تبلیغات
بررسی و كارشناسی صنایع موشكی و پدافندی و جنگنده های برتر دنیا - مطالب هفته اول اسفند 1388
جمعه 7 اسفند 1388

ناو هوا پیما بر آمریکا !!!

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :ناوهای هواپیمابر ،

ناوهای هواپیما بر با ارتفاعی برابر با یک ساختمان بیست طبقه بیرون از آب و طولی برابر با 333 متر در همان نگاه اول تعجب همگان را بر می انگیزند ؛ اما دلیل آن بزرگی و عظمت بی نظیر ناو نیست بلکه توانایی این فرودگاه کوچک شناور در به پرواز در آوردن هواپیما های جنگی بوده که چنین حسی را بوجود می آورد . در آب های آزاد ناو های هواپیما بر بعنوان خاک یا قلمرو خود مختار محسوب می شوند و خدمه می توانند به مانند اینکه در کشور خود هستند رفتار کنند البته تا زمانی که به سواحل کشورهای دیگر نزدیک نشده اند . بنابراین نظامیان ایالات متحده بدون نیاز با توافق با کشوری ، گروه رزمی ناو هواپیما بر خود که شامل یک ناو هواپیما بر و شش تا هشت کشتی اسکورت دیگر است را به منطقه ارسال می دارند .



جنگنده ها ، بمب افکن ها و سایر هواپیما های نظامی می توانند با پرواز به سمت اهداف دشمن دوباره به پایگاه تقریبا امن خود که همان گروه رزمی ناو هواپیمابر بوده باز گردند . ناو های هواپیما بر می توانند با سرعت 35 نات ( 64 کیلومتر بر ساعت ) بر روی آب حرکت کنند . این توانایی یعنی رسیدن به منطقه درگیری در عرض چند هفته . البته ایالات متحده در حال حاضر شش پایگاه درسراسر جهان برای ناوگان ناوهای هواپیمابر خود ایجاد کرده که با فلسفه واکنش سریع و اعزام ناوها از نزدیک ترین پایگاه به منطقه درگیری مورد استفاده قرار می گیرند . با بیش از یک میلیارد قطعه سوپر ناو های هواپیما بر کلاس « نیمیتز » ایالات متحده در بین پیچیده ترین ماشین های ساخته شده توسط بشر قرار می گیرند اما در سطح مفهومی عملکرد و هدف از ساخت هریک از آن ها بسیار ساده است بطوریکه برای انجام چهار کار پایه طراحی و ساخته شده اند . 1-حمل و نقا هواپیماهای نظامی دردریا 2- عمل کردن به مانند یک فرودگاه کوچک برای به پرواز درآوردن و نشاندن هواپیماها 3- استفاده به عنوان یک مرکز فرماندهی عملیات 4- جا دادن به افراد و پرسنلی که برای انجام این کارها مورد نیاز می باشند

برای به انجام رسانیدن این اهداف یک ناو هواپیمابر باید قابلیت های یک کشتی را با یک پایگاه هوایی و همچنین یک شهر کوچک ترکیب کند . ناو هواپیما بر باید دارای یک عرشه پروازی برای نشست و برخاست هواپیماها ، قسمت فرماندهی و کنترل ، سیستم پیش رانشی ، سیستم های گوناگون دیگر ( شامل آب ، غذا ، سیستم دفع فاضلاب و زباله ، سرویس پستی ، رادیو ، تلویزیون و چاپ روزنامه داخلی ) و همچنین بخش اصلی از بدنه کشتی که در داخل آب قرار می گیرد ، باشند . بخش بدنه در زیر خط آب بصورت قوس دار ونسبتا باریک است . بخش بالای خط آب به طرف بیرون گسترده می شود تا عرشه پروازی را تشکیل دهد . بخش زیری نیز از دو قسمت تشکیل یافته است که در واقع دو لایه مجزا بوده که در صورت اصابت اژدر به پوسته بیرونی ، پوسته داخلی بعنوان محافظ از درهم شکستن و غرق شدن کشتی جلوگیری می کند . از دهه پنجاه تا کنون تقریبا همه سوپر ناو های هواپیما بر ایالات متحده توسط شرکت « نورث روپ گرومن » واقع در نیوپورت نیوز ساخته شده اند . برای سادگی در پروسه ساخت ، این ناو ها بصورت مدولی ساخته شده و سپس مونتاژ می شوند که هر کدام ازاین مدول ها به سوپر لیفت معروفند.هر یک از این سوپر لیفت ها می توانند 70 تا 800 تن متریک وزن داشته باشند . ناوهای هواپیمابرمدرن ازحدود 200 مدول یا سوپر لیفت تشکیل یافته اند . ناگفته نماند آخرین مدول که در پروسه ساخت ومونتاژ نهایی نصب می شود جزیره یا همان ساخنمان فرماندهی روی عرشه ناو است که 575تن وزن دارد . مانند تمام کشتی ها ناوهای هواپیمابر هم در اقیانوس ها توسط نیروی پیش رانشی پروانه حرکت می کنند. البته با 6.4 متر پهنا هر کدام از چهار پروانه ناو هواپیما بر در کلاسی متفاوت از دیگر کشتی ها قرار می گیرند . هر یک از پروانه ها به یک شفت متصل بوده که توسط توربین بخار قدرت گرفته از راکتور هسته ای به گردش در می آیند . سیستم پیش رانشی ناو از دو راکتور هسته ای تشکیل یافته است که در محفظه ای زره پوش شده واقع در وسط ناو قرار دارند . این راکتورهای هسته ای بخار مورد نیاز برای بحرکت درآوردن توربین و در نتیجه پروانه کشتی را تأمین می کنند . قابل ذکر است که بنا به آمار منابع غیر رسمی قدرت سیستم پیش رانشی ناو بیش از دویست و هشتاد اسب بخار است . چهار توربین ناو همچنین برق مورد نیاز سیستم های الکتریکی و الکترونیکی ناو را تأمین می کنند که شامل سیستم شیرین کننده آب دریا نیز بوده و این سیستم روزانه بیش از یک و نیم میلیون لیتر آب دریا را به آب قابل شرب تبدیل می کند . ناوهای هواپیمابر پانزده تا بیست سال نیاز به سوخت گیری ندارند . البته راکتورهای هسته ای خطرات خاص خود را داشته و سوخت گیری مجدد ناو پروسه ای است که حدود سه سال به طول می انجامد.



به ارقام زیر در مورد ناوهای هواپیمابر کلاس نیمیتز توجه کنید
ارتفاع کلی برابر 74 متر ؛وزن آب جابجا شده توسط ناو در حالت بارگیری کامل رزمی برابر با 88000 تن متریک ؛وزن فولاد سازه ای برابر با 54000 تن متریک ؛مساحت کل عرشه پروازی برابر با 1.8 هکتار ؛طول عرشه پروازی 333 متر و عرض عرشه پروازی 78 متر ؛تعداد بخش یا اتاق ها برابر با چهارهزار واحد ؛وزن هرکدام از لنگرها برابر با 30 تن ؛وزن هریک از دانه های زنجیر لنگر برابر با یکصدوشصت کیلو گرم ؛وزن هر یک از پروانه ها سی تن ؛وزن هر یک از سکان ها 41 تن متریک ؛ظرفیت ذخیره سوخت هواپیما 12.5 میلیون لیتر ؛تعداد تلفن های داخل کشتی برابر با 2500 دستگاه ؛تعداد تلویزیون های ذاخل کشتی برابر با 3000 دستگاه ؛طول کل کابل کشی داخل ناو برابر 1600 کیلومتر ؛ظرفیت هوای سیستم تهویه برابر با 2040 تن متریک ؛ظرفیت غذای ذخیره یخ زده و خشک شده در ناو برابر غذای 6000 نفر به مدت 70 روز ؛میزان محموله پستی در یک سال چهارصد و پنجاه هزار کیلوگرم ؛تعداد 6 پزشک و 5 دندانپزشک با یک بیمارستان 51 تخت خوابی
عرشه پروازی یکی از هیجان انگیز ترین و در عین حال خطرناک ترین محل ها برای کار است . از آنجا که بر خلاف باندهای معمولی ناوها طول باند کمتری دارند بنابراین برخاستن از آن و فرود آمدن بر آن در سرعت های بالایی انجام می پذیرد که برای خدمه روی عرشه می تواند بسیار خطر آفرین باشد و حتی ذره ای خطا از جانب خدمه یا خلبان ممکن است به مرگ و آسیب های جدی بینجامد
تیک آف
برای اینکه به پرواز در آمدن هواپیماها از روی سطح ناو ساده تر انجام گیرد ، ناو هواپیمابر در خلاف جهت باد و با سرعت زیادی حرکت می کند . با این کار به دلیل عبور جریان های هوا از روی بال نیروی لیفت بیشتری ایجاد شده و به میان کمی موجب کاهش سرعت تیک آف هواپیما می شود . اما این سرعت برای به پرواز در آوردن هواپیماهای سنگین نظامی ناکافی است بنابراین از وسیله ی دیگری بنام کاتاپولت ( منجنیق ) برای شتاب دادن به هواپیما در مسافت کوتاه استفاده می کنند . هر کدام از این کاتاپولت ها که تعداد آن روی عرشه ناوهای هواپیمابر کلاس نیمیتز به چهار دستگاه می رسد تشکیل یافته از دو پیستون درون دو سیلندر موازی در زیر عرشه که هر کدام طولی برابر با یک زمین فوتبال دارند . پیستون ها هر یک دارای برجستگی هایی هستند که از شکاف روی عرشه بیرون آمده و به حامل کوچکی متصل می گردند . جهت آماده سازی هواپیما برای تیک آف خدمه عرشه پوازی آن را به محل مورد نظر پشت کاتاپولت هدایت می کنند سپس میله یدک کش روی چرخ دماغه را به شکافی روی حامل کاتاپولت نصب می کنند . خدمه میله ی نگهدارنده ای را نیز بین پشت چرخ جلو و حامل نصب می کنند که این قطعه در هواپیماهای اف-14و اف-18 روی چرخ دماغه بصورت یکپارچه ساخته شده است . همزمان با متصل کردن چرخ دماغه به حامل کاتاپولت خدمه ی عرشه پروازی صفحات منحرف کننده گازهای خروج اگزوز را نیز در پشت هواپیما بالا می برند . وقتی تمام این مراحل انجام گرفت افسر کاتاپولت معروف به شوتر که در یک گنبد شیشه ای کوتاه روی عرشه پروازی بر تمام مراحل نظارت دارد سوپاپ سیلندرهای کاتاپولت را باز کرده در نتیجه سیلندرها توسط بخار پر فشار تولید شده در راکتور ناو پر می شوند . این بخار نیروی پیش رانشی برای کاتاپولت کردن هواپیما و ادامه پرواز با سرعت ایمن را تأمین می کند . اگر میان این بخار که بستگی به نوع هواپیما دارد کم باشد نیروی لیفت کافی ندارد و هواپیما را به داخل اقیانوس پرتاب خواهد کرد و اگر زیاد باشد ، خیز برداشتن سریع کاتاپولت موجب شکستن چراغ دماغه خواهد شد . قبل از پرتاب ، خلبان هواپیما از تمام قدرت موتورهای آن استفاده می کند که در این زمان میله نگهدارنده مانع حرکت هواپیما به جلو می شود . در این زمان افسر کاتاپولت با اشاره به خلبان پیستون را رها کرده و هواپیما پرتاب می شود . در انتهای مسیر کاتاپولت ، میله یدک کش از حامل جدا شده و هواپیما به پرواز با نیروی موتورها خود ادامه می دهد . سیستم کاتاپولت می تواند یک جنگنده بیست تنی را در زمانی حدود دو ثانیه از صفر به سرعت 270 کیلومتر در ساعت برساند . قابل ذکر است که ناو هواپیمابر توانایی به پرواز در آوردن یک هواپیما را در بیست ثانیه دارد

فرود روی عرشه ای که فقط حدود 150 متر باند برای نشستن هواپیما دارد آن هم با سرعتی که جنگنده های سریع نیروی دریایی دارند یکی از سخت ترین کارهای خلبان است . برای فرود بر روی عرشه ناو هر هواپیما باید دارای قلاب دم باشد . خلبان هواپیما با تقرب و فرود دقیق سعی خواهد کرد یکی از چهار کابل نگهدارنده هواپیما روی عرشه ناو را با قلاب دم بگیرد . این کابل های فولادی که در عرض باند فرود و بموازات یکدیگر قرار گرفته اند ، به سیلندرهای هیدرولیکی زیر عرشه فرود متصلند که وقتی قلاب دم هواپیما با یک از این کابل ها در گیر می شود کابل مذکور بیرون آمده در نتیجه سیلندر هیدرولیکی انرژی هواپیما را جذب می کند . چنین سیستمی می تواند هواپیمایی با 24 تن وزن و 241 کیلومتر در ساعت سرعت را در مسافت حدود 96 متر متوقف کند . این کابل های موازی به فاصله 15 متری از هم قرار گرفته اند بنابراین منطقه بیشتری را برای تماس چرخ ها به خلبان می دهند . معمولا خلبان ها کابل سوم را هدف گیری می کنند که ایمن ترین حالت ممکن است ، هدف گیری کابل اول به دلیل لزوم نزدیک شدن به لبه ناو آن هم در حدی خطرناک کار درستی نیست . پروسه فرود با بازگشت هواپیماها به ناو و با اجرای طرح پرواز بیضی شکل ، با تنظیم زاویه دقیق تقرب از سوی خلبان ، انجام می شود و اولین اجازه فرود را هواپیمایی کسب می کند که کمترین ذخیره سوخت را داشته باشد . برای کمک به خلبان جهت اجرای یک فرود خوب افسر علایم از طریق رادیو و چراغ های روی عرشه ناو با ارسال علایم او را راهنمایی می کند . اگر هواپیما درست در مسیر باشد چراغ سبز به خلبان نشان داده می شود و در غیر این صرت از رنگ های دیگر استفاده می شود تا خلبان اقدام به اصلاح مسیر یا لغو و اجرای دویاره آن کند . سیستم نوری لنزهای اپتیکی فرسنل هم در کنار افسر علایم به خلبان برای فرود کمک می کند . این سیستم متشکل از یک سری چراغ و لنزهای فرسنل است که بر روی یک سکوی پایدار شده توسط ژیروسکوپ نصب شده اند . لنزها باعث تمرکز نور بصورت شعاع های باریکی با زوایای مختلفی در آسمان می شوند . درست زمانی که چرخ های هواپیما با عرشه ناو تماس پیدا کردند خلبان اهرم گاز را تا آخر فشار داده و قدرت موتورها را با پس سوز به حداکثر می رساند . چون در صورتی که هواپیما با قلاب ها درگیر نشود خلبان باید بتواند با حفظ سرعت دوباره از روی ناو برخیزد . ناگفته نماند که باند فرود ناو با چهارده درجه انحراف از محور طولی روی عرشه ناو قرار گرفته است

آشیانه هواپپماها
روی عرشه پروازی تعداد کمی هواپیما پارک می شوند و هواپیماهایی که مورد نیاز نیستند به آشیانه فرستاده می شوند . آشیانه هواپیماها دو طبقه پایین تر از عرشه پروازی قرار گرفته است که با 209 متر طول ، 34 متر عرض و 8 متر ارتفاع امکان جا دادن به بیشتر انواع هواپیماها وهلیکوپترها را دارد . آشیانه می تواند حدود 60 فروند هواپیما ، مخازن سوخت و قطعات یدکی را در چهار بخش خود جای دهد . برای انتقال هواپیماها به عرشه پروازی از چهار بالابر سریع استفاده می شود که نیرو هیدرولیکی کافی برای بالا بردن دو هواپیمای 35 تنی را دارند . قسمت انتهایی آشانه و عقب کشتی هم در اختیار بخش تعمیر و نگهداری است که دارای منطقه بازی نیز برای آزمایش موتورها با پس سوز می باشد . تیپ هوایی مستقر در ناو حدودا از 9 اسکادران تشکیل یافته که جمعا هفتاد تا هشتاد فروند هواپیما را شامل می شود . این هواپیماها شامل انواع اف/ای-18هورنت ، اف-14تام کت ، ای-2سی هاوک آی ، اس-3بی وایکینگ ، ای آ-6بی پراولر و هلیکوپتر اس اچ-60سی هاوک می باشند . جالب است بدانید یک ناو هواپیمابر کلاس نیمیتز می تواند پنجاه جنگنده را جهت اجرای یکصدوپنجاه حمله در روز به پرواز درآورد و در زرادخانه خود بیش از 4000 انواع بمب را دارد .



خدمه عرشه
به جهت اینکه روی عرشه مشکلی پیش نیاید تمام افراد مسئول روی عرشه لباس رنگ مخصوص شغل خود را در بر می کنند . ارغوانی مسئولان سوخت هواپیما معروف به انگورها ؛ آبی جابجا کننده های هواپیماها، مسئولان بالابر ، راننده های یدک کش ، پیغام برها و مسئولان ارتباطات ؛ سبز مسئولان کاتاپولت و کابل های نگهدارنده ، مهندسان تعمیر ونگهداری ، مسئولان فرود هلیکوپتر ؛ زرد افسران کاتاپولت و کابل های نگهدارنده ، راهنمایان هواپیماها ، افسران جابجایی هواپیماها ؛ قرمز افسران مهمات ، مسئولان عملیات نجات ؛ قهوه ای افسران مسئول هواپیماهای تیپ هوایی ؛ سفید بازرسان اسکادران هواپیماها ، افسران علایم فرود ، افسران ناظر و پرسنل پزشکی
تسحیلات تدافعی و تجهیزات راداری
موشک های زمین به هوای سی پارو و موشک های ضد موشک رم ؛ چهار توپ چرخان 20 میلیمتری با سرعت تیر اندازی 3000 تیر در دقیقه و برد یک و نیم کیلومتر ؛ سیستم های چف و فلر برای منحرف کردن انواع موشک ها و اژدرها ؛ سیستم های جنگ الکترونیک و سیستم های پیشرفته راداری باندهای سی و جی و همچنین شناسایی دوست از دشمن
ناوگان کلاس نیمیتز ایالات متحده به شرح زیرند
USS Nimitz ( CVN 68( سال ورود به خدمت 1975 اکنون در حال سوخت گیری است )
USS Dwight D.Eisenhower ( CVN 69 ) ( 1977)
USS Carl Vinson (CVN 70) ( 1986
USS Abraham Lincoln (CVN 72) (1989)
USS George Washington ( CVN 73) (1992(
USS John C.Stennis (CVN 74) (1995(
USS Harry S. Truman ( CVN 75) (1998(
USS Ronald Reagan ( CVN 76) (2003(
USS George H.W.Bush (CVN 77 ( در حال ساخت ، سال ورود به خدمت 2009 )
همچنین کلاس جدید ناوهای CVN 78 که در سال 2007 ساخت آن شروع خواهد شد احتمالا تا سال 2014 وارد خدمت می شوند که مجهز به سامانه های پیشرفته تری هستند و نیاز به خدمه کمتری هم دارند . البته ناگفته نماند که ناوهایی علاوه بر کلاس نیمیتز هم هم اکنون در حال خدمتند که به سن بازنشستگی رسیده اند مثل کلاس کیتی هاوک ، انترپرایز و جان اف کندی . خوب است بدانید مأموریت هر ناو 18 ماه به طول وی انجامد . شش ماه برای آماده سازی و تمرین خدمه ، شش ماه عملیات اصلی و شش ماه بعد از بازگشت به بندر اصلی خود . البته در موارد ضروری بارهای کم حجم توسط هواپیمای باربری سی-2 به ناو منتقل می شوند . معمولا حد اقل سه ناو هواپیمابر بصورت همزمان در حال آماده باش در اقیانوس ها بسر می برند . ساخت و بهینه سازی هر کدام از این ناوهای هواپیمابر بیش از شش میلیارد دلار برای یانکی ها تمام شده و هزینه عملیاتی نگهداشتن هر کدام از آن ها هم در سال به بیش از دویست میلیون دلار هزینه نیاز دارد.




پنجشنبه 6 اسفند 1388

F-4 Phantom II جنگنده ای در پایان کار

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :جنگنده های چند منظوره ،

چندین سال پیش (1970) زمانی که ویکتور بلنکو (خلبان شوروی سابق که بعدها به ایالات متحده پناهنده شد) با جنگده ی میگ25 خود توانست خط دفاع هوایی ژاپن را غافلگیر کند و از چنگ فانتوم های نیروی هوایی ژاپن بگریزد، زنگهای خطر در غرب به صدا درآمد. می توان گفت این نوعی پایان بر دوره ی طلایی معروف ترین جنگنده ی غرب طی دهه ی 60 و 70 میلادی بود. البته ناگفته نماند که سیستم اعلام خطر و بخش رادار ژاپن نیز عامل تاخیر در پرواز فانتومها بود؛ چرا که میگ25 می توانست در سطحی پرواز کند که از دید رادار پوشیده بماند، همچنین سرعت جنگنده ی میگ25 روسی به مراتب بیش از مدل آمریکایی بود (سرعتی حدود 3 ماخ یا 3300 کیلومتر بر ساعت).
میگ25 ؛ یکی از بهترین شکاری رهگیرهای دههء 1970

به این ترتیب رفته رفته عصر طلایی فانتوم به اواخر دوران خویش نزدیک شد. فانتوم طی دوره ی خدمت خود، ارزش عملیاتی و رزمی خویش را بارها به اثبات رساند. برتری مطلق هوایی ایالات متحده در ویتنام (در برابر میگهای 19 و 21 ویتنام شمالی) و افسانه ی شکست ناپذیری نیروی هوایی اسرائیل طی جنگ سال شش روزه ی 1967، برتری مطلق نیروی هوایی ایران در جنگ با رژیم صدام در اوایل جنگ با عراق و . . . همه ناشی از وجود این جنگنده ی ممتاز (در زمان خود) در صحنه ی نبرد بود. هواپیمای مزبور طی دوره ی خدمت، دارای بالاترین ارقام فروش چه توسط خود آمریکا و چه توسط متحدانش بوده است؛ به طوری که حدود 3000 فروند آن تحویل نیروهای هوایی و دریایی ایالات متحده شده و حدود 2000 فروند دیگر نیز به ممالک هم پیمان آمریکا تحویل داده شده است. کشور ما نیز در زمان حکومت گذشته، یکی از خریداران اصلی فانتوم بود و اکنون نیز هواپیمای اصلی کشورمان محسوب می شود. بنابه اظهار نظر کارشناسان، بین سالهای 1347 تا 1357 تعداد 270 فروند فانتوم در مدلهای D و E و شناسایی (RF-4E) به ایران تحویل داده شد. عمدهء فانتوم های کشورمان در پایگاههای هوایی نوژه همدان، بندرعباس، چابهار و بوشهر مستقر هستند.
 

فانتوم: جنگنده ی شگفت انگیز 40 سال اخیر
در صنعت هواپیمایی کشوری، ملاک سنجش و قضاوت راجع به یک هواپیما، میزان فروش بالای آن در بازارهای جهانی قرار می دهند و طبق این اصل به داوری می نشینند. با توجه به این امر می توان گفت مثلن هواپیمای ایرباس Boeing۷۳۷ با تولید بیش از ۵۰۰۰ فروند و سسنا 150 با فروشی بالغ بر 23000 فروند، هواپیماهای بسیار موفقی هستند. اما در دنیای صنایع نظامی، چنین موضوعی نمی تواند اهمیت چندانی داشته باشد، بلکه عوامل دیگری در این موضوع (میزان موفقیت) دخالت دارند. به عنوان مثال برای ارزیابی یک بمب افکن، میزان ظرفیت حمل بمب ملاک قرار می گیرد و زمانی دیگر قابلیت دستیابی آن به هدف و وضعیت تهاجمی بمب افکن است که اهمیت پیدا می کند. یا بعضی اوقات مشاهده می گردد که ملاک سنجش ارزش یا هواپیمای جنگنده را در تعدادی که در یک نبرد سرنگون می شوند، قرار می دهند. عوامل بسیاری مخصوصن حین نبرد در وضعیت یک هواپیما موثرند که به عنوان مثال موقعیت تاکتیکی صحنه ی نبرد و یا چگونگی تربیت پرسنل خلبان می توانند تاثیر به سزایی در نتیجه ی امر داشته باشند.
اما از همه ی اینها گذشته وقتی یک جنگنده 15 رکورد جهانی را کسب می کند و در زمانی که دنیای تکنولوژی پیشرفت سرسام آوری دارد، قادر به ادامه ی تولید به مدت بیش از 20 سال باشد و با تولید 70 فروند درماه طی دوران صلح، 5/2 میلیون ساعت پرواز رزمی و سرانجام در حالی که نه هزارمین فروند آن تحویل مشتریان آن می شود باید گفت این هواپیما با هر استانداردی موفق است.
سرگذشت فانتوم از نیم قرن قبل شروع می شود: زمانی که کمپانی معظم مک دانل داگلاس (MD) در سال 1953 وارد میدان رقابت شرکتهای هواپیمایی جهت ساختن یک جنگنده ی مافوق صوت برای نیروی دریایی ایالات متحده گردید؛ ولی این فرصت را در مقابل هواپیمای کروسیر CF-8U از دست داد. شکست در این رقابت برای شرکت MD نوعی عقب گرد بود، مخصوصن آنکه نخستین طرح در مورد هواپیمای جت را برای نیروی دریایی، همین کمپانی داده بود که مربوط به فانتوم بود.

پروژهء F3H-G
با ابن حال شرکت MD با چنین سابقه ای که گفته شد، تصمیم به ادامه و تکمیل طرح شکست خورده و تولید هواپیماهای مخصوص پرواز از عرشه ی ناوهای هواپیمابر گرفت و این می بایست با توجه به نیازهای آینده در این شاخه ی صنعت انجام می پذیرفت. برای کسب اطلاعات بیشتر و دقیق تر این شرکت تصمیم گرفت با پرسنل ناوبری و فرماندهان نیروی دریایی مصاحبه انجام دهد. تعداد زیادی طرح مورد ارزیابی قرار گرفت و در سال 1954 یک نمونه ی کامل از هواپیمای طراحی شده به نام F3H-G ساخته شد و به نیروی دریایی ارائه گردید که به شدت مورد توجه قرار گرفت و بنابراین دستور ساخت دو فروند نمونه ی اولیه از سوی نیروی دریایی به شرکت MD داده شد. این طرح، هواپیمایی بود تک سرنشین و مجهز به 4 قبضه مسلسل 20 میلیمتری و دارای جایگاه حمل 11 بمب و یا موشک. نیروی محرکه ی آن توسط 2 موتور از نوع J-65 تامین می گردید و این جنگنده را به راحتی به سرعت 5/1 ماخ می رساند.
F-3H

هنگامی که تقاضای نیروی دریایی برای ساخت این هواپیما در آوریل 1955 جنبه ی قطعی گرفت، این هواپیما به عنوان جنگنده ی تدافعی سریع مورد توجه و استفاده ی ناوهای هواپیمابر قرار گرفت که قادر به پرواز از عرشه ی نام هواپیمابر و بردی رزمی تا حدود 500 کیلومتر بود. بعدها نیروی دریایی اعلام کرد که این هواپیما باید مجهز به موشکهای هوا به هوا گردد و جای مسلسلها را بگیرد. برای تحقق این امر، یک تجدیدنظر کلی در طراحی هواپیما لازم بود. یکی از تغییرات اساسی، استقرار 4 جایگاه موشک اسپارو به جای مسلسلها بود و به همراه آن ایجاد سیستم کنترل آتش (رادار کنترلگر موشک اسپارو به جهت نیمه فعال بودن این موشک)، تعویض موتورهای قبلی با نمونه های بهتر و قوی تر J-79 (ساخت جنرال الکتریک) که هواپیما را قادر می ساخت به راحتی بیش از 2 ماخ سرعت بگیرد. پس از این تجدیدنظرها، نیروی دریایی درخواست طرح هواپیمایی دوسرنشینه را نمود. (در هواپیماهای دوسرنشینه، خلبان قدرت و تسلط بیشتری بر پرواز می یابد و نفر دوم مامور استفاده از تسلیحات جنگی روی هواپیما می شود) طرح جدید هواپیمایی شد به نام F4-H1.

پیشرفت و تکامل
در طی تکامل و پیشرفت مراحل آن تغییرات زیادی برای بهبود وضعیت اجرایی و قابلیت عملیاتی جنگنده در نظر گرفته شد. این تغییرات شامل راداری با صفحه ی بزرگتر بود که قدرت دید خلبان را افزایش می داد. نحوه ی پرتاب موشکها نیز از حالت ریلی به نوع پرتابی تغییر یافت. هواپیمای مزبور کم کم شروع به نمایاندن خود به عنوان یک جنگنده ی جالب توجه و برجسته نمود.

صفحه LCD و رادار اف4

نمونه ی اولیه ی هواپیما با نام XF-H1 اولین پرواز خود را در 27 می 1958 انجام داد. هواپیمایی که برای سرعت حداکثر 2 ماخ طراحی شده بود، اینک با نام فانتوم2، به راحتی به سرعت 6/2 ماخ دست یافت! پس از تکمیل آزمایشات اولیه، فانتوم بار دیگر در مقابل هواپیمای تک سرنشین F-8U3 کروسیر قرار گرفت. این بار کمپانی MD پیروز مناقصه شد و فانتوم به عنوان هواپیمای استاندارد نیروی دریایی ایالات متحده انتخاب گردید.
در دسامبر 1958 قرارداد ساخت 23 فروند نمونه ی اولیه به MD داده شد. طی آزمایشات تکمیلی تغییرات دیگری نیز داده شد که این تغییرات شامل جایگزینی موتورهای نیرومندتر می گردید. دو قسمت دیگر نیز در زیر بال هواپیما تعبیه گردید که این جنگنده را قادر به حمل 2 موشک اضافی اسپارو و یا چهار موشک کوتاهبرد سایدوایندر می ساخت. همچنین در آزمایشات مشخص شد که فانتوم به علت استفاده از موتورهای بسیار نیرومند J-79 و بدنه ی مستحکم، قادر به حمل 22 بمب 500 پوندی نیز می باشد!

کسب رکوردهای جهانی
به دنبال سفارش 23 فروند مدل اولیه، دستور ساخت 47 فروند هواپیمای اصلاح شده برای نیروی دریایی داده شد؛ البته با طراحی مجدد نام آن به F-4A تغییر یافت. F4-A مجهز به موتور J79-2A می توانست به رکوردهای جهانی دست پیدا کند. در ششم دسامبر 1959 نمونه ی پیشرفته تر سری A یعنی F-4B توانست رکورد سقف پرواز به اندازه 98556 فوت (حدود 30039 متر) و در زمینه سرعت نیز در 22 نوامبر 1961 به سرعت 48/1606 مایل بر ساعت = 720 متر بر ثانیه = 2600 کیلومتر بر ساعت دست پیدا کند.
حال پس از نیروی دریایی، نوبت نیروی هوایی بود که سفارش فانتومی با قابلیت پرواز در ارتفاع بالاتر و در هر شرایط آب و هوایی و قدرت حمل انواع جنگ افزار (بمب – موشک هدایت شونده هوا به زمین و موشک هوا به هوا) با قابلیت انعطاف زیاد و تامین ایمنی سرنشینان داد.
سرانجام در مارس 1962 فانتوم2 نخستین جنگنده ی نیروی دریایی بود که توانست در نیروی هوایی نیز به عنوان هواپیمای اصلی وارد خدمت گردد.

فانتوم های انگلیسی
هنگامی که به سال 1964 نیروی دریایی انگلیس تصمیم به جایگزینی هواپیماهای قدیمی هاوکر P1154 با فانتوم گرفت، قرار بر این گذاشت که موتورهای ساخت رولزرویس بر روی این فانتوم ها قرار گیرد.

P1154

آن زمان پیش بینی می شد که جایگزینی موتورهای مزبور، دارای ثمرات زیادی خواهد بود. موتورهای (به ظاهر) نیرومندتر انگلیسی می توانستند سرعت و شتاب این جنگنده را افزایش دهند و از این گذشته فانتوم را قادر می ساختند که 20 درصد قابلیت اوج گیریش را از عرشه ی ناوهای هواپیمابر انگلیسی افزایش دهد. ولی این فقط فرضیه بود و موتورهای انگلیسی ساخت رولزرویس هیچگاه به طور کامل با فانتوم منطبق نشدند و به هیچ وجه با موتور قدرتمند J-79 نتوانستند رقابت کنند. جنگنده های تولید شده با این موتورها، کندترین (حداکثر 2100 کیلومتر بر ساعت) و دارای کمترین سقف پرواز (حداکثر 50000 فوت) و کمترین شعاع عملیاتی رزمی (به علت مصرف بیشتر سوخت) از آب درآمدند ضمن آنکه بسیار گران تر از مدل آمریکایی نیز تمام می شدند!

تسلیحات فانتوم
از ابتدای طرح تولید فانتوم، جنگ افزارهای تعیین شده برای آن، پیوسته در حال پیشرفت بودند. از جمله حمل 4 موشک فالکون، 4 موشک هوا به هوای نیمه فعال راداری از نوع اسپارو، 4 موشک حرارت یاب سایدوایندر، دو موشک بالپوپ و یا حتا موشک ضدکشتی بسیار دقیق هارپون، 22 بمب 500 پوندی، بمب های هدایت شونده ی بسیار دقیق لیزری، موشک هوا به سطح هدایت شونده ی ماوریک و . . . خلاصه 16000 پوند از انواع مهمات جنگی در 7 محل استقرار زیر بالها و بدنه.

یک فروند فانتوم مجهز به موشکهای ماوریک و اسپارو


همچنین در جنگ ویتنام داشتن مسلسل بر روی هواپیما به اثبات رسید (زیرا در فواصل بسیار نزدیک، سامانه ی حرارت یاب موشک قادر به قفل بر روی هدف نمی شد و موشک خطا می رفت و به هواپیمای دشمن اصابت نمی کرد) به همین منظور از مسلسل بسیار قوی ولکان M-61 استفاده گردید و در سال 1967 بر روی F-4E سوار شد.

فانتوم در جنگ ویتنام
از 15 آگوست 1964 تا 30 آوریل 1975 (یعنی 4 هزار و 11 شب و روز) طی ده سال جنگ شبانه روزی در ویتنام، فانتوم نقشی بازدارنده در مقابل حملات ویت کنگ های کمونیست بازی کرد و وظیفه ی خود را به خوبی انجام داد. حمایت از عملیات نیروهای زمینی ایالات متحده و ارتش ویتنام جنوبی، ایجاد برتری هوایی و شکار میگهای ویتنام شمالی و . . . از این جمله بودند. برای نمونه می توان به ماموریتهای بسیار موفق فانتوم های نیروی دریایی ایالات متحده در جریان عملیات قطار آزادی (6 آوریل 1972 تا 7 می 1972) و عملیات لینه باکر (8 می 1972 تا 23 اکتبر 1972) اشاره کرد.

جنگ ویتنام - اف۴ نیروی هوایی ایالات متحده در حال پرتاب بمبهای ام کا ۸۲

 به غیر از عملیات رزمی معمول فانتوم ها در ویتنام، عملیات مهم دیگری توسط مدل RF-4C برای شناسایی وضعیت دشمن و جابه جایی نیروهای دشمن در شب صورت می گرفت. وظیفه ی فانتوم های مزبور، حمل و پرتاب دستگاههای حساس صوتی در مناطق جنگلی و بیشه زارهای انبوه ویتنام بود. این وسایل پس از پرتاب، توسط چترهای کوچکی به زمین فرود می آمدند. دستگاههای فوق مجهز به میکروفونهای بسیار حساس و باتری های قوی با طول عمر بالا بودند. این دستگاهها می توانستند انواع ارتعاشات، اعم از حرکت ادوات یا صدای پای انسانها را دریافت کنند و امواج دریافتی را به صورت سیگنال هایی به هواپیمای رله (هواپیمایی مانند E-2) منتقل می کردند. برخی اوقات اطلاعات (مربوط به منطقه ای که باید این ادوات حساس از هواپیما به بیرون پرتاب می شد) از قبل به کامپیوتر فانتوم منتقل می شد و این وسایل حساس خود به خود در جایی که می بایست قرار گیرند از هواپیما پرتاب می شدند. بدین ترتیب نقل و انتقالات شبانه ی ویت کنگها در اختیار مقامات نیروی هوایی قرار می گرفت و روز بعد فانتوم های ناو هواپیمابر میدوی و ناو یو اس اس کورال سی، بمباران سنگین مناطق تجمع کمونیست ها را انجام می دادند.
بنابر آمار موجود تعداد 197 فروند هواپیمای میگ 17، 19 و 21 ویتنام شمالی طی نبردهای هوایی بین سالهای 1965 تا 1975 توسط فانتوم های آمریکایی (اکثرن F-4B) سرنگون گشتند در حالی که تلفات فانتوم ها بسیار ناچیز بود و عمده ی آن نیز به وسیله ی آتشبارهای زمینی ویت کنگها اتفاق افتاده بود.

فانتوم در خاورمیانه (نبرد بی پایان)
به غیر از جنگ ویتنام، فانتوم حضور چشمگیری در نبردهای خاورمیانه داشت.

جنگ 6 روزهء 1967
طی جنگ شش روزه ی ژوئن 1967 اعراب با اسرائیل، فانتوم های اسراییلی عملیات تخریب دقیق اهداف را به مورد اجرا گذاشتند. در واقع باید گفت پیروزی در جنگ با همان ضربات روز نخست به نیروی هوایی اعراب مشخص شده بود. در 4 روز اول، اعراب 415 فروند جنگنده از دست دادند و در واقع نیروی هوایی اعراب در همان روز اول نبرد از میدان به در شد. در مقابل از اسراییل تنها 15 فروند جنگنده ساقط گدید که از این تعداد فقط 4 فروند فانتوم بودند. که البته این جنگنده ها نه در نبرد هوایی، بلکه به وسیله پدافند زمینی سرنگون گشتند. فانتوم های اسرائیلی با پرواز در ارتفاع چند ده متری همزمان به پایگاههای هوایی اردن، مصر، سوریه و عراق حمله ور شدند و با مهارت بی نظیر هر هواپیمایی را که روی زمین بود منهدم کردند. برای مثال در جریان حمله ی روز پنجم ژوئن 1967 به پایگاه هوایی کرکوک، تقریبن کل جنگنده های موجود در این پایگاه توسط فانتوم های اسرائیلی منهدم گشتند.

فانتوم اسرائیلی در ارتفاع حدود 20 متری در مصر: ژوئن 1967

نتایج اولین روز نبرد 1967 فانتوم های اسرائیلی:
حمله به 17 پایگاه نظامی و هوایی در مصر، 5 فرودگاه بزرگ نظامی در سوریه، 3 فرودگاه نظامی در اردن و یک فرودگاه در عراق که منجر به انهدام 268 جنگنده ی مصری، 25 جنگنده ی سوری، 27 جنگنده ی اردنی و 90 جنگنده ی عراقی. مجموع تلفات اسرائیل تنها 15 فروند بود. طبق نقشه ی یک ژنرال اسرائیلی، نیروی هوایی قدرتمند مصر ظرف 3 ساعت به طور کامل نابود گشت! غافلگیری کامل بود. جنگنده های نیروی هوایی مصر در ردیفهای معنی روی زمین باز فرودگاه یا در آشیانه های سه ضلعی مرتب، چیده شده بودند و فقط چند میگ21 در پرواز بودند. فانتوم های اسرائیلی با پرواز در ارتفاع چند ده متری خود را از آتش ضدهوایی مصون داشتند و با اتکا به توپهای خود، تمام هواپیماهای جنگی مصر را نابود کردند. در پایگاهی دیگر دو فرود فانتوم حدود 30 فروند بمب افکن سنگین Tu-16 را بر روی زمین از بین بردند. در عرض 80 دقیقه، میگ21 هایی که در باندهای مجاور کانال سوئز در قاهره و صحرای سینا قرار داشتند سوخته و به طور کامل از بین رفته بودند. ظرف 20 دقیقه فانتوم های عمل کننده بازگشته، سوختگیری شده و مهمات گذاری شدند و این بار 80 دقیقه ی دوم آغاز گشت و قبل از آنکه مصر از گیجی حمله نخست بیدار شده باشد، در جریان حمله ی دوم هیچ میگ و بمب افکن مصری برای هدفگیری دیگر وجود نداشت. نیروی هوایی پرزرق و برق مصر که مجهز به جنگنده های به روز روسی بود، دیگر وجود خارجی نداشت و از بین رفته بود. در مورد سوریه و اردن تنها با انجام یک عملیات، عمدهء جنگنده های نیروی هوایی دو کشور از بین رفته بود و همچنین یک پایگاه بزرگ هوایی عراق نیز با بمب های خوشه ای جنگنده های F-4D به طور کامل از صفحهء عملیات پاک شده بود.
یعنی موثرترین عامل قدرت اعراب در خط اول جبهه، تنها در چند ساعت ابتدای آغاز جنگ از بین رفت و در چند روز بعدی اسرائیل قادر شد بدون نگرانی از حملات هوایی اعراب، به اهداف زمینی آنها حمله کند. جنگی که در پایان ششمین روز، با پیروزی قاطع اسرائیل و اشغال کرانهء باختری رود اردن، بیت المقدس شرقی، صحرای سینا، مزارع شبعا و بلندی های جولان پایان یافت.
1973: فانتوم اسرئیلی برای مصون ماندن از موشکهای سام3 مصری
سیستم AB خود را روشن کرده و در ارتفاع بسیار پائین آماده ی عبور از پدافند اعراب می شود

نقشهء مناطق اشغالی 1967

1973: نبرد یام کیپور (The Yom Kippur War)
جنگ یام کیپور به نام نبرد فانتوم ها لقب گرفته است. فانتوم های اسرائیلی هجوم گسترده ی خود را بر علیه تانکها، سایت های موشکی سام، انبارهای مهمات اعراب انجام دادند و هواپیماهای بسیاری را نیز ساقط کردند. ضمن اینکه عملیات شناسایی دقیقی را همراه با عکسبرداری از مراکز مهم مصر و سوریه به انجام رساندند در حالی که مصر و سوریه، موشکهای زمین به هوای بسیاری در اطراف پایگاههای نظامی خود کار گذاشته بودند. این سایتهای موشکی در اطراف کانال سوئز و اغلب خطوط مقدم مرزی با اسرائیل مستقر شده بودند. در جریان عملیات Dugman 5 فانتوم ها اسرائیلی متحمل خسارات سنگینی شدند و شش فروند از آنها به وسیله ی موشکهای سام سوریه سرنگون گشتند. در جریان جنگ 1973، فانتوم های اسرائیلی حدود 500 عملیات در عمق خاک سوریه و مصر انجام دادند.

دستهء چهار فروندی فانتوم های اسرائیلی (ژوئن ۱۹۷۳: دمشق) پس از حمله به ستاد مشترک ارتش سوریه

فانتوم ارتقا یافتهء اسرائیلی (به محل غلاف سوختگیری هوایی دقت کنید)

فانتوم اسرائیلی در پایگاه هوایی ناتانیا

مهمترین این عملیاتها، منهدم کردن ستاد مرکزی ارتش سوریه بود. در اکتبر 1973 دو اسکادران 4 فروندی از فانتوم ها این مرکز مهم را در قلب دمشق به طور کامل نابود کردند. حمله موفقیت آمیز بود ولی دو فروند از فانتوم ها ساقط گشتند و یک نفر از خلبانان نیز کشته شد. همچنین یک فانتوم دیگر نیز هدف آتشبار ضدهوایی قرار گرفته ولی با مشکلات فراوان توانست خود را به پایگاهش برساند.

ژوئن 1973: پرواز اعجاب انگیز فانتوم اسرائیلی در صحرای سینا

به جهت جبران خسارات وارده به فانتوم های اسرائیلی، چند فروند فانتوم دیگر از طرف ایالات متحده به صورت قطعات منفصله توسط هواپیماهای باری به سرعت به اسرائیل حمل شد. این فانتوم ها به سرعت وارد سازمان نیروی هوایی شدند و قبل از پایان جنگ 1973 وارد عملیات گشتند. در جریان جنگ 1973، فانتوم های بسیاری ساقط شدند و خدمه ی بسیار از آنان در مصر یا سوریه به اسارات درآمدند.
بنا بر ادعای منابع بی طرف، 46 فروند فانتوم طی نبرد 1973 به وسیله ی مصر و سوریه ساقط گشتند که این آمار بسیار بیش از نبرد سال 1967 بود.

جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران
در ابتدای جنگ تحمیلی صدام علیه ایران، فانتوم های کشورمان (در کنار هلیکوپترهای کبرای هوانیروز) با انجام ماموریتهای فراوان در جهت کند کردن پیشروی نیروهای عراقی، نابودی تجهیزات زرهی، حمله به پایگاههای هوایی الرشید بغداد، ناصریه، ام القصر و . . . اقدامات بسیار قابل توجهی انجام دادند. بزرگترین عملیات تاریخ خاورمیانه شاید در روز اول مهر 1359 به وسیله 140 جنگنده ی فانتوم و اف5 بر ضد پایگاههای هوایی و نظامی صدام انجام شد. به طوری که تنها در اثر حمله ی 8 فروند جنگنده ی F-4E به پایگاه هوایی الرشید بغداد، این پایگاه تا ماهها نتوانست عملیاتی شود!

پرواز در ارتفاع پائین در خاک عراق جهت مصون ماندن از دید رادارهای عراقی

31 شهریور 1359: F-4E پایگاه هوایی مهرآباد لحظاتی پس از اصابت راکت سوخوی7 عراقی

 این نکته قابل توجه است که در روزهای ابتدایی حمله صدام به ایران، نیروی رزمی پیاده و زرهی آماده در مقابل عراق موجود نبود و ترابری این نیروها از مراکزی چون لشگر زرهی قزوین تا مناطق غرب و جنوب کشور، روزها به طول می انجامید که در این صورت نیروهای عراقی به راحتی و بدون مانع قادر می شدند شهرهای اهواز، کرمانشاه، ایلام، ماهشهر و . . . را به راحتی به اشغال خود درآورند. در این میان پایگاههای هوایی نوِژه ی همدان و بوشهر (به همراه اف5 های پایگاههای تبریز و امیدیه) با فانتوم های خود، پیشروی ماشین جنگی صدام را کند کرده و با انجام گاهن روزانه 600 سورتی پرواز، شلیک موشکهای ماوریک به ادوات زرهی و تدارکاتی عراق، عملن مانع پیشروی سریع 12 لشگر مجهز عراق شدند. ضمن اینکه با وجود خلبانان بسیار ماهری که در ایالات متحده آموزش دیده بودند، برتری هوایی در اوایل جنگ مطلقن در اختیار ایران بود و نیروی هوایی عراق جز در موارد بسیار معدودی، جرات استفاده از جنگنده هایش را پیدا نمی کرد. نیروی دریایی عراق با کمک ناوچه ی قهرمان پیکان و فانتوم های پایگاه بوشهر در 7 آذر 1359 ، نیروی دریایی عراق را تقریبن برای همیشه از صفحه ی روزگار محو کردند. سرلشگر شهید عباس دوران در این روز با انجام 9 ساعت پرواز مداوم بر علیه ناوچه های عراقی از قهرمانان این نبرد به شمار می آید.

فانتوم پایگاه هوایی بوشهر؛ مجهز شده با موشک ضدکشتی هارپون

کشورمان بارها از قابلیت بالای این هواپیما در حمل تعداد زیادی بمب بهره گرفت: از جمله می توان به حملات هوایی فانتوم ها با 22 بمب به پالایشگاهها و مراکز مهم عراق، حمله و نابودی 48 فروند هواپیما بر روی زمین در پایگاههای سه گانه ی موسوم به H3 در فروردین ماه 1360 توسط 8 فروند F-4D (یکی از بزرگترین ماموریتهایی که به نام فانتوم در جهان ثبت شده است)، حملاتی با بمب های 5/1 تنی به پادگانی زرهی در شمال بغداد، نابودی ناوچه های عراقی در ۷ آذر ۱۳۵۹ به وسیله موشکهای هارپون و . . . اشاره کرد.

تاکنون 16 نوع فانتوم ساخته شده است:
1- نوع اولیه: F-4A به تعداد 47 فروند با احتساب مدل F4H-1F
2- F-4B جنگنده ی اصلی نیروی دریایی ایالات متحده در دهه ی 1960 و 1970 به تعداد 649 فروند.
3- RF-4B : نوع شناسایی گر مدل B ؛ دارای دستگاههای حساس و جاسوسی به تعداد 46 فروند.
4- F-4C : مدل ساخته شده برای نیروی هوایی ایالات متحده به تعداد 583 فروند.
5- RF-4C : نوع شناسایی مدل C ؛ دارای دستگاههای حساس جهت اکتشاف وضعیت نیروهای زمینی دشمن به تعداد 505 فروند.
6- F-4D : نمونه ی اصلاح شده و پیشرفته تر مدل C به تعداد 825 فروند.
7- F-4E : جنگنده ای برای حفظ برتری هوایی و حفظ پشتیبانی نزدیک به تعداد 1370 فروند.
8- F-4EJ : مدل ساخته شده برای نیروی هوایی ژاپن مجهز به موشکهای AAM-2 (ساخت Mitsubishi) به تعداد 14 فروند.
9- RF-4E : نوع بسیار پیشرفته تر مدل RF-4C به تعداد 149 فروند.
10- F-4F : جنگنده ی سفارشی برای نیروی هوایی آلمان غربی به تعداد 175 فروند.
11- F-4G : نوع بسیار پیشرفته تری از F-4B برای نیروی دریایی ایالات متحده؛ مجهز به دستگاههای اخلال گر رادار دشمن و موشکهای HARM (موشکی که امواج رادار دشمن را دریافت کرده و با استفاده از آن، رادار دشمن را نابود می سازد) به تعداد 116 فروند.
12- RF-4CCV : نوع جاسوسی فانتوم جهت سازمان ناسا به تعداد نامعلوم.
13- F-4J : نوع بازهم پیشرفته تر مدل B جهت نیروی دریایی به تعداد 522 فروند.
14- F-4K : نوعی از مدل B مجهز به موتورهای رولزرویس ساخت انگلیس جهت نیروی دریایی انگلستان به تعداد 52 فروند.
15- F-4M : مدلی دیگر و بهتر شده ی مدل K برای انگلستان به تعداد 118 فروند.
16- F-4S : طرح تغییر داده شده ی مدل J برای نیروی دریایی. مجهز به سیستم Fly by Wire به تعداد 248 فروند.

مشخصات کلی فانتوم ها
خدمه: دو نفر
موتورها: دو موتور ساخت جنرال الکتریک با قدرت استفاده از پس سوزJ79-GE-17  با کشش 17900 پاوند
برد و نوع رادار: 70 تا 80 کیلومتر و مدل APQ-120
فاصله ی دو سر بال = 11 متر و 76 سانتی متر
طول = 20 متر
ارتفاع = 5 متر
وزن خالص = 13768 کیلوگرم
ماگزیمم وزن در حالت پرواز رزمی = 28000 کیلوگرم
بیشترین سرعت = 2450 تا 2500 کیلومتر بر ساعت
ماگزیمم سقف پرواز خدمتی = 58000 فوت = 17670 متر
درجه ی اوج گیری: 100 فوت در دقیقه
بیشترین مسافتی که می تواند طی کند: 3183 کیلومتر با 3 مخزن سوخت خارجی. (طی پرواز آزمایشی سال 1978)

کاربران فانتوم
اسپانیا، یونان, ترکیه، انگلستان، آلمان، نیروی دریایی و هوایی ایالات متحده (فقط مدل جی در نیروی هوایی)، کره جنوبی، ژاپن، استرالیا، اسرائیل، ایران و مصر.

نکات تکمیلی
بیشتر مدلهای فانتوم در کشورمان E و تعداد کمی (حدود 20 فروند) نیز از مدل D هستند.
15 فروند RF-4E تا زمان وقوع انقلاب 1357 به ایران تحویل شده بود. بسیاری از آنان در جریان جنگ از بین رفتند و به اعتقاد کارشناسان نظامی مجله Aviation Week تنها یک یا دو فروند از آنها قادر به پرواز می باشند.

شاه فقید ایران پس از تست پروازی هواپیمای RF-4E در کارخانه مک دانل داگلاس


بیش از 30 فروند فانتوم خریداری شده کشورمان، پس از انقلاب هیچگاه تحویل نشدند.
آمار دقیقی از میزان فانتوم های ساقط شده در جنگ از سوی مسئولان مربوطه ارائه نشده است اما کارشناسان مجله Aviation Week به تعداد حدود 70 فروند اشاره دارند.
بنا به گفته ی یکی از خلبانان پایگاه نوژه ی همدان، در سال 1367 و در زمان اجرای آتش بس، تنها 12 فروند فانتوم (در کل کشور) قادر به پرواز بودند و این در حالی بود که رژیم صدام در آن روزها با بهره گیری از پشتیبانی دولتهای بی دریغ روسیه، فرانسه و چین، 714 فروند جنگنده ی آماده ی پرواز داشت. (از قبیل: میگهای 21، 23، 25، 27 و 29 ؛ سوخوی20، 22، 24 و 25 ؛ توپالف16 و 22 ؛ آواکس ایلیوشین76 و F-7 ساخت چین)
رادار قدیمی هواپیماهای فانتوم در بسیار از کشورها جایگزین شده است. در آلمان رادار اف18 و در اسرائیل نیز رادار ساخت صنایع الکترونیک البیت به جای رادار قدیمی و پرهزینه ی APQ-120 نشسته است. ترکیه نیز حدود 50 فروند هواپیمای فانتوم خود را توسط صنایع هوافضای اسرائیل به روز کرده و بسیاری از ادوات آنالوگ کابین F-4E هایش توسط اسرائیل با نمونه های دیجیتال اسرائیلی، تعویض نموده است.

تصویری استثنایی از کابین F-4E ارتقا یافته با پردازشگر پنتیوم و
سنسورهای ساخت صاایران - سیستم آلتیمتر اصلاح شده و . . .

رادار اسرائیلی فانتوم (بنا به ادعای سایت مربوطه) دو برابر رادار اصلی، برد دارد.
بسیاری از کشورهای کاربر فانتوم (F4) و تایگر (F5)، هواپیماهای F-15 و F-16 را جانشین کرده اند. نیروی هوایی ترکیه در قالب قراردادی، دهها فروند از F-16C/D را در داخل ترکیه مونتاژ می کند. اردن نیز به جای F-5A/B خریداری شده از ایران (قبل از انقلاب)، هواپیماهای F-16C/D را خریداری کرده است.
اسرائیل نیز پس از درگیری های سالهای 1980 تا 1983 با لبنان، سوریه و حمله به تاسیسات ساخت بمب اتمی عراق (عملیات Opera با استفاده از جنگنده های اف15 و اف16) نقش برتری هوایی فانتوم را به اف15 (که در اسرئیل به آنها باز2000 گفته می شود) سپرده است. اف15 های اسرائیلی تاکنون دهها فروند از میگهای 21 ، 23 و 25 سوری را به راحتی و بدون حتا یک مورد تلفات، سرنگون کرده اند.
کشور ما نیز در زمان شاه فقید ایران، سفارش 300 فروند F-16A/B را به ایالات متحده داده بود. قرار بود 140 فروند F-16A به صورت آماده و 160 فروند F-16B در صنایع هسای اصفهان (هواپیماسازی ایران) مونتاژ شوند. تا سال 1357 تنها 2 فروند F-16A به ایران جهت پروازهای آزمایشی تحویل شدند و مابقی آنها پس از لغو قرارداد توسط دولت موقت، به نیروی هوایی اسرائیل فروخته شدند. (وجود دو فروند اف-۱۶ در ایران، مورد تردید برخی کارشناسان قرار دارد)

 


بشقاب پرنده» ها در شمار «پرندگانی» قرار دارند كه پیوسته قوه تخیل انسان را به كار گرفته، مقالات، داستان ها و فیلم های بسیاری را به خود اختصاص داده اند، چراكه به واسطه اشكال نامتعارف، نوع حركت، طریقه فرود و برخاست و دیگر ویژگی های خود به صورت معمایی غامض جلوه گر شده و در شمار ناشناخته های جذاب درآمده اند. ضمن این كه، نیاز افراد بشر- كه از نظام ها و وضعیت موجود كماكان ناراضی اند- به باور موجودات فرازمینی هوشمندتر از انسان، پیوسته نقشی بسزا در تقویت قوه تخیل آنها ایفا كرده است. بهر صورت، این گونه به نظر می رسد كه تكنولوژی به كار رفته در این «اشیای پرنده ناشناخته» با تكنولوژی «زمینی» بسیار فاصله دارد، و قدر مسلم آن كه هیچ مدرك علمی تا به امروز وجود بشقاب پرنده ها و موجودات فرازمینی را به اثبات نرسانده است.
اما، آیا این «اشیای مرموز آسمانی» و یا «اشیای فضایی نامتعارف» حقیقتاً ریشه در دیگر سیارات دارند، یا كه كاملاً «زمینی» و در واقع نوعی از انواع هواپیماهای جنگنده كاملاً سری و محرمانه اند كه صرفاً در مأموریت هایی ویژه و در راستای بلندپروازی های «اربابان قدرت» به كار می روند؟ این سؤالی است كه در نوشتار ذیل سعی شده به آن پاسخ داده شود .
مشاهده هزاران «بشقاب پرنده» طی سالیان متمادی در آسمان بسیاری كشورها پیوسته قوه تخیل انسان را به كار گرفته، سودای كشف تمدنی فرازمینی و برقراری ارتباط با موجودات فضایی را در سرها پرورانده است. باورهای مردمی هرچه كه باشد، پژوهشگران برای توضیح این اشیای نورانی و نامتعارف سه نظریه ارائه می دهند كه معروفترین آنها- كه به ویژه در آمریكا از طرفداران بسیاری برخوردار است- بر وجود «بشقاب پرنده »ها به عنوان سفینه هایی فضایی دلالت دارد كه از سوی موجوداتی فرا زمینی كه از نقاط دوردست فضا به كره زمین سفر می كنند، هدایت می گردند. در این راستا، برخی پژوهشگران اندیشه سفینه های فضایی را مردود شمرده، بشقاب پرنده ها را ساخته و پرداخته دست بشر می دانند كه قادرند از طریق فركانس های خاص خود مغز انسان را تحریك كرده، آن را دچار توهم سازند. امكان دیگر این كه، آنچه مردم «شئ آسمانی پرنده» می پندارند، در واقع درها یا سوراخ هایی هستند كه نقاط مختلف «فضای زمان» را به یكدیگر متصل ساخته، مورد استفاده موجوداتی هوشمند قرار دارند كه در فاصله زمان جابه جا می شوند. برخی نیز براین باورند كه هوشی كه در پس بشقاب پرنده ها نهفته در بعدی دیگر از زمین پنهان است. پژوهشگران معتقدند كه تكنولوژی بشقاب پرنده ها تكنولوژی پیشرفته ای است كه توسط گروه های سری و مخفی دانشمندان تولید گردیده و از توانایی های واقعی علم شناخته شده و مكشوف بسیار فراتر می رود. اما، هیچیك از این اندیشه ها به واقع مستند نیست. آن دسته از پژوهشگران كه به واقعیت وجود بشقاب پرنده ها تردید می ورزند، ذهن انتقادی خود را بیشتر معطوف نظریه نخست می سازند. آنها تأكید دارند كه فاصله عظیم موجود میان ستارگان و سیارات هرگونه سفر بین آنها را غیر ممكن می سازد. این «بدبینان» بر این باورند كه توصیف های متعددی كه برای «اشیای آسمانی پرنده» و سرنشینان آنها ارائه گردیده، بدان معناست كه گروه هایی از «موجودات فرازمینی» درحال دیدار از كره زمین هستند، نظریه ای كه به دید آنها امكان ناپذیر می نماید. به علاوه، این موجودات در این صورت فعالیت های خود را پنهان نداشته، حضور خود را به هر شكل ممكن بارز می ساختند. و بالاخره، اشخاص بدبین براین مهم تكیه دارند كه هنوز هیچ سند و مدركی- مانند تصاویر واقعی و یا قطعاتی از فلزات به كار رفته در اشیای پرنده- دال بر وجود این اشیای آسمانی به دست نیامده است.
دومین نظریه كلی بر این باور است كه بشقاب پرنده ها در واقع پدیده هایی طبیعی اند. به عنوان مثال، صاعقه «گوی شكل» نمونه ای از پدیده های نادر و كاملاً ناشاخته است. طرفداران نظریه نور بازتاب یافته از زمین می گویند، فشار زمین بر پوسته آن سبب به وجود آمدن صاعقه گوی مانند یا به عبارت دیگر، طیف های نوری گاز جوی یونیزه، می گردد. آنها معتقدند كه خواص این گازها (كه پلاسما نامیده می شوند) پیامدهایی عجیب و غریب برای اشخاصی كه سعی در نزدیك شدن بدان را دارند، به همراه می آورد. بدینسان كه، پلاسما مناطقی از مغز را تحریك كرده، ایجاد «توهمات زنده» می كند كه می تواند اساس موارد تصور «ربوده شدن» توسط «فرازمینی»ها- همانگونه كه بسیاری مدعی آن گردیده اند- قرار گیرد. اما، مخالفان می گویند نظریه صاعقه «گوی شكل» تمامی داده ها را مدنظر قرار نمی دهد. آنها این باور را مردود می شمارند كه فشار زمین می تواند پلاسمایی با ابعاد، شكل و طول مدت گزارش شده برای مشاهده اشیای آسمانی پرنده، پدید آورد. آنها همچنین این موضوع را زیر سؤال می برند كه توهم به وجود آمده براثر امواج الكترومغناطیسی می تواند خاطراتی برای آنها كه «ربوده» شده اند، به جای بگذارد.
و بالاخره، نظریه سوم بر این باور است كه بشقاب پرنده ها حاصل عوامل روانی یا اجتماعی اند. بسیاری از دانشمندان، به ویژه آنها كه در شمار بدبین ترین اند، تاكید می كنند كه تمامی مشاهدات در واقع از درك اشتباه پدیده های طبیعی حاصل گردیده، و یا این كه هواپیماهای متعارف اند. آنها معتقدند، این توهمات از عدم آگاهی فرد شاهد، رفتار احساسی او، سلامت روانش و حتی شرایط اجتماعی خصمانه ای كه بر مكانیسم های ادراك فرد تأثیر گذارند، سرچشمه می گیرد.
پژوهشگران دیگری نیز معتقدند كه استرس و دگرگونی های جامعه مدرن در غرب برای بسیاری اشخاص این نیاز را به وجود می آورد كه با اشیای آسمانی پرنده و یا موجودات فرازمینی تماس برقرار سازند. آنها می گویند نیاز به وجود آمده واقعی است، زیرا كه جامعه مدرن با تنها گذاردن افراد و مأیوس ساختن شان ارزش ها و باورهای سنتی آنان را نادیده شمرده است. در واقع، اعتقاد به بشقاب پرنده ها و موجودات فضایی پیشرفته به لحاظ تكنولوژیك، این باور را در افراد به وجود می آورد كه می توانند به فرد و یا چیزهایی اعتقاد داشته باشند كه قادرند به بشریت درحل و فصل مسائل و معضلات موجود كمك كرده، انگیزه ای تازه برای ادامه زندگی در انسان ها پدید آورند.
فرای گزارشات متعدد كه از وجود بشقاب پرنده ها حكایت دارند، هم اكنون بسیاری از دانشمندان فعالانه در جست وجوی زندگی هوشمند فرازمینی اند، كه این نیز به كمك تلسكوپ های قدرتمند و برنامه هایی به منظور دریافت امواج ارسالی از سوی دیگر تمدن های پیشرفته صورت می پذیرد. یكی از نخستین پروژه های اجرا شده در این راستا- كه مجموعاً «SETI» (Search for Extra- Terrestrial Intelligence) نام گرفته اند-پروژه «اوزما» (Ozma)، یك پروژه استراق سمع است كه «فرانك دریك» اخترشناس آن را به اجرا درآورد. او در جست وجوی خود بر معادله ای اتكا داشت كه براساس آن هفت عامل به منظور محاسبه رقم احتمالی تمدن های پیشرفته به لحاظ تكنولوژیك كه قادر و خواستار آن باشند كه امواج رادیویی زمین را دریافت دارند، به كار گرفته می شود. این عوامل شامل نرخ تولد ستارگان جدید، رقم سیارات موجود در اطراف یك ستاره، سیاراتی كه از قابلیت پذیرش زندگی برخوردارند، محیط های مساعد زندگی هوشمند، جوامع فضایی مرتبط با یكدیگر و مدت زمان لازم برای چرخش حیات یك تمدن، می شوند.
حل معادله «فرانك دریك» این نتیجه را عاید می سازد كه 250 تمدن فرازمینی در كهكشان وجود دارد كه مایل به برقراری ارتباط رادیویی با زمین هستند. اگرچه این معادله هنوز چیزی را به اثبات نرسانده، اما بسیاری از اخترشناسان مدعی اند كه احتمال وجود زندگی فرازمینی بسیار است.
بسیاری نیز براین مهم تاكید دارند كه با توجه به سرعت نور (300 هزار كیلومتر در ثانیه) و این كه نزدیكترین كهكشان به ما «آندروما» است كه لبه آن تا كره زمین 2 میلیون سال نوری فاصله دارد، احتمال این كه موجوداتی از سایر كهكشان ها به زمین آمده باشند، در عمل غیرممكن می نماید. و با فرض براین كه چنین موجوداتی به لطف تكنولوژی برتر خود به زمین نزدیك شده باشند، منطقی وجود ندارد كه نشان دهنده آنها صرفا با هدف ایجاد رعب و وحشت در زمین دراین كره فرود آمده و سپس به سیاره خود بازگشته اند. این دانشمندان براین اساس زندگی فرازمینی را كاملا مردود می شمارند.
نظریه ای كه بیش از باقی نظریه ها این دیدگاه را نمایان می سازد، نظریه «انریكو فرمی» است كه با نام «پارادوكس فرمی» شناخته می شود و به موجب آن، چنانچه زندگی فرازمینی حقیقتا در عالم كیهانی وجود می داشت، موجودات فضایی تاكنون به زمین آمده بودند، چرا كه عمر زمین زمان و فرصت لازم برای پیوستن به زمینیان را برای آنها فراهم می آورد.
و اما، بشقاب پرنده چیست؟
بشقاب پرنده یا «یوفو» (Unidentified Flying ObjectUFO شیئی پرنده است كه تاكنون بارها در آسمان بسیاری كشورها مشاهده گردیده و شكل ظاهر، سرعت و نوع حركت، نورفشانی و دیگر ویژگی های آن حكایت از تكنولوژی بسیار پیشرفته دارد. این «معما» های آسمانی به بسیاری نام ها، از جمله «بشقاب پرنده ها» (Flying Sauras)، «اشیای مرموز آسمان» (Skyصs Mysterious Objects)، «اشیای فضایی نامتعارف» (Unconventional Areal Objects) و … خوانده می شوند.
اما، در فرهنگ عمومی واژه «یوفو» عموما به آنچه «سفینه فضایی فرازمینی» فرض می شود، اطلاق می گردد. حال، اگرچه تمامی «یوفو» ها را «بشقاب پرنده» می خوانیم، اما صورت ظاهر این «پرنده »ها یكسان نبوده و به اشكال گوناگون، از جمله به شكل دیسك، بیضوی، دوكی، استوانه ای، مثلثی و مخروطی مشاهده گردیده اند.
«یوفو»ها در گذشته بسیار مشاهده شده اند، اما تعداد گزارشات در مورد رؤیت این اشیای پرنده از سال های دهه 0195 به ویژه در آمریكا افزایش یافته است. طبق اسناد سازمان ملل، از سال 7194 بیش از 015 میلیون تن به مشاهده «یوفو»ها شهادت داده اند. هرچند كه، بسیاری اوقات موشك های پرتاب شده به وسیله هواپیماها، همچنین ماهواره ها، شهاب سنگ ها، ابرهای نورانی كه در ارتفاع پایین قرار می گیرند، نورهای حاصل از سوختن ماهواره ها در جو، گلوله های منور نظامی، بالون ها، ستارگان درخشان، نورافكن ها، هواپیماهای بدون خلبان و بسیاری چیزها و پدیده های دیگر نیز «بشقاب پرنده» تلقی شده اند. ضمن این كه، در پهنه بیكران آسمان كه میلیون ها جرم نورانی را در خود پنهان دارد، غالبا رصدگران با مشاهده اجرامی چون سیارات «مشتری» و «زهره» و یا هر جرم نورانی دیگر، تصور می كنند كه بشقاب پرنده ای را پیش رو دارند.
طی جنگ جهانی دوم (9193 تا 5194)، خلبانان بسیاری گزارش دادند در پروازهای خود با شئی عجیب و غریبی روبرو شده اند كه بر هواپیمای آنها سایه افكنده بود. در 42 ژوئن 7194، «كنت آرنولد» خلبان یك هواپیمای مسافربری، در گزارشی فاش كرد ناوگانی از 9 شئی پرنده گرد را مشاهده كرده كه همانند نعلبكی هایی كه بر روی آب سر می خورند، حركت می كردند. نام «بشقاب پرنده» نیز از همین گزارش سرچشمه می گیرد. اما، درنهایت برخی تحقیقات نشان داد كه این «اشیای پرنده آسمانی» در اصل بالون های هواشناسی یا اجرام شهاب سنگی بوده اند.
از سال 7194، اشیای آسمانی ناشناخته در غالب نقاط جهان مشاهده گردیده اند. امروز به رغم بسیاری ادعاها مبنی بر این گونه مشاهدات و حتی تماس با موجودات فرازمینی سرنشین بشقاب پرنده ها، دانشمندان تأكید دارند كه حیات صرفا در زمین وجود دارد و بس.
بشقاب پرنده یا هواپیمای نظامی؟!
«نیك كوك»، روزنامه نگار انگلیسی و كارشناس هواپیماهای نظامی، در گزارشی تحت عنوان «اسناد محرمانه» كه در اكتبر 5200 از شبكه «كانال4« انگلیس پخش شد، منشأ بشقاب پرنده ها را نازی های آلمان ذكر می كند و خاطرنشان می سازد: در زمان جنگ جهانی دوم، دانشمندان آلمانی در یك پایگاه زیرزمینی فوق سری در لهستان بر روی پروژه هایی چون «نیروی ضدگرانش» و نیز ساخت دیسك های پرنده كار می كردند. اما، در پایان جنگ آمریكایی ها این دانشمندان (و تكنولوژی های آنان) را با خود به آمریكا بردند.
«نیك كوك» در ادامه گزارش خود می گوید: مقامات آمریكایی با هدف پنهان نگاهداشتن آزمایشات خود بر روی هواپیماهای جدید نظامی از جمله «یو2» بر فراز اتحاد شوروی، حتی باور فرضیه موجودات فرازمینی را در رسانه ها مورد تأیید قرار دادند. وی در پایان تصریح می كند كه به رغم بسیاری مشاهدات، اشیای آسمانی ذكر شده در غالب گزارشات در اصل هواپیماهای نظامی با اشكال غیرمتعارف و عجیب و غریب بوده اند.
در «پایگاه 15» چه می گذرد؟
«پایگاه 15» یا «منطقه 15» گستره ای جغرافیایی در «نوادا»ی آمریكاست كه «دریم لند» (Dreamland)، «واترتاون» (Water Town)، «رنچ» (Ranch)، «پارادایز رنچ» (Paradise Ranch)، «فارم» (The Farm)، «باكس» (The Box)، «گروم لیك» (Groom Lake)، «نورلند» (Neverland) و یا «دایر كتوریت فور دیولوپمنت پلانز اریا» (The Directorate for Devrelopment Plans Area) نیز خوانده می شود، و درواقع پایگاهی نظامی را در خود پنهان دارد كه كاملا محرمانه و فوق سری است. «پایگاه 15» در اصل سری ترین پایگاه جهان است كه صرفا به طراحی، ساخت و آزمایش انواع هواپیماهای فوق پیشرفته با اشكال گوناگون مربع، مثلثی شكل، گرد و… می پردازد.
«منطقه 15» مستطیلی است به وسعت 515 كیلومترمربع در ناحیه «لینكلن» نوادا، در حدود 016 كیلومتری شمال غربی «لاس وگاس». این منطقه بخشی از سرزمینی پهناور است كه 21 هزار و 014 كیلومترمربع وسعت دارد و به «NAFR» (Nellis Air Force Range) یا «رسته نیروی هوایی نلیس» متعلق است.
پایگاه نظامی «گروم لیك» كه به دلیل آن كه در بستر خشك شده دریاچه ای بدین نام بنا گردیده، اینگونه خوانده می شود، پایگاهی متعارف نیست و ناوگان جنگنده های شناخته شده آمریكا نیز در آن دیده نمی شود، بلكه مكانی است كه صرفا به آزمایش دستگاه های جدید و نامتعارف اختصاص یافته است. علاوه بر این، تعدادی هواپیمای ساخت شوروی نیز- كه به طرق گوناگون به دست آمده اند- به منظور تحقیق بر روی آنها و آموزش خلبانان آمریكایی به این پایگاه انتقال یافته اند.
«گروم لیك» در زمان جنگ جهانی دوم مكانی برای تمرینات تیراندازی و بمباران ها محسوب می شد، اما پس از آن تا سال 5195 متروك باقی ماند و سپس شركت «لاكهید» آن را مكانی ایده آل برای آزمایش هواپیمای جاسوسی «یو2» خود یافت، چرا كه بستر خشك دریاچه باندی مناسب برای فرود دستگاه ها به نظر می رسید و كوه های دره «امیگرنت» و نیز محدوده امنیتی «نلیس» آزمایشات را از چشمان كنجكاو پنهان می داشتند.
«پایگاه 15» امروز سری ترین پایگاه جهان به شمار می رود، و در این كه حافظ اسرار مملكتی آمریكاست دیگر هیچ تردیدی باقی نیست. این پایگاه در نقشه های رسمی منطقه به هیچوجه انعكاس نیافته، ورود به منطقه آن نیز اكیداً ممنوع است. وجود این پایگاه در 81 آوریل 0200 و هنگامی علنی شد و رسماً مورد تأیید قرار گرفت كه مجموعه تصاویری از آن- كه توسط ماهواره مشترك یك شركت خصوصی آمریكایی به نام «اریال ایمیجز»(Aerial Images Inc.)و آژانس فضایی روس تهیه شده بود- در سایت اینترنتی «تراسرور» انتشار یافت. تا پیش از این، دولت آمریكا حتی وجود پایگاهی به این نام را مردود می شمرد. به هرشكل، این پایگاه تا به حدی سری و محرمانه است كه حتی نیروهای نظامی متعارف آمریكا نیز حق ورود به منطقه آن را ندارند.
و اما، آغاز واقعی ماجرای «گروم لیك» به بهار سال 5195 بازمی گردد. در آن زمان، سازمان «سیا» به دنبال مكانی بود تا بتواند آسوده خاطر به آزمایش هواپیمای جاسوسی جدید شركت «لاكهید» (U2) بپردازد. آزمایش این دستگاه باید پنهان از دید كنجكاو و در مكانی انجام می پذیرفت كه باند فرودی طویل و مقاوم در برابر وزن دستگاه جدید، و نیز ذخایر سوخت بسیار می داشت، و به منظور تداركات نیز در جوار نهادی نظامی می بود. بدین منظور، طبیعتاً ابتدا پایگاه «ادواردز»- كه به آزمایش بر روی انواع هواپیماهای آزمایشی اختصاص داشت- مدنظر قرارگرفت. اما، باتوجه به معروفیت پایگاه و سطح امنیت لازم برای آزمایشات «سیا»، این پایگاه موردقبول واقع نگردید.
علاوه بر «یو2»، پروژه های «اس آر-17» و «اف-711» و بسیاری پروژه های دیگر نیز در «منطقه15» به آزمایش گذارده شده اند. همگان بر این پندارند كه محل «گروم لیك» به نیروی هوایی وابسته است، چراكه «نلیس» یك پایگاه هوایی است. درواقع، «منطقه 15» تحت كنترل كامل نیروی دریایی آمریكا قرار دارد.
شایان ذكر است كه، بسیار پیش از آن كه رسانه ها و متخصصان امور بشقاب پرنده ها از اشیای پرنده ناشناخته سخنی به میان آورند، «منطقه 15» علاوه بر آزمایشات محرمانه بر روی سیستم های نوین پروازی و سلاح های فوق سری، یا به عبارت دیگر «پروژه های سیاه» خود، به كار آزمایشات هسته ای نیز می آمده است.
بهرصورت، پنهان كاری دولت آمریكا در باب «پایگاه 15» تا بدان حد است كه سبب به وجود آمدن روایات و افسانه های بسیار گردیده است. ازجمله این روایات نیز، حفظ بقایای یك سفینه فضایی و سرنشینان فرازمینی آن در محلی در پایگاه است كه گفته می شود در سال 7194در «راسول» نیومكزیكو سقوط كرده است. از دیگر حكایات موردعلاقه عموم، وجود قرارگاهی به منظور تماس با موجودات فضایی، آزمایش تكنولوژی های غیربشری، آزمایش كنترل آب و هوا و یا سفر در زمان است.
اما، این روایات تا چه اندازه به حقیقت نزدیك اند؟ تا اوایل سال های دهه 0198، پیش رفتن تا حوالی «گروم لیك» با هدف مشاهده پایگاه از فاصله دور، امكان پذیر بود. اما، در اواسط سال های دهه 0198 ارتش آمریكا كوه های «گروم» را نیز به تصرف خود درآورد و به این ترتیب، منطقه از نقشه های جغرافیایی كاملاً پاك گردید.
و اما، این منطقه صرفاً برای كارشناسان بشقاب پرنده ها جالب توجه به نظر نمی رسد، چراكه «استالین» نیز در زمان خود بسیار مراقب تحركات آن بود. بدین ترتیب، روس ها تصاویر ماهواره ای متعددی از آن تهیه كرده اند كه برخی از آنها همین اخیراً تهیه شده است. و نه فقط «استالین» ،كه شركت های خصوصی آمریكایی نیز سعی در فراهم آوردن تصاویر این پایگاه داشته اند، و بسیاری از این تصاویر نیز در اینترنت انتشار یافته است. آنچه با مشاهده تصاویر مزبور تعجب را برمی انگیزد، فقدان هرگونه فعالیت در سطح پایگاه است. نتیجه آن كه، كلیه پژوهش ها در زیرزمین انجام می پذیرد. منطقه نیز كاملاً خشك و بی آب وعلف است، كه وضعیتی ایده آل برای انجام تحقیقات نظامی به حساب می آید. در این حال، اقدامات امنیتی بسیار چشمگیر به نظر می رسد، چراكه مسئولان شركت خصوصی مسئول مدیریت پایگاه از هیچ كوششی- اعم از نصب موشك های زمین به هوا، ردیاب های تحركات روی زمین، دوربین های نظارتی و…- برای تضمین امنیت آن فروگذار نبوده اند. خلبانان، چه نظامی و چه غیرنظامی، درصورت پرواز بر فراز این پایگاه با خطر ازدست دادن مجوز خود مواجه می گردند. نزدیك شدن به آن نیز حمله هلی كوپترها و خودروهای گشتی را به دنبال دارد.
مشاهدات عجیب و غریب
در اوت 9198، «كریس گیبسون» مهندس تجسس های نفتی و عضو «گروه دیدبان سلطنتی انگلیس»، دستگاهی مثلثی شكل را برفراز دریای شمال مشاهده كرد كه در حال سوختگیری در آسمان بود، و دو هواپیمای «اف-111» نیز آن را همراهی می كردند. پس از آن معلوم گردید كه مكان مزبور محلی ممتاز برای رؤیت دستگاه های پرنده سری و غیرمتعارف است، و تمامی ماجراهای «منطقه ای» نیز از همین نقطه آغاز می شود.
بدین ترتیب، چیزها و اشیای عجیب و غریب متعددی در منطقه مشاهده می گردد، كه انواع نور و اشیای مثلثی شكل از آن جمله اند؛ كه اگرچه غیرقابل ردیابی توسط رادارها هستند، اما شاهدان عینی بسیاری آنها را به چشم خود دیده اند.
در سال 5199، نوار ویدئویی یكی از دوربین های امنیتی پایگاه «نلیس» پنهانی در اختیار متخصصان بشقاب پرنده ها قرار گرفت كه در آن دستگاهی فلزی در حال برخاستن به سوی آسمان مشاهده می شد. این تصاویر سپس مورد تأیید بسیاری از تحلیلگران نظامی متخصص در امور دفاعی- از جمله «بیل سوئیتمن»، كارشناس تكنولوژی هواپیماهای «فرتیف»- قرار گرفت. در سال 6199، خبرنگاران برنامه تلویزیونی «اسلایتینگز» دستگاه فیلمبرداری شده توسط دوربین های امنیتی پایگاه «نلیس» را با یكی از اشیای پرنده فیلمبرداری شده در آسمان مكزیك به هنگام ماه گرفتگی سال 1199 مقایسه كرده، دو شئی را یكسان یافتند و چنین نتیجه گرفتند كه بشقاب پرنده هایی كه بر فراز مكزیك و «نلیس» مشاهده شده اند به احتمال قوی بخشی از برنامه نظامی سری ارتش آمریكا را تشكیل می دهند.
در 31 مارس 7199، یك شئی پرنده به شكل حرف «وی» لاتین(V) در حال پرواز بر فراز شهر «فنیكس» آریزونا فیلمبرداری شد. تجزیه و تحلیل این فیلم ویدئویی سپس نشان داد كه این شئی پرنده ساختار دستگاهی را دارد كه در 9 مكان متفاوت فیلمبرداری شده است. بیش از 020 شاهد عینی حضور این شئی پرنده را گزارش دادند. كارشناسان نظامی سپس تأیید كردند كه «پرنده» ناشناخته از «منطقه 15» برخاسته است.
بدینسان، اشیای پرنده بسیاری از این منطقه به پرواز درآمده اند، و این پروازها گاه با ناپدید شدن پرسنلی كه شب هنگام در پایگاه به مشاهده آنها پرداخته بودند، همراه بوده است. چرا كه، «منطقه 15» از سیستم امنیتی خوف آوری برخوردار است و توسط گروهی از «كلاه سبزها» مخافظت می شود. اخیرا، نیروی هوایی آمریكا كنترل تپه ای در نزدیكی «گروم لیك» را به دست گرفته است كه بر تأسیسات پایگاه مشرف بوده، به هر فرد كنجكاوی اجازه می داد پایگاه را به طور كامل مشاهده كند. یك تصویر ماهواره ای شوروی كه در سال 9198 تهیه گردیده، مجتمعی را در یك سمت پایگاه نشان می دهد كه از سیستم امنیتی بالایی برخوردار است، اما نوع فعالیتی كه در آن صورت می پذیرد مشخص نیست.
در سال 9198، یك تكنسین سابق پایگاه به نام «باب لازار» از فعالیت اشیای پرنده بر فراز «منطقه 15» پرده برداشت، و حتی افزود كه نیروی هوایی آمریكا فعالانه تمامی تلاش خود را بر روی تكنولوژی فرازمینی متمركز ساخته است. وی محل این فعالیت را نیز ناحیه فوق سری «4«S واقع در داخل «منطقه 15» در نزدیكی دریاچه «پاپوز» ذكر كرد. او علاوه بر این به منظور كسب محبوبیت بیشتر مدعی شد كه موجودات فرازمینی به همراه بشقاب پرنده شان در این مكان نگهداری می شوند. اما، پس از آن معلوم گردید كه گفته های وی كاملا بی اساس بوده است.
در سال 7199، «دیوید ادیر» مهندس آمریكایی در امور فضا و دریا كه اشتهاری جهانی دارد، شهادت داد كه به هنگام اقامتی كوتاه در «پایگاه 15»، دو باند پرواز را مشاهده كرده كه هر كدام 3 هزار متر طول داشته است. وی همچنین تأسیساتی عظیم و همینطور رآكتوری را در زیر زمین مشاهده كرده است كه ابعاد یك اتوبوس را داشته و هیچ پیچ و مهره و یا حتی محل اتصال قطعات بر روی آن مشاهده نمی شده است. و عجیب تر آن كه، انگار كه «حیات» داشته است، چراكه به تماس دست حساس بوده و به نظر می رسیده كه نسبت به امواج واكنش دارد.
پژوهش های رسمی بسیاری امروز پیرامون هواپیماهای جنگی انجام می پذیرد كه خلبانانشان صرفا به كمك الكترودها به مغز فرماندهی هواپیما متصل اند. در واقع، آنچه سبب واكنش دستگاه می گردد، افكار خلبان است. رآكتور «منطقه15» در سال های دهه 0197 نیز مطابق با همین اصل ساخته شده و برحسب وضعیت روحی و احساسی فردی كه آن را لمس می كرد، تغییر رنگ می داد. در آن زمان، هیچ كشوری از اینگونه تكنولوژی برخوردار نبود.
منطقه فوق سری «4S»
این منطقه در واقع در زیر سلسله كوه های اطراف «پایگاه 15» نهفته و بنابراین پایگاهی زیرزمینی است كه از دید تیزبین ماهواره ها پنهان است. می توان گفت كه «4«S سری ترین پایگاه جهان است و تحت تدابیر شدید امنیتی محافظت می گردد. بدین گونه كه، دوربین های نظارتی و ردیاب های تحركات زمینی تا شعاع 04 كیلومتری پایگاه را تحت پوشش دارند، و پرسنل آن نیز از حق صحبت درباره نوع فعالیت خود محروم بوده، در صورت شكستن سكوت در معرض خطر مرگ قرار می گیرند. ورودی «4«S از 9 در خاكی رنگ تشكیل شده است و خود پایگاه نیز 9 بشقاب پرنده را در خود پنهان دارد. این اشیای پرنده برای پروازهای خود از سوختی ویژه استفاده می كنند كه «عنصر 511» نامیده می شود. پروازها نیز بدون كمترین صدا انجام می پذیرد.
«عنصر511» عنصری ثابت و پایدار است كه خواص جالب توجهی دارد. می توان از آن به عنوان سوخت رآكتورها استفاده و یا آن را به منشأ یك میدان انرژی قدرتمند تبدیل كرد. تمامی این بشقاب پرنده ها دستگاه هایی را در خود جای می دهند كه «عنصر511» را به یك میدان انرژی قدرتمند برای خنثی كردن نیروی جاذبه یا گرانش زمین مبدل می سازد.
بشقاب پرونده ها «زمینی»اند!
پاسخ های ارائه شده برای معمای «اشیای پرنده ناشناخته» در واقع دروغ هایی دیگر در خدمت اهداف آنهاست كه دوست دارند مردم را در راستای منافع خود در ناآگاهی كامل نگه دارند. چرا كه، «اربابان قدرت» برای رسیدن به اهداف خود از هیچ كوششی فروگذار نیستند، هر چند كه این تلاش ها كره زمین را به ورطه نابودی كشاند.
آیا «بشقاب پرنده»ها در حقیقت آخرین دستگاه های نظامی نیستند كه در خفا و به گونه ای كاملا سری و محرمانه ساخته شده اند؟ قدر مسلم آن كه، آمریكا تنها كشوری نیست كه تكنولوژی هواپیماهای رنگارنگ و از جمله هواپیماهای مثلثی شكل را تحت كنترل درآورده است. شاید نیز به همین خاطر است كه رقم شاهدانی كه به عنوان مثال، اشیای پرنده مثلثی شكل را در آسمان رؤیت كرده اند، بسیار بیش از دیگر شاهدان بشقاب پرنده هاست.
در واقع، شركت های بسیاری در سراسر جهان در ساخت بشقاب پرنده ها كوشیده اند. اما، شركت «ساراتف» در منطقه «ولگای» روسیه كه كار خود را از بدو سال های دهه0199 آغاز كرده است، موفق به یافتن راه حل هایی ابتكاری گردیده، مهندسان آن به لطف شكل خاص بشقاب پرنده خود و نوآوری های تكنولوژیك بسیار ویژه، پاسخی برای یكی از مشكلات كلیدی بشقاب پرنده ها كه لرزش آنها در وضعیت آب و هوایی نابسامان بوده است، یافته اند.
در این حال، فرانسوی ها نیز «پایگاه 15» خود را دارند. پایگاه «آلبیون» در استان «پرووانس» فرانسه، پایگاهی فوق سری است كه در آغاز یك پایگاه موشك انداز هسته ای بوده، اما امروز یك پایگاه سری «فرازمینی» است، اگرچه «متروك» به نظر می رسد. یك افسر ذخیره این پایگاه می گوید، بسیاری از خلبانان هلی كوپترهای پایگاه بدفعات «بشقاب پرنده»ها را برزمین آن مشاهده كرده اند. ضمن این كه، پرونده ای فوق سری درباره «اشیای پرنده ناشناخته» حاوی تصاویر اینگونه اشیا نیز در پایگاه «آلبیون» وجود دارد. و در كنار آن نیز، شایعات متعدد درباره موجودات فرازمینی… و چینی ها نیز از غافله عقب نمانده، بشقاب پرنده ای ساخته اند كه 1/2متر قطر دارد و از راه دور كنترل می شود.
در مجموع، دو نظریه هم اكنون درباره این «پرندگان فلزی» وجود دارد. عده ای بر این باورند كه دولت آمریكا سعی در تولید تكنولوژی هایی نظامی دارد كه قادر باشند در صورت وقوع منازعه ای جهانی پیروزی را نصیب این كشور سازند. برخی نیز مدعی اند كه تهدید از جانب زمین نیست، بلكه از فضا می آید! اما، نظریه كلی بر این باور است كه این ناشناخته های پرنده نه از «زهره» می آیند و نه از «مریخ» سرازیر گردیده اند، بلكه ساخته و پرداخته دست بشرند و در راستای اهداف پنهان و اسرار مگوی اربابان جهان به كار گرفته می شوند.
منابع: سایت های – اوونی- لوموند دیپلماتیك- انفودونت- لوپست- ویكیپدیا- كانسپیرنسی واچ- دزانسیكلوپدی ویكیا- اوونی آنلاین- باز15- فوتوونی فری- ویكیو- جاناتان درودر یی مونسیت- – استروسرف- یا بیلادی- زن بلاگز- – بیزاروس- ژس مارسل فری- اوونی زبلاگ- سكرت باز.

 


پنجشنبه 6 اسفند 1388

ما اهل كوفه نیسیم علی تنها بماند...

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :عمومی ،

سلام بحث آقا بود دیدم این ماجرا را بگذارم
یکی از برادران تیم حفاظت مقام معظم رهبری نقل می‌کرد:
در جریان آخرین سفری که حضرت آقا به استان هرمزگان، یک تیم از بچه‌های مذهبی کهنه‌کار، فیلمبرداری سفر را به عهده داشتند. در یکی از روزها تیم فیلم‏برداری از فرصت استفاده کردند و برای شنیدن حرفهای مردم بندرعباس با تجهیزات کامل فیلمبرداری به داخل شهر رفتند. حضرت آقا که از این جریان با‌ خبر شده‌بودند، پیشنهاد فرمودند که، به عنوان تیم فیلمبردار و با سر و صورتی پوشیده در برنامه شرکت نمایند.
یکی از برنامه های آن روز دیدار از خانه شهیدی از شهدای بندر عباس بود. البته خانه‌ای در کار نبود، بلکه سرپناهی بود که با نی‌های خشک‌شده ساخته‌ شده‌بود و به آن کپری می‌گفتند. از مادر شهید که پیرزنی تکیده و آفتاب‌سوخته بود، سؤال شد: «مادر جان آیا خبر داری که حضرت آقا به استان شما آمده اند؟» پیرزن گفت: «بله، خبر دارم». دیشب فرزند شهیدم به خوابم آمد و گفت:‌ «آقا که به بندر عباس تشریف می‌آورند، حتماً به خانه ما خواهند آمد، ولی به ایشان بگوئید که اینقدر از خدا طلب شهادت نکند، چون ایشان خیلی کارها دارد که باید انجام بدهد». و ادامه داد: «من مطمئنم که امروز در جمع شما که به خانه‌ام آمده اید، حتماً حضرت آقا نیز حضور دارند».
خلاصه اینکه آن روز یکی از ماندگارترین روزهای مأموریتی‌مان شد و هیچگاه از خاطر بچه های حفاظت آقا نخواهد رفت.
سلام بحث آقا بود دیدم این ماجرا را بگذارم
یکی از برادران تیم حفاظت مقام معظم رهبری نقل می‌کرد:
در جریان آخرین سفری که حضرت آقا به استان هرمزگان، یک تیم از بچه‌های مذهبی کهنه‌کار، فیلمبرداری سفر را به عهده داشتند. در یکی از روزها تیم فیلم‏برداری از فرصت استفاده کردند و برای شنیدن حرفهای مردم بندرعباس با تجهیزات کامل فیلمبرداری به داخل شهر رفتند. حضرت آقا که از این جریان با‌ خبر شده‌بودند، پیشنهاد فرمودند که، به عنوان تیم فیلمبردار و با سر و صورتی پوشیده در برنامه شرکت نمایند.
یکی از برنامه های آن روز دیدار از خانه شهیدی از شهدای بندر عباس بود. البته خانه‌ای در کار نبود، بلکه سرپناهی بود که با نی‌های خشک‌شده ساخته‌ شده‌بود و به آن کپری می‌گفتند. از مادر شهید که پیرزنی تکیده و آفتاب‌سوخته بود، سؤال شد: «مادر جان آیا خبر داری که حضرت آقا به استان شما آمده اند؟» پیرزن گفت: «بله، خبر دارم». دیشب فرزند شهیدم به خوابم آمد و گفت:‌ «آقا که به بندر عباس تشریف می‌آورند، حتماً به خانه ما خواهند آمد، ولی به ایشان بگوئید که اینقدر از خدا طلب شهادت نکند، چون ایشان خیلی کارها دارد که باید انجام بدهد». و ادامه داد: «من مطمئنم که امروز در جمع شما که به خانه‌ام آمده اید، حتماً حضرت آقا نیز حضور دارند».
خلاصه اینکه آن روز یکی از ماندگارترین روزهای مأموریتی‌مان شد و هیچگاه از خاطر بچه های حفاظت آقا نخواهد رفت.




 





پنجشنبه 6 اسفند 1388

هزینه مدرن سازی و تقویت نیروی هوایی ایران چقدر است؟

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :عمومی ،


برای اینكه هزینه تقویت و مدرن سازی نیروی هوایی ایران را تخمین زده و محاسبه كنیم ابتدا باید به توان هوایی دیگر كشورها توجه كرد. كشورهای دیگر از نظر توان تهدید کردن ایران به دو دسته باید تقسیم شوند و عبارتند از ( البته کشورهای بحرین و ارمنستان و افغانستان و عراق در محاسبات زیر در نظر گرفته نشده اند) :
1) كشورهای منطقه ای : اسرائیل و تركیه و عربستان و پاكستان و امارات و کویت و ترکمنستان و قطر و عمان و آذربایجان
2) كشورهای فرا منطقه ای آمریکا و انگلیس ( در این مقاله برسی نخواهد شد) :

حال با توجه به لیست فوق ما باید به یك حد نصاب دست یابیم كه هم با اقتصاد و تكنولوژی ایران سازگار باشد و هم اینكه از پس تهدیدات برآید. بنابراین برای دست یابی به این حد نصاب به بررسی توان هوایی کشورهای فوق پرداخته ( و در ادامه توان هوایی کنونی ایران و نیز توان لازم برای مقابله با تهدیدات ذکر خواهد شد) :

1- تركیه : ارتش تركیه تقریبا مدرن میباشد و از نظر كمی بزرگترین ارتش اروپایی محسوب می شود. استعداد انسانی این ارتش 4 برابر انگلیس بوده و میتواند برای ایران تهدیدی تقریبا خطرناك باشد. ایران از نظر تكنولوژی نظامی آشكارا بر تركیه برتری دارد و از بعد اقتصاد هم ایران برتر است و مهمتر اینكه ما نفت داریم. ارتش تركیه بعد از فروپاشی شوروی مورد بی مهری غرب قرار گرفت ولی در عوض روابط خود را با اسراییل بسیار گسترش داد.
هم اكنون نیروهای اسراییل از خاك تركیه به منظور جاسوسی علیه ایران استفاده می كنند. و كشورهای آمریكا و انگلیس در خاک ترکیه دارای پایگاهای بزرگ هوایی با 180 هواپیما و 6 هزار سرباز هستند كه در جنگ احتمالی ایران و آمریكا بسیار كاربرد خواهد داشت.
نیروی هوایی ترکیه شامل 60 هزار سرباز و حدودا 600 جنگنده كه عبارتند از 240 فروند F-16C/D و 175 فروند F-4E و 44 فروند RF-4E و حدود 140 فروند F-5A/B كه همگی مدرنیزه شده و در شرایط كاملا عملیاتی قرار دارند. از بعد هوایی ما عقبتر از تركیه هستیم و در صورت بروز جنگ اف-16 و فانتومهای تركیه برای ایران میتوانند خطرناك باشند.
باید توجه زیادی بر روی ترکیه کرد زیرا این کشور علاوه بر نیروی هوایی قدرتمند خود میزبان صدهها جنگنده خارجی و نیز 90 بمب هسته ای 250 کیلوتنی هست! برای مقابله با این کشور میتواند از انواع MiG-29 و Su-30 و Su-24 به تعدا انبوه خریداری و استفاده کرد.

2- عربستان : این کشور با بودجه نظامی چند برابر ایران و نیز خریدهای تسلیحاتی بزرگ از غرب و به ویژه آمریکا هم اکنون تهدید خطرناکی برای ایران محسوب میشود. سعودیها قصد دارند با صرف دهها میلیارد دلار تا سال 2020 نیروی هوایی خود را به اولین نیروی منطقه تبدیل کنند و این زنگ خطری برای نیروی هوایی نه چندان قدرتمند ایران هست.
نیروی هوایی عربستان دارای 18 هزار پرسنل و حدود 400 فروند هواپیمای جنگی میباشد و زیر نظر آمریکاییها بنیانگذاری شده و اداره میشود. این نیرو مجهز به جنگنده های مدرن و قدرتمند میباشد ولی از یک چیز کاملا بی بهره است و آن چیزی نیست بجز شرف نظامی و وطن پرستی و شجاعت! آری تقریبا تمام اعراب این خصایص را دارا میباشند! بگذریم!
نیروی هوایی عربستان متشکل از 109 فروند F-15C/D و 72 فروند F-15S میباشد که نوع صادراتی F-15E به عربستان میباشد و نیز 120 فروند تورنادو از انواع ADV و IDS به اضافه حدودا 100 فروند F-5B/E/F و RF-5E میباشد. این نیرو همچنین دارای 5 فروند آواکس E-3A میباشد. با توجه به نیروی هوایی عربستان در میابیم که جنگنده های اف-15 و تورنادو این کشور میتوانند برای ایران خطرناک ظاهر شوند و باید توجه خاصی به خرید جنگنده های برتری هوایی علیه عربستان گردد که بهترین گزینه میتواند Su-27 و Su-30 وMiG-31 باشند.

3- پاکستان : استعداد انسانی نیروی هوایی این کشور با توجه توان هوایی آن یعنی 360 فروند جنگنده خیلی زیاد و بالغ بر 45 هزار نفر هست! جنگنده های پاکستان عمدتا قدیمی و با کارایی پایین هستند ولی نباید از این نیرو غافل شد. زیرا تمرکز هوایی ایران در قسمت جنوب شرقی بسیار کم و در برابر پاکستان نیروی دفاعی موثری نمیتواند باشد! جنگنده های این کشور شامل 50 فروند Q-5 و 40 فروند J-6 و 80 فروند J-7 و 37 فروند F-16A/B و 150 فروند از انواع Mirage-3/5 میباشد.
در ضمن پاکستان قصد دارد تا 5 سال آینده 80 فروند F-16 و 50 الی 100 فروند FC-1 خریداری نماید که توان این نیرو را تقریبا دو برابر خواهد کرد. به هر حال نباید در مورد پاکستان اتمی کوتاهی کرد و حتما باید چند اسکادران جنگنده بمب افکن ضربتی خریداری و در شرق کشور مستقر کرد. برای این منظور جنگنده های Su-24 و Su-30 میتواند مناسب باشد.

4- امارات : این کشوری که روزگاری نه چندان دور خود جزو امپراطوری ایران بود اکنون چشم طمع به خاک کشورمان دارد! یکی از تهدیدهای کوچک ولی جدی علیه ایران همین کشور امارات هست. شاید این کشور هرگز به تنهایی با ایران وارد مبارزه نشود ولی در صورت بروز درگیری با عربستان احتمالا این کشور نیز با همراهی کویت و قطر وارد جنگ با ایران شده و جاه طلبی های خیالی صدام را تکرار کنند!
امارات کشوری است که سرانه نظامی آن به نسبت وسعت و اقتصاد و جمعیتش خیلی زیاد هست و اینها تنها یک دلیل دارد و آن ترس از ایران هست! ایرانی که تاکنون به هیچ کشوری تجاوز نکرده است و در جنوب کشور تنها چند اسکادران جنگنده دارد! امارات با دارا بودن حدود 200 فروند جنگنده و نیز تلاش برای افزایش توان نظامی یکی از تهدیدهای کوچک منطقه ای برای ایران میباشد که باید به آن نیز توجه شود.
جنگنده های امارات شامل 80 فروند F-16E/F که مدرنترین و گرانترین اف-16های صادراتی جهان بوده به اضافه 50 فروند از انواع مختلف Mirage-5 و نیز تقریبا 65 فروند Mirage-2000 هستند.
برای مقابله با این خطر کوچک ایران میتواند از جنگنده های Mig-29 و Su-30 استفاده نماید.

5- کویت : این کشور نیز بعد از انقلاب برای کشورمان مشکلات زیادی ایجاد کرده است و اکنون نیز درصدد دزدیدن نفت و گاز ایران هست! کشوری که آن هم جزوی از خاک امپراطوری ایران میباشد. هزینه های نظامی کویت همانند امارات به نسبت اقتصاد و جمعیت و وسعت خیلی زیاد هست و این نیز دو دلیل دارد اول ایران و دوم ترس از تکرار حادثه 1990 که منجر به اشغال شدن این کشور به مدت 5 ماه شد. هر چند در آن زمان نیز کویت با دارا بودن تسلیحات مدرن ظرف 48 ساعت اشغال شد و تمام سران ترسوی آن به خارج فرار کردند! نیروی هوایی کویت از 40 فروند F/A-18C/D به اضافه حدود 30 فروند Mirage F-1 و نیز تقریبا 30 فروند A-4 غیر عملیاتی برخوردار هست.
ایران برای مقابله با کویت میتواند از جنگنده های MiG-29 یا Su-30 استفاده نماید.


6- ترکمنستان : این کشور در زمان حال نمیتواند تهدیدی جدی برای ایران باشد ولی نباید از توان هوایی آن صرف نظر کرد. نیروی هوایی ترکمنستان دارای حدود 220 فروند جنگنده بجای مانده از اتحاد شوروی است که اکثرا مدرن نمیباشد و توان شرکت در جنگهای قرن 21 را ندارند. به هر حال این نیرو شامل 10 فروند MiG-21 و 60 فروند MiG-23 و 24 فروند MiG-25 و 24 فروند MiG-29 و 65 فروند Su-17 و 45 فروند Su-25 و 3 فروند Su-7 و 8 فروند Yak-28 میباشد.
ایران برای مقابله با ترکمنستان میتواند از جنگنده های MiG-29 و Su-24 استفاده نماید.

7- قطر : این کشور نیز سیاستی مشابه دیگر برادران عربی خود دارد و نیازی نیست به دشمنی های آن نیز اشاره شود. نیروی هوایی این کشور حرفی برای گفتن ندارد و تنها دارای 12 فروند Mirage-2000 و 15 فروند Mirage F-1 میباشد. ولی هزینه های نظامی این کشور هم زیاد بوده و احتمالا در آینده این نیرو به چند برابر افزایش خواهد یافت! ایران هم میتواند علیه قطر از جنگنده MiG-29 استفاده نماید.

8- عمان : این هم مانند قطر ضعیف بوده و نیروی هوایی این کشور تنها دارای 26 فروند جنگنده Jaquar میباشد. ایران برای مقابله با عمان میتواند از جنگنده MiG-29 استفاده نماید.

9- آذربایجان : این کشور سیاست دوگانه دارد و از طرفی با ایران دست دوستی داده و از طرفی با آمریکا! به هر حال خود آذربایجان نمیتواند برای ایران خطرناک باشد نیروهای خارجی مستقر در آن باید به عنوان یک تهدید تلقی شوند. آمار دقیقی از تعداد جنگنده های عملیاتی این کشور در دسترس بنده نبوده ولی تقریبا 50 فروند جنگنده شامل 5 فروند MiG-21 و 28 فروند MiG-25 و 4 فروند Su-17 و 5 فروند Su-24 و 2 فروند Su-25 توان هوایی این کشور را تشکیل میدهند.
ایران نیز برای مقابله با این کشور میتواند از جنگنده MiG-29 استفاده نماید.

10- اسرائیل : جدی ترین تهدید علیه کشور عزیزمان نه تنها از سوی همسایگان بلکه 1100 کیلومتر دورتر از مرزهای ما قرار دارد و تنها خطری هست که همیشه باید آنرا جدی گرفت(البته در حالتی که سیاست ایران و اسرائیل تغییر نیابد). این کشور بیشترین سرانه نظامی در منطقه و شاید هم جهان را دارد و سالانه بیش از 2 میلیارد دلار کمک مستقیم بلاعوض از آمریکا برای مقاصد نظامی دریافت میکند! این کشور با وجود وسعت و جمعیت کم در 5 جنگی که با اعراب داشته است در همه پیروز بوده و ارتش آن کارنامه بسیار موفقی دارد. برای مقابله با این کشور نمیتوان تنها با خریدهای تسلیحاتی امنیت خود را تضمین کرد بلکه باید با یک حرکت رو به پیشرفت صنعت و اقتصاد داخل را آنچنان تقویت کرد که بتوان از هر لحاظ با این دشمن جدید به مقابله پرداخت.
نیروی هوایی اسرائیل 35 هزار پرسنل دارد به اضافه 677 فروند جنگنده که 450 فروند آنها در شرایط کامل عملیاتی قرار دارند. نیروی هوایی اسرائیل همچنین قرار است تا سال 2010 به 102 فروند F-16I مجهز شود که مخصوصا برای مقابله با ایران ساخته شده اند. نیروی هوایی اسرائیل در سال 2005 متشکل از 105 فروند F-4 و 265 فروند F-16 از انواع مختلف و 110 فروند A-4 و 110 فروند Kfir و 87 فروند F-15 از انواع مختلف میباشد. مشاهده میشود که اسرائیل دارای بهترین و قویترین نیروی هوایی منطقه هست و ایران در برابر چنین حریف خطرناکی راه سختی پیش رو دارد!
مشکل اصلی زمانی درک میشود که اگر بدانیم جنگنده های اسرائیل براحتی میتوانند از آسمان عراق و اردن و ترکیه برای رسیدن به ایران استفاده کنند ولی ایران اجازه استفاده از آسمان این کشورها را ندارد!
در مقابل اسرائیل ایران باید همزمان دو کار را انجام دهد اول تقویت نیروی هوایی و دوم تقویت سایتهای راداری و پدافندی بویژه با موشکهای مدرنی مانند S-300PMU2 یا سایر سلاحها. برای اینکه جنگنده های ایران به خاک اسرائیل برسند کار مشکل اینجاست که ابتدا باید با جنگنده های آمریکایی و انگلیسی موجود در عراق و ترکیه درگیر شده و در همان حال به سوی اسرائیل نیز حرکت کنند!
میبینیم که هرگونه پاسخ هوایی ایران به اسرائیل میتواند منجر به درگیری با آمریکا و انگلیس نیز بشود!
به هر حال ایران برای رسیدن به خاک اسرائیل میتواند از جنگنده های Su-24 و 30Su- استفاده نماید.


توان هوایی ایران در سال 2005 :

نیروی هوایی ایران توانسته است بعد از جنگ وحشتناک 8 ساله و نیز تحریمهای آمریکا تاکنون سرپا بایستد و هرچند توان سال 1979 را ندارد ولی با توجه به شرایط جهانی و رفتار خصمانه آمریکا همین هم غنیمت است.
پرسنل نیروی هوایی در سال 2005 برابر 52 هزار نفر بوده و از این نظر این نیرو یک نیروی قدرتمند و استخواندار محسوب میشود.
توان دقیق عملیاتی ایران معلوم نیست ولی بنده در این مقاله دو دسته آمار را ارائه خواهم داد که اولی گزارش سالانه ارتش اسرائیل و دومی آمار تایید شده توسط اکثر سازمانهای اطلاعاتی جهان هست.

آمار اول :
تعداد هواپیماهای عملیاتی جنگی : حدودا 480 فروند
6 H-6D
4 Tu-22M
30 F-7M
24 Mirage F-1EQ
30 F-14A
70 F-4D/E
24 MiG-23BN
24 MiG-27
48 MiG-29A/UB
26 Su-27
60 F-5E/F
16 F-6
30 Su-22
30 Su-24MK
30 Su-25
4 Azarakhsh
24 MiG-31
7 RF-4E

آمار دوم :
تعداد هواپیماهای جنگی عملیاتی : حدودا 350 فروند
70 F-4D/E
70 F-5E/F
40 MiG-29A/UB
30 F-14A
30 F-7M
35 Su-24MK
10 Su-25K
44 Su-20/-22
5 RF-4E

اینجانب بیشتر به آمار دوم اعتماد دارم تا آمار اول و به همین جهت در این مقاله توان ایران در سال 2005 را 350 فروند جنگنده در نظر میگیریم.


ایران به چه تعداد هواپیمای جنگی برای مقابله با هر یک از تهدیدات فوق نیازمند هست؟

در زیر تعداد جنگنده های مورد نیاز ایران برای مقابله با هر یک از تهدیدات فوق ذکر میگردد ( البته به دو صورت که (الف) برای ایجاد توان پدافندی موثر و (ب) ایجاد توان آفندی مناسب برای ایجاد برتری هوایی) :

1- ترکیه :
الف) ایران با حفظ توان کنونی به 200 فروند جنگنده مدرن نیاز دارد تا بتواند یک پدافند عامل مناسب در برابر ترکیه ایجاد نماید. این 200 فروند میتواند به ترتیب شامل 110 فروند میگ-29 و 15 فروند سوخو-24 و 15 فروند سوخو-25 و 60 فروند سوخو-30 نیازمند هست.
ب) برای ایجاد برتری هوایی نیز ایران به 350 فروند جنگنده مدرن شامل 200 فروند میگ-29 و 100 فروند سوخو-30 و 25 فروند سوخو-24 و 25 فروند سوخو-25 نیازمند هست.

2- عربستان :
الف) خرید 150 فروند جنگنده مدرن شامل 100 فروند میگ-29 و 50 فروند سوخو-30
ب) خرید 300 فروند جنگنده شامل 60 سوخو-27 و 180 فروند سوخو-30 و 60 فروند میگ-31

3- پاکستان :
الف) خرید 50 فروند جنگنده میگ-29
ب) خرید 200 فروند جنگنده جدید شامل 150 میگ-29 و 50 فروند سوخو-24

4- امارات :
الف) خرید 50 فروند میگ-29
ب) خرید 150 فروند جنگنده شامل 100 فروند میگ-29 و 50 فروند سوخو-30

5- کویت :
الف) توان کنونی کافی است.
ب) خرید 50 فروند میگ-29

6- ترکمنستان :
الف) خرید 50 فروند سوخو-30
ب) خرید 100 فروند میگ-29 و 50 فروند سوخو-24

7- قطر :
الف) توان کنونی کافی است.
ب) خرید 50 فروند میگ-29

8- عمان :
الف) توان کنونی کافی است.
ب) خرید 50 فروند میگ-29

9- آذربایجان :
الف) توان کنونی کافی است.
ب) خرید 50 فروند میگ-29

10- اسرائیل :
الف) خرید 250 فروند جنگنده جدید شامل 150 فروند سوخو-30 و 100 فروند سوخو-24
ب) خرید 400 فروند جنگنده جدید شامل 250 فروند سوخو-30 و 150 فروند سوخو-24


خوب تا این لحظه توان لازم برای مقابله با هر یک تهدیدات فوق الذکر تعیین شد ولی نکته مهم این است که باید به یک جمع بندی برسیم و یک نیروی هوایی داشته باشیم تا بتواند همزمان با چند تا از تهدیدهای فوق درگیر شده و پیروز از میدان بیرون آید. برای این منظور باید حداقل 830 فروند هواپیمای جنگی عملیاتی بصورت زیر داشت و بقیه هواپیماهای کنونی را به عنوان رزرو به انبارهای نیروی هوایی فرستاد.
همچنین بایستی پایگاههای تاکتیکال کنونی نیروی هوایی بهسازی شده و 6 پایگاه تاکتیکال جدید بصورت زیر ساخته شود.


برچسب ها: كشورهای منطقه ای ،

چهارشنبه 5 اسفند 1388

موشک ها ی بالستیک

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    

 

هنگامی که ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی پیمان منع گسترش موشک های بالستیک را امضا کردند فقط ۹ کشور موشک بالستیک داشتند در صورتی که امروز بیش از ۳۰ کشور موشک بالستیک دارند و ۱۴ کشور در تولید یا صادرات موشک بالستیک و تکنولوژی مربوط به آن دست دارند.
یکی از بازوان پر قدرت و توانای هر کشوری یا بهتر است بگوییم پر قدرت ترین بازوی توانای هر کشور نیروی نظامی آن است. نیروهای نظامی به چندین بخش زمینی، هوایی و دریایی تقسیم می شوند که در تمام آنها هدف اصلی یکی است ولی شیوه کارها با یکدیگر تفاوت دارد. در تمامی بخش ها وجود چندین هزار خدمه لازم است تا نقشه ها به صورت صحیح و کامل اجرا شود.وجود خدمه زیاد در یک یگان نظامی هنگام جنگ باعث تلفات جانی زیادی خواهد شد همان طور که می توان در جنگ جهانی اول و دوم این فاجعه را به وضوح دید. به همین خاطر چندین دهه است که کشورها به دنبال ساخت تجهیزاتی هستند که بدون استفاده از انسان و تنها با یک نظارت الکتریکی به مناطق مختلف کشورها حمله برد تا دیگر از تلفات جانی خبری نباشد. هواپیماهای بدون سرنشین (UAV) از این قبیل هستند ولی از مهم ترین مقوله این امر می توان موشک ها را نام برد.رعب انگیزترین و مخوف ترین وسیله نظامی است به گونه ای که اگر کشوری قدرت موشکی بالایی داشته باشد می تواند با آسایش و آرامش امنیت خود را حفظ کند.در دنیای امروز به رغم امضای پیمان نامه های متعدد کشورها و قراردادهای بین المللی که برای کنترل تکنولوژی موشکی در سازمان ملل به امضا می رسد، در نهایت کشوری حرف اول را می زند که به لحاظ موشکی مجهزتر باشد. تا قبل از جنگ جهانی دوم بنا به مقتضیات جنگ فقط چندین کشور در حال جنگ بودند که ابرقدرت موشکی محسوب می شدند مانند روسیه و آلمان. در واقع جنگ برای اینها مانند کاتالیزوری در عرصه پیشرفت در صنایع موشکی بود.پس از فروکش کردن التهابات جنگ جهانی دوم، بسیاری از کشورها دست به کار شدند و شروع به ساخت و یا حداقل خرید موشک کردند زیرا می دانستند اگر سیستم موشکی قوی داشته باشند پشتوانه خوبی برای حفظ امنیت دارند. هر روزه انواع موشک ساخته و آزمایش می شد که در این میان یک تکنولوژی توجه همگان را به خود جلب کرد و آن موشک های بالستیک بود.یک موشک بالستیک یک ماشین تحویل موشک ـ مولد، شامل سیستم رهیابی و محفظه حمل مهمات است که اساساً علیه اهداف زمینی و سطحی مورد استفاده قرار می گیرد. انواع گوناگون موشک های بالستیک برحسب برد طبقه بندی شده اند.


۱ـ موشک بالستیک جنگی کوتاه برد (BSRBM) با برد ۱۵۰ کیلومتر
۲ـ موشک بالستیک کوتاه برد (SRBM) با برد ۷۹۹ـ۱۵۰ کیلومتر
۳ـ موشک بالستیک میان برد (MRBM) با برد ۲۳۹۹ـ۸۰۰ کیلومتر
۴ـ موشک بالستیک دوربرد (IRBM) با برد ۵۴۹۹ـ۲۴۰۰ کیلومتر
۵ـ موشک بالستیک قاره پیما (ICBM) با برد ۵۵۰۰ کیلومتر به بالا


نوع خاص دیگری از موشک بالستیک هم وجود دارد
که از زیردریایی شلیک می شود و با نام اختصاری SLBM شناخته می شود. در ساخت موشک های بالستیک مبحث پیشرانش که مشخص کننده برد موشک است مهم ترین مسئله است که این میزان برد، معیار سنجش قدرت تخریبی موشک است. موشک های بالستیک برای شناسایی دقیق هدف یک محفظه هدایت برای حمل دقیق کلاهک به هدف مورد نظر را دارا هستند و فرق میان این محفظه هدایت کنترل موشک و دقت آنها را متفاوت می کند.


شلیک یک موشک
بالستیک در چندین مرحله انجام می شود. پس از این که موشک به فضای بالای جو رفت و در اصل فاز شلیک را به پایان رساند قسمتی از آن جدا شده و دیگر تبدیل به یک RV «دستگاه ورود مجدد» می شود که خود را در فضا رها می کند و شامل کلاهک و قسمت های رهیابی است. پس از جداشدن RV دیگر وظیفه اش را به تنهایی انجام می دهد تا خود را به هدف موردنظرش برساند. «ماشین های ورود مجدد چندمنظوره MIRV که توسط موشک های بزرگتر حمل می شوند نیز می توانند به طور مستقل به سوی هدف سیر کنند


برد بسیار بالا و
توانایی حمل مقدار زیاد مهمات و حمل کلاهک های هسته ای موشک های بالستیک را از دیگر موشک ها جدا می کند. با وجود این که موشک های بالستیک جزو سلاح های کشتارجمعی (WMD) محسوب نمی شود ولی می تواند مقدار زیادی از انواع سلاح های کشتارجمعی را حمل کند و به عنوان یک منبع نگرانی برای کشورها به  حساب آید. فناوری موشک های بالستیک هم بعد از جنگ جهانی دوم رشد و نمو پیدا کرد و از دهه ۱۹۵۰ ابرقدرت های موشکی به وجود آمدند که تهدیدی برای کشورهای دیگر محسوب می شدند.در این زمینه اتحادیه جماهیر شوروی یک سر و گردن از رقبای خود بالاتر بود. با گذشت زمان پر قدرت تر شد و همواره حرف اول را می زد؛ این امر کشورهای دیگر مخصوصاً رقیب سرسختش یعنی ایالات متحده آمریکا را آزار می داد. روسیه در عین حال با توجه به مصالح اقتصادی ـ سیاسی کشورش گوشه ای از این قدرت را با برخی از کشورها، خصوصاً چندین کشور آسیایی تقسیم کرد. این قضیه آمریکا را به تاملی سخت در عرصه نظامی کشاند زیرا به جز قدرتمندشدن کشورها این نگرانی وجود دارد که کشورهای تحت سلطه، خود به تنهایی به گسترش تکنولوژی موشک بالستیک دست یافته و به ساخت موشک بپردازند.


تقریباً تمامی کشورهای آسیایی
خریدارهای بسیار خوبی برای روسیه هستند و در فهرست موشک های این کشورها حداقل نام یک یا دوتا از موشک های روسی دیده می شود و حتی به غیر از کشورهای آسیایی، اروپایی ها نیز به همین گونه اند. به غیر از روسیه و چین در آسیا، ایران و کره شمالی نیز در زمینه موشکی قوی هستند. کره شمالی با داشتن موشک های بالستیک از قبیل تائپودونگ ۱و۲ (Taepodong1,2) و یا نودونگ ۱ و ۲ (Nodong1,2) به گستره ای به شعاع ۴۰۰۰ تا ۶۰۰۰ کیلومتری اطراف کشورش مسلط است و ایران نیز با داشتن موشک های زلزال و شهاب سه (شهاب چهار در حال آزمایش است) قدرت بزرگی در منطقه محسوب می شود. نگرانی های آمریکا از گسترش و فروش موشک های بالستیک دولت رونالد ریگان را متاثر کرد. به نحوی که تمرکز نیروی نظامی آمریکا را به این موضوع برانگیخت و زمانی شوروی نخستین موشک بالستیک قاره پیمای (ICBM) خود را پرتاب کرد که توانایی حمل سلاح های هسته ای و غیرهسته ای در حجم بالا را داشت. نیروی نظامی آمریکا موفق به طرح سیستم دفاع موشک های بالستیک (Defensive Ballestic Missile) شد ریگان طراحان و مهندسان هوافضای خود را بر سیستم ابتکاری دفاع راهبردی ـ فضایی متمرکز کرد که این تمرکز موجب ارتقای چشمگیر سطح تکنولوژی دفاع موشکی بالستیک (BMD) آمریکا شد. گونه های جدید این سیستم را در دوران ریاست جمهوری جورج بوش هم به گونه ای تکمیل یافته تر می بینیم. بسیاری از متخصصان آمریکایی متذکر شدند که سیستم دفاع موشکی بالستیک بسیار پرهزینه تر از سیستم حمله موشکی است و باید بیشتر به حمله موشکی متکی بود. موشک های بالستیک در جنگ ها خسارات زیادی به کشورها وارد کرده اند. به عنوان مثال در جنگ جهانی دوم آلمان چیزی بیش از سه هزار موشک بالستیک به نام V-2 «ملقب به اسلحه انتقام» به انگلستان و آنتروپ طی سال های ۴۵ـ۱۹۴۴ شلیک کرد. در جنگ ایران و عراق بارها از موشک های اسکاد روسی استفاده شد در جنگ خلیج فارس عراق از موشک های بالستیک استفاده کرد و بسیاری از نقاط عربستان سعودی را در سال ۱۹۹۱ نشانه گرفت که یک موشک به یک پایگاه نظامی آمریکایی اصابت کرد و ۲۸ سرباز آمریکایی در آن مردند.


موشک های بالستیک همواره باعث ایجاد تنش بین کشورها بود. برای نمونه
بحران موشک های بالستیک کوبا در سال ۱۹۶۲ که با تحویل موشک های دوربرد اتحادیه جماهیر شوروی به کوبا انجام شد جنگ سرد را گرم تر کرد یا بحران تایوان در سال ۱۹۹۶ پس از انتخابات دموکراتیک چین چندین موشک بالستیک به خطوط کشتیرانی نزدیک تایوان شلیک کرد و در اواخر دوران تائپودونگ در سال ۱۹۹۸ که کره شمالی یک موشک بالستیک را به طور غیرمنتظره روی محدوده هوایی ژاپن آزمایش کرد باعث اعتراض کشورهای غربی شد.هنگامی که ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی پیمان منع گسترش موشک های بالستیک را امضا کردند فقط ۹ کشور موشک بالستیک داشتند در صورتی که امروز بیش از ۳۰ کشور موشک بالستیک دارند و ۱۴ کشور در تولید یا صادرات موشک بالستیک و تکنولوژی مربوط به آن دست دارند. پس همواره تهدید شلیک یک موشک بالستیک از طرف این کشورها وجود دارد و مهم تر از آن فروش یک موشک به یک گروه تروریستی !برای جلوگیری از این امر موافقتنامه بین المللی کنترل تکنولوژی موشکی (MICR) که موافقتنامه ای داوطلبانه است در سال ۱۹۸۷ بین ملل و دول مختلف برای کنترل جابه جایی موشک ها و تکنولوژی های مربوطه که قابلیت  حمل سلاح های کشتارجمعی (WMD) را ایجاد می کند بسته شده است ولی آیا می توان مطمئن بود که تمامی کشورها به همه توافقنامه هایی که امضا کرده اند، پایبند بمانند. همانند آمریکا که یک شبه بدون گرفتن هیچ اجازه و مدرکی و با زیر پا گذاشتن تمامی موافقتنامه ها و تعهدنامه های بین المللی به عراق حمله کرد و هیچ کدام از آنها را در نظر نگرفت؟

 

 

harier.blogfa.com


برچسب ها: موشک ها ی بالستیک ،

چهارشنبه 5 اسفند 1388

سام۵

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :پدافنگ هوایی ،

سام۵ 

 

اس ۳۰۰ 


گزارش هایی وجود دارد که نشان می دهد ایران در طول سالهای 1995 تا 1996 تعداد 8 پرتابگر موشکهای SA-6 از روسیه دریافت کرده است. در ژانویه 1996 ژنرال ارشد نیروی دریایی آمریکا (اسکات رید) اظهار داشت که ایران به تازگی موشکهای روسی SA-6 را به دفاع هوایی خود افزوده است. (این موشکهای با قابلیت هدایت تلویزیونی، کابوسی برای خلبانان هواپیماهایی به حساب می آیند که در ارتفاع پائین یا متوسط پرواز می کنند، همچنین با سام6 می توان موشکهای اسکاد و کروز را نیز هدف قرار داد)
در سال 1997 نیروی دفاع هوایی ایران سیستم پیشرفته ی S-200 (موسوم به الماس با SA-5 که در غرب به نام گامون Gammon شناخته می شود) را دریافت کرد. این موشک سام سیستمی است برای هدفگیری اهداف در ارتفاع بسیار پائین یا در ارتفاع بسیار بالا. این موشک شتاب حرکتی متوسطی دارد و برای مانورپذیری به بالچه های نصب شده بر رویش متکی است. از اینها گذشته سیستم هدایت راداری موشک SA-5 به وسیله ی تله های الکترونیکی موسوم به Decoy آسیب پذیر است. (لیبی در مجموع بیش از 100 فروند از این موشک را به سوی هواپیماهای شناسایی SR-71 آمریکایی شلیک کرد که هیچکدام اصابت نکردند) منابع نظامی در مورد تعداد موشکهای SA-5 توافق ندارند برخی تعداد 4 مجموعه پرتابگر را تایید می کنند و برخی دیگر تعداد 10 عدد را. برخی منابع دیگر گزارش می کنند که ایران سه مجموعه ی بسیار دوربرد ساخت روسیه از SA-5 را به همراه 10 تا 15 پرتابگر در اختیار دارد که در 6 سایت مهم مستقر شده اند.

سیستم دفاع هوایی S-200 یا سام-۵

گزارش هایی وجود دارد که نشان می دهد ایران قصد دارد موشکهای بسیار توانمند SA-10 (موسوم به S-300) را خریداری نماید. SA-10 یک موشک زمین به هوای بسیار قدرتمند و بردبلند است که می تواند به اهداف هوایی در هر ارتفاعی حمله ور شود. در ابتدای سال 1994 گزارش شد که ایران شش مجموعه ی پرتابگر SA-10 به همراه 96 فروند موشک از آن را به روسیه سفارش داده است. اما تا اواخر سال 2004 هیچ کدام از آنها هنوز تحویل نشده بودند.
در فوریه 1997 قرارداد 90 میلیون دلاری فروش تعداد 36 فروند موشک SA-10 ساخت مشترک کشورهای روسیه، کرواسی و قزاقستان فسخ شد.
در 30 دسامبر سال 2000 گزارشی در روسیه منتشر شد که نشان می داد ایران به اطلاع وزیر دفاع روسیه رسانده است که مایل است سیستم های ضدموشک S-300 را خریداری کند.

سیستم دفاع هوایی S-300 یا سام-۱۰

در ماه مارس 2001 گزارش شد که روسیه معامله ی فروش موشکهای پیشرفته با ایران را به دلیل نظر مخالف ایالات متحده فسخ کرده است. اما خبرگزاری ایتارتاس گزارشی را منتشر کرد که در آن درج شده یود روسیه قرارداد فروش موشکهای زمین به هوای Tor-M1 ، Tor-M1 T و S-300 را با ایران امضاء کرده است. پس از این گزارش بود که دیگر نشانه ای از علاقه ی ایرانیان به SA-10 عنوان نشد. امروزه اطلاعات دقیقی از ادوات دفاع هوایی ایران وجود ندارد.
مراکز مهمی که باید توسط موشکهای سام مورد حفاظت قرار گیرند شامل مرکزی هسته ای در داخل تهران (امیرآباد و مرکز تحقیقات نیرو: متن) و مراکز سلاح های شیمیایی و میکروبی است.
 ایران همچنین سیستم های دفاع هوایی SA-5 را در اقصا نقاط تهران، بنادر مهم و تاسیسات نفتی مستقر کرده است تا بتواند نقش دفاع هوایی بردبلند – برد متوسط و ارتفاع بالا را در مقابل تاسیسات حیاتی کنار ساحل (خلیج فارس) به انجام برساند.
همچنین گزارش شده است که ایران موشکهای SA-2 و HAWK را دورتادور شهرهای تهران، اصفهان، شیراز، بندرعباس، جزیره ی خارک، بوشهر، بندر امام، اهواز، دزفول، کرمانشاه، همدان و تبریز مستقر کرده است تا بتواند از مناطق کلیدی نظیر پایگاههای هوایی و تاسیسات مربوطه حفاظت کند، هرچند که برخی از این سایت ها، موشک به اندازه ی کافی در اختیار ندارند.
ایران تعدادی رادار مراقبت هوایی دوربرد را نیز از چین خریداری کرده است. این رادارها می توانند اهدافی را تا عمق 300 کیلومتری آسمان شناسایی کنند و اکنون این سیستم های راداری، جزء مهمی از پدافند هوایی ایران به شمار می روند. ولی حتا با کمک چین نیز، دفاع هوایی ایران نقاط کور و نفوذپذیر زیادی دارد که شاید با تجهیزات آورده شده از عراق در جریان جنگ سال 1991 این نقایص کمی جبران شوند.
پرتابگرهای موشک در سراسر ایران پراکنده شده اند تا بتوانند نقص رادار دفاع هوایی ایران را در شناسایی اهدافی که در ارتفاع پائین پرواز می کنند پوشش دهند
روی هم رفته، شبکه ی دفاع هوایی ایران که شامل فرماندهی متمرکز کنترل، گیرنده های راداری و قابلیت هایی با ایجاد اخلال الکترونیک و دفع ضدعمل الکترونیک می شود، نیاز مبرمی به شبکه ی موثرتر دفاعی دارد. این شبکه ی فعلی برای دفاع در حالت نقطه ای مناسب است.


چهارشنبه 5 اسفند 1388

ضد موشک Pac 3

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :پدافنگ هوایی ،

کمپانی لاکهید مارتین در حال تولید نسل جدیدی از موشک های دفاع هوایی ار نسل پاتریوت است که دارای قابلیت های بیشتری نسبت به همتایان خود هستند.
این موشک در اصطلاح PAC 3 نام دارد که مخفف واژه Patriot Advanced Capability-3 میباشد و معنای آن پاتریوت با قابلیتهای پیشرفته تر است.
این موشک تحت قراردادی که با دفتر برنامه ریزی نیروی دفاع هوایی و موشکی ارتش آمریکا و چندین مشتری خارجی منعقد شد در حال تولید میباشد و با سیستم پاتریوت یکپارچه است.



این موشک (بزن-بکش) ‘hit-to-kill’ پیشرفته ترین و توانا ترین و در عین حال قوی ترین موشک دفاع هوایی جهان از نظر متخصصین غربی میباشدو ضد تمام تهدیدات از قبیل موشک های بالستیک و کروز و همچنین هواگردها کاربرد دارد و به نوبه خود جهش بزرگی در زمینه ساخت موشکهای دفاع هوایی به شمار میاید.
این موشک یک رهگیر سریع میباشد که اهداف خود را به صورت برخورد مستقیم یا body-to-body نابود میسازد.



هنگامی که این موشک در لانچر های پاتریوت قرار میگیرد به طور قابل ملاحظه ای قدرت آتش این سیستم را افزایش میدهد به طوری که 16 تیر از این موشک جای 4 تیر از نوع قدیمی تر PAC_2 را خواهد گرفت.

با ضریب موفقیتی در حد 100 درصد در عملیات آزادسازی عراق این موشک کارنامه موفقی از خود به جای گذاشت و هم اکنون در اختیار ارتش آمریکا و هم پیمانانش میباشد.



مرکز تحقیقات موشکی و کنترل آتش شرکت لاکهید واقع در تگزاس به عنوان پیمانکار اصلی برنامه ارتقاء موشکهای PAC_3 انتخاب شده بود.
این طرح شامل موشکهای رهگیر سریع از نوع بزن-بکش و سکو های شلیک در پک های 4 تایی و کامپیوتر کنترل آتش پیشرفته و ارتقاء سیستم های الکترونیکی پیشرفته برای لانچر میباشد که این عناصر از سیستم پاتریوت یک سیستم دفاع هوایی در ارتفاع متوسط با برد بلند و در عین حال موفق پدید می آورد که چتر محافظتی خود را برای نیروهای زمینی و مراکز حیاتی می گسترد.



این موشک از یک موتور راکتی سوخت جامد و کنترل های آئرودینامیکو موتور های کنترل جهت به همراه سیستم هدایت داخلی بهره میبرد.
PAC_ 3 به وسیله کامپیوتر کنترل آتش زمین پایه که در ایستگاه کنترل و رهگیری نصب شده است به سمت نقطه برخورد پرواز میکند و اطلاعات مسیر هدف را از طریق فرکانس های رادیویی دریافت مینماید و لحظاتی قبل از رسیدن به نقطه برخورد از پیش تعیین شده جستجو گر باند کا ان روشن شده و اطلاعات هدف را به دست میاورد و راهی مناسب ترین نقطه برای برخورد میشود.

موتور های کوچک کنترل جهت که در طرفین نوک موشک قرار دارند دارای بوستر راکتی سوخت جامد هستند که در مرحله آخر با یک انفجار مسیر موشک را در جهت دلخواه برای برخورد قرار میدهند .

طول: 5.2 متر

وزن: 320 کیلوگرم

سرعت: بیشتر از 5 ماخ

سقف پروازی: 15 کیلومتر

برد: 20 کیلومتر

تعداد سیستم های ساخته شده: 36 واحد آتشبار

هزینه کل پروژه: 7778 میلیون دلار

متوسط قیمت هر واحد: 91.14 میلیون دلار


چهارشنبه 5 اسفند 1388

تسلیحات و جنگ سی وسه روزه حزب‌الله

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :عمومی ،

دو رزمنده حزب الله لبنان

برگرفته از کتاب «آنتونی کردزمن» در مورد جنگ سی و سه روزه

در طی جنگ، حزب‌الله به نحو گسترده‌ای از تسلیحات ضدزره علیه اهداف زرهی نیروهای دفاعی اسرائیل و نیروهای پیاده‌نظام اسرائیل استفاده کرد. تیم ویژه ضدتانک حزب‌الله در طول جنگ ماه ژوئیه متشکل از دو فرد بسیار آموزش دیده در استفاده از سیستم‌های تسلیحاتی و دو تا سه فرد دیگری بود که از توانایی کمتری در استفاده از تسلیحات برخوردار بوده و نقش تامین‌کننده و حمل کننده را برای دیگران بازی می کردند. بیشتر رزمندگان متخصص ضدتانک در طول جنگ بی‌کار ماندند زیرا در امتداد رودخانه لیتانی موضع گرفته بودند چرا که حزب‌الله انتظار داشت که حمله نیروهای دفاعی اسرائیل با سرعت و عمق بیشتر از آنچه که در عمل انجام شد، پیشروی خواهد کرد. به هر حال، همانگونه که "اندرو اگزوم " تشریح کرده تیم‌های عمل کننده ضدتانک موفقیت چشمگیری داشتند:
ستون زرهی اسرائیل در 10 اوت به سوی منطقه "وادی السلوکی " سرازیر شدند- دره‌ عمیق شمالی-جنوبی که جنوب لبنان را به دو بخش تقسیم می‌کند- این ستون زرهی با یک فاجعه مواجه شد. 48 ساعت پیش از آن، به واحد نیروهای دفاعی اسرائیل دستور داده شده بود که از وادی سلوکی گذشته و شهرک "قندوریه " را به تصرف درآورند. اما دلایل این امر نامعلوم بود،‌ زمانی دستور توقف پیشروی به این ستون‌ها داده شد که خودروهای پیش‌قراول آن به ته دره رسیده بودند. این واحد متعاقب این امر دور زد و به سمت موقعیتی در غرب "الطیب " حرکت کرده و در عین حال منتظر دستورات بعدی ماند. تاخیر در حرکت نیروهای دفاعی اسرائیل به دشمن زمان لازم را داد تا برای دفاع از دره آماده شوند. حزب‌الله تیم‌های ضدتانک خود را به دو طرف دره هدایت کرد و منتظر اقدام مجدد نیروهای دفاعی اسرائیل ماند.
در نتیجه زمانی که فرمانده هدایت کننده ستون زرهی در 12 اوت به پایین دره رسید، تانک وی بوسیله یک وسیله انفجاری سنگین تخریب شد. بقیه تیم وی نیز زیر آتش‌باز سنگین واحدهای ضدتانک حزب‌الله قرار گرفتند که در پشت دره پناه گرفته بودند. 11 تانک نیروهای دفاعی اسرائیل هدف موشک‌های ضدتانک حزب‌الله قرار گرفت ضمن این که هشت خدمه و چهار سرباز دیگر کشته شدند. تلفات این جنگ یک دهم از کل تلفات نیروهای دفاعی اسرائیل در جنگ ماه ژوئیه بود.
یکی از ناظران بی‌طرف بدون این که از این امر خبر داشته باشد این ستون به مدت 48 ساعت در آنجا نگهداشته شده بودند، اینگونه مطرح کرد که فرمانده این واحد باید یکی از آشپزهای نیروهای دفاعی اسرائیل باشد نه یک فرمانده تانک. اما نسبت دادن فاجعه وادی السلوکی به بی‌کفایتی نیروهای اسرائیلی در اصل بی‌اعتنایی به موفقیت بزرگ تاکتیکی حزب‌الله در جنگ ژوئیه خواهد بود: یعنی استفاده از سلاح‌های متعدد ضدتانک که بطور مداوم برای نیروهای دفاعی اسرائیل حاضر در منطقه مشکل آفرین بود. "
بنا بر گزارش‌های اولیه، حزب‌الله استفاده گسترده‌ای از راکت‌های ضدتانک صورت داد و بیش از یک هزار راکت به تانک‌های اسرائیلی و نیروهای پیاده‌نظام آن شلیک کرد. اسرائیلی‌ها هم با موشک‌های قدیمی هدایت شونده ضدتانک (ATGM) مواجه بودند مانند،
AT-3 Sagger (مالیوتکا)،‌ AT-4 Spigot (فاگوت) و AT-5 Spandrel (کونکورز) - هر کدام از آنها از نوع سیستم‌های هدایت سیمی بوده اما با افزایش شماره مدل‌ها پیشرفته‌تر و موثرتر و استفاده از آنها آسانتر شده است.

AT-3 Sagger

AT-4 Spigot

 نیروهای دفاعی اسرائیل همچنین با یک نوع سلاح پیشرفته‌تر مانند موشک ضدتانک دوش‌پرتاب، نشانه‌گیری چشمی هدایت سیمی توفان (TOW)، موشک AT-13 Metis-M 9M131 مواجه بودند که استفاده کننده از آنها تنها به این امر نیاز دارد که هدف را ردگیری کند و همچنین موشک نوع AT-14 Kornet-E 9P133 که نسل سوم سیستمی است که می‌تواند برای حمله به تانک‌های مجهز به زره‌پوش‌های واکنشی در برابر مواد منفجره و همچنین حمله به ساختمان‌ها و نیروهای سنگر گرفته استفاده شود. بسیاری از این سیستم‌ها دارای شماره سریال‌هایی بودند که نشان می‌داد مستقیم از سوریه آمده‌اند و برخی دیگر نیز ممکن است از سوی ایران ارایه شده باشد.

AT-13 Metis

AT-14 Kornet


سلاح AT-14 نمونه مناسب از این نوع سلاح‌های با فناوری بالا است که آمریکا ممکن است در آینده در جنگ‌های نامتقارن با آنها مواجه شود. این سلاح می تواند بر روی یک خودرو نصب شده و یا به عنوان یک سیستم قابل حمل توسط یک سرباز مورد استفاده قرار گیرد. این سلاح برای نبردهای شبانه دارای دوربین گرمایی و ردگیری علائم گرمایی است و موشک آن دارای هدایت زاویه دید راهبری نیمه خودکار (SACLOS) است که قابلیت هدایت با علائم لیزری را نیز دارا است. برد اسمی این سلاح حداکثر 5 کیلومتر و کلاهک ضدتانک با قابلیت انفجار بالا (HEAT) برای در هم شکست تانک‌هایی به کار می‌رود که مجهز به زره واکنشی هستند و همچنین دارای کلاهک مواد منفجره و آتش‌زا برای استفاده علیه سنگرها، استحکامات هستند. گفته می‌شود حداکثر ضریب نفوذ آنها تا هزار و 200 میلی‌متر است.
دیگر سیستم‌ها شامل نسخه پیشرفته از آرپی‌جی‌های 105.2 میلی‌متری است که به آنها آرپی‌جی 29 یا ومپایر (به معنی خون‌آشام) نیز گفته می‌شود.این سیستم‌ها سنگین‌تر از مدل‌های قبلی بوده و دارای کلاهک دوپشته است. این سلاحی دو نفره است که بردی معادل 450 متر داشته و دارای نارنجک 5/4 کیلوگرمی است که می‌تواند برای حمله به زره‌پوش‌ها، سنگرهای زیرزمینی و ساختمان‌ها به کار رود. برخی از نسخه‌های آن به دوربین دید در شب نیز مجهز هستند.

RPG-29


نیروهای دفاعی اسرائیل اغلب شاهد بودند که این سلاح‌ها با مهارت تاکتیکی با میزان اشتباه فنی پایین مورد استفاده قرار می‌گیرند و به همان آسانی مورد استفاده قرار می‌گیرند که نسل سوم AT-GMs استفاده می‌شوند. این سلاح‌ها خسارت جدی به ساختمان‌ها و زرهپوش‌ها وارد می‌کنند. حزب‌الله همچنین اثبات کرد می‌تواند از همان شیوه هجومی استفاده کند که معمولاً در کمین‌های صورت گرفته در عراق برای شلیک گلوله‌های متعدد به یک هدف در آن واحد استفاده می‌شود. مبارزان حزب‌الله علاوه بر استفاده سلاح‌های ATGM خود علیه اهداف زرهی همچنین از آنها به صورت بسیار موثری علیه تجمع پیاده‌نظام و ساختمان‌های محلی استفاده کردند.
مهمتر از همه این که حزب‌الله همچنین مهارت قابل توجهی در استفاده از سلاح‌های نسل قدیم ضدتانک نشان داد اگر چه این مهارت اغلب با آتش تهاجمی انواع مختلف تسلیحات به اهدافی همراه بودند که از یک نقطه معین عبور می‌کردند، بخصوص زمانی که این آتش‌بار در بردهای بلند صورت می‌گرفتند. نیروهای زرهی اسرائیل در مواجهه با این نوع شیوه‌ها، با مشکلات مواجه بودند. یکی از مشکلات مهم این بود که از تانک‌ها خواسته شده بود که در مناطق دشوار به خودی خود عمل کنند. تانک‌ها در این مناطق زمانی موثرتر کار خواهند کرد اگر از سوی پیاده‌نظام، یگان مهندسی و توپخانه حمایت شوند.
منابع نیروهای دفاعی اسرائیل در ابتدا تخمین زدند که دستکم 500 گلوله ATGM در طول درگیری شلیک شدند. آنها گزارش دادند که در کل تعداد 60 خودرو از انواع مختلف زرهی تا 11 اوت 2006 هدف قرار گرفتند (گزارش‌ها درباره این که همه این زرهپوش‌ها، تانک بودند اشتباه است). بیشتر این خودروهای زرهی به سرعت در میدان نبرد تعمیر شده و خدمت خود را از سرگرفتند. تنها 5 الی 6 نوع خودروی زرهی بطور دائمی از کار افتادند.
اگر چه برخی منابع به سادگی از نابودی 20 تانک سخن می‌گویند اما دیگر منابع جزئیات کار را به شرح زیر ارایه کردند:

**تانک‌های حاضر: 400
**تانک‌های هدف قرارگرفته: 48 (این برآورد بر اساس گزارش‌هایی است که کمتر از چند ده تانک هدف قرار گرفتند)
**تانک‌های آسیب دیده: 40
**تانک‌های منهدم شده: 20
**تانک‌های نابود شده: بیش از 5 (این برآورد بر اساس گزارش‌هایی است که کمتر از چند ده تانک هدف قرار گرفتند)
**شمار خدمه کشته شده: 30

گزارش‌های ثانویه ارایه کننده آمار متفاوتی بود. برخی از برآوردها شمار موشک‌های ضدتانک ATGM و راکت‌های ضدتانک سنگین را بیش از هزار عنوان کرده‌اند. بنا بر تحقیقی که از سوی "آلون بن دیوید " ارایه شده، نیروهای دفاعی اسرائیل بعد از آتش‌بس نتیجه گرفتند که حدود 45 درصد از تانک‌های اصلی رزمی اسرائیل که از سوی موشک‌های ATGM هدف قرار گرفته بودند به نوعی منهدم شدند. در کل 500 تانک مرکاوا به منطقه اعزام شدند که دقیقاً 5 عدد از آنها توسط مین‌هایی که در قسمت زیرین تانک منفجر شدند و با استفاده از تاکتیک‌های آسیب‌شناسی تانک نابود شدند. حدود 50 مرکاوای نسل 2 و 3 و 4 هدف قرار گرفتند که 21 عدد آنها منهدم شدند. 11 مورد از این انهدام‌ها کشته‌ای به همراه نداشت اما 10 مورد انهدام دیگر موجب تلفات 23 خدمه تانک شدند. موشک‌های ضدتانک ATGM همچنین تلفات سنگینی بر پیاده‌نظام وارد کرد بخصوص وقتی که عده‌ای از نیروهای ذخیره ارتش اسرائیل در داخل ساختمانی گرفتار آمدند و آن ساختمان هدف یک موشک ATGM قرار گرفت.
یکی از تحلیلگران برجسته دفاعی اسرائیل توضیحات زیر را درباره تاثیر ATGM ها و دیگر سلاح‌های ضدتانک حزب‌الله ارایه کرد.
"... ما می‌دانستیم که این سازمان دارای راکت‌های پیشرفته ضدتانک هستند و اطلاعات نظامی نیروهای دفاعی اسرائیل حتی توانسته بود به یک نمونه از آن راکت‌ها دست یابد. ما همچنین فهمیده بودیم که حزب‌الله مشغول سنگربندی واحدهای ضدتانک است. به هر حال نتوانستیم اهمیت استقرار گسترده این نوع تسلیحات را درک کنیم.
نتیجه این شد که موشک‌های ضدتانک به عامل اصلی تلفات نیروهای دفاعی اسرائیل بدل گشتند و تقریباً‌ همه تلفاتی که یگان زرهی دادند و بسیاری از تلفات یگان پیاده‌نظام بخاطر این موشک‌ها کشته شدند. بیشتر سربازان پیاده‌نظام به عوض آن که توسط درگیری رو در رو کشته شوند بخاطر سلاح‌های ضدتانک کشته شدند. بسیاری از سربازان پیاده نظام که زندگی خود را بخاطر سلاح‌های ضدتانک از دست دادند در ساختمان‌های روستایی وارد شده بودند و راکت‌ها با عبور از دیوار موجب مرگ آنها شد.
....حزب‌الله در این جنگ از هفت نوع راکت‌ استفاده کرد. 4 نمونه از آنها از نوع پیشرفته‌ترین راکت‌های موجود بودند و همگی توسط روسیه تولید و به سوریه فروخته شده بودند. پیشرفته‌ترین راکت می‌تواند زره فولادی به قطر 70 سانتی‌متر تا 1 متر و 20 سانتی‌متر را سوراخ کند. بعد از این که زره شکافته شد،‌ کلاهک دوم در داخل تانک منفجر می‌شود. اطلاعات نظامی ارتش اسرائیل یکی از این راکت‌ها را به دست آورد و متوجه شد که حزب‌الله مشغول سنگربندی واحدهای ضدتانک است. به هر حال نیروهای دفاعی اسرائیل به طور مناسبی برای این تحولات آماده نشده بودند.
4 تانک اسرائیلی نیز به مین‌های بزرگ کارگذاشته شده در زمین برخورد کردند. سه تانک که از زره زیرین برخوردار نبودند همه 12 سرنشین خود را از دست دادند. تانک چهارم دارای زره زیرین تانک بود که از 6 خدمه آن تنها یک نفر کشته شد.
موشک‌های ضدتانک به 46 تانک و 14 خودروی زرهی دیگر اصابت کردند. در همه این حملات، تنها 15 تانک سوراخ شده و 5 خودروی زرهی دیگر آسیب دیدند و 20 سرباز جان خود را از دست دادند که 15 نفر از آنها از خدمه تانک بودند. دو سرباز دیگر عضو یگان زرهی که بدن آنها در تیررس قرار گرفت، کشته شدند. در دیگر نقطه یعنی "وادی السلوکی " حزب‌الله عملیات کمین موفقیت‌آمیزی ترتیب داد و 11 تانک را هدف قرار داد. موشک‌ها زره سه تانک را شکافتند که در دو تانک هفت سرباز یگان زرهی کشته شدند. دو تانک دیگر نیز از حرکت باز ایستادند. "
ابهامات مهمی در این آمار و ارقام و نتیجه‌ای که باید از آنها گرفت، وجود دارند. دیگر مشکل در ارزیابی تاثیرات چنین تسلیحاتی این است که نیروهای دفاعی اسرائیل در امتداد خطوط پیشروی که حزب‌الله عملاً‌هفته‌ه وقت آماده‌سازی برای کمین داشت، حرکت کند و نامنظمی داشتند. هیچ آمار و اطلاعاتی در این باره در دست نیست که چه تعداد موشک و از چه نوع ناتوان ماندند و چقدر درگیری در مناطق شهری و یا نقاط مهم اتفاق افتاد. هر سیستم زرهپوشی آسیب‌پذیر است و بیشتر به کیفیت مانور و حمایت بستگی دارد. گذشته از این مسایلی در این باره مطرح می‌شود که چه تعداد از تلفات نیروهای دفاعی اسرائیل بخاطر نبود حمایت‌های زرهی بوجود آمد. در شرایط حاضر، درس عبرت گرفتن آسان‌تر از حمایت از این آمار با واقعیت‌ها است.
در یک اتفاقی که برای سلاح‌های ضدتانک اسرائیل پیش آمد، نگرانی عمده‌ای برای جنگ‌ آتی بوجود آورده است. در طول جنگ لبنان، نیروهای حزب‌الله یک موشک ضدتانک سالم از نوع "رافائل اسپایک " MR ATGM از اسرائیل به غنیمت گرفتند. این موشک اسپایک MR در نوک خود وسیله‌ای دارند که به آنها قابلیت آتش‌افکنی و سوراخ کنندگی می‌دهد. نیروهای دفاعی اسرائیل متعاقب این امر ابراز نگرانی کردند که این سلاح به ایران منتقل شود و در آنجا برای بهینه‌سازی موشک‌های ضدتانک ATGM ایران و بهینه سازی تدابیر مقابله‌ای علیه سلاح‌های ضدتانک از خانواده اسپایک شود.
یکی از واکنش‌هایی که خدمه زرهی برای تاکتیک‌های ضدتانک حزب‌الله به کار بستند استفاده از گلوله‌هایی بودند که توسط صنایع نظامی اسرائیل توسعه یافته‌اند. گلوله‌های ضدنفر و ضداجسام 105 میلی‌متری برای تانک‌های اصلی رزمی مرکاوا است که شاهد نخستین کاربرد گسترده خود در میدان‌های نبرد دربرابر اقدامات ضدتانک حزب‌الله بودند.
در واکنش به موفقیت‌های حزب‌الله در طول جنگ، نیروهای دفاعی اسرائیل بعد از جنگ اعلام کردند که مرکاوای 5 به سیستم زره فعال "تراپی " مجهز می‌شوند. این سیستم زمانی که بطور کامل عملیاتی شوند می‌توانند تهدیدی که به سمت تانک در حرکت است را شناسایی کرده و پیش از اثر، آن تهدید را نابود کند.


چهارشنبه 5 اسفند 1388

جنگ میان اسراییل و ایران(قسمت دوم)

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    

♦ حمله با کمک امریکا

امریکا با قدرت عظیم سیاسی مالی و نظامی خود امروزه قادر است هر حمله ای در هر نقطه ای سازمان دهد

اما آیا امریکا حتی حاضر به حمایت حداقلی از ارتش اسراییل خواهد بود؟ 

اگر جنگی بین اسراییل و ایران صورت گیرد

آمریکا دو گزینه پیش رو دارد

1 حرکت اسراییل را در ظاهر محکوم کند و هیچ کمک نظامی ولو اندک نیز به اسراییل نکند

2وارد یک چرخه ی پر خرج و بدون دور نمای مشخص وارد شود در حالی که دو جنگ از میراث بوش دارد

ایران,افغانستان یا عراق نیست که راحت تصرف شود

امریکا می تواند جنگ را شروع کند ولی قطعا پایان جنگ با او نیست

این جنگی است که در صورت تحقق حتی متحدان امریکا را به صف منتقدان امریکا پرتاب می کند چرا؟

قیمت نفت چقدر خواهد شد  ؟

امنیت انرژی چه خواهد شد ؟

تکلیف منبع دوم گاز دنیا چه خواهد شد ؟

ای چیزی است که اروپا , ژاپن و حتی چین از آن به شدت وحشت دارند

♦ نتیجه گیری

سیاستمداران اسراییلی  به خوبی از مخاطرات حمله به ایران آگاهند

مسافت زیاد, پراکندگی اهداف, پدافند قدرتمند ایران,نیروی هوایی ایران ,قدرت ضربه ی متقابل ایران   و هزینه های اقتصادی  از فاکتور های منفی پیش روی اسراییل است بنابراین احتمال  حمله اسراییل  به ایران  یک بلوف سیاسی است برا کسب امتیاز از ایران

 


چهارشنبه 5 اسفند 1388

حمله ی اسرییل به ایران

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :عمومی ،

 مطلبی که میخوانید به دنبال پاسخ به این سوال است که ایا واقعا اسراییل قادر به حمله به ایران خواهد بود؟
 

♦اسرائیل بدون امریکا هرگز

اگر چه اسراییل از ارتش ضربتی مدرن و با انگیزه بهره می برد اما واقعیت این است که در یک نبرد جدی با ابعاد بسیار وسیع این نیرو چندان کارامد نیست .

جنگ علیه حزب الله لبنان و حماس در سال های 2006 و سال قبل میلادی اگر چه در ابعاد  کوچک بودند اما این نکته را ثابت کردند که اسراییل حتی در همین نوع نبرد ها  بدون پشتیبانی رسانه ای حداقل  از نظر امریکا ناموفق است

تل اویو(به کمک امریکا)  4 بار در جنگ های  مختلف اعراب را شکست داده

اکنون نیز اگر اسراییل بخواهد علیه ایران دست به حرکت نظامی بزند قطعا می داند که به تنهایی قادر به این حمله نخواهد بود

♦ درس تاریخ

عده ای از کارشناسان امکان حمله به اسراییل به ایران را ممکن می دانند و استناد ان ها  به    حمله ی  بمب افکن های  اسراییلی  که ظرف 80ثانیه کل نیرو گاه اتمی تموز عراق به مشتی از خاکستر تبدیل کردند

 و هواپیماهای اسراییلی  حتی بدون 1 دقیقه تاخیر  به پایگاه های خود برگشتند

♦ داستان حمله به ایران

ابتدا به تحلیل وضعیت حمله اسراییل بدون کمک امریکا می پردازیم

تنها و بدون امریکا

نیروی هوایی اسراییل متشکل از قویترین اسکادران  های جنگی با بودجه ی 12 میلیارد دلاری در حال حاضر قدرت تهاجمی بسیار بالایی داشته و به می تواند حریف خود را راحت به دردسر بیاندازد

اسراییل از 334 شکاری بمب افکن f16  بیش از شکاری رهگیر f15  49 جنگنده اسکای هاوک و ... برخوردار است این نیرو از حداقل از 100 هواپیما با توان حمله به اهدافی در عمق 2000 kmبرخوردار است

در بین هواپیماهای اسراییل f15 ها از همه خطرناک تر اند f15/E  قادر به حمل چندین تن بمب لیزری به اسمان ایران هستند رادار های ان ها 160 کیلومتر برد داشته  و به جز F14 حریفی ندارند

در سال 1982 ان ها 60 هواپیما سوری را ساقط کردند. ان ها قادر به حمل بمب های نفوذ کننده به عمق زمین به نامBlu-109 هستند

در های جهنم

حمله اسراییل به ایران یعنی ورود به دروازه ی جهنم چرا؟

A)    امکان پذیری حمله

اسراییل حداکثر 100 هواپیما  برای ضربه زدن به اهدافی در 1500 KMخود دارد (کمتر از 25% توان هوایی خود)

ان ها باید حدود 1 ساعت با سکوت رادیویی از خاک کشوری بی طرف بگذرند و به بوشهر برسند جایی دهها شبکه ی قدرتمند پدافند در انتظار ان ها است  .

 ان ها تنها یک هدف ندارند بلکه باید حداقل 4 هدف را منهدم کننند که این مسئله اغاز گرفتاری است

حتی اگر رادار های  اصلی ایران را غافل کنند مواجه با صد ها  توپ پدافند  در کنار موشک های قدرتمند سام, راپیر,تور ام 1خواهند شد .

در بدترین وضعیت  خلبانان ایرانی در کمتر از 5 دقیقه  جنوب و غرب را پوشش میدهند (به خاطر تمرکز پایگاههای هوایی ایران در جنوب و غرب)

میگ 29  اف 14 گل سرسبد هواپیماهای غرب و شرق  در ایران وجود  دارد

F14با برخورداری از رادارAWG-9و موشک فینیکس قادر است هر هدفی را از ورای 200KM شکار کند

فینیکس  سریعترین موشک هوا به هوا دنیا با سرعت 5.5 ماخ قادر است جنگنده های دشمن را در خارج از مرز ها شکار کند

B)    بعد از حمله

                        اگر نیروی هوایی ایران در اسمان  به پذیرایی از میهمانان نا خوانده بپردازد ان ها همگی به دلیل کمبود سوخت یا باید فرار کنند یا با درگیر شدن و تمام شدن سوخت در خاک کشور ثالث فرود ایند که این خوش بینانه ترین احتمال برای اسراییل است چرا که حمله به اهداف زمینی تقویت شده و در دل خاک نیاز به بمباران دقیقی دارد

کدام احمقی در اسراییل این ریسک را می پذیرد

C)    ضربه ی متقابل

                             تراکم جمعیت اسراییل 12 برابر ایران است ایران در حال حاضر انبار های  بزرگی از شهاب3 وسجیل 2 دارد البته اسراییل نیز موشک های اریحا2و3 دارد ولی تعداد ان ها از موشک های ایرانی کمتر است

تا اینجا جنگ هوایی مطرح بود

اسراییل همیشه در مرز های خود در گیر جنگ های پارتیزانی و چریکی است که این حملات حتی قابل مقایسه با اعزام واحد های برگزیده سپاه و ارتش نیست

حمله به کمک امریکا و نتیجه گیری کلی در قسمت بعد

  


چهارشنبه 5 اسفند 1388

s 400

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :پدافنگ هوایی ،

مجموعه سامانه های ضد هوایی اس چهارصد نوع جدید و تکمیلی سامانه پدافند اس سیصد می‌باشد که توسط روسیه ساخته می‌شود و دارای توانایی‌هایی بالاتر از اس سیصد است. این سامانه ضد هوایی در ناتو با کد رمز اس آ 21 گراولر شناخته می شود.



هر گردان اس چهارصد شامل حداقل 8 سکو و 32 موشک و یک پست فرمان متحرک است. همچنین قابلیت‌های ضد موشک های بالستیک آن، تقریباً بیشترین مقدار مجاز از منظر پیمان موشک های آنتی بالستیک است.

تنها 3 دقیقه لازم است تا سکوی پرتاب موشک به حالت آماده باش درآید.




موشک های این سامانه دفاعی می‌تواند هدف‌هایی در 400 کیلومتری و ارتفاع 30 کیلومتری از جمله هواپیماهای شکاری و بمب افکن، موشک های کروز، موشک های بالستیک میان برد، واپیماهای پارازیت انداز و هواپیماهای جاسوسی و بدون سرنشین، موشک های بالستیک با سرعت 5000 کیلومتر در ساعت و حتی اهداف پرنده با فاصله کم از زمین (10 متر) را رهگیری و مهندم نماید.

همچنین از این سامانه می‌توان هم برای رهگیری هوایپیماهای جاسوسی و هم به عنوان مرکز هدایت هواپیماهای جاسوسی خودی استفاده کرد. موشک قدرتمند اس چهارصد دارای کلاهک هدفگیری خودکار می‌باشد و در حالت آماده باش تنها به یک ثانیه زمان برای پرتاب موشک نیاز دارد.

این سامانه دارای موشک های مختلف برای انهدام اهداف مختلف می باشد. مقر هدایت اس چهارصد مجهز به راداری است که به صورت دید کروی کار می‌کند، سه محوره بوده و در برابر جنگ الکترونیک مقاوم است و در شعاع 500 کیلومتری، به سامانه توانایی شناسایی همزمان 10 هدف و انهدام 6 تای آن‌ها را می دهد.



رنج این سامانه حداقل 2 برابر بیش تر از سامانه ام آی 104 پاتریوت است و از نظر بها 2.5 برابر مقرون به صرفه تر از مشابه آمریکایی خود است. نسل جدید این سامانه، اس پانصد احتمالاً در سال 2012 ارائه خواهد شد.


سه شنبه 4 اسفند 1388

هواپیماهای جنگنده

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :گالری تصاویر جنگنده ،

هواپیماهای جنگنده

SEPECAT Jaguar

SEPECAT Jaguar

Panavia Tornado IDS

Panavia Tornado IDS

F/A-18B/D Hornet

Boeing F/A-18B/D Hornet

AV-8B Harrier II

AV-8B Harrier II

A-10 Thunderbolt II

Fairchild A-10 Thunderbolt II

F-15E Eagle

Boeing F-15E Eagle

F-117 Nighthawk

Lockheed F-117 Nighthawk


سه شنبه 4 اسفند 1388

هواپیماهای جنگنده شکاری

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :گالری تصاویر جنگنده ،

 

BAe Sea Harrier

British Aerospace Sea Harrier

Panavia Tornado ADV

Panavia Tornado ADV

Northrop F-5E Tiger II

Northrop F-5E Tiger II

F-14 Tomcat

F-14 Tomcat

F-15 Eagle fighter

McDonnell Douglas F-15 Eagle

F-16 Fighting Falcon

F-16 Fighting Falcon

Boeing F/A-18A/C Hornet

Boeing F/A-18A/C Hornet

F/A-18E/F Super Hornet

Boeing F/A-18E/F Super Hornet

F-22 Raptor

F-22 Raptor

F-35 multi-role fighter

Lockheed Martin F-35

 


سه شنبه 4 اسفند 1388

هواپیماهای جنگنده

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :گالری تصاویر جنگنده ،

هواپیماهای جنگنده

XAC JH-7

XAC JH-7

Mirage 2000D/N attack aircraft

Dassault Mirage 2000D/N

AMX International AMX

AMX International AMX

Mitsubishi F-2

Mitsubishi F-2

Mikoyan MiG-27 Flogger

Mikoyan MiG-27 Flogger

Sukhoi Su-24 Fencer

Sukhoi Su-24 Fencer

Sukhoi Su-25 Frogfoot

Sukhoi Su-25 Frogfoot

Su-34 Fullback

Sukhoi Su-34 Fullback


تعداد کل صفحات: 2 1 2