هم مانند قطر ضعیف بوده و نیروی هوایی این کشور تنها دارای 26 فروند جنگنده Jaquar میباشد. ایران برای مقابله با عمان میتواند از جنگنده MiG-29 استفاده نماید.

9- آذربایجان : این کشور سیاست دوگانه دارد و از طرفی با ایران دست دوستی داده و از طرفی با آمریکا! به هر حال خود آذربایجان نمیتواند برای ایران خطرناک باشد نیروهای خارجی مستقر در آن باید به عنوان یک تهدید تلقی شوند. آمار دقیقی از تعداد جنگنده های عملیاتی این کشور در دسترس بنده نبوده ولی تقریبا 50 فروند جنگنده شامل 5 فروند MiG-21 و 28 فروند MiG-25 و 4 فروند Su-17 و 5 فروند Su-24 و 2 فروند Su-25 توان هوایی این کشور را تشکیل میدهند.
ایران نیز برای مقابله با این کشور میتواند از جنگنده MiG-29 استفاده نماید.

10- اسرائیل : جدی ترین تهدید علیه کشور عزیزمان نه تنها از سوی همسایگان بلکه 1100 کیلومتر دورتر از مرزهای ما قرار دارد و تنها خطری هست که همیشه باید آنرا جدی گرفت(البته در حالتی که سیاست ایران و اسرائیل تغییر نیابد). این کشور بیشترین سرانه نظامی در منطقه و شاید هم جهان را دارد و سالانه بیش از 2 میلیارد دلار کمک مستقیم بلاعوض از آمریکا برای مقاصد نظامی دریافت میکند! این کشور با وجود وسعت و جمعیت کم در 5 جنگی که با اعراب داشته است در همه پیروز بوده و ارتش آن کارنامه بسیار موفقی دارد. برای مقابله با این کشور نمیتوان تنها با خریدهای تسلیحاتی امنیت خود را تضمین کرد بلکه باید با یک حرکت رو به پیشرفت صنعت و اقتصاد داخل را آنچنان تقویت کرد که بتوان از هر لحاظ با این دشمن جدید به مقابله پرداخت.
نیروی هوایی اسرائیل 35 هزار پرسنل دارد به اضافه 677 فروند جنگنده که 450 فروند آنها در شرایط کامل عملیاتی قرار دارند. نیروی هوایی اسرائیل همچنین قرار است تا سال 2010 به 102 فروند F-16I مجهز شود که مخصوصا برای مقابله با ایران ساخته شده اند. نیروی هوایی اسرائیل در سال 2005 متشکل از 105 فروند F-4 و 265 فروند F-16 از انواع مختلف و 110 فروند A-4 و 110 فروند Kfir و 87 فروند F-15 از انواع مختلف میباشد. مشاهده میشود که اسرائیل دارای بهترین و قویترین نیروی هوایی منطقه هست و ایران در برابر چنین حریف خطرناکی راه سختی پیش رو دارد!
مشکل اصلی زمانی درک میشود که اگر بدانیم جنگنده های اسرائیل براحتی میتوانند از آسمان عراق و اردن و ترکیه برای رسیدن به ایران استفاده کنند ولی ایران اجازه استفاده از آسمان این کشورها را ندارد!
در مقابل اسرائیل ایران باید همزمان دو کار را انجام دهد اول تقویت نیروی هوایی و دوم تقویت سایتهای راداری و پدافندی بویژه با موشکهای مدرنی مانند S-300PMU2 یا سایر سلاحها. برای اینکه جنگنده های ایران به خاک اسرائیل برسند کار مشکل اینجاست که ابتدا باید با جنگنده های آمریکایی و انگلیسی موجود در عراق و ترکیه درگیر شده و در همان حال به سوی اسرائیل نیز حرکت کنند!
میبینیم که هرگونه پاسخ هوایی ایران به اسرائیل میتواند منجر به درگیری با آمریکا و انگلیس نیز بشود!
به هر حال ایران برای رسیدن به خاک اسرائیل میتواند از جنگنده های Su-24 و 30Su- استفاده نماید.


توان هوایی ایران در سال 2005 :

نیروی هوایی ایران توانسته است بعد از جنگ وحشتناک 8 ساله و نیز تحریمهای آمریکا تاکنون سرپا بایستد و هرچند توان سال 1979 را ندارد ولی با توجه به شرایط جهانی و رفتار خصمانه آمریکا همین هم غنیمت است.
پرسنل نیروی هوایی در سال 2005 برابر 52 هزار نفر بوده و از این نظر این نیرو یک نیروی قدرتمند و استخواندار محسوب میشود.
توان دقیق عملیاتی ایران معلوم نیست ولی بنده در این مقاله دو دسته آمار را ارائه خواهم داد که اولی گزارش سالانه ارتش اسرائیل و دومی آمار تایید شده توسط اکثر سازمانهای اطلاعاتی جهان هست.

آمار اول :
تعداد هواپیماهای عملیاتی جنگی : حدودا 480 فروند
6 H-6D
4 Tu-22M
30 F-7M
24 Mirage F-1EQ
30 F-14A
70 F-4D/E
24 MiG-23BN
24 MiG-27
48 MiG-29A/UB
26 Su-27
60 F-5E/F
16 F-6
30 Su-22
30 Su-24MK
30 Su-25
4 Azarakhsh
24 MiG-31
7 RF-4E

آمار دوم :
تعداد هواپیماهای جنگی عملیاتی : حدودا 350 فروند
70 F-4D/E
70 F-5E/F
40 MiG-29A/UB
30 F-14A
30 F-7M
35 Su-24MK
10 Su-25K
44 Su-20/-22
5 RF-4E

اینجانب بیشتر به آمار دوم اعتماد دارم تا آمار اول و به همین جهت در این مقاله توان ایران در سال 2005 را 350 فروند جنگنده در نظر میگیریم.


ایران به چه تعداد هواپیمای جنگی برای مقابله با هر یک از تهدیدات فوق نیازمند هست؟

در زیر تعداد جنگنده های مورد نیاز ایران برای مقابله با هر یک از تهدیدات فوق ذکر میگردد ( البته به دو صورت که (الف) برای ایجاد توان پدافندی موثر و (ب) ایجاد توان آفندی مناسب برای ایجاد برتری هوایی) :

1- ترکیه :
الف) ایران با حفظ توان کنونی به 200 فروند جنگنده مدرن نیاز دارد تا بتواند یک پدافند عامل مناسب در برابر ترکیه ایجاد نماید. این 200 فروند میتواند به ترتیب شامل 110 فروند میگ-29 و 15 فروند سوخو-24 و 15 فروند سوخو-25 و 60 فروند سوخو-30 نیازمند هست.
ب) برای ایجاد برتری هوایی نیز ایران به 350 فروند جنگنده مدرن شامل 200 فروند میگ-29 و 100 فروند سوخو-30 و 25 فروند سوخو-24 و 25 فروند سوخو-25 نیازمند هست.

2- عربستان :
الف) خرید 150 فروند جنگنده مدرن شامل 100 فروند میگ-29 و 50 فروند سوخو-30
ب) خرید 300 فروند جنگنده شامل 60 سوخو-27 و 180 فروند سوخو-30 و 60 فروند میگ-31

3- پاکستان :
الف) خرید 50 فروند جنگنده میگ-29
ب) خرید 200 فروند جنگنده جدید شامل 150 میگ-29 و 50 فروند سوخو-24

4- امارات :
الف) خرید 50 فروند میگ-29
ب) خرید 150 فروند جنگنده شامل 100 فروند میگ-29 و 50 فروند سوخو-30

5- کویت :
الف) توان کنونی کافی است.
ب) خرید 50 فروند میگ-29

6- ترکمنستان :
الف) خرید 50 فروند سوخو-30
ب) خرید 100 فروند میگ-29 و 50 فروند سوخو-24

7- قطر :
الف) توان کنونی کافی است.
ب) خرید 50 فروند میگ-29

8- عمان :
الف) توان کنونی کافی است.
ب) خرید 50 فروند میگ-29

9- آذربایجان :
الف) توان کنونی کافی است.
ب) خرید 50 فروند میگ-29

10- اسرائیل :
الف) خرید 250 فروند جنگنده جدید شامل 150 فروند سوخو-30 و 100 فروند سوخو-24
ب) خرید 400 فروند جنگنده جدید شامل 250 فروند سوخو-30 و 150 فروند سوخو-24


خوب تا این لحظه توان لازم برای مقابله با هر یک تهدیدات فوق الذکر تعیین شد ولی نکته مهم این است که باید به یک جمع بندی برسیم و یک نیروی هوایی داشته باشیم تا بتواند همزمان با چند تا از تهدیدهای فوق درگیر شده و پیروز از میدان بیرون آید. برای این منظور باید حداقل 830 فروند هواپیمای جنگی عملیاتی بصورت زیر داشت و بقیه هواپیماهای کنونی را به عنوان رزرو به انبارهای نیروی هوایی فرستاد.
همچنین بایستی پایگاههای تاکتیکال کنونی نیروی هوایی بهسازی شده و 6 پایگاه تاکتیکال جدید بصورت زیر ساخته شود.


برچسب ها: كشورهای منطقه ای ،

چهارشنبه 5 اسفند 1388

تسلیحات و جنگ سی وسه روزه حزب‌الله

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :عمومی ،

دو رزمنده حزب الله لبنان

برگرفته از کتاب «آنتونی کردزمن» در مورد جنگ سی و سه روزه

در طی جنگ، حزب‌الله به نحو گسترده‌ای از تسلیحات ضدزره علیه اهداف زرهی نیروهای دفاعی اسرائیل و نیروهای پیاده‌نظام اسرائیل استفاده کرد. تیم ویژه ضدتانک حزب‌الله در طول جنگ ماه ژوئیه متشکل از دو فرد بسیار آموزش دیده در استفاده از سیستم‌های تسلیحاتی و دو تا سه فرد دیگری بود که از توانایی کمتری در استفاده از تسلیحات برخوردار بوده و نقش تامین‌کننده و حمل کننده را برای دیگران بازی می کردند. بیشتر رزمندگان متخصص ضدتانک در طول جنگ بی‌کار ماندند زیرا در امتداد رودخانه لیتانی موضع گرفته بودند چرا که حزب‌الله انتظار داشت که حمله نیروهای دفاعی اسرائیل با سرعت و عمق بیشتر از آنچه که در عمل انجام شد، پیشروی خواهد کرد. به هر حال، همانگونه که "اندرو اگزوم " تشریح کرده تیم‌های عمل کننده ضدتانک موفقیت چشمگیری داشتند:
ستون زرهی اسرائیل در 10 اوت به سوی منطقه "وادی السلوکی " سرازیر شدند- دره‌ عمیق شمالی-جنوبی که جنوب لبنان را به دو بخش تقسیم می‌کند- این ستون زرهی با یک فاجعه مواجه شد. 48 ساعت پیش از آن، به واحد نیروهای دفاعی اسرائیل دستور داده شده بود که از وادی سلوکی گذشته و شهرک "قندوریه " را به تصرف درآورند. اما دلایل این امر نامعلوم بود،‌ زمانی دستور توقف پیشروی به این ستون‌ها داده شد که خودروهای پیش‌قراول آن به ته دره رسیده بودند. این واحد متعاقب این امر دور زد و به سمت موقعیتی در غرب "الطیب " حرکت کرده و در عین حال منتظر دستورات بعدی ماند. تاخیر در حرکت نیروهای دفاعی اسرائیل به دشمن زمان لازم را داد تا برای دفاع از دره آماده شوند. حزب‌الله تیم‌های ضدتانک خود را به دو طرف دره هدایت کرد و منتظر اقدام مجدد نیروهای دفاعی اسرائیل ماند.
در نتیجه زمانی که فرمانده هدایت کننده ستون زرهی در 12 اوت به پایین دره رسید، تانک وی بوسیله یک وسیله انفجاری سنگین تخریب شد. بقیه تیم وی نیز زیر آتش‌باز سنگین واحدهای ضدتانک حزب‌الله قرار گرفتند که در پشت دره پناه گرفته بودند. 11 تانک نیروهای دفاعی اسرائیل هدف موشک‌های ضدتانک حزب‌الله قرار گرفت ضمن این که هشت خدمه و چهار سرباز دیگر کشته شدند. تلفات این جنگ یک دهم از کل تلفات نیروهای دفاعی اسرائیل در جنگ ماه ژوئیه بود.
یکی از ناظران بی‌طرف بدون این که از این امر خبر داشته باشد این ستون به مدت 48 ساعت در آنجا نگهداشته شده بودند، اینگونه مطرح کرد که فرمانده این واحد باید یکی از آشپزهای نیروهای دفاعی اسرائیل باشد نه یک فرمانده تانک. اما نسبت دادن فاجعه وادی السلوکی به بی‌کفایتی نیروهای اسرائیلی در اصل بی‌اعتنایی به موفقیت بزرگ تاکتیکی حزب‌الله در جنگ ژوئیه خواهد بود: یعنی استفاده از سلاح‌های متعدد ضدتانک که بطور مداوم برای نیروهای دفاعی اسرائیل حاضر در منطقه مشکل آفرین بود. "
بنا بر گزارش‌های اولیه، حزب‌الله استفاده گسترده‌ای از راکت‌های ضدتانک صورت داد و بیش از یک هزار راکت به تانک‌های اسرائیلی و نیروهای پیاده‌نظام آن شلیک کرد. اسرائیلی‌ها هم با موشک‌های قدیمی هدایت شونده ضدتانک (ATGM) مواجه بودند مانند،
AT-3 Sagger (مالیوتکا)،‌ AT-4 Spigot (فاگوت) و AT-5 Spandrel (کونکورز) - هر کدام از آنها از نوع سیستم‌های هدایت سیمی بوده اما با افزایش شماره مدل‌ها پیشرفته‌تر و موثرتر و استفاده از آنها آسانتر شده است.

AT-3 Sagger

AT-4 Spigot

 نیروهای دفاعی اسرائیل همچنین با یک نوع سلاح پیشرفته‌تر مانند موشک ضدتانک دوش‌پرتاب، نشانه‌گیری چشمی هدایت سیمی توفان (TOW)، موشک AT-13 Metis-M 9M131 مواجه بودند که استفاده کننده از آنها تنها به این امر نیاز دارد که هدف را ردگیری کند و همچنین موشک نوع AT-14 Kornet-E 9P133 که نسل سوم سیستمی است که می‌تواند برای حمله به تانک‌های مجهز به زره‌پوش‌های واکنشی در برابر مواد منفجره و همچنین حمله به ساختمان‌ها و نیروهای سنگر گرفته استفاده شود. بسیاری از این سیستم‌ها دارای شماره سریال‌هایی بودند که نشان می‌داد مستقیم از سوریه آمده‌اند و برخی دیگر نیز ممکن است از سوی ایران ارایه شده باشد.

AT-13 Metis

AT-14 Kornet


سلاح AT-14 نمونه مناسب از این نوع سلاح‌های با فناوری بالا است که آمریکا ممکن است در آینده در جنگ‌های نامتقارن با آنها مواجه شود. این سلاح می تواند بر روی یک خودرو نصب شده و یا به عنوان یک سیستم قابل حمل توسط یک سرباز مورد استفاده قرار گیرد. این سلاح برای نبردهای شبانه دارای دوربین گرمایی و ردگیری علائم گرمایی است و موشک آن دارای هدایت زاویه دید راهبری نیمه خودکار (SACLOS) است که قابلیت هدایت با علائم لیزری را نیز دارا است. برد اسمی این سلاح حداکثر 5 کیلومتر و کلاهک ضدتانک با قابلیت انفجار بالا (HEAT) برای در هم شکست تانک‌هایی به کار می‌رود که مجهز به زره واکنشی هستند و همچنین دارای کلاهک مواد منفجره و آتش‌زا برای استفاده علیه سنگرها، استحکامات هستند. گفته می‌شود حداکثر ضریب نفوذ آنها تا هزار و 200 میلی‌متر است.
دیگر سیستم‌ها شامل نسخه پیشرفته از آرپی‌جی‌های 105.2 میلی‌متری است که به آنها آرپی‌جی 29 یا ومپایر (به معنی خون‌آشام) نیز گفته می‌شود.این سیستم‌ها سنگین‌تر از مدل‌های قبلی بوده و دارای کلاهک دوپشته است. این سلاحی دو نفره است که بردی معادل 450 متر داشته و دارای نارنجک 5/4 کیلوگرمی است که می‌تواند برای حمله به زره‌پوش‌ها، سنگرهای زیرزمینی و ساختمان‌ها به کار رود. برخی از نسخه‌های آن به دوربین دید در شب نیز مجهز هستند.

RPG-29


نیروهای دفاعی اسرائیل اغلب شاهد بودند که این سلاح‌ها با مهارت تاکتیکی با میزان اشتباه فنی پایین مورد استفاده قرار می‌گیرند و به همان آسانی مورد استفاده قرار می‌گیرند که نسل سوم AT-GMs استفاده می‌شوند. این سلاح‌ها خسارت جدی به ساختمان‌ها و زرهپوش‌ها وارد می‌کنند. حزب‌الله همچنین اثبات کرد می‌تواند از همان شیوه هجومی استفاده کند که معمولاً در کمین‌های صورت گرفته در عراق برای شلیک گلوله‌های متعدد به یک هدف در آن واحد استفاده می‌شود. مبارزان حزب‌الله علاوه بر استفاده سلاح‌های ATGM خود علیه اهداف زرهی همچنین از آنها به صورت بسیار موثری علیه تجمع پیاده‌نظام و ساختمان‌های محلی استفاده کردند.
مهمتر از همه این که حزب‌الله همچنین مهارت قابل توجهی در استفاده از سلاح‌های نسل قدیم ضدتانک نشان داد اگر چه این مهارت اغلب با آتش تهاجمی انواع مختلف تسلیحات به اهدافی همراه بودند که از یک نقطه معین عبور می‌کردند، بخصوص زمانی که این آتش‌بار در بردهای بلند صورت می‌گرفتند. نیروهای زرهی اسرائیل در مواجهه با این نوع شیوه‌ها، با مشکلات مواجه بودند. یکی از مشکلات مهم این بود که از تانک‌ها خواسته شده بود که در مناطق دشوار به خودی خود عمل کنند. تانک‌ها در این مناطق زمانی موثرتر کار خواهند کرد اگر از سوی پیاده‌نظام، یگان مهندسی و توپخانه حمایت شوند.
منابع نیروهای دفاعی اسرائیل در ابتدا تخمین زدند که دستکم 500 گلوله ATGM در طول درگیری شلیک شدند. آنها گزارش دادند که در کل تعداد 60 خودرو از انواع مختلف زرهی تا 11 اوت 2006 هدف قرار گرفتند (گزارش‌ها درباره این که همه این زرهپوش‌ها، تانک بودند اشتباه است). بیشتر این خودروهای زرهی به سرعت در میدان نبرد تعمیر شده و خدمت خود را از سرگرفتند. تنها 5 الی 6 نوع خودروی زرهی بطور دائمی از کار افتادند.
اگر چه برخی منابع به سادگی از نابودی 20 تانک سخن می‌گویند اما دیگر منابع جزئیات کار را به شرح زیر ارایه کردند:

**تانک‌های حاضر: 400
**تانک‌های هدف قرارگرفته: 48 (این برآورد بر اساس گزارش‌هایی است که کمتر از چند ده تانک هدف قرار گرفتند)
**تانک‌های آسیب دیده: 40
**تانک‌های منهدم شده: 20
**تانک‌های نابود شده: بیش از 5 (این برآورد بر اساس گزارش‌هایی است که کمتر از چند ده تانک هدف قرار گرفتند)
**شمار خدمه کشته شده: 30

گزارش‌های ثانویه ارایه کننده آمار متفاوتی بود. برخی از برآوردها شمار موشک‌های ضدتانک ATGM و راکت‌های ضدتانک سنگین را بیش از هزار عنوان کرده‌اند. بنا بر تحقیقی که از سوی "آلون بن دیوید " ارایه شده، نیروهای دفاعی اسرائیل بعد از آتش‌بس نتیجه گرفتند که حدود 45 درصد از تانک‌های اصلی رزمی اسرائیل که از سوی موشک‌های ATGM هدف قرار گرفته بودند به نوعی منهدم شدند. در کل 500 تانک مرکاوا به منطقه اعزام شدند که دقیقاً 5 عدد از آنها توسط مین‌هایی که در قسمت زیرین تانک منفجر شدند و با استفاده از تاکتیک‌های آسیب‌شناسی تانک نابود شدند. حدود 50 مرکاوای نسل 2 و 3 و 4 هدف قرار گرفتند که 21 عدد آنها منهدم شدند. 11 مورد از این انهدام‌ها کشته‌ای به همراه نداشت اما 10 مورد انهدام دیگر موجب تلفات 23 خدمه تانک شدند. موشک‌های ضدتانک ATGM همچنین تلفات سنگینی بر پیاده‌نظام وارد کرد بخصوص وقتی که عده‌ای از نیروهای ذخیره ارتش اسرائیل در داخل ساختمانی گرفتار آمدند و آن ساختمان هدف یک موشک ATGM قرار گرفت.
یکی از تحلیلگران برجسته دفاعی اسرائیل توضیحات زیر را درباره تاثیر ATGM ها و دیگر سلاح‌های ضدتانک حزب‌الله ارایه کرد.
"... ما می‌دانستیم که این سازمان دارای راکت‌های پیشرفته ضدتانک هستند و اطلاعات نظامی نیروهای دفاعی اسرائیل حتی توانسته بود به یک نمونه از آن راکت‌ها دست یابد. ما همچنین فهمیده بودیم که حزب‌الله مشغول سنگربندی واحدهای ضدتانک است. به هر حال نتوانستیم اهمیت استقرار گسترده این نوع تسلیحات را درک کنیم.
نتیجه این شد که موشک‌های ضدتانک به عامل اصلی تلفات نیروهای دفاعی اسرائیل بدل گشتند و تقریباً‌ همه تلفاتی که یگان زرهی دادند و بسیاری از تلفات یگان پیاده‌نظام بخاطر این موشک‌ها کشته شدند. بیشتر سربازان پیاده‌نظام به عوض آن که توسط درگیری رو در رو کشته شوند بخاطر سلاح‌های ضدتانک کشته شدند. بسیاری از سربازان پیاده نظام که زندگی خود را بخاطر سلاح‌های ضدتانک از دست دادند در ساختمان‌های روستایی وارد شده بودند و راکت‌ها با عبور از دیوار موجب مرگ آنها شد.
....حزب‌الله در این جنگ از هفت نوع راکت‌ استفاده کرد. 4 نمونه از آنها از نوع پیشرفته‌ترین راکت‌های موجود بودند و همگی توسط روسیه تولید و به سوریه فروخته شده بودند. پیشرفته‌ترین راکت می‌تواند زره فولادی به قطر 70 سانتی‌متر تا 1 متر و 20 سانتی‌متر را سوراخ کند. بعد از این که زره شکافته شد،‌ کلاهک دوم در داخل تانک منفجر می‌شود. اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل یکی از این راکت‌ها را به دست آورد و متوجه شد که حزب‌الله مشغول سنگربندی واحدهای ضدتانک است. به هر حال نیروهای دفاعی اسرائیل به طور مناسبی برای این تحولات آماده نشده بودند.
4 تانک اسرائیلی نیز به مین‌های بزرگ کارگذاشته شده در زمین برخورد کردند. سه تانک که از زره زیرین برخوردار نبودند همه 12 سرنشین خود را از دست دادند. تانک چهارم دارای زره زیرین تانک بود که از 6 خدمه آن تنها یک نفر کشته شد.
موشک‌های ضدتانک به 46 تانک و 14 خودروی زرهی دیگر اصابت کردند. در همه این حملات، تنها 15 تانک سوراخ شده و 5 خودروی زرهی دیگر آسیب دیدند و 20 سرباز جان خود را از دست دادند که 15 نفر از آنها از خدمه تانک بودند. دو سرباز دیگر عضو یگان زرهی که بدن آنها در تیررس قرار گرفت، کشته شدند. در دیگر نقطه یعنی "وادی السلوکی " حزب‌الله عملیات کمین موفقیت‌آمیزی ترتیب داد و 11 تانک را هدف قرار داد. موشک‌ها زره سه تانک را شکافتند که در دو تانک هفت سرباز یگان زرهی کشته شدند. دو تانک دیگر نیز از حرکت باز ایستادند. "
ابهامات مهمی در این آمار و ارقام و نتیجه‌ای که باید از آنها گرفت، وجود دارند. دیگر مشکل در ارزیابی تاثیرات چنین تسلیحاتی این است که نیروهای دفاعی اسرائیل در امتداد خطوط پیشروی که حزب‌الله عملاً‌هفته‌ه وقت آماده‌سازی برای کمین داشت، حرکت کند و نامنظمی داشتند. هیچ آمار و اطلاعاتی در این باره در دست نیست که چه تعداد موشک و از چه نوع ناتوان ماندند و چقدر درگیری در مناطق شهری و یا نقاط مهم اتفاق افتاد. هر سیستم زرهپوشی آسیب‌پذیر است و بیشتر به کیفیت مانور و حمایت بستگی دارد. گذشته از این مسایلی در این باره مطرح می‌شود که چه تعداد از تلفات نیروهای دفاعی اسرائیل بخاطر نبود حمایت‌های زرهی بوجود آمد. در شرایط حاضر، درس عبرت گرفتن آسان‌تر از حمایت از این آمار با واقعیت‌ها است.
در یک اتفاقی که برای سلاح‌های ضدتانک اسرائیل پیش آمد، نگرانی عمده‌ای برای جنگ‌ آتی بوجود آورده است. در طول جنگ لبنان، نیروهای حزب‌الله یک موشک ضدتانک سالم از نوع "رافائل اسپایک " MR ATGM از اسرائیل به غنیمت گرفتند. این موشک اسپایک MR در نوک خود وسیله‌ای دارند که به آنها قابلیت آتش‌افکنی و سوراخ کنندگی می‌دهد. نیروهای دفاعی اسرائیل متعاقب این امر ابراز نگرانی کردند که این سلاح به ایران منتقل شود و در آنجا برای بهینه‌سازی موشک‌های ضدتانک ATGM ایران و بهینه سازی تدابیر مقابله‌ای علیه سلاح‌های ضدتانک از خانواده اسپایک شود.
یکی از واکنش‌هایی که خدمه زرهی برای تاکتیک‌های ضدتانک حزب‌الله به کار بستند استفاده از گلوله‌هایی بودند که توسط صنایع نظامی اسرائیل توسعه یافته‌اند. گلوله‌های ضدنفر و ضداجسام 105 میلی‌متری برای تانک‌های اصلی رزمی مرکاوا است که شاهد نخستین کاربرد گسترده خود در میدان‌های نبرد دربرابر اقدامات ضدتانک حزب‌الله بودند.
در واکنش به موفقیت‌های حزب‌الله در طول جنگ، نیروهای دفاعی اسرائیل بعد از جنگ اعلام کردند که مرکاوای 5 به سیستم زره فعال "تراپی " مجهز می‌شوند. این سیستم زمانی که بطور کامل عملیاتی شوند می‌توانند تهدیدی که به سمت تانک در حرکت است را شناسایی کرده و پیش از اثر، آن تهدید را نابود کند.


چهارشنبه 5 اسفند 1388

حمله ی اسرییل به ایران

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :عمومی ،

 مطلبی که میخوانید به دنبال پاسخ به این سوال است که ایا واقعا اسراییل قادر به حمله به ایران خواهد بود؟
 

♦اسرائیل بدون امریکا هرگز

اگر چه اسراییل از ارتش ضربتی مدرن و با انگیزه بهره می برد اما واقعیت این است که در یک نبرد جدی با ابعاد بسیار وسیع این نیرو چندان کارامد نیست .

جنگ علیه حزب الله لبنان و حماس در سال های 2006 و سال قبل میلادی اگر چه در ابعاد  کوچک بودند اما این نکته را ثابت کردند که اسراییل حتی در همین نوع نبرد ها  بدون پشتیبانی رسانه ای حداقل  از نظر امریکا ناموفق است

تل اویو(به کمک امریکا)  4 بار در جنگ های  مختلف اعراب را شکست داده

اکنون نیز اگر اسراییل بخواهد علیه ایران دست به حرکت نظامی بزند قطعا می داند که به تنهایی قادر به این حمله نخواهد بود

♦ درس تاریخ

عده ای از کارشناسان امکان حمله به اسراییل به ایران را ممکن می دانند و استناد ان ها  به    حمله ی  بمب افکن های  اسراییلی  که ظرف 80ثانیه کل نیرو گاه اتمی تموز عراق به مشتی از خاکستر تبدیل کردند

 و هواپیماهای اسراییلی  حتی بدون 1 دقیقه تاخیر  به پایگاه های خود برگشتند

♦ داستان حمله به ایران

ابتدا به تحلیل وضعیت حمله اسراییل بدون کمک امریکا می پردازیم

تنها و بدون امریکا

نیروی هوایی اسراییل متشکل از قویترین اسکادران  های جنگی با بودجه ی 12 میلیارد دلاری در حال حاضر قدرت تهاجمی بسیار بالایی داشته و به می تواند حریف خود را راحت به دردسر بیاندازد

اسراییل از 334 شکاری بمب افکن f16  بیش از شکاری رهگیر f15  49 جنگنده اسکای هاوک و ... برخوردار است این نیرو از حداقل از 100 هواپیما با توان حمله به اهدافی در عمق 2000 kmبرخوردار است

در بین هواپیماهای اسراییل f15 ها از همه خطرناک تر اند f15/E  قادر به حمل چندین تن بمب لیزری به اسمان ایران هستند رادار های ان ها 160 کیلومتر برد داشته  و به جز F14 حریفی ندارند

در سال 1982 ان ها 60 هواپیما سوری را ساقط کردند. ان ها قادر به حمل بمب های نفوذ کننده به عمق زمین به نامBlu-109 هستند

در های جهنم

حمله اسراییل به ایران یعنی ورود به دروازه ی جهنم چرا؟

A)    امکان پذیری حمله

اسراییل حداکثر 100 هواپیما  برای ضربه زدن به اهدافی در 1500 KMخود دارد (کمتر از 25% توان هوایی خود)

ان ها باید حدود 1 ساعت با سکوت رادیویی از خاک کشوری بی طرف بگذرند و به بوشهر برسند جایی دهها شبکه ی قدرتمند پدافند در انتظار ان ها است  .

 ان ها تنها یک هدف ندارند بلکه باید حداقل 4 هدف را منهدم کننند که این مسئله اغاز گرفتاری است

حتی اگر رادار های  اصلی ایران را غافل کنند مواجه با صد ها  توپ پدافند  در کنار موشک های قدرتمند سام, راپیر,تور ام 1خواهند شد .

در بدترین وضعیت  خلبانان ایرانی در کمتر از 5 دقیقه  جنوب و غرب را پوشش میدهند (به خاطر تمرکز پایگاههای هوایی ایران در جنوب و غرب)

میگ 29  اف 14 گل سرسبد هواپیماهای غرب و شرق  در ایران وجود  دارد

F14با برخورداری از رادارAWG-9و موشک فینیکس قادر است هر هدفی را از ورای 200KM شکار کند

فینیکس  سریعترین موشک هوا به هوا دنیا با سرعت 5.5 ماخ قادر است جنگنده های دشمن را در خارج از مرز ها شکار کند

B)    بعد از حمله

                        اگر نیروی هوایی ایران در اسمان  به پذیرایی از میهمانان نا خوانده بپردازد ان ها همگی به دلیل کمبود سوخت یا باید فرار کنند یا با درگیر شدن و تمام شدن سوخت در خاک کشور ثالث فرود ایند که این خوش بینانه ترین احتمال برای اسراییل است چرا که حمله به اهداف زمینی تقویت شده و در دل خاک نیاز به بمباران دقیقی دارد

کدام احمقی در اسراییل این ریسک را می پذیرد

C)    ضربه ی متقابل

                             تراکم جمعیت اسراییل 12 برابر ایران است ایران در حال حاضر انبار های  بزرگی از شهاب3 وسجیل 2 دارد البته اسراییل نیز موشک های اریحا2و3 دارد ولی تعداد ان ها از موشک های ایرانی کمتر است

تا اینجا جنگ هوایی مطرح بود

اسراییل همیشه در مرز های خود در گیر جنگ های پارتیزانی و چریکی است که این حملات حتی قابل مقایسه با اعزام واحد های برگزیده سپاه و ارتش نیست

حمله به کمک امریکا و نتیجه گیری کلی در قسمت بعد

  


یکشنبه 20 دی 1388

آشنایی با جنگنده ها و بمب افكن ها

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :عمومی ،

 

  نام هواپیما      

    كشور سازنده             سال ساخت      

        F-1 

        ژاپن        1975
        F-2         ژاپن        1995

        F-4

       آمریكا        1958
        F-5        آمریكا        1959
        F-7         چین        1966
       F-14        آمریكا        1970
       F-15        آمریكا        1972
       F-16        آمریكا        1974
       F-18        آمریكا        1978
   

 

F-1 

        ژاپن        1975
        F-2         ژاپن        1995

        F-4

       آمریكا        1958
        F-5        آمریكا        1959
        F-7         چین        1966
       F-14        آمریكا        1970
       F-15        آمریكا        1972
       F-16        آمریكا        1974
       F-18        آمریكا        1978
نام هواپیما          سازنده          سال ساخت     
  F-18 E/F      آمریكا      1995
     F-20      آمریكا      1982
     F-22      آمریكا      1997
     F-26       آمریكا       2004
     F-35      آمریكا      2006
    F-104       آمریكا      1954
    F-111      آمریكا      1964
    F-117      آمریكا      1981
   MIG 23      روسیه      1967
   MIG 25      روسیه      1964
   MIG 27      روسیه      1970
   MIG 29      روسیه      1977
   MIG 31      روسیه      1975
   MIG 35      روسیه      2007

 

  نام هواپیما      كشور سازنده   سال ساخت 
  Su-24     روسیه    1974
  Su-25     روسیه    1975
  Su-27     روسیه    1977
  Su-33     روسیه     1985
  Su-37     روسیه    1996

 نام هواپیما      كشور سازنده       سال ساخت  
  SU-47      روسیه    1997
   A-10      آمریكا    1972
    B-1      آمریكا    1974
    B-2      آمریكا    1989