تبلیغات
بررسی و كارشناسی صنایع موشكی و پدافندی و جنگنده های برتر دنیا - مطالب هفته سوم فروردین 1389
جمعه 20 فروردین 1389

ناو هواپیما بر

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :ناوهای هواپیمابر ،

ناو هواپیمابر عبارت است از یک پایگاه هوایی کامل شناور که معمولاً برای انجام عملیات جنگی و تسلط بر دریاها و اقیانوس ها و منهدم کردن اهداف دریایی و ساحلی و انجام ماموریت های محاصره ی دریایی و حمایت راه ها ، گذرگاه هاوترابری دریایی وتامین امنیت عملیات پیاده سازی نیرو وحرکت آنها در ساحل استفاده می شود.

ناوهواپیمابر

تاریخچه

اولین کشتیی که برای به پرواز درآوردن هواپیما استفاده شد اساساً برای این کار ساخته نشده بود بلکه یک کشتی جنگی معمولی بوده که اولین آزمایش پرواز هواپیما در سال1910 درحالیکه سرعت آن 14 گره دریایی بود از روی آن با موفقیت انجام گردید .

درآغاز جنگ جهانی دوم آمریکا دارای 5 ناو هواپیمابر بود ، ولی از سال 1939 تا سال 1945 تعداد آنها به 143  رسید که 28 عدد ازآنها سنگین وبقیه ی آنها سبک بودند .

درسال 1961 با آغاز ساخت ناوهای هواپیمابری که با انرژی هسته ای کار می کنند تحولی در این زمینه ایجاد گردید و اولین این ناوها ناو هواپیمابر اینترپرایز بود که در سال 1968 وارد خدمت گردید.

در سال 1971 ساخت اولین ناو هواپیمابر چند منظوره  وعظیم از سری نیمیتز با نام cnv – 68  آغاز گردید واین ناو در سال 1975 وارد خدمت گردید. پس از آن وبا فواصل زمانی 8 قطعه از این نوع به خدمت نیروی دریایی ارتش آمریکا در آمده وستون اصلی این نیرو را تشکیل می دهند که آخرین آنها  در سال 2002 وارد اقیانوس ها گردید.

یک ناو هواپیمابر از این قسمت ها تشکیل می شود :

کشتی : شامل بدنه وبخش های مربوط به پرسنل ، مخازن ، انبارها ، رستورانها ، وتمام بخشهای جانبی.

اتاقهای کنترل وعملیات .

هواپیماهای جنگنده ، پشتیبانی الکترونیکی پشتیبانی نزدیک ، شناسایی وهلیکوپتر.

واحدهای دفاع هوایی.

تفنگداران دریایی با تمام تجهیزاتشان.

ژنراتورهای برق.

موتوهای محرک .

دستگاه های کنترل

واحد های ناو

یک ناو هواپیما بر توسط ناخدای آن اداره می گردد که یک معاون ارشد دارد ونیز معاونینی که واحد- های  زیر را اداره می کنند :

واحد عملیات

واحد تسلیحات

واحد پرواز

واحد دفاع هوایی

واحد ناوبران

واحد مخابرات

واحد موتور خانه

واحد الکترومکانیک

واحد امداد و امور پزشکی

واحد تعمیرات فنی

واحد اداری

ناو هواپیمابر هسته ی اصلی یک ناوگان تهاجمی است که علاوه بر این ناو دارای چند کشتی جنگی و دو یا چند زیر دریایی می باشد.

قسمتهای مختلف ناو

منبع انرژی ناو هواپیمابر هسته ای (به عنوان مثال نیمیتز) متشکل از دو رآکتور هسته ای  که تامین کننده ی انرژی برای تولید بخار جهت به حرکت درآوردن توربینهای موتور کشتی ونیز ژنراتورهای برق آن می باشند .

موتورهای  این ناو غول پیکر آنرا تا سرعت 30 گره دریایی می توانند به پیش برانند.

این ناوها می توانند تا 78 هواپیما ، 4 واحد سیستم موشکی از نوع سی اسپارو ،4 واحد سیستم توپ از نوع ولگان ، 3 ایستگاه راداری ، 4 ایستگاه هدایت پرواز و ناوبری ،ایستگاه های ارتباط ماهواره ای و نیز ایستگاه های ایجاد پارازیت وجنگ الکترونیک و همچنین ایستگاه های هدایت موشکی .

ناوهواپیمابر

بدنه

بخش اصلی از بدنه کشتی که در داخل آب قرار می گیرد ، باشند . بخش بدنه در زیر خط آب بصورت قوس دار ونسبتا باریک است . بخش بالای خط آب به طرف بیرون گسترده می شود تا عرشه پروازی را تشکیل دهد . بخش زیری نیز از دو قسمت تشکیل یافته است که در واقع دو لایه مجزا بوده که در صورت اصابت اژدر به پوسته بیرونی ، پوسته داخلی بعنوان محافظ از درهم شکستن و غرق شدن کشتی جلوگیری می کند .

کاتاپولت

برای اینکه به پرواز در آمدن هواپیماها از روی سطح ناو ساده تر انجام گیرد ، ناو هواپیمابر در خلاف جهت باد و با سرعت زیادی حرکت می کند . با این کار به دلیل عبور جریان های هوا از روی بال نیروی لیفت بیشتری ایجاد شده و به میزان کمی موجب کاهش سرعت تیک آف هواپیما می شود . اما این سرعت برای به پرواز در آوردن هواپیماهای سنگین نظامی ناکافی است بنابراین از وسیله ی دیگری بنام کاتاپولت ( منجنیق ) برای شتاب دادن به هواپیما در مسافت کوتاه استفاده می کنند . هر کدام از این کاتاپولت ها که تعداد آن روی عرشه ناوهای هواپیمابر کلاس نیمیتز به چهار دستگاه می رسد تشکیل یافته از دو پیستون درون دو سیلندر موازی در زیر عرشه که هر کدام طولی برابر با یک زمین فوتبال دارند . پیستون ها هر یک دارای برجستگی هایی هستند که از سیلندرها توسط بخار پر فشار تولید شده در راکتور ناو پر می شوند . این بخار نیروی پیش رانشی برای کاتاپولت کردن هواپیما و ادامه پرواز با سرعت ایمن را تأمین می کند .

ناوهایی که فاقد سیستم کاتاپولت هستند انتهای باند آنها دارای شیب به سمت بال هستند که به آن اسکای جامپ می گویند.

کاتاپولت

فرود

فرود روی عرشه ای که فقط حدود 150 متر باند برای نشستن هواپیما دارد آن هم با سرعتی که جنگنده های سریع نیروی دریایی دارند یکی از سخت ترین کارهای خلبان است . برای فرود بر روی عرشه ناو هر هواپیما باید دارای قلاب دم باشد . خلبان هواپیما با تقرب و فرود دقیق سعی خواهد کرد یکی از چهار کابل نگهدارنده هواپیما روی عرشه ناو را با قلاب دم بگیرد . این کابل های فولادی که در عرض باند فرود و بموازات یکدیگر قرار گرفته اند ، به سیلندرهای هیدرولیکی زیر عرشه فرود متصلند که وقتی قلاب دم هواپیما با یک از این کابل ها در گیر می شود کابل مذکور بیرون آمده در نتیجه سیلندر هیدرولیکی انرژی هواپیما را جذب می کند. چنین سیستمی می تواند هواپیمایی با 24 تن وزن و 241 کیلومتر در ساعت سرعت را در مسافت حدود 96 متر متوقف کند.

فرود

آشیانه ی هواپیما

روی عرشه پروازی تعداد کمی هواپیما پارک می شوند و هواپیماهایی که مورد نیاز نیستند به آشیانه فرستاده می شوند . آشیانه هواپیماها دو طبقه پایین تر از عرشه پروازی قرار گرفته است که با 209 متر طول ، 34 متر عرض و 8 متر ارتفاع امکان جا دادن به بیشتر انواع هواپیماها و هلیکوپترها را دارد . آشیانه می تواند حدود 60 فروند هواپیما ، مخازن سوخت و قطعات یدکی را در چهار بخش خود جای دهد . برای انتقال هواپیماها به عرشه پروازی از چهار بالابر سریع استفاده می شود که نیرو هیدرولیکی کافی برای بالا بردن دو هواپیمای 35 تنی را دارند.

 

تسلیحات تدافعی و تجهیزات راداری

موشک های زمین به هوای سی پارو و موشک های ضد موشک رم ؛ چهار توپ چرخان 20 میلیمتری با سرعت تیر اندازی 3000 تیر در دقیقه و برد یک و نیم کیلومتر ؛ سیستم های چف و فلر برای منحرف کردن انواع موشک ها و اژدرها ؛ سیستم های جنگ الکترونیک و سیستم های پیشرفته راداری باندهای سی و جی و همچنین شناسایی دوست از دشمن.

 

کشور های دارای ناو هواپیمابر در جهان :

 1- ایالات متحده آمریكا: 11 ناو هواپیمابر فعال

 2- بریتانیا: (6 ناو هواپیمابر، 4 در خدمت و 2 در حال ساخت )

 3- فرانسه: یك ناو شارل دوگل

 4- ایتالیا: كاووردر حال ساخت

 5- روسیه: یك ناو فعال آدمیرال كوزنتسف

6-  هند:  یك ناو (آدمیرال كورشكوف) خریداری شده از روسیه

 7- چین: (Varyag) غیرفعال، خریداری شده از اوكراین

 8- اسپانیا:  دو ناو هواپیمابر، یكی در حال خدمت و یكی در حال ساخت

 9- برزیل (S?o Paulo) : خریداری شده از فرانسه

10- تایلند :: (HTMS Chakri Nareubet) خریداری شده از اسپانیا

همچنین كشورهای كره جنوبی، بریتانیا، كانادا، چین، هند، ژاپن، استرالیا، شیلی، سنگاپور و فرانسه از جمله كاربران ناوهای هلیكوپتربر به شمار می‏روند.


جمعه 20 فروردین 1389

ناوهای هوا پیما بر آمریکا !!!

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :ناوهای هواپیمابر ،

ناوهای هواپیما بر با ارتفاعی برابر با یک ساختمان بیست طبقه بیرون از آب و طولی برابر با 333 متر در همان نگاه اول تعجب همگان را بر می انگیزند ؛ اما دلیل آن بزرگی و عظمت بی نظیر ناو نیست بلکه توانایی این فرودگاه کوچک شناور در به پرواز در آوردن هواپیما های جنگی بوده که چنین حسی را بوجود می آورد . در آب های آزاد ناو های هواپیما بر بعنوان خاک یا قلمرو خود مختار محسوب می شوند و خدمه می توانند به مانند اینکه در کشور خود هستند رفتار کنند البته تا زمانی که به سواحل کشورهای دیگر نزدیک نشده اند . بنابراین نظامیان ایالات متحده بدون نیاز با توافق با کشوری ، گروه رزمی ناو هواپیما بر خود که شامل یک ناو هواپیما بر و شش تا هشت کشتی اسکورت دیگر است را به منطقه ارسال می دارند .



جنگنده ها ، بمب افکن ها و سایر هواپیما های نظامی می توانند با پرواز به سمت اهداف دشمن دوباره به پایگاه تقریبا امن خود که همان گروه رزمی ناو هواپیمابر بوده باز گردند . ناو های هواپیما بر می توانند با سرعت 35 نات ( 64 کیلومتر بر ساعت ) بر روی آب حرکت کنند . این توانایی یعنی رسیدن به منطقه درگیری در عرض چند هفته . البته ایالات متحده در حال حاضر شش پایگاه درسراسر جهان برای ناوگان ناوهای هواپیمابر خود ایجاد کرده که با فلسفه واکنش سریع و اعزام ناوها از نزدیک ترین پایگاه به منطقه درگیری مورد استفاده قرار می گیرند . با بیش از یک میلیارد قطعه سوپر ناو های هواپیما بر کلاس « نیمیتز » ایالات متحده در بین پیچیده ترین ماشین های ساخته شده توسط بشر قرار می گیرند اما در سطح مفهومی عملکرد و هدف از ساخت هریک از آن ها بسیار ساده است بطوریکه برای انجام چهار کار پایه طراحی و ساخته شده اند . 1-حمل و نقا هواپیماهای نظامی دردریا 2- عمل کردن به مانند یک فرودگاه کوچک برای به پرواز درآوردن و نشاندن هواپیماها 3- استفاده به عنوان یک مرکز فرماندهی عملیات 4- جا دادن به افراد و پرسنلی که برای انجام این کارها مورد نیاز می باشند

برای به انجام رسانیدن این اهداف یک ناو هواپیمابر باید قابلیت های یک کشتی را با یک پایگاه هوایی و همچنین یک شهر کوچک ترکیب کند . ناو هواپیما بر باید دارای یک عرشه پروازی برای نشست و برخاست هواپیماها ، قسمت فرماندهی و کنترل ، سیستم پیش رانشی ، سیستم های گوناگون دیگر ( شامل آب ، غذا ، سیستم دفع فاضلاب و زباله ، سرویس پستی ، رادیو ، تلویزیون و چاپ روزنامه داخلی ) و همچنین بخش اصلی از بدنه کشتی که در داخل آب قرار می گیرد ، باشند . بخش بدنه در زیر خط آب بصورت قوس دار ونسبتا باریک است . بخش بالای خط آب به طرف بیرون گسترده می شود تا عرشه پروازی را تشکیل دهد . بخش زیری نیز از دو قسمت تشکیل یافته است که در واقع دو لایه مجزا بوده که در صورت اصابت اژدر به پوسته بیرونی ، پوسته داخلی بعنوان محافظ از درهم شکستن و غرق شدن کشتی جلوگیری می کند . از دهه پنجاه تا کنون تقریبا همه سوپر ناو های هواپیما بر ایالات متحده توسط شرکت « نورث روپ گرومن » واقع در نیوپورت نیوز ساخته شده اند . برای سادگی در پروسه ساخت ، این ناو ها بصورت مدولی ساخته شده و سپس مونتاژ می شوند که هر کدام ازاین مدول ها به سوپر لیفت معروفند.هر یک از این سوپر لیفت ها می توانند 70 تا 800 تن متریک وزن داشته باشند . ناوهای هواپیمابرمدرن ازحدود 200 مدول یا سوپر لیفت تشکیل یافته اند . ناگفته نماند آخرین مدول که در پروسه ساخت ومونتاژ نهایی نصب می شود جزیره یا همان ساخنمان فرماندهی روی عرشه ناو است که 575تن وزن دارد . مانند تمام کشتی ها ناوهای هواپیمابر هم در اقیانوس ها توسط نیروی پیش رانشی پروانه حرکت می کنند. البته با 6.4 متر پهنا هر کدام از چهار پروانه ناو هواپیما بر در کلاسی متفاوت از دیگر کشتی ها قرار می گیرند . هر یک از پروانه ها به یک شفت متصل بوده که توسط توربین بخار قدرت گرفته از راکتور هسته ای به گردش در می آیند . سیستم پیش رانشی ناو از دو راکتور هسته ای تشکیل یافته است که در محفظه ای زره پوش شده واقع در وسط ناو قرار دارند . این راکتورهای هسته ای بخار مورد نیاز برای بحرکت درآوردن توربین و در نتیجه پروانه کشتی را تأمین می کنند . قابل ذکر است که بنا به آمار منابع غیر رسمی قدرت سیستم پیش رانشی ناو بیش از دویست و هشتاد اسب بخار است . چهار توربین ناو همچنین برق مورد نیاز سیستم های الکتریکی و الکترونیکی ناو را تأمین می کنند که شامل سیستم شیرین کننده آب دریا نیز بوده و این سیستم روزانه بیش از یک و نیم میلیون لیتر آب دریا را به آب قابل شرب تبدیل می کند . ناوهای هواپیمابر پانزده تا بیست سال نیاز به سوخت گیری ندارند . البته راکتورهای هسته ای خطرات خاص خود را داشته و سوخت گیری مجدد ناو پروسه ای است که حدود سه سال به طول می انجامد.



به ارقام زیر در مورد ناوهای هواپیمابر کلاس نیمیتز توجه کنید
ارتفاع کلی برابر 74 متر ؛وزن آب جابجا شده توسط ناو در حالت بارگیری کامل رزمی برابر با 88000 تن متریک ؛وزن فولاد سازه ای برابر با 54000 تن متریک ؛مساحت کل عرشه پروازی برابر با 1.8 هکتار ؛طول عرشه پروازی 333 متر و عرض عرشه پروازی 78 متر ؛تعداد بخش یا اتاق ها برابر با چهارهزار واحد ؛وزن هرکدام از لنگرها برابر با 30 تن ؛وزن هریک از دانه های زنجیر لنگر برابر با یکصدوشصت کیلو گرم ؛وزن هر یک از پروانه ها سی تن ؛وزن هر یک از سکان ها 41 تن متریک ؛ظرفیت ذخیره سوخت هواپیما 12.5 میلیون لیتر ؛تعداد تلفن های داخل کشتی برابر با 2500 دستگاه ؛تعداد تلویزیون های ذاخل کشتی برابر با 3000 دستگاه ؛طول کل کابل کشی داخل ناو برابر 1600 کیلومتر ؛ظرفیت هوای سیستم تهویه برابر با 2040 تن متریک ؛ظرفیت غذای ذخیره یخ زده و خشک شده در ناو برابر غذای 6000 نفر به مدت 70 روز ؛میزان محموله پستی در یک سال چهارصد و پنجاه هزار کیلوگرم ؛تعداد 6 پزشک و 5 دندانپزشک با یک بیمارستان 51 تخت خوابی
عرشه پروازی یکی از هیجان انگیز ترین و در عین حال خطرناک ترین محل ها برای کار است . از آنجا که بر خلاف باندهای معمولی ناوها طول باند کمتری دارند بنابراین برخاستن از آن و فرود آمدن بر آن در سرعت های بالایی انجام می پذیرد که برای خدمه روی عرشه می تواند بسیار خطر آفرین باشد و حتی ذره ای خطا از جانب خدمه یا خلبان ممکن است به مرگ و آسیب های جدی بینجامد
تیک آف
برای اینکه به پرواز در آمدن هواپیماها از روی سطح ناو ساده تر انجام گیرد ، ناو هواپیمابر در خلاف جهت باد و با سرعت زیادی حرکت می کند . با این کار به دلیل عبور جریان های هوا از روی بال نیروی لیفت بیشتری ایجاد شده و به میان کمی موجب کاهش سرعت تیک آف هواپیما می شود . اما این سرعت برای به پرواز در آوردن هواپیماهای سنگین نظامی ناکافی است بنابراین از وسیله ی دیگری بنام کاتاپولت ( منجنیق ) برای شتاب دادن به هواپیما در مسافت کوتاه استفاده می کنند . هر کدام از این کاتاپولت ها که تعداد آن روی عرشه ناوهای هواپیمابر کلاس نیمیتز به چهار دستگاه می رسد تشکیل یافته از دو پیستون درون دو سیلندر موازی در زیر عرشه که هر کدام طولی برابر با یک زمین فوتبال دارند . پیستون ها هر یک دارای برجستگی هایی هستند که از شکاف روی عرشه بیرون آمده و به حامل کوچکی متصل می گردند . جهت آماده سازی هواپیما برای تیک آف خدمه عرشه پوازی آن را به محل مورد نظر پشت کاتاپولت هدایت می کنند سپس میله یدک کش روی چرخ دماغه را به شکافی روی حامل کاتاپولت نصب می کنند . خدمه میله ی نگهدارنده ای را نیز بین پشت چرخ جلو و حامل نصب می کنند که این قطعه در هواپیماهای اف-14و اف-18 روی چرخ دماغه بصورت یکپارچه ساخته شده است . همزمان با متصل کردن چرخ دماغه به حامل کاتاپولت خدمه ی عرشه پروازی صفحات منحرف کننده گازهای خروج اگزوز را نیز در پشت هواپیما بالا می برند . وقتی تمام این مراحل انجام گرفت افسر کاتاپولت معروف به شوتر که در یک گنبد شیشه ای کوتاه روی عرشه پروازی بر تمام مراحل نظارت دارد سوپاپ سیلندرهای کاتاپولت را باز کرده در نتیجه سیلندرها توسط بخار پر فشار تولید شده در راکتور ناو پر می شوند . این بخار نیروی پیش رانشی برای کاتاپولت کردن هواپیما و ادامه پرواز با سرعت ایمن را تأمین می کند . اگر میان این بخار که بستگی به نوع هواپیما دارد کم باشد نیروی لیفت کافی ندارد و هواپیما را به داخل اقیانوس پرتاب خواهد کرد و اگر زیاد باشد ، خیز برداشتن سریع کاتاپولت موجب شکستن چراغ دماغه خواهد شد . قبل از پرتاب ، خلبان هواپیما از تمام قدرت موتورهای آن استفاده می کند که در این زمان میله نگهدارنده مانع حرکت هواپیما به جلو می شود . در این زمان افسر کاتاپولت با اشاره به خلبان پیستون را رها کرده و هواپیما پرتاب می شود . در انتهای مسیر کاتاپولت ، میله یدک کش از حامل جدا شده و هواپیما به پرواز با نیروی موتورها خود ادامه می دهد . سیستم کاتاپولت می تواند یک جنگنده بیست تنی را در زمانی حدود دو ثانیه از صفر به سرعت 270 کیلومتر در ساعت برساند . قابل ذکر است که ناو هواپیمابر توانایی به پرواز در آوردن یک هواپیما را در بیست ثانیه دارد

فرود روی عرشه ای که فقط حدود 150 متر باند برای نشستن هواپیما دارد آن هم با سرعتی که جنگنده های سریع نیروی دریایی دارند یکی از سخت ترین کارهای خلبان است . برای فرود بر روی عرشه ناو هر هواپیما باید دارای قلاب دم باشد . خلبان هواپیما با تقرب و فرود دقیق سعی خواهد کرد یکی از چهار کابل نگهدارنده هواپیما روی عرشه ناو را با قلاب دم بگیرد . این کابل های فولادی که در عرض باند فرود و بموازات یکدیگر قرار گرفته اند ، به سیلندرهای هیدرولیکی زیر عرشه فرود متصلند که وقتی قلاب دم هواپیما با یک از این کابل ها در گیر می شود کابل مذکور بیرون آمده در نتیجه سیلندر هیدرولیکی انرژی هواپیما را جذب می کند . چنین سیستمی می تواند هواپیمایی با 24 تن وزن و 241 کیلومتر در ساعت سرعت را در مسافت حدود 96 متر متوقف کند . این کابل های موازی به فاصله 15 متری از هم قرار گرفته اند بنابراین منطقه بیشتری را برای تماس چرخ ها به خلبان می دهند . معمولا خلبان ها کابل سوم را هدف گیری می کنند که ایمن ترین حالت ممکن است ، هدف گیری کابل اول به دلیل لزوم نزدیک شدن به لبه ناو آن هم در حدی خطرناک کار درستی نیست . پروسه فرود با بازگشت هواپیماها به ناو و با اجرای طرح پرواز بیضی شکل ، با تنظیم زاویه دقیق تقرب از سوی خلبان ، انجام می شود و اولین اجازه فرود را هواپیمایی کسب می کند که کمترین ذخیره سوخت را داشته باشد . برای کمک به خلبان جهت اجرای یک فرود خوب افسر علایم از طریق رادیو و چراغ های روی عرشه ناو با ارسال علایم او را راهنمایی می کند . اگر هواپیما درست در مسیر باشد چراغ سبز به خلبان نشان داده می شود و در غیر این صرت از رنگ های دیگر استفاده می شود تا خلبان اقدام به اصلاح مسیر یا لغو و اجرای دویاره آن کند . سیستم نوری لنزهای اپتیکی فرسنل هم در کنار افسر علایم به خلبان برای فرود کمک می کند . این سیستم متشکل از یک سری چراغ و لنزهای فرسنل است که بر روی یک سکوی پایدار شده توسط ژیروسکوپ نصب شده اند . لنزها باعث تمرکز نور بصورت شعاع های باریکی با زوایای مختلفی در آسمان می شوند . درست زمانی که چرخ های هواپیما با عرشه ناو تماس پیدا کردند خلبان اهرم گاز را تا آخر فشار داده و قدرت موتورها را با پس سوز به حداکثر می رساند . چون در صورتی که هواپیما با قلاب ها درگیر نشود خلبان باید بتواند با حفظ سرعت دوباره از روی ناو برخیزد . ناگفته نماند که باند فرود ناو با چهارده درجه انحراف از محور طولی روی عرشه ناو قرار گرفته است

آشیانه هواپپماها
روی عرشه پروازی تعداد کمی هواپیما پارک می شوند و هواپیماهایی که مورد نیاز نیستند به آشیانه فرستاده می شوند . آشیانه هواپیماها دو طبقه پایین تر از عرشه پروازی قرار گرفته است که با 209 متر طول ، 34 متر عرض و 8 متر ارتفاع امکان جا دادن به بیشتر انواع هواپیماها وهلیکوپترها را دارد . آشیانه می تواند حدود 60 فروند هواپیما ، مخازن سوخت و قطعات یدکی را در چهار بخش خود جای دهد . برای انتقال هواپیماها به عرشه پروازی از چهار بالابر سریع استفاده می شود که نیرو هیدرولیکی کافی برای بالا بردن دو هواپیمای 35 تنی را دارند . قسمت انتهایی آشانه و عقب کشتی هم در اختیار بخش تعمیر و نگهداری است که دارای منطقه بازی نیز برای آزمایش موتورها با پس سوز می باشد . تیپ هوایی مستقر در ناو حدودا از 9 اسکادران تشکیل یافته که جمعا هفتاد تا هشتاد فروند هواپیما را شامل می شود . این هواپیماها شامل انواع اف/ای-18هورنت ، اف-14تام کت ، ای-2سی هاوک آی ، اس-3بی وایکینگ ، ای آ-6بی پراولر و هلیکوپتر اس اچ-60سی هاوک می باشند . جالب است بدانید یک ناو هواپیمابر کلاس نیمیتز می تواند پنجاه جنگنده را جهت اجرای یکصدوپنجاه حمله در روز به پرواز درآورد و در زرادخانه خود بیش از 4000 انواع بمب را دارد 0


خدمه عرشه
به جهت اینکه روی عرشه مشکلی پیش نیاید تمام افراد مسئول روی عرشه لباس رنگ مخصوص شغل خود را در بر می کنند . ارغوانی مسئولان سوخت هواپیما معروف به انگورها ؛ آبی جابجا کننده های هواپیماها، مسئولان بالابر ، راننده های یدک کش ، پیغام برها و مسئولان ارتباطات ؛ سبز مسئولان کاتاپولت و کابل های نگهدارنده ، مهندسان تعمیر ونگهداری ، مسئولان فرود هلیکوپتر ؛ زرد افسران کاتاپولت و کابل های نگهدارنده ، راهنمایان هواپیماها ، افسران جابجایی هواپیماها ؛ قرمز افسران مهمات ، مسئولان عملیات نجات ؛ قهوه ای افسران مسئول هواپیماهای تیپ هوایی ؛ سفید بازرسان اسکادران هواپیماها ، افسران علایم فرود ، افسران ناظر و پرسنل پزشکی
تسحیلات تدافعی و تجهیزات راداری
موشک های زمین به هوای سی پارو و موشک های ضد موشک رم ؛ چهار توپ چرخان 20 میلیمتری با سرعت تیر اندازی 3000 تیر در دقیقه و برد یک و نیم کیلومتر ؛ سیستم های چف و فلر برای منحرف کردن انواع موشک ها و اژدرها ؛ سیستم های جنگ الکترونیک و سیستم های پیشرفته راداری باندهای سی و جی و همچنین شناسایی دوست از دشمن
ناوگان کلاس نیمیتز ایالات متحده به شرح زیرند
USS Nimitz ( CVN 68( سال ورود به خدمت 1975 اکنون در حال سوخت گیری است )
USS Dwight D.Eisenhower ( CVN 69 ) ( 1977)
USS Carl Vinson (CVN 70) ( 1986
USS Abraham Lincoln (CVN 72) (1989)
USS George Washington ( CVN 73) (1992(
USS John C.Stennis (CVN 74) (1995(
USS Harry S. Truman ( CVN 75) (1998(
USS Ronald Reagan ( CVN 76) (2003(
USS George H.W.Bush (CVN 77 ( در حال ساخت ، سال ورود به خدمت 2009 )
همچنین کلاس جدید ناوهای CVN 78 که در سال 2007 ساخت آن شروع خواهد شد احتمالا تا سال 2014 وارد خدمت می شوند که مجهز به سامانه های پیشرفته تری هستند و نیاز به خدمه کمتری هم دارند . البته ناگفته نماند که ناوهایی علاوه بر کلاس نیمیتز هم هم اکنون در حال خدمتند که به سن بازنشستگی رسیده اند مثل کلاس کیتی هاوک ، انترپرایز و جان اف کندی . خوب است بدانید مأموریت هر ناو 18 ماه به طول وی انجامد . شش ماه برای آماده سازی و تمرین خدمه ، شش ماه عملیات اصلی و شش ماه بعد از بازگشت به بندر اصلی خود . البته در موارد ضروری بارهای کم حجم توسط هواپیمای باربری سی-2 به ناو منتقل می شوند . معمولا حد اقل سه ناو هواپیمابر بصورت همزمان در حال آماده باش در اقیانوس ها بسر می برند . ساخت و بهینه سازی هر کدام از این ناوهای هواپیمابر بیش از شش میلیارد دلار برای یانکی ها تمام شده و هزینه عملیاتی نگهداشتن هر کدام از آن ها هم در سال به بیش از دویست میلیون دلار هزینه نیاز دارد.

اندازه ی این عكس تغییر داده شده است. برای دیدن كامل عكس اینجا را كلیك كنید. اندازه ی عكس اصلی 720x478 و حجم آن 40KB است.
__________________


پنجشنبه 19 فروردین 1389

بررسی توان نظامی اسرائیل

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :عمومی ،

خاورمیانه بدون صدام

پس از سقوط صدام، مشخص شده كه برنده اصلی نبرد عراق و آمریكا، اسرائیل بوده است. اسرائیلی ها ارتش اول عرب (مصر) را از طریق مذاكره و ارتش دوم عرب (عراق) را با كمك برادر بزرگتر (آمریكا) برای همیشه از سر راه برداشتند. عراق بارها در جنگهای اعراب و اسرائیل در ابعاد لجستیك و نظامی، كمكهای فراوانی به «كشورهای خط مقدم» كرده بود. در چند جنگ از 5 جنگ عمده خاورمیانه، عراق مستقیما اقدام به اعزام لشگرهای بزرگ خود كرده بود. اما اكنون خیال تل آویو برای حداقل چند دهه از بابت عراق راحت است. وحشت اصلی اسرائیل از كشورهای پر جمعیت عربی (مصر 50 میلیونی و عراق 25 میلیونی) بود. اكنون تضعیف بیش از گذشته سوریه (سومین ارتش عربی) نیروی عظیم نظامی اسرائیل را بدون رقیب جدی در منطقه گذاشته است، چرا كه كشورهایی مانند عربستان، امارات و كویت اصولا كشورهایی فاقد توانایی مناسب برای تشكیل واحدهای بزرگ نظامی هستند. این كشورها حتی اگر بخواهند هم نمی توانند خود را به اسرائیل خطرناك نشان بدهند، چرا كه پی ریزیهای ارتشهای آنها توسط آمریكا انجام شده است.



نیل تا فرات، اسرائیل موعود

مصادر حكومت اسرائیل از دیرباز در اشغال نظامیان بوده است. می توان به زبان دیگر كابینه های اسرائیل را كابینه های نظامی ذكر كرد. شیمون پرز، ایهود باراك، آریل شارون، امون شاهاك، موشه دایان، اسحاق شامیر، دیوید لوی و دهها صاحب منصب دیگر اسرائیل یا ژنرالهای 3 ستاره هستند و یا در تأسیس ارتش سری هاگانا، واحدهای برگزیده شین بت، واحد اطلاعات نظامی موساد نقش مستقیم داشته اند. سیاست اسرائیل، حل مسأله نیست، بلكه سیاستمداران اسرائیل به دنبال «پاك كردن كل مسأله هستند». آنها هر ضربه ای را با مشت آهنین جواب می دهند و فاقد ظرافتهای دیپلماتیك هستند. در اسرائیل، كلیه احزاب به شدت افراطی و نژادپرست هستند و هرگز نمی توان در اسرائیل سیاستمدار معتدل پیدا كرد، چرا كه جامعه اسرائیل «افراط» را می پسندد. بخش مهمی از مردم اسرائیل را صهیونیستها تشكیل می دهند. آنها هدف اصلی خود را رسیدن به «اسرائیل بزرگ» می دانند، كشوری كه مرزهای غربی آن از نیل آغاز می شود و در شمال با مرزهای تركیه تلاقی می كند و در جنوب به مانند هلالی، شمال عربستان را دربرمی گیرد و در شرق به فرات می رسد. منطقه ای كه بیشترین نفوس خاورمیانه، اراضی حاصلخیز و رودهای بزرگ را دربرمی گیرد.

اسرائیل اكنون با خارج كردن تدریجی رقبای درجه اول خود، حداقل از نظر سیاسی به تسلط نسبی به این منطقه رسیده است.



توان اطلاعاتی بالا

پایان جنگ دوم جهانی، دهها هزار جاسوس و سرجاسوس و نظامیان اطلاعاتی را به خانه های خود بازگرداند. بخش بزرگی از این جاسوسان، یهودی بودند كه به دلیل انگیزه های نژادی علیه دولت آلمان نازی و ایتالیا فعالیت می كردند. آنها به كشورهای متبوع خود بازنگشتند، بلكه سراغ سرزمین موعودشان (اسرائیل) رفتند. آنها پس از آنكه با تشكیل ارتش هاگانا از تصفیه خاك اشغالی، آسوده شدند، به دنبال تشكیل چند مجموعه بزرگ اطلاعات رفتند كه معروف ترین آنها موساد بود. آنها در كنار موساد یك واحد اطلاعات نظامی تأسیس كردند كه كلا زیر نظر ارتش اسرائیل فعالیت می كرد، این واحد كه كمتر در نزد مردم عادی شناخته شده است، دقیق ترین، منضبط ترین و مرگبارترین واحد اطلاعاتی جهان است. اسرائیلیها نیز تمایلی به شناساندن این واحد ندارند و حتی بسیاری از فعالیتهای آنها به نام موساد نوشته می شوند، حال آنكه ساموئل كاتز در كتاب جاسوسان خط آتش اطلاعات بسیار با ارزشی را درباره واحدهای اطلاعات نظامی اسرائیل فاش می كند. این كتاب در كنار كتاب راه نیرنگ ویكتور استروفسكی مشخص می كند كه ارتش اسرائیل با كمك بازوان اطلاعاتی خود قبل از هر اقدامی چگونه در مورد طعمه های خود اطلاعات كسب می كند تا با ارزانترین و كم خطرترین شیوه رقیب را از پای بیندازد.

سرجاسوس معروف اسرائیلی الی كاهن در دهه 60 در سوریه تا سطح كاندیداتوری وزارت دفاع سوریه پیش رفت و اگر تنها یك اتفاق موجب دستگیری و اعدام وی نمی شد، اسرائیل بدون شلیك گلوله ای، ارتش سوریه را در اختیار می گرفت. اطلاعاتی كه الی كاهن طی چند سال به اسرائیل مخابره كرد، سبب شد تا ارتش اسرائیل در نبرد 6 روزه و سایر نبردهای فعلی با ارتش سوریه همواره با اطلاعات كافی و سنجیده وارد عمل شود. واحدهای عملیاتی رعب آوری چون كیدون، شای و پالماخ به گفته كارشناسان، سربازان «خط آتش اسرائیل» هستند.

آنها قبل از هر عملیاتی بهترین فضا را برای نظامیان تل آویو فراهم می كنند و به آنها این امكان را می دهند تا با خیالی آسوده به اجرای عملیات بپردازند.

موساد و واحدهای اطلاعات نظامی در «نفوذ» و كسب اطلاعات بسیار قویتر از C.I.A و F.B.I آمریكا هستند چرا كه آنها از انگیزه های ایدئولوژیكی بالایی برخوردارند و بدون ترس، سالها همراه با دشمن زندگی می كنند.

اسرائیل همچنین به دلیل در اختیار داشتن واحدهای قوی ضد اطلاعاتی مانع نفوذ جاسوسان دشمن به داخل تشكیلات خود می شود. در دنیای جاسوسان مأموران موساد همواره از نظر مصمم بودن و بی رحمی از وضعیت ویژه ای برخوردار بوده اند.

واحدهای اطلاعات شهری جنی میاوانتلیجنس سرویس زمانی كه در پرونده ای به ناكامی برمی خورند از مأموران موساد استفاده می كنند. موساد در عین حال بسیار بی ترحم است. در سال 1983 چند روز قبل از انهدام پایگاه تفنگداران آمریكایی در بیروت و مرگ دست كم 200 ناوی آمریكا (طی عملیات انتحاری) عوامل موساد از یك حمله انتحاری باخبر شدند خبرچین های اسرائیلی حتی متوجه شدند این حملات به دنبال «هدف آمریكایی» است. اما موساد این اطلاعات را در اختیار آمریكا نگذاشت. سرجاسوس موساد استدلال كرده بود كه این مشكل آمریكاییها است و من حاضر نیستم جاسوس یهودی خود را به دلیل نجات جان آمریكایی به كشتن دهم!



توسعه قراردادهای نظامی

اسرائیل به دنبال توسعه قراردادهای نظامی خود با بسیاری از كشورهای جهان است.

قراردادهای اسرائیل بیشتر به بخشهای نرم افزاری (آموزش و مدیریت) بازمی گردد. چین، هند، تركیه، كشورهای آسیای میانه و دهها كشور شرق آسیا و اروپا استفاده كننده خدمات اسرائیلی ها هستند. تخصص پر منفعت اسرائیلی ها در تربیت نیروی كماندویی و یا نیروهای ویژه است. آنها واحدهای كشورهای متقاضی را به شكل دسته، گروهان و یا حتی گردان تحویل می گیرند و طی چند ماه آموزش از آنها «ماشین آدمكشی و تخریب» می سازند و در مقابل دهها میلیون دلار دستمزد می گیرند. (پیش از انقلاب برخی از واحدهای تخصصی نظامی ایران، واحدهای ویژه و حتی نیروهای اطلاعاتی ایران توسط اسرائیل آموزش دیده بودند.) اسرائیل از این طریق علاوه بر كسب درآمد، جاسوسان خود را در سراسر نقاط دنیا گسترش می دهد و به جمع آوری خبر می پردازد.



نقطه ضعف اسرائیل

اسرائیل نیز به مانند هر پدیده دیگری در روی زمین، دارای نقطه ضعف است. خاك اسرائیل بسیار كوچك و جمعیت آن بسیار كم است. خاك اندك باعث می شود كه این كشور دارای عمق استراتژیك نباشد و هرگونه حمله غافلگیرانه به مانند سال 1973 آن كشور را آسیب پذیر كند. اسرائیل دارای 20 هزار كیلومتر مربع وسعت است كه این میزان حتی كمتر از وسعت استانهای كوچك ایران است. از سوی دیگر جمعیت اسرائیل هرگز برای نبردهای طولانی و جنگهای فرسایشی مناسب نیست. چرا كه جنگی بزرگ برای مدت مثلا چند ماه می تواند 30 تا 50 درصد جمعیت فعال اسرائیل را در مناطق جنگی معطل كند و طبیعتا تولید ناخالص ملی این كشور بشدت كاهش دهد.

اسرائیل در نبردهای خود معمولا بین یك روز تا یك ماه بیشتر وقت صرف نكرده است. اگر به هر دلیلی اسرائیل نتواند جنگ را به شیوه مناسب خود به سرعت به پایان ببرد، آنگاه این عنصر جمعیت و عمق خاك است كه تعیین كننده نبرد می شود. به همین دلیل اسرائیل حداكثر تلاش خود را برای خارج كردن مصر از صف اعراب خط مقدم كرد و حتی برای اولین بار در تاریخ خود خاك اشغالی (صحرای سینا) را بدون جنگ به مصر واگذار كرد. مصر اكنون با كاستن از هزینه های نظامی خود بتدریج در حال كاستن از ابعاد ارتش خود است و اسرائیل تقریبا برای همیشه می تواند از كابوس نبرد در دو جبهه رهایی یابد.



حمله اول؛ استراتژی اسرائیل

سیاست اسرائیل از ابتدای روی كار آمدن دولت بن گوریون تاكنون بر اساس پیشگیری و پیشدستی بوده است. اسرائیل 5 سال قبل از آنكه نیروگاه تموز عراق به بهره برداری برسد آن را مورد هدف قرار داد. ارتش های عرب را در ژوئن 1967 قبل از آنكه هیچ فعالیتی از خود نشان دهند زمینگیر كرد. در 1982 قبل از آنكه سوریه تصمیم به پشتیبانی از لبنان بگیرد، با پایگاههای منهدم شده خود روبرو شد.

اكنون اسرائیل به نوعی مدعی است كه نیروگاه بوشهر چند سال دیگر برای آن كشور خطرناك می شود و با همین استدلال در حال چنگ و دندان نشان دادن به ما است.

این امر می تواند هشداری جدی برای مسؤولان كشور باشد تا چه در بعد دیپلماتیك و چه در بعد نظامی شرایط را به گونه ای فراهم كنند تا اسرائیل هرگز به فكر عملیاتی كردن تصمیم خود نباشد.



ارتشی كه طی 48 ساعت 4 برابر می شود

ارتش اسرائیل انبوهی از تانكها، نفربرها، هواپیماها و موشكها را در اختیار دارد اما به علت قلت جمعیت، ارتش حرفه ای اسرائیل تنها است. این جمعیت معادل جمعیت یك ارتش متوسط منطقه است اما تنها ظرف 48 ساعت این ارتش مبدل به ارتش 600 هزار نفری می شود. اگر در اسرائیل در حال خرید از مغازه ای متوجه شدید كه فروشنده یك ستوان توپخانه است و یا راننده تاكسی یك تك تیرانداز است تعجب نكنید. این افراد هر از چندی یكبار با معرفی خود به واحدهای نظامی «كادری» تمرین و آموزش دیده و دوباره كار خود را در لباس شخصی ادامه می دهند.

در دنیا این سیستم تنها متعلق به سوئیس است كه اصلا ارتشی ثابت ندارد اما اسرائیل یك ارتش آماده نیز دارد.



بالاترین هزینه سرانه تسلیحاتی

اسرائیل به جز آنكه بالاترین بودجه نظامی خاورمیانه را (به جز عربستان) دارد، از سرانه هزینه نظامی بالایی نیز برخوردار است. در حالیكه كشورهایی مانند ایران و تركیه سرانه نظامی 78 و 126 دلاری در اختیار دارند (تقسیم بودجه نظامی به جمعیت) نگهداری ارتش اسرائیل برای هر شهروند اسرائیلی در سال 1698 دلار هزینه دربر دارد. این رقم حتی بسیار بالاتر از رقمهای سرسام آور بودجه های اعراب خلیج فارس است كه علیرغم جمعیت كم به دنبال خرید گرانترین تجهیزات برای ارتشهای خود هستند.

بودجه نظامی اسرائیل در سال 2001 معادل 2/11 میلیارد دلار بوده كه این رقم 5 برابر مصر، 2 برابر ایران، 3 برابر پاكستان و 5/3 برابر سوریه است.



نگاهی به نیروهای 3 گانه ارتش اسرائیل

ارتش اسرائیل از 161 هزار نیروی كادر دائم و 425 هزار نیروی ذخیره برخوردار است همانگونه كه قبلا گفته شد به دلیل كمی جمعیت اسرائیل برای این كشور امكان ندارد كه 30 درصد جمعیت فعال خود را به عنوان نیروی نظامی فعال نگهدارد بنابراین، این كشور 6 میلیون نفری تنها از 161 هزار نیرو بهره می برد و باقی ارتش این كشور در حال آماده باش مشغول به فعالیتهای روزمره هستند.



نیروی زمینی

به دلیل آنكه بسیاری از عملیات اعجاب آور نظامی توسط نیروی هوایی اسرائیل صورت گرفته از چشم بسیاری از مردم و حتی كارشناسان توان نظامی زمینی اسرائیل دست كم گرفته شده حال آنكه این ارتش یكی از مكانیزه ترین نیروهای جهانی را در اختیار دارد. اسرائیل 4200 تانك و 6100 نفربر زرهی در اختیار دارد كه با آن به راحتی قادر به جا به جا كردن صدها هزار سرباز در مدتی كمتر از 48 ساعت است. توان قابل ملاحظه زرهی اسرائیل به آن كشور اجازه می دهد در حملات برق آسا توفیق قابل توجهی داشته باشد. (نفوذ آریل شارون در 1973 به فلب خطوط دفاعی مصری ها به دلیل مكانیزاسیون ارتش این كشور بود.)

نیروی زمینی اسرائیل از 120 هزار سرباز، 2000 توپ سنگین و 5 هزار خمپاره بهره مند است. ستون فقرات نیروی زمینی اسرائیل را تانكهای ام47، ام48 و ام60 تشكیل می دهد. اسرائیل همواره این تانكها را با حداقل هزینه بازسازی كرده و آنها را «روزآمد» نگاه می دارد.



نیروی هوایی

ارتش اسرائیل از 456 هواپیمای جنگی فعال و 150 هواپیمای رزرو برخوردار است. نیروی هوایی مذكور علیرغم یرخورداری از این تعداد هواپیما، طبق نظر كارشناسان نظامی قادر به استفاده بسیار بهتر از هواپیما نسبت به اعراب است (حتی اگر برتری اعراب 3 به یك باشد) چرا كه واحدهای ناوبری زمینی این نیرو در كنار آمادگی نیروی هوایی این امكان را برای آنها فراهم می كند تا از كلیه هواپیماهای خود استفاده كنند. در نبرد 6 روزه اسرائیل در ظرف چند دقیقه كل نیروی هوایی خود را بر روی اهداف دشمن فرستاد. این نیرو به دلیل كمی وقت مجبور بود اجرای عملیات بمباران فرودگاههای اعراب را تقریبا همزمان انجام دهد حال آنكه معمولا یك نیروی هوایی متوسط منطقه حداكثر تا 40 درصد هواپیماهای خود را می تواند همزمان به حركت درآورد.

ستون فقرات نیروی هوایی اسرائیل را هواپیماهای اف-16 (232 فروند) و اف-15 (130 فروند) تشكیل می دهد. اسرائیل هنوز تعدادی هواپیمای اف-4 و كفیر را در خدمت دارد اما به دنبال جایگزینی آنها با 150 فروند اف-15 و اف-16 جدید است.



نیروی دریایی

اسرائیل به نیروی دریایی خود نیز طی 4 دهه اخیر توجه داشته اما این نیرو، كوچك محسوب می شود و در سایه نیروهای هوایی و زمینی خود را كمرنگ نشان می دهد.

نیروی دریایی اسرائیل از 6500 ناوی، 3 زیردریایی و دهها كشتی و شناور كوچك و متوسط برخوردار است. به دلیل عدم توجه اعراب به نیروهای دریایی، اسرائیل نیز چندان توجهی به این نیرو نداشته است.



نیروی دفاع استراتژیك

اسرائیل از 150 تا 200 بمب اتمی برخوردار است كه اگر چه تاكنون خبر رسمی درباره آنها منتشر نشده اما تقریبا همه درباره وجود آنها اتفاق نظر دارند.

اسرائیل همچنین از صدها موشك جریكو-1 با برد 500 كیلومتر و جریكو-2 با برد 2000 كیلومتر برخوردار است.

جدول زیر بطور خلاصه نیروی تهاجمی اسرائیل را نشان می دهد.

سرباز 161000 نفر

هواپیما 456 فروند

تانك 4150 دستگاه

نفربر 6100 دستگاه

توپ 2000 عراده

خمپاره 5000 دستگاه

هلی كوپتر 135 فروند

بودجه نظامی 2/11 میلیارد دلار


پنجشنبه 19 فروردین 1389

بررسی توان نظامی اسرائیل

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :عمومی ،

 

خبرگزاری فارس: اسرائیل پس از آمریكا فوری ترین خطر برای ایران است. اگر آمریكا قبل از هر اقدام نظامی مجبور به بررسی ابعاد سیاسی بین المللی آن است چنین منعی برای ارتش اسرائیل وجود ندارد. اسرائیل هم مرز ایران نیست اما ثابت كرده كه به هنگام تصمیم، به راحتی به اقدام در ماورای مرزهای خود دست می زند. اسرائیل اكنون سالهاست كه از نظر اطلاعاتی اقدامات متعددی را علیه دشمنان سنتی منطقه ای خود از جمله ایران آغاز كرده است.



در بین كشورهای خاورمیانه بی شك هیچ ارتشی برای امنیت منطقه به اندازه ارتش اسرائیل خطرناك نیست. این ارتش از نظر ابعاد كمی و كیفی به درجه ای از قدرت رسیده كه برای مرقبت از «نه كشوری با 6 میلیون جمعیت و 20 هزار كیلومتر مربع وسعت» بلكه برای كشوری در ابعاد هندوستان با یك میلیارد جمعیت و 5/3 میلیون كیلومتر مربع وسعت كفایت می كند. در حالی كه رسانه های غربی به گونه ای سؤال برانگیز سخنان سیاستمداران خود را مبنی بر تسلیح ایران به سلاحهای متعدد تكرار می كنند، كسی هرگز نیم نگاهی به ارتش تا بن دندان مسلح اسرائیل ندارد. مطلبی كه در ادامه می خوانید پیرامون شناسایی بیشتر خوانندگان با تهاجمی ترین ارتش جهان است.

اسرائیل پس از آمریكا فوری ترین خطر برای ایران است. اگر آمریكا قبل از هر اقدام نظامی مجبور به بررسی ابعاد سیاسی بین المللی آن است چنین منعی برای ارتش اسرائیل وجود ندارد. اسرائیل هم مرز ایران نیست اما ثابت كرده كه به هنگام تصمیم، به راحتی به اقدام در ماورای مرزهای خود دست می زند. اسرائیل اكنون سالهاست كه از نظر اطلاعاتی اقدامات متعددی را علیه دشمنان سنتی منطقه ای خود از جمله ایران آغاز كرده است، ژنرالهای اسرائیل از حداقل یك دهه قبل با بسیج نیروهای اطلاعاتی خود دهها نقشه بزرگ و كوچك از تأسیسات حساس ایران تهیه كرده اند و تنها مترصد فرصتی برای حمله هوایی به آنها هستند.

چنین اقدامی از سوی اسرائیل قطعا واكنش ایران را دربر خواهد داشت و طبیعتا شرایط ایران از شرایط «عادی» مبدل به شرایط «جنگی» می شود كه این امر اصلا به سود منطقه نیست.



نیروگاه بوشهر

بی شك پس از آمریكا، روسیه، انگلیس، فرانسه، چین و هند، اسرائیل هفتمین قدرت اتمی دنیا است.

هیچكس از توان اتمی اسرائیل بطور دقیق اطلاعی ندارد اما مسلما این كشور از 3 دهه قبل به تولید و انباشت بمب اقدام كرده و اكنون بیش از 150 بمب اتمی در اختیار دارد كه برای نابودی نیمی از شهرهای مهم خاورمیانه كفایت می كند. اكنون این دولت مدعی است كه نیروگاه اتمی بوشهر برای حیات این رژیم خطرناك است.

اسرائیلی ها رسما اعلام كرده اند كه نیروگاه مذكور از خط قرمز آنها فراتر رفته و برای انهدام آن برنامه دارند و برای این اقدام منتظر چراغ سبز حتی آمریكا نمی نشینند.

سخنان آنها واكنش شدید دولت ایران را در پی داشت.

اما بی تردید باید تهدید اسرائیل را چیزی بیش از یك بلوف دانست.

اسرائیلیها در سال 1981 در اوج جنگ ایران و عراق نیروگاه تموز عراق را طی یك حمله هوایی غافلگیرانه با خاك یكسان كردند.



6 دهه سابقه نظامی گری

نطفه اسرائیل با درگیری های نظامی بسته شد. حتی قبل از آنكه دولت اسرائیل رسما تشكیل شود، میلیشیاهای یهودی با تهدید، تطمیع و زور اسلحه فلسطینیان را از مناطق مسكونی آنها بیرون می كردند. اما درگیری اصلی نظامی اسرائیل و كشورهای عرب به سال 1948 بازمی گردد زمانی كه با اعلام موجودیت اسرائیل كشورهای عربی درگیر نبردی تمام عیار با آن كشور شدند. نبردی كه منجر به ظهور قدرتی جدید در منطقه شد.

در 1956 به دنبال ملی شدن كانال سوئز توسط جمال عبدالناصر، ارتش اسرائیل به همراه نظامیان فرانسوی و انگلیسی درگیر نبردی سنگین با نیروهای مصری شدند.

در این نبرد نیز اعراب یارای مقابله با ارتشهای مذكور را نداشته تا آنكه خروشچف از كشورهای فرانسه و انگلیس خواست تا نیروهای خود را از صحرای سینا و مصر عقب بكشند در غیر این صورت با پاسخ اتمی شوروی مواجه می شوند.

اما نبرد 1967 بدترین شكست تاریخ را برای اعراب رقم زد.

مصر و سوریه كه طی سالهای پایانی دهه 50 و سالهای دهه 60 به تجهیز ارتشهای خود با سلاحهای بلوك شرق پرداخته بودند به توانایی بالایی دست یافته و حداقل به روی كاغذ از اسرائیل قوی تر بودند.

همچنین دولتهای عربی دیگر آمادگی كامل خود را برای پشتیبانی نظامی از ارتشهای فوق اعلام كردند.

شرایط كاملا به نفع كشورهای عربی بود اما در سحرگاه پنجم ژوئن 1967 بر خلاف انتظار همگان حركت اصلی را برای هجوم، ارتش اسرائیل آغاز كرد.

نیروی هوایی اسرائیل با كمك تقربیا تمامی هواپیماهای خود به رهبری ژنرال (یك چشم) موشه دایان با پرواز بر فراز كلیه فرودگاههای منطقه حتی فرودگاههای متروكه كلیه هواپیماهای عربی را منهدم كرد و فرودگاهی را نیز برای استفاده آنها باقی نگذاشت.

صبح روز ششم ژوئن اعراب متوجه شدند كه نیروی هوایی ندارند. این در حالی بود كه نیروی زمینی اسرائیل از 3 مسیر شمال (بلندی های جولان)، شرق (غرب رود اردن) و جنوب صحرای سینا به سرعت پیشروی كرده و در پناه آتش نیروی هوایی ظرف 6 روز اعراب را با شكست قطعی مواجه كردند.

نبرد «6 روزه» چنان هراسی در دل ارتشهای عرب انداخت كه آنها فكر مبارزه با اسرائیل را برای مدتها به فراموشی سپردند. عبدالناصر نیز استعفا كرد كه البته با ابراز احساسات مردم عرب مجددا به قدرت بازگشت.



جنگ اكتبر

اسرائیل در 1967 به تمامی اهداف خود دست یافت بنابراین برای اولین بار استراتژی خود را از تهاجمی به تدافعی تغییر داد. مهندس بارلو استراتژیست و مهندس ارتش اسرائیل نیز برای اسرائیل در محل تلاقی صحرای سینا و كانال سوئز دژی عظیم با نام «خط بارلو» احداث كرد. خط بارلو از دفاعی مرگبار برخوردار بود. پوشش آتش این خط بی نهایت سنگین و نفوذ به داخل آن تقریبا محال می نمود.

اسرائیل با ساخت این خط دفاعی عملا مصر را از ارتباط با كشورهای عربی جبهه شرق جدا می كرد. (ارتش اسرائیل در بین ارتشهای عرب تنها از ارتش مصر وحشت داشت.)

تنها یك روز مانده به عید مقدس یهودیان (یوم كیپور) در حالی كه تمام اسرائیلیها خود را برای برگزاری مراسم مذكور آماده می كردند و ارتش اسرائیل در حال نیمه فعال بود، صدها كماندوی مصری در كنار هزاران غواص با گذشتن از خطوط موسوم به آب و آتش اسرائیل وارد سرپلها صحرای سینا شدند.

ژنرالهای مصری در عملیاتی كه هنوز جزو شاهكارهای نظامی دنیا محسوب می شود با كمك شناورهایی كه خلق الساعه ایجاد شد صدها تانك و دهها تیپ و لشكر را به داخل خاك اسرائیل (صحرای سینا) منتقل كردند، خط بارلو به مانند خط ماژینو به سرعت درهم شكست و لشكرهای مصری به داخل صحرای سینا سرازیر شدند. ارتش سوریه نیز به سرعت از شمال هجوم به اسرائیل را آغاز كرد. ارتش اسرائیل كه كاملا غافلگیر شده بود با پیامهای رادیویی مرتب از افسران و سربازان خود می خواست تا مرخصی های خود را نیمه تمام گذاشته و به محل خدمت مراجعه كنند.

اسرائیل تنها یك راه برای متوقف كردن سیل تانكهای مصری در صحرای سینا داشت، تانكهایی كه ظرف كمتر از یك هفته می توانستند خود را به تل آویو برسانند. «نیروی هوایی». 400 هواپیمای اسرائیلی با به كارگیری انواع جنگ افزارهای زره و ضد نفر در ارتفاع پایین به دنبال زمینگیر كردن لشكرهای زرهی مصری رفتند اما آنها در محاسبات خود جایی برای موشك سام (SAM) در نظر نگرفته بودند. انبوهی از موشكهای سام هواپیماهای پیشرو اسرائیل را در بدترین وضعیت تاریخ این كشور قرار دادند. 100 هواپیمای اسرائیلی طی چند روز نبرد ساقط شدند باقی آنها نیز از بیم ضربات سام های روسی از فواصل دور اقدام به شلیك می كردند كه معمولا بی نتیجه بود.

اكنون نیروهای اسرائیلی توان زرهی و پیاده خود را به صحرای سینا متمركز كردند و از نیروی هوایی خود در نابودی ارتشهای عربی در جبهه شرقی استفاده كردند. جنگ 1973 كه معروف به جنگ اكتبر و یا جنگ یوم كیپور بود ثابت كرد كه اگر ارتشهای عرب بویژه مصریها از برنامه ریزیهای دقیق و اتحاد سراسری برخوردار باشند شكست اسرائیل امری غیر ممكن نخواهد بود. البته این هماهنگی اعراب كه حتی منجر به افزایش 300 درصد قیمت نفت (به دلیل تحریم غرب از سوی صادركنندگان نفت عرب) شد از جمله فرصتهایی بود كه هر چند صد سال یكبار رخ می دهد. اما تعلل مصریها از یك سو در میدان جنگ و حمایتهای همه جانبه آمریكا از اسرائیل (از جمله برقراری پل هوایی برای رساندن تسلیحات به اسرائیل) سبب شد تا ظرف یك هفته ورق برگردد. ژنرال شارون در زمانی كه جبهه های جنگ از تعادل و پایداری نسبی برخوردار شد با یك لشگر از زبده ترین نیروهای اسرائیلی و استفاده از رخنه ای كه بین 2 سپاه مصر در صحرای سینا ایجاد شده بود با طی صدها كیلومتر به سرعت خود را به كرانه غربی صحرای سینا رساند و به تهدید مستقیم قاهره و اسكندریه پرداخت. ناگهان فرماندهان مصری خود را با شرایط جدی روبه رو دیدند.

حركت ناپلئونی شارون هنوز هم به اقدامی افسانه ای شبیه است. بعدها مشخص شد كه این ژنرال اسرائیلی در زمانی كه صحرای سینا در اختیار اسرائیل بود بارها با تردد در این صحرا به علامتگذاری در این دشت خشك پرداخته و پیش بینی روزی را می كرد كه مجبور به یك ضد حمله نفوذی به داخل نیروهای مصری شود.

در نهایت به دنبال سازش سادات با غرب، نیروهای مصری تانكهای خود را به تدریج از صحرای سینا خارج كردند و این بار از جان گذشتگان مصری از ابتكار خود نتیجه نگرفتند.

ژنرال عامر طراح عملیات مصریها به شهادت سیاستمداران و مورخین هنگام برگرداندن واحدهای سنگین زرهی و توپخانه مصر به پشت خطوط اولیه با چشمانی پر از اشك از سادات خواست تا در تصمیم خود تجدیدنظر كند اما در مقابل پافشاری سادات وی نیز به عنوان یك نظامی تنها پذیرنده دستور بود.

ارتش اسرائیل پس از پیمان كمپ دیوید و خروج مصر از صف كشورهای مبارز با اسرائیل ناگهان جانی دوباره یافت. اسرائیل كه تا سال 1975 حداقل 75 درصد نیروهای خود را صرف جبهه بزرگ مصر كرده بود از آن سال به بعد به تدریج نیروهای خود را به مرزهای شرقی و شمالی منتقل كرد. این بار تمام فشار بر روی سوریه متمركز شد. در 1982 اسرائیل به بهانه حملات فلسطینیها از جنوب لبنان به این كشور، با عبور از مرز دو كشور تا بیروت را به تصرف خود درآوردند.

آنها در حمله بزرگ خود 30 هزار چریك فلسطینی را در مقابل تصمیم «ماندن و یا مردن» قرار دادند. نیروی فلسطینی در نهایت تن به خروج از لبنان داد. اكنون نوبت به سوریه بود. نیروی هوایی اسرائیل طی یك حمله غافلگیرانه به پایگاههای ضدهوایی سوریه در بقاع لبنان تقریبا تمام این پایگاهها را منهدم كرد. 70 پایگاه سام سوری در این نبرد بدون آنكه بتوانند به مانند سال 1973 خسارتی به اسرائیل بزنند از گردونه عملیات خارج شدند و هواپیماهای اف-4 و اف-16 اسرائیلی بلافاصله با صدها هواپیمای میگ سوری كه از دمشق اعزام شدند به درگیری پرداختند و 80 فروند از آنها را ساقط كردند. در مجموع، این عملیات را اسرائیلیها با تنها 2 فروند تلفات هوایی به پایان بردند. در این نبرد كلیه ركوردهای نبردهای هوایی (با هواپیماهای موتور جت) شكسته شد و سقوط 16 به یك هواپیماها كه متعلق به یك خلبان آمریكایی در جنگ ویتنام بود، ناگهان به نسبت یك به چهل افزایش یافت. این در حالی بود كه هواپیماهای سوری از پشتیبانی پدافند «بقاء» نیز برخوردار بودند.

این بار اسرائیل با یك حركت برق آسا به 4 هدف دست یافت. 1- لبنان را اشغال كرد، 2- چریكهای فلسطینی را به كلی از منطقه راند، 3- نقش سوریه را در معادلات نظامی خاورمیانه تقلیل داد و لبنان را كه دیروز حیاط خلوت سوریه بود، به كشوری خنثی تبدیل كرد، 4- به اعراب ثابت كرد كه دیگر بدون مصر قادر به برابری با اسرائیل نیستند.

سوریه در 1983 به دنبال آن رفت تا در كلیه زمینه های نظامی پابه پای اسرائیل رشد كند. بر روی كاغذ، ارتش سوریه در 1989 تقریبا در ابعاد ارتش اسرائیل بود، اما با شدت گرفتن پروژه های گورباچف پروستاریكا و گلاسنوست و فروپاشی شوروی، سوریه كه كشوری فقیر و فاقد تكنولوژی بود، در ادامه «استراتژی برابری نظامی» عقب افتاد و اكنون 14 سال مداوم است كه هر روز بر ابعاد كمی و توان كیفی ارتش اسرائیل اضافه می شود، اما به ازای آن چنین اتفاقی برای ارتش سوریه رخ نداده است.


برچسب ها: بررسی توان نظامی اسرائیل ،

پنجشنبه 19 فروردین 1389

بررسی توان نظامی اسرائیل

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :عمومی ،