تبلیغات
بررسی و كارشناسی صنایع موشكی و پدافندی و جنگنده های برتر دنیا
یکشنبه 2 اسفند 1388

كشورهای كاربر ناوهای هواپیمابر

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :ناوهای هواپیمابر ،

1- ایالات متحدهء آمریكا: 11 ناو

ناوهای هواپیمابر ایالات متحده سابقه‏ای بسیار طولانی دارند. از جنگ جهانی دوّم تا جنگ ویتنام و بعد از آن در جنگ سال 1991 خلیج‏فارس و امروز نیز در جنگ با ترور شركت داشته و دارند. در كنار هر ناو هواپیمابر، شناورهای گوناگونی استقرار می‏‎یابند كه تشكیل یك ناوگروه ضربتی (carrier strike group) را می‏دهند.



كشتی‏های پشتیبانی كنندهء هر ناو هواپیمابر، به طور معمول شامل سه یا چهار شناور بدین شرح هستند: رزمناو مجهز به سامانهء دفاعی Aegis، ناوشكن، یك ناوچه و دو زیردریایی تهاجی. وظیفهء این گروه، محافظت ناو هواپیمابر در برابر حملات هوایی، موشكهای ضدكشتی، تهدیدات زیرآبی و هر خطری كه ناو هواپیمابر و بقیهء گروه را مورد تهدید قرار دهد، می‏باشد. پشتیبانی لجستیكی این گروه، با تركیبات گوناگونی از سلاح‏ها و مهمات، روغن‏های مورد نیاز موتورها، و كشتی‏های آذوقه‏بر فراهم می‏گردد.


ناوهای هواپیمابر فعلی آمریكا، با نام رئیس جمهور فقید ایالات متحده، USS John F. Kennedy، به شمارهء ثبتی CV-67 آغاز می‏‎شوند. پیش از آن، ناوهای هواپیمابر بر اساس نام نبردها و جنگهای مشهوری كه اتفاق افتاده بودند، نام‏گذاری می‎شدند.


امروزه در نیروی دریایی ایالات متحده، چهار گروه مختلف از ناوهای هواپیمابر در خدمت قرار دارند:

ناوهای هواپیمابر كلاس كیتی‏هاوك یا Kitty Hawk class (1 فروند در حال انجام ماموریت، 2 فروند در استراحت)

ناوهای هواپیمابر كلاس اینترپرایز یا Enterprise class (1 فروند در حال انجام ماموریت)

ناوهای هواپیمابر كلاس نیمیتز یا Nimitz class (9 فروند در حال انجام ماموریت، 1 فروند در حال ساخت)

ناوهای هواپیمابر كلاس جرالد فورد یا Gerald R. Ford-class (1 فروند در حال ساخت، 2 فروند تحت برنامه‏ریزی)


جمع: 11 فروند فعال، 2 فروند در حال ساخت و 2 فروند نیز حال برنامه‏ریزی برای ساخت

هواپیماهای مورد استفاده

نیروی دریایی ایالات متحده، تحقیق و بررسی جهت استفاده از هواپیما را از سال 1910 آغاز نمود و اولین ناو هواپیمابر خود را به نام USS Langley به سال 1922 به ماموریت اعزام كرد. در جریان جنگ جهانی دوّم و پس از حملهء هوایی نیروی هوایی ژاپن به پایگاه نیروی دریایی آمریكا در پرل هاربر (Pearl Harbor)، جنگنده‏های آمریكایی با شركت در عملیاتهای نبرد دریای كورال (Battle of the Coral Sea) و نبرد میدوی (Battle of Midway)، جایگزین كشتی‏های جنگی موجود در منطقه شده و به طور كامل وارد جنگ شدند.


در جریان جنگ سرد، ناوهای هواپیمابر، نقش بسیار مهمی را در جریان سالهای اصطكاك با خرس شوروی ایفا كردند. در این ناوها، جنگنده‏های بسیار موفقی چون اف-4 فانتوم (F-4B Phantom II) و اف-14 تامكت (F-14 Tomcat) نمایانگر قدرت نظامی ایالات متحده در عرصهء آبها بودند.


ناوهای هواپیمابر ایالات متحده، امروزه با جنگنده‏های ضربتی و شكاری چندماموریتهء اف-18 هورنت (F/A-18C/D Hornet) و مدل جدیدتر و بزرگتر آنها یعنی اف-18 سوپر هورنت (F/A-18E/F Super Hornet) مجهز شده‏اند. جنگندهء رادارگریز اف-35 (F-35 Lightning II) كه امروزه در حال طراحی و شكل‏گیری می‏باشد، مطابق برنامهء زمان‏بندی شده، قرار است تا سال 2012 جایگزین انواع C و D هواپیماهای اف18 گردد.


2- بریتانیا: 4 ناو


كلاس Invincible یا Invincible-class گونه‏ای از ناوهای هواپیمابر در حال خدمت در نیروی دریایی بریتانیاست كه شامل دو ناو هواپیمابر HMS Illustrious و HMS Ark Royal می‏باشد.



* ناو هواپیمابر HMS Invincible به شمارهء ثبتی R05 كه اكنون رزرو می‏باشد، سردستهء سه ناو هم‏كلاس خود محسوب می‎شود و قرار است تا سال 2010 در خدمت باقی بماند. این ناو از تاریخ سوّم آگوست 2005 تاكنون، به صورت ذخیره نگه داشته شده و فاقد ماموریت است. Invincible به تاریخ 3 می 1973 به آب انداخته شد. اولین ماموریت این ناو به تاریخ 11 جولای 1980 ابلاغ شد و به دو هواپیمابر قدیمی Hermes و Bulwark ملحق گردید. به تاریخ 25 فوریه 1982، دولت استرالیا پس از چند ماه مذاكره اعلام كرد كه مایل است این ناو را به قیمت 175 میلیون پوند خریداری نماید. مجوز فروش این ناو توسط وزارت دفاع بریتانیا صادر شد. این هواپیمابر قرار بود جایگزین ناو قدیمی HMAS Melbourne متعلق به نیروی دریایی سلطنتی استرالیا شود.



به تاریخ دوّم آوریل 1982، آرژانتین به جزائر فالكلند حمله كرد. 5 آوریل 1982، یك روز تاریخی بود. در این روز به دو ناو هواپیمابر Invincible و Hermes ماموریت جنگی ویژه ابلاغ گردید. به تاریخ 20 آوریل 1982، كابینهء جنگی در بریتانیا تشكیل شد و دستور به بازپس‏‎گیری جزائر داده شد. جزائر فالكلند در نهایت با شكست سختی كه آرژانتینی‏ها خوردند، بازپس گرفته شد. به تاریخ جولای 1982، وزارت دفاع بریتانیا اعلام كه از فروش ناوهواپیمابر Invincible منصرف شده است و این ناو به همراه سه هواپیمابر دیگر، در خدمت باقی خواهند ماند. ناو Invincible در جریان جنگ فالكلند، توسط جنگنده‏های Dagger آرژانتینی بمباران شد و آسیب‏های جدی دید، هرچند كه این موضوع را بریتانیایی‏ها انكار می‏كنند.






سامانهء دفاعی Phalanx


این ناو در ابتدا به دو مسلسل دفاعی 20 م م موسوم به Phalanx ساخت Raytheon مجهز بود، اما با نصب سه مسلسل پرقدرت 30 م م Goalkeeper CIWS ساخت Thales ارتقاء یافت، ضمن اینكه از دو مسلسل ضدهوایی 20 م م اورلیكن نیز بهره می‏برد. سیستم‏های اقدام متقابل الكترونیكی این ناو، به وسیلهء شركت تالس ساخته شده‏اند. پرتابگرهای موسوم به Seagnat، وظیفهء رهاسازی فریبنده‏های chaff و decoys را برعهده دارند. این ناو ابتدا به موشكهای ضدهوایی سی‏دارت (Sea Dart) مجهز بود، اما به منظور افزایش طول عرشهء فرود كشتی، این سیستم‏‎ها حذف شدند تا نگهداری هواپیماهای عمودپرواز Harrier GR7 بر روی عرشه امكان‏پذیر گردد. Invincible، حاوی 9 فروند هواپیمای شكاری بمب‏افكن هریر و 12 فروند هلیكوپتر ضدزیردریایی و پیش‏اخطار (اغلب از نوع سی‏كینگ) است.
__________________


یکشنبه 2 اسفند 1388

چه كشورهایی دارای ناو هواپیمابر هستند؟

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :ناوهای هواپیمابر ،



امروزه در كل جهان، 21 ناو هواپیمابر فعال در اختیار 9 کشور قرار دارد، ضمن اینکه 10 کشور دارای ناوهواپیمابر هستند:

1- ایالات متحده آمریكا: 15 ناو هواپیمابر (در حال خدمت یا استراحت یا ساخت)

2- بریتانیا: (6 ناو هواپیمابر، 4 در خدمت و 2 در حال ساخت)

3- فرانسه: یك ناو (شارل دوگل)

4- ایتالیا: (كاوور) (در حال ساخت)

5- روسیه: یك ناو فعال (آدمیرال كوزنتسف)

6- هند: یك ناو (آدمیرال كورشكوف) (خریداری شده از روسیه)

7- چین: (Varyag) (غیرفعال، خریداری شده از اوكراین)

8- اسپانیا: (دو ناو هواپیمابر، یكی در حال خدمت و یكی در حال ساخت)

9- برزیل: (São Paulo) (خریداری شده از فرانسه)

10- تایلند: (HTMS Chakri Nareubet) (یك ناو خریداری شده از اسپانیا)



همچنین كشورهای كره جنوبی، بریتانیا، كانادا، چین، هند، ژاپن، استرالیا، شیلی، سنگاپور و فرانسه از جمله كاربران ناوهای هلیكوپتربر به شمار می‏روند.



اكنون كه در اوائل قرن 21 ام قرار داریم، ناوهای هواپیمابر فعال، در حدود 1250 فروند هواپیما را حمل می‏كنند. از این تعداد، 1000 فروند به ایالات متحده تعلق دارد. پس از آمریكا، بریتانیا و فرانسه از كاربران عمدهء این ناوها به شمار می‏روند، هرچند كه ایالات متحده با فاصلهء بسیار زیادی در صدر آنها قرار دارد.



جمعه 30 بهمن 1388

B.2

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :جنگنده های چند منظوره ،

‌B-2

میریم سر مطلب B2 که به اسپریت نیز مشهور هست و ساخت کارخانه نورث روپ هستش.

پایه و اساس این هواپیما بعد از سقوط هواپیمای U2 تو خاک شوروی بنا گذاشته شد اخه بعد از سقوط U2 مشخص شد که هواپیماهای بلند پرواز زیاد امن نیستند واسه همین ارتشی های امریکا به فکر ساخت یه جنگنده افتادن که خفا کار باشه.در اون طرح F117 به وجود اومد و بعد از مدتی نیاز به یه بمب افکن خفا کار نیز احساس شد و واسه همین طرح شکست خورده نورث روپ در برابر F117 دوباره جون گرفت و با تغییراتی اساسی خودشو وارد عالم هوانوردی کرد.



 

شرکت نورث روپ از همون اول کارش در آرزوی یه هواپیمای بدونه دم یا به اصطلاح بال پرنده بود.



 

بمب افکنهای قبلی این شرکت مشکلات کنترلی داشتند و در مقابل بادهای جانبی دچار تکانهای شدید میشدند.ولی این مشکل با سیستم کنترل پرواز با سیم(FLY-BY-WIRE)حل شد.



 

در مناقصه وزارت جنگ امریکا برای طراحی و ساخت(بمب افکن کم پیدا با تکنولوژی پیشرفته) گره نورث روپ با همکاری بویینگ و LTV با استفاده از موتورهای جنرال الکتریک طرحی را پیشنهاد کردند با رمز سینیور آیس توانست در مقابل شرکتهای لاکهید و راک ول به پیروزی برسد.


 

فعالیت این سه شرکت به رهبری نورث روپ در نهایت مخفی کاری شروع شد.


 

اولش شرکت نورث روپ یه کارخونه متروکه شرکت فورد در حومه لوس آنجلس رو خرید و اونو به پیشرفته ترین مرکز مجهز به سیستم رایانه ای طراحی و ساخت تبدیل کرد.برای تدارک نرم افزار سه بعدی اداره کننده امور طراحی،ابزارهای ماشینی،و سیستم های روبوتیک در مجموع حدود 1میلیارد سرمایه گذاری شد و این مرکز با بویینگ و LTV به صورت الکترونیکی رابطه بر قرار کرد.با وجود اشتغال هزاران نفر در سه شرکت(در نورث روپ 12000 و در بویینگ 10000 و در LTV 4000 نفر در استخدام این برنامه بودند)کمتر کسی از اصل برنامه مطلع بود و این نشون میده برنامه چقدر مخفی بوده.


 

کارها بین سه شرکت به قرار زیر تقسیم شده بود:BOEING وظیفه ساخت قسمت مرکزی پسین بدنه از جنس تیتانیوم،پوششهای بزرگ بیرونی بال،سیستم سوخترسانی،سیستم تحویل بار جنگی و ارابه فرود را به عهده داشت.LTV وظیفه ساخت قسمت میانی بدنه و سازهای از جنس تیتانیوم،آلومنیوم و مواد مرکب را بر عهده داشت.NORTHROP نیزباید ساخت قسمت مرکزی پیشین کابین خلبان و مونتاژ نهایی را انجام میداد.


 

بلاخره اولین B2 در 22 نوامبر 1988 به نمایش گذاشته شد و در 17 ژوئیه 1989 اولین پرواز خود را انجام داد.این هواپیما در مقایسه با بقیه هواپیماهای زیر سرعت صوت بیشترین زمان برای آزمایشها را داشته.این هواپیما 24000 ساعت آزمایشهای تونل باد رو انجام داده و برای گواهینامه صلاحیت پرواز 291000ساعت وقت صرف شد.


 

ظاهر غیر عادی B2 در اثر نیاز به بالاترین خفاکاری و بهترین عملکرد پروازی به وجود اومده.لبه حمله بی2 گوه ای شکل هستش که توی اون از ساختار لانه زنبوری واسه به دام انداختن امواج رادار هستش.امواج داخل این ساختار به دام میافتند و واسه همین چیزی به رادار دشمن بازتاب نخواهد شد.4تا موتور این هواپیما به وسیله مواد مرکب مقاوم در برابر حرارتهای زیاد کاملا داخل بدنه هواپیما جاسازی شده و واسه ایمن بودن از رادارها و موشکهای حرارتی خروجی موتور در قسمت بالای هواپیما هستش.تو بنزین این هواپیما از مواد شیمیایی خاصی استفاده میشه که تو ارتفاعات بالا دنباله ایجاد نکنه.


 

تو یه عملیات خفن تهاجمی سیستم های خاص B2 برای عملیات مخفی روشن و سیستم های نا لازم خاموش میشه.هواپیما در حین رها سازی بمب قابل شناسایی هستش برای همین دریچه بی نهایت پیشرفته ای برای این قسمت کار گذاشتن.رادار این هواپیماه هم رادار ساخت هیوز هستش که از زمین به هیچ وج قابل شناسایی نیستش.

 

مشخصات فنی:

موتور=4موتور جنرال الکتریک F-118-GE-110 بدونه پس سوز

بیشترین رانش هر موتور=84.5کیلو نیوتن

 دهانه بال=52.42متر

مساحت بال=477.51متر مربع

 طول=21.03متر

ارتفاع=5.18متر

وزن خالی=56700کیلوگرم

بیشترین وزن سوخت=74850کیلوگرم

بیشترین وزن برخاست=168420کیلوگرم

بیشترین سرعت افقی=0.8ماخ(1ماخ=سرعت صوت)

برد در بیشترین وزن برخاست(HI-HI-HI)=11675کیلومتر

برد در بیشترین وزن برخاست با یک بار سوختگیری هوایی=18530کیلومتر

 تسلیحات=پرتاب گر چرخان فوق پیشرفته بویینگ با قدرت حمل موشکها یا بمبها در 54 آرایش مختلف

 قادر به حمل سلاحهای هسته ای دور ایستا و بمبهای هسته ای پرتاب آزاد

مجهز به انبارهای غیر هسته ای برای حداکثر 80 بمب پرتاب آزاد

قیمت2،000،000،000دلار(دو میلیارد دلار)

 
 

 


جمعه 30 بهمن 1388

اف-14 تامکت،

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :جنگنده های چند منظوره ،

اف-14 تامکت، جنگنده افسانه ای تاریخ هوانوردی


جنگنده اف-14 تامکت هواپیمایی دو موتوره، بال متغیر و دو سرنشینه می باشد که به منظور حمله، رهگیری و نابودی جنگنده های دشمن به صورت بیست و چهار ساعته و در هر وضعیت جوی و اقلیمی طراحی گشته است و قادر به انجام عملیات از روی ناو هواپیمابر نیز می باشد.


اف-14 تامکت متعلق به نیروی دریایی آمریکا در حال پرواز


اف-14 قادر است به طور همزمان بیست و چهار هدف را به وسیله سیستم های راداری پیشرفته خود شناسایی کرده و به وسیله موشک فوق پیشرفته فینیکس- که بر روی هیچ جنگنده دیگری قابل نصب نمی باشد- شش فروند از آنان را نابود نماید. همچنین تسلیحات اف-14 شامل موشک های دیگری از جمله موشکهای هوا به هوای ساید ویندر AIM-9L، موشک اسپارو AIM-7 و موشک پیشرفته برد متوسط آمرام AIM-120 و ترکیبی از راکتها و بمب های دیگر نیز می شود. همانطوری که بیان شد، اف-14 جنگنده ای دارای دو خدمه و دو سکان عمودی و همچنین بال های متغیر می باشد. موتورهای اف-14 به طور موازی هم و در یک ساختار مرکزی شکل گرفته اند.


اف-14 تامکت روی عرشه ناو هواپیمابر در حال تاکسی


ترمز های بال پروانه ای اف-14 در بین دو سکان عمودی و در سطوح بالا و پایین بدنه واقع شده اند. باله ای این جنگنده به منظور جمع شدن اتوماتیک در هنگام پرواز البته همراه با یک کنترل دستی برای تغییر اندازه زاویه بالها در مواقع غیر پرواز برنامه ریزی شده اند. دو سکان عمودی، متمایل بر روی سطح بالایی موتور و منحرف به سمت خارج سوار شده اند. دامنه عادی جمع شدن بالها از 20 درجه تا 68 درجه و برای جاگیری کمتر روی عرشه ناوهای هواپیما بر تا 70 درجه می باشد. نا گفته نماند سرعت جمع شدن بالها 7/5 درجه بر ثانیه است. برای کنترل غلتش کمتر از 57 درجه اف-14، از بالچه هایی در نقطه ابتدایی بالها و نزدیک ورودی موتورها استفاده می نمایند که به صورت جداگانه عمل می نمایند. اگز از جلو به اف-14 نظری بیفکنیم، دو مدخل ورودی هوای بزرگ را مشاهده می نماییم که اندکی به سمت خارج متمایل شده اند. این اندک تمایل به منظور تقلیل مقاومت بین هوای موتور و لایه های جانبی ای موتور صورت گرفته است.گازهای اگزوز موتور ها از میان فلپ های مکانیکی متغیر، که در دور های مختلف موتور به اندازه معین و به طور منظم باز و بسته می شوند، خارج شده و فشار نیروی تولیدی موتور را ایجاد می نماید. اخیراً با استناد بر مطالعاتی که بر روی گازهای خروجی موتور های اف-14 انجام شد، نیروی دریایی محدودیت هایی را برای پرواز آن در ارتفاعات کم و سرعت های بالا در چنین فواصلی قرار داد و کاربرد سیستم پس سوز برای اف-14 های مدل D و B در هر ارتفاعی به جز موارد بحرانی و موقعیت های خطرناک نظامی و جنگی ممنوع گردید. اف-14 گرومن، اصلاً برای جایگزینی هواپیمای اف-4 فانتوم طراحی گردید و اولین اف-14 مدل A در اوسط دهه 1970 معرفی شد.


موتور جدید اف-110 جنرال الکتریک نصب شده روی اف-14 دی


اف-14 مدل +A، مدل ارتقا یافته اف-14 A، با موتور های جدید جنرال الکتریک F-110، که هم اکنون هم در تمام ناوگان های دریایی آمریکا معمول است، بیش از یک حریف معمولی برای هواپیماهای هم سطح به شمار می آید. سیستم پالس دوپلر AWG-9 یک رادار چند حالته است که قادر به شناسایی بیست و چهار هدف به طور همزمان و شلیک مستقیم به شش عدد از آنان می باشد. البته این سیستم که در دهه 1960 طراحی شده است، یکی از قدیمی ترین سیستم های رادار هوا به هوا می- باشد که هنوز هم بسیار پرقدرت می نماید و با استفاده از نرم افزار های کنترلی جدید توانایی های آن برای تبدیل به یک سیستم برای قرن بیست و یکم افزایش می یابد.


کاکپیت پیشرفته و پیچیده جنگنده اف-14 تامکت


کاکپیت اف-14 دارای یک سیستم هد آپ دیسپلی (HUD-Head Up Display) کیسرAN/AVG-12  و دستگاه نمایش موقعیت افقی و عمودی هواپیما می باشد. همچنین یک دستگاه دوربین راداری نورث راپ AN/AXX برای شناسایی هدف های ماورای دید بصری (BVR) در دوردست به کار می رود. در اف-14 یک سیستم تلوزیونی وضوح بالای مداربسته با قابلیت پخش انتخابی در هر یک از کاکپیت ها (FOV) نیز تعبیه شده است. این سیستم مدار بسته می تواند با نصب در کاکپیت عملیات را به وسیله سیستم تلوزیونی کاکپیت ها ضبط نماید. البته یک سیتم جدید تر نیز در حال نصب بر روی هرسه مدل اف-14 (A+,B,D) می باشد. تجهیزات الکترونیکی اف-14 نیز شامل رادار هشدار دهنده و کنترل AN/ALR-45، رادار هشدار گیرنده AN/ARL-50، سیستم پرتاب فلر یعنی همان گوی های آتشینی که باعث گمراه شدن موشک های حرارتی می شوند AN/ALE-29/39 که این سیستم در بین دو سکان عمودی در پشت بدنه هواپیما قرار گرفته است و سیستم سردرگم کننده رادار های دشمن Sanders AN/ALQ-200 Deception Jamming Pod می شود.


ابعاد و سه نمای هواپیمای جنگنده اف-14 تامکت


تامکت قابلیت حمل یک توپ 20 میلیمتری داخلی گتلینگ را که در سمت چپ بدنه واقع گشته است، دارا می باشد. این جنگنده می تواند انواع موشک های فونیکس، سایدویندر، اسپارو و موشک میان برد پیشرفته AIM-120 را حمل نماید. بیش شش موشک فونیکس در چهار مقر زیر بدنه و بین موتور ها و دو مقر در قسمت ثابت بالها، دو سایدویندر در مقر های ثابت بالها و بالای موشک فونیکس می تواند حمل شود. اف-14 تامکت اولین پروازش را در 20 دسامبر 1970 و اولین پرواز عملیاتی اش را در سال 1973 انجام داد. قبل از انقلاب سال 1979، 79 فروند اف-14 به ایران تحویل شد. البته تعدادی از جنگنده های ارزشمند در جنگ میان ایران و عراق از بین رفتند تعداد باقیمانده نیز به دلیل فقدان وسایل یدکی قابل به پرواز نبوده و زمینگیر هستند. در حال حاضر نیروی دریایی آمریکا 699 فروند از این پرنده ارزشمند را در خدمت خود دارد.


هواپیمای اف-14 تامکت در حال برخاست


معرفی مدل های گوناگون اف-14 تامکت


F-14 A  اولین نمونه گونه اف-14 می باشد. این مدل به وسیله دو موتور TF30-P414A تجهیز شده است. تعداد شصت فروند از اف-14 های مدل ای در حال تجهیز به سیستم اقدام متقابل هشدار و کنترل AN/ALR-67، سیستم لانتیرن LANTIRN و سیستم نمایش اطلاعات تاکتیکی قابل برنامه ریزی می باشند. همچنین در تمام سری ها اف-14 سیستم اتوماتیک کنترل پرواز (AFCS) در حال جایگزینی با سیستم کنترل پرواز دیجیتال (DFCS) می باشند. در اواخر دهه 1970، حوزه دفاع هوایی آمریکا مشکلات اساسی موتورهای اف-14 با موتور TF30 و هواپیماهای اف-16 و اف-15 با موتور های F-100 را ارزیابی و ازمایش نمود. آین حوزه به طور بسیار جدی به تحلیل مشکلات موتورهای اف-14 پرداخت.


اف-14 تامکت در حین برخاست و آتش پس سوزهای آن


سرانجام، تصمیم بر آن شد که به جای ارتقا دادن و بهبود بخشیدن موتور های عیب دار فعلی، بهتر است موتور های کاملاً جدیدی جایگزین این نوع موتور ها شوند، به طوری که موتور های جدیدی که در مدلهای پایانی اف-14 تعبیه شد، کاملاً تکافوی نیاز های آن را می کرد. همچنین موتورهای اف-14 مدل A نیز در حال بهبود بخشی هستند؛ چه بسا که اگر از ابتدا موتور های جانشین خوبی برای موتور های فعلی این مدل موجود بودند، این موتور ها موتور هایی نبود که نیروی دریایی حاضر به به کار گرفتن آن ها بر روی اف-14 باشد. در اواسط دهه 90 تنها تغییری که در اف-14 داده شد عبارت بود از معرفی یک سیستم کنترل کنترل پرواز دیجیتال که خلبان را از انجام مانور های خطرناک یا نا ایمن باز داشته ، بار مسئولیت و وظیفه را بر روی خلبان تقلیل داده و باعث می شود که خلبان نسبت به موقعیتی که در آن است، اقدام به بهترین عمل نماید.


هواپیمای اف-14 تامکت در حال تاکسی به سمت موقعیت برخاست


سرمایه گذاری برای پیاده کردن این سیستم از سال 1996 شروع شد (حدود 80 میلیون دلار). همچنین سیستم تاکتیکی شناسایی هوابرد (TARPS) با سیتم دیجیتال آن جایگزین شده و سیستم پرتاب فلر بول به عنوان جزئی از برنامه کامل کننده اضافه خواهد گشت. البته اعمال این تغییرات، باعث تغییر نقش هوایی اصلی اف-14 A نخواهد شد. اف-14 مدل بی را می توان هم یک اف-14 مدل آ بازسازی شده بنامیم، هم یک جنگنده جدید به تمام معنا، که هر یک از این مدلهای بی با موتورهای پرقدرتF-110-GE-400، با موتور TF30-P414 اف-14 های قدیمی جایگزین شده اند، مجهز شده است. اف-14 تامکت، هواپیمایی آن اندازه پیچیده بود که خود نیروی دریایی آمریکا، در به کارگیری آن دچار مشکل بود. همچنین، آمریکا به هیچ وجه حاضر به انتقال این تکنولوژی به روس ها نبود، به طوری در اف-14 های ایرانی هم که امکان آن می رفت زمانی به چنگ روس ها بیفتند، قطعات کلیدی نشانگر تکنولوژی نوین آن حذف گشته بود.


به همین صورت، هنگامی که یک فروند تامکت از فرود موفق روی یک ناو هواپیمابر آمریکایی باز ماند، لاشه این هواپیما به سرعت و در کوتاهترین زمان، از بیم اینکه روس قطعات لاشه آن را از دریا بازیابی کنند، از دریا بیرون کشید. بر طبق آخرین اخبار، قرار است که در سال 2008، جنگنده نوین سوپر هورنت، جایگزین این جنگنده افسانه ای و به واقعیت جلوتر از زمان بشود. آیا واقعاً، هیچ جایگزینی برای اف-14 تامکت، که در زمان تولیدش سی سال جلوتر از زمان بود، وجود دارد؟

 

 

 

 


 
F 15 Eagle 
 
 

هواپیماهای جنگی یک جذابیت خاصی در مقایسه با دیگر هواپیماها از خود نشان می دهند؛به عنوان مثال در جنگ جهانی اول هواپیماهای جنگی دو باله،در جنگ جهانی دوم هواپیماهایی چون اسپیت فایر ،موستانگ،زیرو و جنگنده ی اف-86که نقش خود را بر فراز کره نشان دادند و جنگنده فانتوم اف-4 که در دهه ی 1960زبانزد ومعروف گردید وپس از آن جنگنده ی تاکتیکی اف-15 معروف به عقاب ساخته وارائه شده است.
در واقع می توان گفت قابلیت های استثنایی اف-15ناشی از ترکیب ویژگی های کارامد است
استفاده از دوموتور قدرتمند توربوفن با قدرت 29000پوند کشش(13154)در ثبت اوج گیری و شتاب ودارابودن یک سازه هوایی قوی که حاصل هزاران ساعت مطالعه و بررسی های رایانه ای وانجام آزمایشات تونل باد بوده و نیز استفاده از سطوح فرامین پروازی قوی که قابلیت پرواز را در این هواپیما خارق العاده ساخته است؛همچنین استفاده از سامانه ی هوایی دیجیتال ونصب یک رادار با برد بلند حدود100مایل(160کیلومتر)در اف-15 وبه کار گیری آخرین نوع رادار برد متوسط واستفاده از موشک های هوا به هوای اسپارو وبرد بلند حرارتی سایدوایندر و مجهز شدن ای جنگنده به توپ سرعت بالا ، از آن یک عقاب با سرعت بالا ساخته است.توسعه ی جنگنده اف-15 با تولید هواپیماهای جدید روسی در سال1967همزمان گردید واین در حالی بود که در همان زمان جنگنده های اف-4 در ویتنام در گیر بودند؛در واقع تحت این شرایط ، نیروی هوایی ایالات متحده به طور جدی ساخت جنگنده ی اف-15را آغاز نمود .

 


در ابتدا مدل اف-ایکس با هدف ایجاد برتری هوایی بر دشمن طراحی گردید.طراحی جدید،مخصوص نبردهای هوایی با داشتن قدرت وتوانایی و چابکی خاصی در مقایسه با نوع طراحی شده ی روسی در نظر گرفته شده بود.
نیروی هوایی ایالات متحده معتقد است که اف-15دارای خصوصیات و ابلیت های خارق العاده ای است که رد واقع ترکیبی از ویژگی هایی چون ،قدرت آتش وسامانه های پیشرفته ی الکترونیک،به وجود آورنده ی این توانمندی می باشد.
در دهه ی 1980 جنگنده ی اف-15در اختیار خلبانان اسرائیلی قرار گرفت و در عملیاتهای گوناگون بر فراز لبنان از آن ها استفاده گردید.به طور کلی ایجاد توانمدی حملات هو به سطح ،در طراحی اصلی این هواپیما باعث افزایش تولید آن شدو در واقع اف-15 به عنوان یک جنگنده ی رهگیر توانست جایگاه واقعی خور را تثبیت نماید و در حال حاضر نیز جزو ساختار اصلی جنگنده های نیروی هوایی ایالات متحده می باشد.
اعتقاد بر این است که طراحی اف-15 به نوعی به جریان یک نسخه برداری در یک پایگاه هوایی روسیه واقع در مسکو ارتباط دارد .در نمایشگاه هوایی برگزار شده در مسکو ، روسیه هواپیماهای خود را به نمایش گذاشته بود و در بین یک هواپیمای روسی یک هواپیمای جنگی جدید با بال های تاشونده که ناتو نام( فلاگر)را بر روی آن نهاده بود ،به چشم می خورد ودر سمتی دیگر جنگنده یمافوق صوت فاکس بت صراحی شده توسط کارخانه ی میگویان دیده می شد که مجهز به دو سکان عمودی بود ؛البته اطلاعات بعدی ثابت کرد که فلاگر همان جنگنده ی میگ-23 وفاکس بت همان جنگنده ی میگ-25 می باشدوبعدها نیز جهت تحقق یافتن اهداف حمله به مواضع زمینی با استفاده از طراحی میگ-23،«میگ-27فلاگر دی»طراحی وساخته شد.میگ-25 فاکس بت یک جنگنده ی تک سر نشین است وجهز به دو موتور توربوجت تومانسکی آر-31 ودارای سیستم پس سوز می باشد.این جنگنده همچنین مجهز به موشک های رهگیر شاامل دو فروند موشک(ای-ای-6 اکرید)بدوه که یکی مجهز به سیستم هدایت مادون قرمز ودیگری مجهز به سیستم هدایت راداری می باشد.از دیگر موشک های استفاده شده در جنگنده ی مذکور،یک فروند موشک(ای-ای-8آفید)است که به کمک رادار فایر فاکس هدایت می شوند.میگ-25 قادر است با سرعت 8/2ماخ پرواز نماید وضمن پرواز تا شعاع 1610 مایلی(2580 کیلومتری) به سقف پرواز 80000پایی(24400)متری نیز دست یابد.با توجه به توانمندیهای میگ-25کارشناسان به این نتیجه رسیدند که چنگنده ی مذکور بر ضد هواپیماهای آمریکایی بی-70طراحی گردید؛اما واقعیت امر این بود که جنگنده ی فاکس بت به عنوان یک کجنگنده ی شناسایی و برتر هوایی ،شناخته شده بود.
بدیهی بود که این مسئله وزارت دفاع ایالات متحده را به این فکر وادار نمود که جنگنده ی روسی توانسته است در حد سنجش با جنگنده ی استاندارد نیروی هوایی ایالات متحده یعنی اف-14 قرار گیرد و تحت این شرایط بود که کار ساخت یک جنگنده ی برتر هوایی ،در نیروی هوایی ایالات متحده ،به عنوان یک ضرورت عنوان شد و نیاز به یک هواپیما با بهترین شرایط ممکن در نیروی هوایی احساس گردید.
نیروی هوایی ایالات متحده بر طبق در خواست خود از شرکت های مک دانل وجنرال داینامیکزتقاضا نمود که در خصوص طراحی یک جنگنده که قادر باشد با سرعت حدود 3 ماخ دست یابد و دارای بال ثابت و مجهز به دو موتور با یک سرنشین باشد در اسرع وقت اقدام نماید.


شایان ذکر است انجام پروژه ی مذکور علاوه بر دو شرکت مکدانل و جنرال داینامیکز به شرکت های فیر چایلد ،بوئینگ ،گرومن ،لاکهید ،ووف و نورث آمریکن نیز ارائه وپیشنهاد گردید که فقط سه شرکت مکدانل ،فیر چایلد و نورث آمریکن در مرحله ی عقد قرارداد پذیرفته شدند و مراحل پیشنهاد پروژه تا ماه ژوئن 1969 به اتمام رسید و نیروی هوایی ایالات متحده از ماه جولای تا دسامبر ،ارزیابی های لازم را توسط بخش سیتم های هوانوردی خود به انجام رساند ونهایتا انتخاب شرکت مکدانل داگلاس به عنوان پیمانکار پروژه ی جدید در 23 دسامبر 1969 به طور رسمی اعلام گردید.
انتخاب پیمانکار برنده در انجام پروژه ،تحت مسئولیت مشاور نیروی هوایی ایالات متحده قرار داشت ؛ بنابراین پس از تایید نیروی هوایی با سفارش و خرید جنگنده ی جدید وتجهیز نیروی هوایی ایالات متحده به اف-15 موافقت گردید.
اولین قرارداد منعقد شده در خصوص خرید هواپیماهای جدید ،20 فروند ثبت گردید که شامل 10 فروند جنگنده ی اف-15 و دو فروند نوع آموزشی تی-اف-15-ای وهشت فروند بعدی را نوع تک سرنشین و پیشرفته،یعنی اف-15 ای تشکیل می داد که در واقع مدل مذکور به ترکیب مدل پیشرفته ونهایی خیلی نزدیک بود .
در 26 ژوئن 1972 اولین جنگنده ی اف-15 رسما از خط تولید شرکت مکدان داگلاس واقع درسنت لوئیس خارج شد وطی مراسمی به نیروی هوایی ایالات متحده تحویل گردید.
در ماه جولای جنگنده ی جدید توسط یک فروند هواپیمای ترابری گالاکسی نیروی هوایی ایالات متحده به پایگاه هوایی ادواردز واقع در کالیفرنیا منتقل گردید و پس از مونتاژ نهایی وبازرسی های لازم ، برای اولین پرواز آماده شد و در 27جولای 1972 در زیر درخشش نور زیبای خورشیددر کالیفرنیا اوین حت اف-15 نیروی هوایی ایالات متحده تحویل خلبان آزمایش شرکت مکدانل داگلاس گردید وبه این شکل اولین پرواز آزمایشی اف-15 ثبت گردید.ماموریت اصلی جنگنده ی اف-15 حفظ برتری هوایی و انجام اقدامات ضد هوایی است و در پست فرماندهی تاکتیکی هوایی در نظر کرفت.از ماموریت هایی که در راس عملیات برتری هوایی قرار دارند می توان به انجام عملیات اسکورت وپشتیبانی هواپیماهای فوری در آسمان دشمن وحمله به هواپیماهای مهاجم ،شرکت در نبردهای هوایی با ایجاد اختلال های الکترونیکی ، انجام گشت های هوایی وایجاد پشتیبانی ودفاع تاکتیکی هوایی از موقعیت خودی اشاره کرد.
بر طبق گزارشات پروژه ی توسعه و ساخت جنگنده ی اف-15،ازسخت ترین ماموریت در موارد اعلام شده ، درگیری ونبرد هوایی بر فراز /اسمان دشمن اعلام شده است یعنی جایی که جنگنده ی تهاجمی باید خود را در مقابل حملات متقابل جنگنده های دشمن و آتش پر حجم ضد هوایی (زمین به هوا)حفظ نماید و در واقع این انتظارات عجیب نخواهد بود.


بهره گیری از کیفیت جنگنده های اف-15 به دلیل استفاده از سیستم هیدرومکانیکی رایج یا سیستم تقویت کنترل در پرواز هواپیما به عنوان یک امر برتر یاد شده است ؛ با این حال اف-15 تا پاییز سال 1974 با اصلاحات وتغییرات زیادی تحت عنوان پروژه ی الهای تغییر مهندسی و بیش از39 توصیه و پیشنهاد روبرو گردید که از ازمان آنها 26 مورد در هواپیما اعمال شد و13 مورد از پیشنهادات نیز اصلا مورد توجه قرار نگرفت و رد گردید.
در میان موارد پیشنهادی اعمال شده در هواپیما سه مورد بینهایت مورد توجه قرار گرفت که عبارتند از خمیدگی نوک بالها ،ناپیوستگی در ناحیه داخلی لبه حمله ی سکان افقی متحرک و ترمز هوایی نصب شده در پشت هواپیما.
در ادامه برنامه های آزمایشی شرکت مکدانل داگلاس ، دو مشکل نیز در مورد اف-15 مشخص و اعلام گردید ؛ مشکل اول در ارتباط با به وجود آمدن نوسانات وآشفتگی های جریان هوا بود که به طراحی ساختمان هواپیما مربوط می شود ومشکل دوم در خصوص بارهای وارده بر بال هواپیما در ارتفاعات بود.
بعد از سعی وتلاش فراوان جهت حل مشکلات به وجود آمده می بایست تغییراتی در قسمت نوک بال هواپیما به وجود می آمد ؛ بنابراین الزاما حدود 4فوت مربع (37/0مترمربع) به صورت مورب از نوک بال هواپیما حذف گردید؛ به صورتی که یک خمیدگی در نوک بال هواپیمابه وجود آمد . همچنین در خصوص لرزش درسکان نیز می بایست یک برش در لبه ی حمله ی سکان افقی ا یجاد می شد تا مشکل لرزش ثبت شده در آزمایشات تونل باد منتفی می گردید .
همچنین با استفاده از یک ترمز هوایی بزرگ به ابعاد 20*5/31 فوت مربع( 86/1*93/2متر مربع)که در پشت هواپیما تعبیه شد، هواپیما قادر به ایجاد پسای مورد نیاز خود در زوایای کم گردید و به این صورت تا حد امکان مشکلات منتفی شد.
یکی از جنبه های جالب برنامه ی آزمایش پرواز جنگنده ی اف-15 ساخت و پرواز یک مدل رادیو کنترل از اف-15 بود که توسط یک هواپیمای بی-52 مرکز تحقیقات پروازی سازمان ملی هوانوردی وفضانوردی ایالات متحده در ارتفاع 45000پایی (13700متری)انجام شد و هواپیمای رادیویی از راه دور کنترل گردید.مدل رادیویی اف-15 از آلومینیوم وفایبرگلاس ودر مقیاس8/3ساخته شد و طول بال آن 16فوت(91/4متر)، طول بدنه 23 فوت (28/7متر) و وزن آن حدود 2000پوند(907کیلوگرم)بوده است. کلیه ی عملیات هدایت هواپیما با استفاده از یک سیستم رادیو کنترل از روی زمین صورت می گرفت واف-15 رادیویی پس از انجام آزمایشات پروازی با استفاده از چتر و یک فروند هلی کوپتر در میان هوا بازیافت می شد.
دراول جولای سال 1975 اولین اسکادران از جنگنده های تاکتیکی در پایگاه هوایی لانگلی شکل گرفت ومجدداً واحد عملیاتی مذکور در 9 ژانویه سال 1976 یعنی حدود 6 ماه بعد ، یک فروند دیگر از هواپیماهای خود را نیز تحویل گرفت وتا اواسط
سال1979 جمعا 443 فروند از انواع اف-15 تولید گردید.
مشخصات فنی هواپیما

ساخت :McDonnell Douglas
طول هواپیما :8/63فوت(45/19متر)
فاصله ی بین دو نوک بال :8/42فوت(05/13متر)
بلندی هواپیما:5/18فوت (65/5متر)
تعداد خدمه:اف-15 ای و سی یک نفره و اف-15 بی و دی وایی دو نفره
پیشرانه: دو موتور توربوفن اف-100ساخت پرت اندویتنی
سقف پرواز :65000فوت(19812متر)

 


برچسب ها: اف-14 تامکت ،

IL2 Sturmovik
IL-76
Junkers Ju 287
Junkers JU 87 Stuka
Junkers JU 88
Ka-25 Hormone Helicopter
Ka-50 Hokum
Kaman K-1200 K-Max
KC-10
KC135
Kfir C-7
Martin RA-30 Baltimore
Martin Torpedoe Plane
MC-130 Combat Shadow
MC-130 Combat Talon II
ME108 Taifun
ME163 Komet
ME262 Schwalbe
Messerschmitt BF-109
Messerschmitt BF-110
MH-60 KnightHawk
Mi-14 Haze
Mi-24 Hind
Mi-26 Halo
Mi-28 Havoc
Mi-4 Hound
Mi-6 Hook
Mi-8 Hip
Mig 27 Flogger
Mig-15 Fagot
Mig-17
Mig-19
Mig-21
Mig-23
Mig-25 Foxbat
Mig-29 Fulcrum
Mig-31
Mistubishi A6 Zero
Mitsubishi F-1
Mitsubishi F-2
Mitsubishi Ki-67 Peggy
Mitsubishi Mu-2
Nakajima B5N Kate
Nakajima Ki-27 Nate
Nieuport Nighthawk
Nieuport Type 11
Nimrod
OH-58 Kiowa Warrior
P-3 Orion
P-36 Hawk
P-38 Lightning
P-40 Warhawk
P-47 Thunderbolt
P51 Mustang
P-59
P61 Black Widow
P-63 King Cobra
P80 Shooting Star
Panavia Tornado
Panavia Tornado ADV
Panavia Tornado GR1
Pave Low
Petlyakov Pe-2
Piper L-4 Grasshopper
Polikarpov I-16
Predator UAV
Radioplane OQ-2A Aerial Target
RAF S.E.5
RAH-66 Comanche
Rockwell OV-10 Bronco
RQ-2 Pioneer
S-3 Viking
SA-330 Puma
Saab 29 Tunnan
Saab 35 Draken (Dragon)
Saab Gripen
Saab Viggen (Thunderbolt)
Savoia-Marchetti SM 79 Sparviero
SEPECAT Jaguar
SH-2 Seasprite
SH-3 Sea King
SH-60 Sea Hawk
Shenyang J-8 Finback Fighter
Short Stirlings
Short Sunderland
Sikorsky JRS-1 (S-43)
Sopwith Camel
Spad S.13
Spruce Goose
SR-71 Blackbird
Su-11
Su-15 Flagon
Su-17 Fitter-C
Su-20 Fitter-C
Su-24 Fencer
Su-25 Frogfoot
Su-27 Flanker
Su-33 Flanker
Su37 Super Flanker
Su-7
Sud Quest Vautour IIN
Sud-Ouest Vautour SO 4050
Supercobra Helicopter
Supermarine Attacker
Supermarine Spitfire
Supermarine Swift
T-2 Buckeye
T-37 Tweet
T-38 Talon
T-41 Mescalero
T-43
T-45 Goshawk
T6 Texan II Trainer
Tu-142 Bear
Tu-160 Blackjack
Tu-22 Backfire
Tu-28 Fiddler
Tupolev Tu-16 Badger
U-2 Dragon Lady
U2 Spy Plane
UH-1 Huey
UH19 Chikasaw Helicopter
UH60 Blackhawk Helicopter
V-22 Osprey
VC-137 Stratoliner
VC-25 Aircraft
Vickers Vultee Valiant
Vickers Wellington
Vought OS2U Kingfisher
Vultee BT013 Valiant
Westland Lynx
Westland Super Navy Lynx Mk 99
Wright 1909 Flyer
X-1
X-15
X-29
X-32
XB-70 Valkyrie
Yak-17
Yak-23
Yak-25 Flashlight
Yak-28 Firebar
Yak-36 Forger
Yak-9
YF-17 Cobra
YF-23 Black Widow II
Z-5


C-119 Flying Boxcar
C-12 Huron
C-124
C-130 Gunship
C-141 Starlifter
C-160
C-17 Globemaster III
C-2 Greyhound
C-23 Sherpa
C5 Galaxy
C54 Skymaster Transport
C-7 Caribou
C-9 Nightingale
C-97 Stratofreighter
CH-3 Jolly Green Giant
CH-34
CH-46 Sea Knight
CH-47 Chinook
CH-53 Sea Stallion
CH-53 Super Stallion
Concorde
Consolidated PBY Catalina
Curtiss F6C-3 HAWK
Curtiss P-42
Curtiss P6 Hawk
Curtiss SB2C Helldiver
Dassault Etendard
Dassault Falcon 50
Dassault Mirage 2000
Dassault Mirage 3
Dassault Mirage 5
Dassault Mirage F1
Dassault Mirage IV
Dassault Mystere
Dassault Rafale
Dassault Super Etendard
De Havilland DH-4B
DeHavilland DH-4
DeHavilland Mosquito
DeHavilland Vampire
Dewoitine D.510 Series
DO335 Zerstover (Pfeil)
Donier Do 17
Dornier 228
Douglas A-1 Skyraider
Douglas DC-8
Douglas SBD Dauntless
Douglas Skytrain Transport
E-2C Hawkeye
E-3 Sentry AWACS
E-4B Airborne Command Post
E-6 Mercury TACAMO
E-8 JSTARS
EA-3B Skywarrior
EA-6 Prowler
EC-130 Compass Call
EF-111 Raven
English Electric Canberra / Martin B-57
English Electric Lightning
Eurofighter Typhoon
F100 Supersabre
F101 Voodoo
F102 Delta Dagger
F104 Starfighter
F-105 Thunderchief
F106 Delta Dart
F-107
F-11 Tiger
F111
F-117 Nighthawk
F-14 Tomcats
F15 Eagle
F-15 Strike Eagle
F16 Fighting Falcon
F-16XL Fighting Falcon
F-18 Hornet
F-18 Super Hornet
F22 Raptor
F2H Banshee
F-3 Demon
F-35 JSF
F4 Corsair
F-4 Phantom II
F-4 Wild Weasel
F4F Wildcat
F-5 Skylancer
F-5 Tiger II (Freedom Fighter)
F6F Hellcat
F-7 Cutlass
F-7 Tigercat
F8 Bearcat
F-8 Crusader
F-82 Twin Mustang
F84 Thunderstreak
F86 Sabre Jet
F-89 Scorpion
F-9 Cougar
F-9 Panther
F-94
Fiat CR 32 Falcon
Fieseler Fi 103
Focke Wulf Fw 200 Condor
Fokker D VIII
Fokker Dr 1
FW190
Gazelle Helicopter
Gee Bee Racer
Global Hawk UAV
Gloster Javelin
Gloster Meteor Jet
Grumman OV-1
Grumman TBF Avenger
Gulfstream Jet
Handley Page Halifax
Handley Page Victor
Harrier Jump Jet
Hawker Fury
Hawker Hurricane
Hawker Siddeley Harrier AV-8
Hawker Sidley Hunter
HE 111
HE162 Volksjager
Heinkel He 178
Heinkel He 280
Henschel He 132
HF-24 Marut
HH-3 Jolly Green Giant
HH-3 Pelican
HH-60 Jayhawk
HH-60 Pave Hawk
HH-65 Dolphin
Horton HO IX / Gotha Go 299 Flying Wing
HU-16 Albatross
HU-25 Guardian
Hunter UAV
 


Full Aircraft List:

A-10 Warthog
A-20 Havoc
A26 Invader
A-37 Dragonfly
A-4 Skyhawk
A-5 Vigilante
A-6 Intruder
A-7 Corsair II
AAI Shadow 200 Tactical UAV
AC119 Aircraft
AC-130 Gunship
Aerospatiale AS32
Aerospatiale AS350 AStar
Aerospatiale AS532 Cougar
AH-56 Cheyenne
AH-6 Little Bird
AH-64 Apache
Aichi D3 Val
Airbus A300
Airbus A300 Beluga
Airbus A310
Airbus A340
Airco De Havilland DH9
Albatros D.Va
Albatros DIII
Alouette III
Alpha Jet 2
Antonov 124 Ruslan
Antonov 225 Mriya
Antonov 32 Cline
Aquila UAV
AR 381 Julia
Arado 234 Blitz
Arado Ar 196
Armstrong Whitworth Siskin Mk III
Armstrong Whitworth Whitley
AT10 Wichita
Avia B-534
Avro Lancaster
Avro Shackleton
Avro Vulcan
B-1 Lancer
B-17 Flying Fortress
B-2 Spirit
B-24 Liberator
B-25 Mitchell
B-26 Marauder
B-29 Superfortress
B-36 Peacemaker
B-47 Stratojet
B-52 Bomber
B-58 Hustler
B-66 Destroyer
BA 349 Natter
Beech C-45 Expeditor
Bell 206
Bell AH-1 Huey Cobra
Bell P-39 Airacobra
Bell UH-1
Blackburn Buccaneer
BO-105
Boeing 707
Boeing 727
Boeing 737
Boeing 747 Jumbo Jet
Boeing 757
Boeing 767 / 777
Boeing F4B-4
Boeing MD-11
Boeing P-26
Boeing PW-9
Boeing Stearman PT-17 Kaydet Trainer
Boulton Paul Defiant MK I & MK II
Breguet 14
Breguet 19
Brewster F2A Buffalo
Bristol Beaufighter
Bristol Beaufort
Bristol Blenheim
Bristol Bulldog
Bristol F.2 Fighter
Bristol Scout
British Aerospace Harrier
British Aircraft Corporation TSR-2


چهارشنبه 28 بهمن 1388

جنگنده سوخو تی-۵۰

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :جنگنده های چند منظوره ،

جنگنده سوخو تی-۵۰
 

در ابتدا توضیح بدم كه تحت عنوان T.50 دو پروژه وجود دارد یكی مربوط به طرح جت آموزشی پیشرفته كره جنوبی و دیگری طرح سخوی برای جنگنده ی نسل پنجم روسیه (البته این طرح برای مقابله با رپتور ها كاملتر شده و زودتر وارد خدمت خواهد شد)
مدتهاست كه طرح جنگنده ی نسل پنجم روسیه(LFI كه مخفف logkiy frontovoi istrebitel)  مطرح است و با مشكلات بسیاری همراه بود تا كنون طرح های بسیاری برای آن مطرح گردیده كه حتی تا نمونه سازی هم پیش رفته ولی نبود بوجه و پشتیبانی موجب كنسل شدن آنها گردیده طرح هایی همچون mig.144  كه شركت میگ امید بسیاری به آن داشت ولی پیشنمونه ی آن حتی پرواز هم نكرد یا طرح su.47 بركوت كه درواقع یك طرح آزمایشیست با وجود بسیار كارا بودن این طرح و حتی جنبه های برتر آن نسبت به رپتور های آمریكایی امید كمی به تولید آن وجود دارد(رقیب این طرح طرح x.29 نبود طرح فوق محرمانه ی F.25  بود كه كنسل گردید) اگر هم تولید شود در تعداد پایین و آهنگ كند خواهد بود I.2000 هم كه تنها روی كاغذ نقش بست و هیچگاه فراتر نرفت.(البته این طرح را باید مشتقی I.2000 دانست)
اما با رشد اقتصادی روسیه تصمیم گرفته شده تا بوجه مورد نیاز را تامین كنند پروژه ای جاه طلبانه كه امید بسیاری به آن می رود این طرح از سوی سخوی پیشنهاد شده و اولین طرحیست كه از این شیوه ی پنهانكاری در شرق استفاده می كند به تقلید از آمریكا
طرح T.50 بسیار شبیه به f.22 از كار در آمده البته دماق و قسمت دم تفاوت دارند اما در نهایت شباهت در انتخاب شیوه ی آیرو دینامیكی بسیار بچشم می آید البته از محفظه های سلاح خبری نیست(چیزی كه حتی در بركوت هم بود)
این جنگنده به نام PAK FA  خوانده می شود كه مخفف Perspektivnyi Aviatsionnyi Kompleks Frontovoi Aviatsyi - Future Air Complex for Tactical Air Forces است
اما ویزگی ها قرار است این جنگند از قدرت پرواز سوپر كروز همانند رپتور برخوردار باشد همچنین بیشینه وزن برخواستن آن(20 تن) است كهاین میزان برای F.22 رپتور (24 تن) و برای F.35 هم 17.2 تن می باشد كه این یعنی وزن كمتر و چابكی بیشتر نسبت به رپتور
برای افزایش پنهانكاری از جنبه هایی از روشهای بكار رفته از بركوت استفاده شده
جنگنده ی T.50 از دو موتور AL-41F استفاده می كند
در مورد رادار T.50  قرار است از یك رادار چند حالته ی جدید با توان آشكار سازی بالا وبرد بیشینه ی زیاد  توسط فازاترن (Fazatron-NIIR) در حال تكمیل است استفاده كند
قرار است اولین پیشنمونه های  T.50 یا همان PAK FA بین سالهای2006 تا 2010 انجام گردد و تا سال 2011 یا 2012 وارد خدمت گردد(البته بعید است به این سرعت آزمایشات آن تمام شود چون بطور مثال رپتور مدتها در انتظار ورود به خدمت بود)
گفته می شود ممكن است این طرح بیش از 1.5 بیلیون دلا هزینه ی كلی داشته باشد(واقعا نجومیه)گفته می شود حد اقل به 800 میلیون دلار تنها برای تكمیل ایونیك آن مورد نیاز است اینكه آیا این جنگنده با این ارقام نجومی در سال 2010 وارد خدمت می شود یا نه یك معماست؟


-------------------------------------------------------------


چهارشنبه 28 بهمن 1388

موشک بالستیک قاره پیمای توپول ام

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :موشكهای قاره پیما ،

موشک بالستیک قاره پیمای توپول ام
 

موشک روسی SS-27 یا توپول-ام موشکی قاره پیما و زمین پایه است که از پیشرانه ای با سوخت جامد استفاده میکند. این موشک اوج تکنولوژی موشکهای بالستیک را نمایان ساخت: ترکیبی از سوختی مدرن و طراحی جدید کلاهک نویددهنده موشک بسیار قدرتمندی بود که قابلیت پرتاب از سیلوهای زیر زمنی و جایگاههای متحرک را داراست. هدف روسیه از ساخت این موشک شکست دادن تمام موشکهای ضد بالستیک جهان است که توپول-ام به خوبی از عهده وظیفه محوله برمی آید.
یوری سولومونوی، سرپرست موسسه مسکو برای تکنولوژی های خاص و ژنرال طراح خانواده موشکی توپول است. موشک توپول-ام شالوده اصلی موشک های استراتژیک(هسته ای) روسیه در سال 2015 است.
مسلما تک کلاهک 550 کیلوتنی این موشک به تنهایی قادر به ویران کردن یک شهر است و همزمان امکان زندگی در آن را به طور کلی از بین می برد.موشک SS-27  برای حملات متقابله هسته ای ساخته شده است.
موشکSS-27 ، سلاحی در خور توجه برای وارد کردن ضربه اول میباشد. موفقیت ضربه اول در نابود کردن توان هسته ای نیروی دشمن دارای اهمیت بسیار است که توپول-ام از عهده این کار به دقت برمی اید.
دقت این موشک 350 m CEPگزارش شده که دقت بسیار بالائی برای یک موشک روسی است.
سولومونوی در مقابل مردم گزارش داد که موشک توپول-ام هنگام پرتاب 4 یا 6 کلاهک در سرجنگی بلند خود به همرا فریب دهنده ها حمل می کند. موشک توپول-ام یا SS-27 ، با به همراه داشتن کلاهکی هسته ای به وزن 550 کیلوتن بردی برابر با 10500 کیلومتر یا 6524 مایل را داراست .به صورت تلویحی اشاره شده که بازده ای برابر با 1 مگاتن را دارست که با قرار دادن و افزایش کلاهکهای MIRV تا 6 عدد قابل دست یابی است.
نصب سیستم تقویت کننده حمل(PBV) در کلاهک ها و سیستم دیجیتالی ناوبری خودکار همراه با GLOSNASS (equivalent to Global Position Satellite) سیستم هدایت ماهواره ای دقتی برابر با m 350 CEP را برای این موشک فراهم ساخته است. وزن این موشک در هنگام پرتاب برابر با 47200 کیلوگرم است. موشک دارای طولی برابر 21.9 متر،  قطر 1.9 متری و موتوری با سوخت جامد و 3 مرحله ای است.
طراحی SS-27 در اواخر دهه 80 میلادی شروع شد. طراحی مجدد در سال1992 موجب بازسازی کل موشک و ساختمان آن شد.اولین پرتاب آزمایشی این موشک در دسامبر 1994  و اولین تست پرتاب نسخه TEL vehicle ان حدود 6 سال بعد انجام شد. اولین موشک های SS-27 در سال 1997 وارد خدمت شدند و در سیلو های اصلاح شده SS-19 قرار گرفتند. اولین نوع نسخه TEL در سال 2001 وارد خدمت شد و سفارش ساخت 350 موشک داده شده که در سال 2005 پنجاه موشک تحویل شده است. نوع دریاپایه این موشک نیز در دست طراحی است.

 

مشخصات موشک:

کشور: فدراسیون روسیه
نام: Topol-M, RS-12M1/M2
کلاس: قاره پیما
جایگاه: سیلو, جایگاه متحرک
طول: 21.90 m
قطر: 1.90 m
وزن هنگام پرتاب: 47200 kg
کلاهک: تک کلاهکه
سرجنگی: اتمی 550 کیلوتنی
پیشرانه: سه مرحله ای
برد: 10500 km
وضعیت: عملیاتی
سال ورود به خدمت: 1997
نام روسی: RS-12M1/-12M2 Topol-M

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


چهارشنبه 28 بهمن 1388

سامانه پدافند موشكی ایالات متحده

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :پدافنگ هوایی ،

استقرار سامانه پدافند موشكی ایالات متحده در اروپا به بهانه دفاع از اروپا و خاك آمریكا در برابر حملات احتمالی موشكی از جانب كشورهای موسوم به محور شرارت یكی از بزرگترین چالش ها در روابط دولت ایالات متحده با فدراسیون روسیه می باشد. دولت آمریكا با وجود مخالفت های جدی روسیه پروژه استقرار سامانه پدافند موشكی را با امضای قراردادهایی با دو كشور جمهوری چك و لهستان پیش می برد و كماكان اصرار دارد این پروژه را تا سال 1391 به انجام برساند. مسكو نیز با اذعان به تصمیم اكید واشنگتن برای تكمیل این پروژه می كوشد با تهدید كشورهای چك و لهستان آنها را از میانه راه بازگرداند.

دیمیتری مدودف رئیس جمهور فدراسیون روسیه پس از پیروزی تاریخی باراك اوباما در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده در 15 آبان سالجاری در جریان سخنرانی عمومی خود خطاب به مردم روسیه اعلام كرد دولت وی در نظر دارد موشك های كوتاه برد بالستیك اسكندر را در استان كالنینگراد (بخش جدا از خاك اصلی روسیه واقع در كرانه دریای بالتیك و بین لهستان و بلاروس) مستقر نماید. دو روز بعد در 17 آبان سالجاری آژانس خبری ریانووستی به نقل از یكی از مقامات وزارت دفاع روسیه كه خواست نامش فاش نشود خبر داد كرملین تا سال 1394 حداقل پنج گردان را در استان كالنینگراد مستقر خواهد ساخت كه به سامانه «موشك كوتاه برد اسكندرـام مجهز خواهند بود.

از سوی دیگر دیمیتری روگوزین نماینده روسیه در ناتو اعلام كرد: استقرار موشك های تاكتیكی دقیق در منتهاالیه غربی خاك روسیه سپر موشكی آمریكا را بی اثر می كند. وی در مصاحبه تلفنی با خبرگزاری نووستی در 15 آبان سالجاری افزود: ناتو باید از پیش می دانست اقدامات نابخردانه آن سازمان ممكن است نتایج خوبی به بار نیاورد. هیچ فرد عاقلی نمی تواند قصه ها در مورد تهدیدات موشكی ایران را باور كند و اینكه هزاران كیلومتر دورتر از آن و در حاشیه دریای بالتیك ضرورتی برای استقرار سامانه رهگیر موشكی وجود داشته باشد. هیچ كس باور نمی كند اسامه بن لادن در پی كسب موشكی باشد كه غرب را تهدید كند. سپر موشكی آمریكا هدفی جز خدشه دار كردن امنیت اروپا ندارد. وی در ادامه خاطرنشان كرد پاسخ روسیه به سپر موشكی كم هزینه و موثر خواهد بود.

آناتولی تسیانوك تحلیلگر روسی در مصاحبه با همین خبرگزاری گفت: استقرار سامانه های اسكندر بهترین پاسخ ممكن به طرح های موشكی آمریكا برای اروپا خواهد بود.

در29 آبان سالجاری خبرگزاری ریانووستی در گزارشی به قلم پیوترگونچا خبر داد روسیه ممكن است به عنوان پاسخی نامتقارن به استقرار سامانه پدافند ضد موشك آمریكا در اروپا سامانه های موشك تاكتیكی اسكندر را در بلاروس مستقر نماید. سپهبد ولادیمیر زارتیسكی فرمانده نیروی موشكی و توپخانه روسیه در پاسخ به پرسش روزنامه نگاران در این باره گفت: چرا ما نباید در شرایطی خاص و در راستای موافقتنامه همكاری با بلاروس دست به اقدام متقابل نزنیم. در عین حال مینسك اعلام نمود تیپ موشكی كه قرار است با موشك های اسكندر تجهیز شود در منطقه ماگلیف و در نزدیكی مرز این كشور با روسیه استقرار خواهد یافت. روس ها با اعلام این خبر خواستند به چك و لهستان هشدار دهند در صورت استقرار پدافند ضدموشك آمریكا در خاك آن كشورها با تهدید تهاجم موشك های اسكندر مواجه خواهند شد.

موشك اسكندر موشكی یك مرحله ای و كوتاه برد است و موتور محرك آن با سوخت جامد كار می كند. این موشك از پشت كامیون های چهارمحوری پرتاب می شود. هریك از این كامیون ها توانایی حمل دو فروند موشك را دارد. سامانه موشكی اسكندر دارای كامیون های دیگری از جمله كامیون ویژه بارگذاری مجدد موشك در سكوهاست و هریك از این كامیون ها نیز دو موشك را حمل می كنند. این سامانه دارای خودروهای كنترل آتش داده پردازی و تعمیر و نگهداری نیز می باشد. موشك اسكندر مجهز به سیستم كنترل پرواز درونی است و كلاهك آن سیستم هدایت اپتیكی مستقل دارد. این سیستم به كنترل كنندگان پرواز امكان می دهد مسیر پرواز موشك را تنظیم كنند. پاره ای از ویژگی های سامانه موشكی اسكندر عبارتند از:

برد پروازی: 280 ـ50 كیلومتر (این برد برای نوع اسكندر ـ ام نزدیك به 500 كیلومتر است)؛

وزن موشك هنگام پرواز: 3800 كیلوگرم؛

وزن سكوی پرتاب: 40000 كیلوگرم؛

تعداد پرسنل پرتاب كننده: 3 نفر.

سامانه موشكی اسكندر در سال 1383 برای ورود به خدمت در ارتش روسیه در نظر گرفته شد و استقرار آن در سال 1384 جنبه عملیاتی به خود گرفت. گفته می شود سامانه موشك تاكتیكی اسكندر پیشرفته ترین موشك سطح به سطح موجود در می باشد SS -12 است. موشك اسكندر نوع پیشرفته تر موشك توچكا یا SS -62 جهان است. عنوان این سامانه در دسته بندی ناتو كه پیش تر به طور گسترده ای در جنگ دوم چچن و همچنین درگیری روسیه و گرجستان مورد استفاده قرار گرفت. ماموریت MLRS متعارف و معمول این سامانه شامل هدف قرار دادن سامانه های پشتیبانی آتش دشمن نظیر: راكت انداز چند لول توپخانه دوربرد سامانه های پدافند موشكی پایگاه های هوایی سامانه های فرماندهی كنترل و ارتباطات و همچنین تاسیسات زیرساختی می باشد.

موشك اسكندر می تواند كلاهك های خوشه ای و یا نفوذكننده در استحكامات (سنگرشكن) نیز سوار كند. گفته می شود كلاهك ترموباریك (مكنده اكسیژن) نیز از جمله كلاهك هایی است كه می تواند سوار این موشك شود. این كلاهك ها با مكیدن اكسیژن هوا سربازان و افراد را دچار مشكل تنفس می كنند. این موشك قادر به حمل كلاهك هسته ای نیز می باشد.

موشك اسكندر قابلیت مانور بسیار بالایی دارد كه همین توانایی باعث می شود امكان كشف موشك توسط رادارهای پدافند ضدموشك دشمن كاهش یابد و به بهینه سازی مسیر تعیین شده در اطلاعات پروازی سیستم ناوبری داخلی موشك كمك می كند. در بدنه موشك اسكندر از تركیب ویژه ای استفاده شده است كه كشف آن را توسط رادار مشكل می كند. از سكوهای نیز استفاده كرد كه می تواند در مسیری دور از چشم R -005 پرتاب موشك اسكندر می توان برای پرتاب موشك كروز از نوع رادار پرواز كرده و با دقت بسیار بالا (با حداكثر سه متر نوسان) به هدف اصابت كند.

اینكه موضوع استقرار موشك های اسكندر در غرب روسیه یا خاك كشور بلاروس صرفا " تهدیدی بدون پشتوانه علیه برنامه پدافند ضدموشك آمریكا در اروپاست یا تصمیمی جدی و محكم امر قابل تعمقی در میان تحلیلگران است.

منتقدان به این پرسش كه آیا روسیه می تواند تا سال 1394 به تعداد كافی موشك اسكندر ـ ام برای تجهیز پنج گردان توپخانه موشكی تولید كند به دیده تردید می نگرند; با این وجود حاضر نیستند این تهدید را نادیده بگیرند. ادعاها در مورد برد موشك اسكندر تا حدودی گمراه كننده است. اگر برد 180 مایل (280 كیلومتر) درست باشد این موشك ها كارایی چندانی برای هدف قرار دادن محل های استقرار موشك های رهگیر پدافند ضدموشك مستقر در لهستان حداقل از خاك بلاروس را نخواهند داشت و رسیدن این موشك ها به جمهوری چك كه محل استقرار رادار باند ایكس خواهد بود حتی از كالنینگراد بعید به نظر می رسد. ولی ظاهرا " برد موشك اسكندر ـ ام تا حدود 500 كیلومتر (310 مایل) است و این برد برای هدف قرار دادن تاسیسات فوق كافی خواهد بود.

با وجود این عبور برد موشك تاكتیكی از مرز 500 كیلومتر آن را در رده موشك های میان برد قرار می دهد و استقرار چنین) خواهد بود كه در این صورت ممكن است آمریكا را وادار به INF موشكی مغایر با معاهده نیروهای هسته ای میان برد (تجدیدنظر و احیای برنامه سامانه های میان برد پرشینگ موشك های دریاپایه كروز و تسلیحات میان برد دیگر و استقرار مجدد آنها در اروپا نماید. لازم به ذكر است معاهده نیروهای هسته ای میان برد كه در 1366 به امضای سران آمریكا و اتحاد شوروی سابق رسید امروزه تامین منافع امنیتی فدراسیون روسیه را با دشواری های زیاد مواجه ساخته است و به كارگیری موشك اسكندر می تواند تا حد زیادی از نگرانی های امنیتی روسیه در قبال تهدیدات ناتو بكاهد. با این وجود از آنجایی كه معاهده ای كلیدی در بحث خلع سلاح هسته ای به شمار می رود خدشه دار شدن این معاهده می تواند بر روابط INF معاهده امنیتی آمریكا و روسیه اثر منفی بگذارد.

بعد از آغاز به كار دولت جدید ایالات متحده واز آنجا كه باراك اوباما برای بحران اقتصادی فعلی در جهان جنگ در عراق و افغانستان اولویت بیشتری قائل است نشانه ای ازتعدیل مواضع آمریكا نسبت به برنامه پدافند موشكی در اروپا بروز كرده است و ممكن است این كشور موضع ملایم تری نسبت به دولت بوش در مورد سپر موشكی اتخاذ كرده و برای آن اولویت كمتری قائل شود. در این صورت روسیه نیز احتمالا از تصمیم خود برای استقرار موشك های اسكندر عدول خواهد نمود. 

 


چهارشنبه 28 بهمن 1388

موشك های قاره پیما

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :موشكهای قاره پیما ،



موشك های قاره پیما با كلاهك متعارف
اسلحه جدید و مرگبار آمریكا
 

    نیروهای مسلح آمریكا درصدد تكمیل اسلحه جدیدی هستند كه به وسیله آن می توان هر هدفی را در هر منطقه از كره زمین در عرض یك ساعت نابود كرد. «ضربت جهانی» نام مستعار طرحی است كه بر مبنای آن موشك های بالستیك آمریكا با كلاهك های متعارف تجهیز شده و بدین صورت این سلاح ها دچار تغییر و دگرگونی هایی اساسی می شوند. طرح هایی چون «ضربت جهانی» سال ها است كه در ایالات متحده آمریكا در حال بررسی است. اما در حال حاضر پنتاگون از كنگره آمریكا برای اجرای این پروژه تقاضای یك بودجه ۱۲۷ میلیون دلاری كرده است و همین مسئله در واشینگتن موجب بالا گرفتن بحث هایی جنجال برانگیز در مورد كارایی این موشك جدید شده است. حتی روسیه هم این طرح آمریكا را به دقت دنبال می كند و به تازگی اعلام كرده است كه استفاده از چنین اسلحه ای می تواند به طور سهوی منجر به یك جنگ اتمی بشود. به تازگی دو تن از وزرای دفاع سال های دور ایالات متحده یعنی «هارولد براون» وزیر دفاع دوران كارتر و «جیمز شلزینگر» وزیر دفاع در دوران نیكسون و فورد در یكی از نظرخواهی های روزنامه «واشینگتن پست» در مورد آنكه این راكت های جدید برای چه نوع سناریوها و طرح هایی در نظر گرفته شده اند، به اظهارنظر پرداخته اند. آنها گفته اند كه امكان دارد زمانی ماهواره های آمریكایی پی به تجمع گروهی از تروریست ها ببرند كه مشغول ساخت سلاح اتمی هستند، اما اگر این محل تجمع در فاصله ای بسیار دور از پایگاه های هوایی و یا ناوهای جنگی آمریكا باشد، امكان از بین بردن آنها با موشك های دوربرد و هدایت شونده كروز ممكن نیست. به عقیده این دو وزیر اسبق دفاع، در چنین حالت هایی نشان دادن یك واكنش سریع تنها با راكت های بزرگ بالستیكی امكان دارد و از طرفی اصولا این راكت ها برای جنگ های اتمی در نظر گرفته شده اند. از آنجایی كه پرتاب چنین سلاح هایی تنها با اجازه رئیس جمهور آمریكا ممكن است، سرعت عمل این گونه راكت ها یك ساعت این امكان را پدید می آورد كه بتوان برای دریافت این مجوز وقت كافی داشت.
    علاوه بر آن تا به امروز ارتش آمریكا موشك های بالستیكی كه به كلاهك های متعارف مجهز باشند، در اختیار نداشته است. از همین رو پنتاگون در نظر دارد در موشك های Trident2 كه در زیردریایی های اتمی آمریكا مستقر هستند، تغییراتی ایجاد كند. این موشك كه از سه قسمت تشكیل شده است نزدیك به ۴۷۰۰ كیلومتر برد دارد و می تواند به راحتی اهداف بسیار دور را مورد حمله قرار دهد. در حال حاضر نیروی دریایی آمریكا بیش از ده فروند از این موشك ها را در ناوگان آتلانتیك و هشت فروند در ناوگان پاسیفیك در اختیار دارد.
    برپایه جزئیات محدودی كه تا به امروز از این طرح ضربت جهانی آمریكا در دسترس است، هر زیردریایی آمریكایی در آینده می تواند علاوه بر ۲۲ موشك اتمی ، ۲ فروند از این موشك های جدید را هم كه مسلح به كلاهك های متعارف هستند، با خود حمل كند. جالب اینجا است كه این موشك های جدید می توانند چهار نوع مختلف كلاهك را همزمان حمل كنند كه البته دو نوع از این كلاهك ها تا به حال شناخته شده اند: نوع اول این كلاهك ها مجهز به گلوله های فولادی است كه می تواند یك ساختمان كامل را ویران كند و نوع دوم این كلاهك ها در واقع نوعی بمب خوشه ای و به عبارت بهتر مجهز به میله هایی از جنس كروم است كه می تواند اهداف متحرك و ثابت در فاصله ای دورتر را منهدم كند.
    البته این ویژگی های اخیر، امكانات كاربردی این اسلحه های جدید را كاهش می دهد. بدین صورت این موشك ها برای حمله و اصابت به اهداف زیرزمینی و پناهگاه های بتونی مناسب نیستند و جالب اینجا است كه در حال حاضر بحث و جدل غالب در میان فرماندهان نظامی آمریكا همین عدم كارایی سلاح های جدید برای حمله احتمالی به تٲسیسات اتمی دیگر كشورها است. این موشك های جدید تنها برای حمله و تخریب اهداف سطح زمین مانند وسایل نقلیه، كشتی ها، هواپیماها، موشك و سلاح های كشتار جمعی در نظر گرفته شده اند.
    به دلیل همین محدودیت های موشك های جدید، طراحان پنتاگون در صدد ساختن سلاح هایی هستند كه قابلیت واكنش سریع و دقیق را داشته و بتوان بدون هر هشداری آنها را به سوی اهداف مورد نظر شلیك كرد. آزمایش هایی كه تا به امروز صورت گرفته نشان می دهند كه این موشك های جدید با وجود همه آن محدودیت ها در هدف گیری بی نهایت با دقت عمل می كنند به طوری كه قادر هستند هدف مورد نظر در هزاران كیلومتر دورتر را درست به مانند هدفی در پنج متری شناسایی و به آن حمله كنند. اما تكمیل و رفع محدودیت های این موشك های جدید پانصد میلیون دلار هزینه دارد. طبق برنامه پنتاگون قرار است طی دو سال آینده، این موشك ها تكمیل و قادر به حمله به اهدافی در سراسر اروپا،آفریقا و یا آسیا باشند.
    این پروژه البته در كنگره آمریكا با مخالفت و مقاومت هایی روبه رو شده است. برخی از نمایندگان كنگره بر این باورند كه تجهیز ناوگان استراتژیك زیردریایی آمریكا به كلاهك های متعارف، می تواند آغازی خزنده بر غیراتمی ساختن این ناوگان باشد و به عبارتی تبدیل به طرحی شود كه در دراز مدت منجر به تغییر و تبدیل سلاح های نا متعارف به سلاح های متعارف گردد این عده از نمایندگان كنگره آمریكا همان كسانی هستند كه عقیده دارند حفظ آن سلاح ها وحشت و هراس عظیمی در جهان ایجاد می كند و یكی از مولفه های اصلی و اساسی برای امنیت ملی ایالات متحده به شمار می آید.
    ناوگان زیردریایی ارتش ایالات متحده در عمل یكی از ستون های اصلی و مهم استراتژی اتمی آمریكا به حساب می آید زیرا این به اصطلاح شاخه نظامی ، در صورت حمله اتمی دشمن، از بزرگترین شانس برای سالم ماندن برخوردار است. عده دیگری از نمایندگان مخالف این طرح در كنگره، با نگاهی كاملا تخصصی و فنی نسبت به پروژه ضربت جهانی اظهار تردید می كنند. به گفته این عده، زیردریایی ای كه هر دو نوع موشك اتمی و غیر اتمی را حمل می كند در واقع یك زیردریایی دو منظوره قلمداد می شود و در چنین حالتی امكان خطاهای جبران ناپذیر بسیار افزایش پیدا می كند. به عقیده این گروه تنها كافی است تا یك فرمان اشتباه صادر و یا اشتباه فهمیده شود و یا به دلیل اشكال در برخی سیستم ها، به جای پرتاب راكت متعارف، یك راكت اتمی پرتاب گردد.
    با این حال ،مخالفت اصلی با این طرح نه در داخل بلكه از خارج از ایالات متحده یعنی از سوی روسیه صورت می گیرد. این دشمن و رقیب پیشین آمریكا در دوران جنگ سرد، تنها كشوری است كه از یك سیستم هشداردهنده بسیار سریع برخوردار است، سیستمی كه به راحتی می تواند شلیك یك راكت Trident2 از زیردریایی های آمریكایی را در لحظه ثبت كند. همین مخالفت های روسیه باعث شده است تا یكی از نمایندگان دموكرات كنگره آمریكا به نام «جك رید» ضمن مخالفت با این پروژه، این پرسش را مطرح كند كه اگر روس ها پرتاب چنین راكت جدیدی را به عنوان آغاز حمله اتمی آمریكا قلمداد كنند، در آن صورت باید چه كار كرد پاسخ این پرسش را هم خود سناتور رید می دهد: در چنین حالتی و بر پایه منطق هراس و وحشت اتمی، دولت روسیه در كوتاه ترین زمان ممكن اقدام به شلیك موشك های اتمی می كند و بدین صورت جنگ ویرانگر اتمی ناخواسته آغاز خواهد شد. به گفته این سناتور آمریكایی خطر بزرگتر در این مورد، از طرف كشور چین احساس می شود. زیرا از آنجایی كه چین از توان بالایی در زمینه تشخیص نوع موشك پرتاب شده آمریكا برخوردار نیست پس شاید زودتر از روسیه اقدام به پرتاب موشك های اتمی خود بكند.
    البته آمریكا سعی كرده است تا به صورت شفاهی از نگرانی های به خصوص مسكو در این مورد بكاهد. ژنرال «یوری بالویفسكی» رئیس ستاد مشترك ارتش روسیه اخیرا اعلام كرده است كه در همین چند ماه گذشته با ژنرال «جیمز كارترایت» در روسیه ملاقاتی رسمی داشته و ژنرال آمریكایی توضیحاتی در مورد این طرح های جدید ایالات متحده ارائه كرده است. به گفته بالویفسكی: «دوستان آمریكایی همواره به ما می گویند كه این موشك ها قادر به از بین بردن اسامه بن لادن هستند. اما ما می گوییم كه این طرحی بسیار پرهزینه است كه نمی توان با آن از بین رفتن چنین اهدافی را تضمین كرد و امكان زیادی دارد كه شلیك یكی از این موشك ها منجر به پاسخی جبران ناپذیر از سوی یكی از كشورهای صاحب سلاح هسته ای شود زیرا هیچ كس نمی تواند در همان لحظه تعیین كند كه موشك پرتاب شده آمریكایی چه نوع كلاهكی را با خود حمل می كند.»
    آمریكایی ها هم اعلام كرده اند كه برای رفع نگرانی روسیه فكر همه چیز را كرده اند و دو راه برای این مسئله در نظر گرفته اند: یا قبل از شلیك راكت های جدید، روسیه را از این امر مطلع می سازند و یا مدار و مسیری را برای این راكت ها انتخاب می كنند كه به هیچ وجه به سوی قلمرو روس ها نرود. علاوه بر آن دولت آمریكا در نظر دارد تا از مقامات دیگر كشورها برای مشاهده پرتاب آزمایشی این موشك ها دعوت به عمل آورد تا آنها خود از نزدیك شاهد تفاوت این موشك ها با راكت های اتمی باشند.
    با این همه تا به امروز از سوی كشورهای اروپایی اظهارنظری در مورد این موشك های جدید صورت نگرفته است. البته دولت آمریكا برای كشورهای عضو ناتو در مورد این پروژه اطلاع رسانی كرده است اما هنوز واكنشی را از سوی آنان در این مورد شاهد نبوده ایم. البته از گوشه و كنار خبر می رسد كه دولت آلمان از آمریكا خواسته است تا در مورد این پروژه با روس ها هماهنگی های كامل را به عمل آورند زیرا در غیر این صورت برلین نیز با نگاهی نگران شاهد این پروژه خواهد بود.


چهارشنبه 28 بهمن 1388

Foxhound VS.Tomcat

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :مقایسه ها.. ،




 
 

بدون شک قدرت رهگیری نیروی هوایی است که به عنوان نخستین نیروی دفاعی هر کشوری در مقابل تهدید های هوایی دشمنان عمل می کند. اگر این قدرت رهگیری از توان بالقوه ای برخوردار بوده و بتواند با کمک خلبانان کارآزموده اولین تهاجم دشمن را به خوبی دفع نماید، باید مطمئن بود که دشمن فکر حمله از راه نیروی هوایی اش را فراموش خواهد کرد و برعکس این قضیه هم صادق است. در طول تاریخ هوانوردی، هواپیماهای جنگنده رهگیر همیشه از مهم ترین بخش های نیروی هوایی هر کشور بوده اند و قدرت آن ها به منزله قدرت کل نیروی هوایی آن کشور است. در مقاله زیر به بررسی توانایی های عملیاتی دو فروند از به نام ترین و مخوف ترین جنگنده رهگیر های جهان، هواپیماهای F-14 Tomcat و MiG-31 Foxhound پرداخته و قابلیت های این دو جنگنده را با یکدیگر مقایسه خواهیم کرد:

تاریخچه جنگنده F-14 Tomcat

گربه ملوس نیروی دریایی آمریکا برای نخستین بار پرواز خود را در سال 1970 انجام داد. تامکت به عنوان جانشینی برای فانتوم روی عرشه ناوهای هواپیمابر آمده بود تا به همه ثابت کند که افسانه ای ها تکرار هم می شوند. این هواپیما مجهز به سیستم های راداری بسیار قدرتمند و یک سیستم تسلیحاتی بی نظیر در زمان خود به نام فینیکس بود که شهرت عجیبی را برای این جنگنده ساخت گرومن به ارمغان آورد. همین آوازه باعث شد که توجه ایران به سمت این جنگنده جلب شده و تعداد 79 فروند از این جنگنده به نیروی هوایی آن زمان کشورمان تحویل شود. ساخت F-14 مقدمه ای شد برای احساس خطر شوروی در مقابل جنگنده جدید و طراحی نسل جدید جنگنده های روسی، مانند سوخو Su-27 و MiG-29 که هر دو با الهام از جنگنده F-14 ساخته شدند و شکل ظاهری آن ها مصداق این مدعاست. تامکت نقایص خود را به خوبی در سایه سیستم موشکی بی نظیرش پوشانده بود، اما یکی دو حادثه که منجر به سقوط تامکت گردید موجب آغاز تحقیقاتی برای اطلاع از علت سقوط شد که نتیجه، ضعف شدید موتورهای هواپیما برای چنین بدنه و سیستم های سنگین بود. سرانجام، تامکت های مدل A با موتورهای TF-30-P414A ساخت پرات اند ویتنی به تدریج با جنگنده های جدید تامکت +A، مدل B و در نهایت مدل D یا سوپر تامکت تعویض شدند. مدل های بعدی تامکت همگی از موتورهای قدرتمند GE-F110 ساخت جنرال الکتریک برای پرواز بهره می بردند. هر چند که حیات سی و شش ساله تامکت امسال-2006 ظاهراً با بازنشست کردن تامکت به پایان رسیده است، اما هنوز هم زمزمه هایی برای بازگشت این جنگنده به روی عرشه ناوها و حتی خدمت در نیروی هوایی شنیده می شود.


هواپیمای رهگیر F-14D سوپر تامکت، نمای جانبی


تاریخچه جنگنده MiG-31 Foxhound

اعلام آغاز به کار ساخت بمب افکن دوربرد و مافوق صوت XB-70 توسط آمریکا باعث بروز سر و صداهای بسیاری در شوروی سابق شد. ظاهراً همه حرف ها و احادیث حکایت از آن داشت که در آن زمان شوروی فاقد جنگنده رهگیری برای مقابله با بمب افکن عجیب و غریب آمریکا بود و این برای شوروی چیزی کمتر از یک فاجعه نبود. شرکت هواپیماسازی میکویان گورویچ به سرعت دست به کار شد و طرح جنگنده ای با سرعت بسیار زیاد و سقف پرواز بالا را به مقامات شوروی تسلیم کرد. این طرح بعد ها میگ MiG-25 با لقب Foxbat شناخته شد. فاکس بت جنگنده ای بزرگ و درشت اندام بود، موتورهای به مراتب بزرگتری نسبت به جنگنده های هم عصر خود داشت، بسیار سریع پرواز می کرد و گاه سرعت این جنگنده به 3 ماخ هم می رسید و ارتفاع پرواز آن بیش از 20 کیلومتر بود و ظاهراً چیزی از سرعت آن کم نداشت. اما میگ MiG-25 ضعفهای بسیای هم داشت. برای مثال قدرت مانورپذیری آن به طرز وحشتناکی ناچیز بود، رادار آن بسیار ناکارآمد بود و دریک کلام، این هواپیمایی نبود که از پس رهگیری هواپیماهایی مثل B-70 یا SR-71 بر بیاید. با این که میگ MiG-25 هرگز هواپیمایی نبود که بتواند چنان تهدید عمده ای برای آمریکا به وجود آورد، اما ترسناک ترین جنگنده برای خلبانان آمریکایی همین میگ MiG-25 بود. تا اینکه در سال 1976 یک فروند میگ MiG-25 نیروی هوایی شوروی به خلبانی ویکتور بلنکو در ژاپن به زمین نشست. هواپیمای فاکس بت به دست آمریکاییها افتاد و رازهای آن در مدت کمی بر ملا شد و دیگر واهمه ای برای خلبانان آمریکایی از این جنگنده باقی نگذاشت.


هواپیمای رهگیر میگ MiG-25، نمای جانبی

پس از آشکار شدن توانایی های میگ MiG-25 برای غربیها، روس ها به فکر ساخت جنگنده ای بر پایه ی فاکس بت منتها با توانایی های کاملاً غیر قابل مقایسه با این جنگنده افتادند. البته ویکتور بلنکو پیشتر خبر از طراحی جنگنده ای کاملاً جدید و به روز با نام سوپر فاکس بت داده بود. نتیجه هواپیمای آزمایشی Ye-155MP بود که برای نخستین بار در سال 1975به پرواز درآمد. این پرنده نام MiG-31 را با لقب Foxhound به معنای سگ شکاری به خود اختصاص داد. فاکس هاوند در یک نگاه بسیار شبیه به میگ 25 بود، اما بزرگتر و مستحکم تر از فاکس بت بود. این جنگنده با اینکه بر پایه فاکس بت ساخته شده بود، اما هواپیمایی بسیار مدرن و البته قابل اطمینان بود. به کار بردن مقادیر بیشتری تیتانیوم و آلومینیوم در سازه این هواپیما باعث توانایی تحمل شتاب G بیشتر شده بود و موتورهای جدید توربوفن با مصرف کمتر، برد بیشتر هواپیما را تضمین می کردند. همچنین تسلیحات جدید و رادار قدرتمند از میگ MiG-31 یک رهگیر تمام عیار ساخته بود.



گربه نر آمریکایی به نبرد سگ شکاری روسی می رود!

در شرایط حال، به نظر می رسد قدرتمند ترین و مقتدر ترین رهگیرهای حال حاضر جهان، هواپیماهای F-14 و MiG-31 باشند. از این جهت که این دو جنگنده همیشه در مباحث مختلف مقابل یکدیگر قرار گرفته اند و خواه یا ناخواه به عنوان رقبای سرسخت یکدیگر به شمار می روند، مقایسه فنی این دو هواپیما خالی از لطف نخواهد بود. در این مقایسه، فاکتورهای مختلف و موارد گوناگون بین هر دو جنگنده سنجیده شده و نسبت به یکدیگر مقایسه می شوند. در هر بخش، ده امتیاز در نظر گرفته شده است. هر چه جنگنده مورد نظر امتیاز بالاتری کسب نماید، به منزله برتری آن جنگنده در داشتن شرایط فاکتور مقایسه است. حال به مقایسه فنی دو جنگنده می پردازیم و سعی خواهیم کرد که حتی الامکان بیشتر عوامل و فاکتور ها برای مقایسه در نظر گرفته شوند تا مقایسه هرچه بیشتر نمایانگر محاسن و معایب دو جنگنده نسبت به یکدیگر باشد:


*ابعاد و خصوصیات ظاهری- Dimensions and Appearance Sepcs: دو هواپیمای MiG-31 فاکس هاوند و F-14 تامکت هر دو از کلاس هواپیماهای جنگنده بزرگ و سنگین وزن هستند. فاکس هاوند طولی حدود 21 متر و دهنه بالی حدود 14 متر دارد. در مقابل تامکت طولی برابر با 19 متر و فاصله دو سر بالی در حدود 19.5 متر در حالت باز و 11.5 متر در حالت بسته دارد. هر دو هواپیما برای حفظ پایداری طولی از سکان های عمودی دو قلو استفاده می کنند. F-14 مجهز به سیستم بال های متغیر است در حالی که فاکس هاوند فاقد چنین سیستمی است. ترمزهای هوایی فاکس هاوند در زیر ورودی موتورها قرار دارند و به صورت دوتایی به سمت پایین باز می شوند و ترمزهای تامکت که به بال پروانه ای مشهورند، در فاصله بین دو موتور در قسمت عقب هواپیما واقع شده اند و به صورت دوتایی، یکی به سمت بالا و یکی به سمت پایین باز می شوند. ارابه های فرود دماغه دو هواپیما مشابه است اما ارابه های فرود اصلی فاکس هاوند به صورت دو چرخ پشت سر هم قرار گرفته اند در حالی که در تامکت دو چرخ هر ارابه اصلی کنار هم نصب شده اند. تامکت دارای هشت پایلون نصب تسلیحات-شش عدد در زیز بدنه و در تونل بین موتورها و دو عدد در زیر ریشه بالهاست. فاکس هاوند نیز دارای هشت مقر نصب تسلیحات- چهار عدد زیر بدنه و چهار عدد زیر بال هاست. بدنه ی هر دو هواپیما به حالتی طراحی شده است که بتواند در ایجاد نیروی برای بیشتر دخالت نماید. فاصله بین موتورها در تامکت بسیار زیاد و در فاکس هاوند بسیار کم است و کلاً حجم ورودی ها و خروجی های فاکس هاوند بیشتر است. این بخش فقط برای آشنایی با خصوصیات ظاهری دو جنگنده آورده شده و تاثیری در امتیاز دهی مقایسه ندارد.



MiG-31A از مدل های اولیه فاکس هاوند مجهز به چهار موشک R-33

*حداکثر سرعت-Maximum Speed: یکی از مورد توجه ترین مشخصه های هواپیماهای جنگنده، سرعت فوق العاده بالای آن هاست که به کمک آن جنگنده ها می توانند به سرعت وارد میدان نبرد شده، در کمترین زمان ممکن درگیر شوند و بتوانند به موقع صحنه نبرد را ترک نمایند. مسئله بالاترین سرعت ممکن چه برای جنگنده-رهگیر ها چه برای جنگنده-بمب افکن ها اهمیت ویژه ای دارد، چرا که جنگنده رهگیر باید بتواند به موقع به جنگنده های متخاصم رسیده و با آن ها وارد نبرد شود و یک جنگنده-بمب افکن نیز باید بتواند پس از بمباران برای فرار از دست رهگیر های دشمن به سرعت خاک کشور دشمن را ترک گوید. برادر بزرگ میگ MiG-31، یعنی MiG-25 سرعترین هواپیمای عملیاتی جهان است و این رکورد هنوز هم که هنوز است برای فاکس بت حفظ شده است. ظاهراً سرعت زیاد از فاکس بت برای فاکس هاوند به ارث رسیده است چرا که این جنگنده به مدد موتورهای نیرومندش می تواند تا 2.83 ماخ در ارتفاعات سرعت بگیرد. MiG-31 در ارتفاع پایین می تواند به سرعت 1.23 ماخ نیز برسد. در مقابل، F-14 در ارتفاعات می تواند به سرعت 2.37 ماخ رسیده و در ارتفاع پایین نیز سرعت این هواپیما تا 1.2 ماخ بالا می رود. همان گونه که معلوم است، در این مورد مقایسه تامکت مغلوب سرعت بالای فاکس هاوند می شود. MiG-31 از ده امتیاز این مقایسه ده امتیاز کامل و تامکت از ده امتیاز هشت امتیاز دریافت می کند.



*سقف پرواز خدمتی-Service Ceilling: اهمیت سقف پرواز خدمتی از آن جهت است که هواپیمای جنگنده بتواند در ارتفاعی پرواز کند که مصرف سوخت کمتر شده در نتیجه برد هواپیما بیشتر شود. با افزایش ارتفاع، تراکم مولکول های هوا به شدت کم شده و مقاومت کمتری از سوی هوا بر هواپیما اعمال می شود. مقاومت کمتر به معنای امکان اعمال قدرت کمتر موتور و در نتیجه کاهش مصرف سوخت است. همچنین، موتورهای جت امروز بهترین کارائی خود را در ارتفاعات بالا به نمایش می گذارند. گاهی اوقات، در نبردهای تن به تن هواپیماهای جنگنده برای فرار از دست حریفانشان به ارتفاعات بالاتری که هواپیمای دشمن توانایی دستیابی به آن را ندارند صعود می کنند و بدین صورت هر چند برای مدت کوتاه، ولی خود را از مهلکه نجات می دهند. میگ MiG-25 در یک پرواز به یاد ماندنی سقف پرواز مطلق هواپیماهای جنگنده جهان را شکسته و به ارتفاع 37 کیلومتری زمین صعود کرد. باز هم، قدرت ارتفاع گیری بالا در MiG-31 هم وجود دارد. فاکس هاوند می تواند به ارتفاع 20600 متری زمین دست پیدا کند در حالی که تامکت می تواند تنها تا ارتفاع 17300 متری اوج بگیرد. در این مورد مقایسه باز هم برگ برنده با MiG-31 است و فاکس هاوند از ده امتیاز نه امتیاز و تامکت از ده امتیاز هفت امتیاز کسب می کند.


هواپیمای F-14 تامکت در حال سوختگیری هوایی

*برد گذری و عملیاتی-Ferry and Combat Range: یکی از مهم ترین معیار ها و ویژگی های هواپیماهای نظامی و غیر نظامی برد این گونه هواپیماهاست. برد یک هواپیما عبارتست از میزان مسافتی که یک هواپیما می تواند طی کند. البته طی مسافت تحت شرایط مختلفی امکان پذیر است که از این جهت ما به دو دسته برد عملیاتی و برد گذری اشاره می کنیم. برد عملیاتی به میزان مسافت قابل طی شدن توسط هواپیمایی گفته می شود که می تواند با تسلیحات کامل و تانک های سوخت پر آن مسیر را طی نماید. این مقدار معمولاً نصف حساب می شود چرا که هواپیماهای نظامی نمی توانند در خاک دشمن فرود بیایند و مجبورند حداقل از توانایی طی کردن مسافت رفت برای طی کردن مسافت برگشت برخوردار باشند. اما برد گذری به میزان مسافتی گفته می شود که هواپیما می تواند بدون هیچ گونه تسلیحاتی و با تانک های سوخت پر در بهینه ترین سرعت و ارتفاع طی نماید که همیشه این میزان برد از برد عملیاتی بیشتر است. هواپیمایی با برد زیاد می تواند بدون ترس از اتمام سوخت به عملیات بپردازد و با خیال آسوده به پایگاه خود بازگردد. هواپیمای MiG-31 دارای برد گذری 3250 کیلومتر و برد عملیاتی 750 کیلومتر و هواپیمای F-14 دارای برد گذری 3200 کیلومتر و برد عملیاتی 920 کیلومتر است. هر دو هواپیما به دلیل استفاده از موتورهای توربوفن با ضریب کنارگذر پایین برد نسبتاً زیادی دارند. هم هواپیمای MiG-31 و هم F-14 قابلیت سوختگیری هوایی دارند که در صورت انجام آن برد آن ها تا دو برابر می تواند افزایش یابد. این دو هواپیما از نظر برد بسیار مشابه هم هستند، اما برد عملیاتی بیشتر تامکت باعث پیش افتادن این جنگنده می شود. در این مقایسه، تامکت با دریافت نه امتیاز از ده امتیاز بالاتر از فاکس هاوند با دریافت هشت امتیاز از ده امتیاز قرار می گیرد.


*موتورها یا پیشرانه ها-Propulsion System: از اصلی ترین بخش های تشکیل دهنده هر هواپیمایی قسمت پیشرانش یا موتورهای آن هواپیماست. داشتن عمر خدمتی بالا، تطبیق با انواع شرایط پروازی، نسبت قدرت به وزن بالا، مصرف سوخت کم، TBO بالا، سر و صدای کم، عدم به جاگذاری خط دود در آسمان و واکنش سریع به تغییرات قدرت همه از مشخصه های یک موتور جت ایده آل هستند. میگ MiG-31 در مدل های اولیه از موتور R-15BD-300 ساخت تومانسکی با قدرت نزدیک به 24000 پاوند استفاده می کرد. مدل A جنگنده F-14 تامکت نیز از موتور TF-30-P412/414A با قدرت 20000 پاوند بهره می برد. اگر ماکزیمم وزن تیک آف دو جنگنده با توجه به قدرت موتورها مقایسه شود-MiG-31 با بیشترین وزن 41 تن و F-14 با بیشترین وزن 31 تن- مشاهده می شود که نسبت قدرت به وزن هواپیمای تامکت مدل A بیشتر است و از این نظر تامکت جلوتر از فاکس هاوند قرار می گیرد. اما در مدل های بعدی، MiG-31 مجهز به موتورهای توربوفن D-30F6 ساخت سولوویف با قدرت 34170 پوند و F-14A+/B/D به موتورهای توربوفن GE-F110-400 ساخت جنرال الکتریک با قدرت 27000 پوند شدند. اگر مقایسه قدرت بر وزن بین آخرین مدل های فاکس هاوند و تامکت صورت بگیرد، می بینیم که فاکس هاوند با اختلاف بسیار کمی تامکت را پشت سر می گذارد که می توان این اختلاف را نادیده گرفت و دو جنگنده را از این لحاظ در یک سطح فرض کرد. ورودی ها و خروجی های موتورهای فاکس هاوند بسیار بزرگ هستند و حجم موتورهای این هواپیما به طور کلی از موتورهای هواپیماهای مشابه بیشتر است. سر و صدای موتورهای تامکت بسیار کمتر از موتورهای فاکس هاوند است اما چه مدل های اولیه فاکس هاوند چه تامکت دارای مشکل به جا گذاشتن خط دود در آسمان هستند. در این مورد مقایسه دو جنگنده در یک سطح قرار می گیرند و از ده امتیاز، نه امتیاز به هریک از جنگنده ها تعلق می گیرد.


خروجی های موتورهای عظیم الجثه MiG-31BM


*مانورپذیری-Maneuverability: در نبردهای داگفایت یا جنگ های هوایی بسیار نزدیک که پر از تعقیب و گریز های هواپیماهای جنگنده به دنبال هم است تعیین کننده ترین عامل موفقیت یک هواپیما می تواند مانورپذیری آن باشد. شعاع دورزدن کوچکتر، سرعت دورزدن بیشتر، تحمل شتاب جی بیشتر و سرعت استال کمتر از عوامل تاثیر گذار در مانورپذیری یک جنگنده هستند. هر دو هواپیمای مورد بحث ما هواپیماهایی سنگین وزن، بزرگ و تنبل هستند و مانورپذیری آن چنانی در حد اعلاء ندارند. از هواپیمای MiG-31 که از بدنه پایه MiG-25 به عنوان یکی از مانورناپذیرترین جنگنده های جهان استفاده می کند باید مانورپذیری در حد یک هواپیمای مسافربری را از آن انتظار داشت! اما هواپیمای F-14 به مدد استفاده از سیستم سنگین و گرانقیمت بال های متغیر و بالچه های جانبی دارای مانورپذیری به مراتب بهتری است. فاکس هاوند می تواند تا 6 جی نیروی شتاب گرانشی زمین را تحمل کند و این در حالیست که تامکت به راحتی تا 9 جی شتاب جاذبه را تحمل می نماید. تامکت بر خلاف فاکس هاوند مشکلی برای پرواز در سرعت های پایین و ارتفاع پایین ندارد اما فاکس هاوند به طور عمده در این سرعت ها کمی ناپایدار است. سرعت صعود تامکت به ارتفاعات در حدود 9400 متر بر دقیقه است در حالی که سرعت صعود MiG-31 برابر 12400 متر بر دقیقه است که فاکس هاوند این مسئله را مدیون موتورهای قدرتمندش است. F-14 قادر است با استفاده از حالت بال های کاملاً باز با سرعت 230 کیلومتر بر ساعت تیک آف کند، در حالی که MiG-31 برای تیک آف باید تا حدود 290 الی 300 کیلومتر بر ساعت سرعت بگیرد. به طور کلی در مانورپذیری و مشخصه های آیرودینامیکی تامکت یک سر و گردن از فاکس هاوند بالاتر است. تامکت 8 امتیاز و فاکس هاوند 6 امتیاز از ده امتیاز این مقایسه را دریافت می کند.


*وضعیت دید و کاکپیت-Cockpit View: با وجود پیشرفت سیستم های راداری و شناسایی تا سطحی که باور آن نیز مشکل است، اما یک قاعده کلی وجود دارد که می گوید: «خلبان همیشه به چشمان خود بیشتر اعتماد دارد تا تجهیزاتی که برای استفاده وی گذاشته شده است.» به همین دلیل وضعیت دید خلبان تاثیر بسیار زیادی در عملکرد وی دارد. اهمیت این مسئله در نبردهای هوایی نزدیک و نیاز به آگاهی بصری از وضعیت دشمن معلوم می شود. در هواپیمای MiG-31 همانند MiG-25 خلبان عمیقاً در داخل کاکپیت قرار می گیرد و دید بسیار محدود است. این وضعیت کاکپیت فاکس هاوند بیشتر به هواپیماهای شناسایی شبیه است تا یک هواپیمای رهگیر و هنوز هم این یکی از نقایص عمده MiG-31 محسوب می شود. اما دید در هواپیمای تامکت در حدی قابل قبول بوده و خلبان به خوبی کنترل اطراف خویش را در دست دارد. با اینکه MiG-31 حدود 5 تا 7 سال پس از تامکت به پرواز در آمده، اما کاکپیت این هواپیما از تجهیزات آنالوگ بیشتری نسبت به تامکت برخوردار است. دو سرنشینه بودن هر دو هواپیما امکان استفاده از این هواپیماها به عنوان هواپیماهای آموزشی بدون کم ترین تغییری را می دهد. در هواپیماهای MiG-31 و F-14 یک مجموعه ساده از کنترل های پرواز و پریسکوپ های جمع شونده وجود دارد تا در شرایط اضطراری خلبان عقب قادر به فرود آوردن هواپیما باشد. هر دو هواپیما مجهز به سیستم نمایشگر سربالا یا HUD برای نمایش اطلاعات پروازی در جلوی چشمان خلبان هستند. در این مقایسه نیز تامکت با دریافت نه امتیاز از ده امتیاز بالاتر از فاکس هاوند با دریافت هفت امتیاز از ده امتیاز قرار می گیرد.
 
 
سمت راست- کاکپیت خلبان F-14 سمت چپ- کاکپیت خلبان MiG-31


*سیستم های راداری-RADAR Systems: یکی از بزرگترین پیشرفت های علم هوانوردی اختراع رادار و به کارگیری آن در هواپیماهای نظامی به طور گسترده بود. با آشکار شدن اهمیت فوق العاده وجود سیستم های راداری، رادارهای شناسایی قدرتمندی در طی دوران مختلف برای هواپیماهای جنگنده ساخته شدند. به کمک رادار می توان بدون نیاز به دیدن هواپیماهای دشمن، آن ها را از فواصل دورتر شناسایی و خود را برای حمله به آن ها آماده کرد. هم هواپیمای MiG-31 و هم F-14 از سیستم های راداری بسیار قدرتمند و مشهوری برخوردارند که برای رهگیرهایی در این سطح ضروری به نظر می رسد. یکی از مهم ترین عواملی که نقش عمده ای را در به شهرت رساندن تامکت ایفا کرد رادار فوق پیشرفته-در زمان خود- AN/AWG-9 بود که با توانایی شناسایی 24 هدف همزمان و توانایی مورد هدف قرار دادن 6 عدد از آن ها به صورت همزمان تا سال ها از آن به عنوان بی نظیر ترین رادار نصب شده روی هواپیماهای جنگنده یاد می شد. این قضیه تا جایی پیش رفت که حتی در جنگ تحمیلی ایران-عراق، از رادار AWG-9 در قالب هواپیمای تامکت به عنوان مینی آواکس استفاده شد. این رادار توانایی اسکن شعاع 370 کیلومتری را داراست، مضاف بر اینکه اگر محدودیت اندازه آنتن این رادار نبود، AWG-9 قادر به اسکن شعاع 700 کیلومتری نیز می باشد. این رادار بعد ها در هواپیمای F-14D ارتقا یافته و کاملاً دیجیتالی شد و قابلیت ایجاد دیتالینک در آن تعبیه گشت و از آن زمان به بعد این مدل از رادار، AN/APG-71 نامیده شد.اما در آن سوی قضیه، میگ MiG-31 قرار دارد که رادار این جنگنده نیز غوغایی در عرصه رادارهای پیشرفته ایجاد کرده است. رادار ملقب به «زاسلون» با کد SBI-16 که در مدل های قدیمیتر MiG-31 به کار رفته است توانایی اسکن فضای 200 کیلومتری اطراف خود را دارد و قادر است 10 هدف را به طور همزمان در نظر گرفته و به چهار عدد آن ها شلیک نماید. در مدل MiG-31BM همین رادار دچار تغییرات و بهبود هایی گردید و پس از آن با نام Zaslon-M یا کد S-800 شناخته شد. این رادار توانایی هایی مشابه AN/APG-71 دارد، قادر است فضای 400 کیلومتری اطراف اسکن کرده، 24 هدف را همزمان شناسایی نموده و به 6 عدد آنان حمله نماید. گفته می شود که این رادار به حدی قدرتمند است که حتی می تواند جنگنده های خفاکار یا Stealth را نیز شناسایی کند. MiG-31 در حقیقت نخستین هواپیمایی بود که قابلیت نگاه به پایین-شلیک به پایین واقعی داشت. رادار این هواپیما حتی به اهدافی که در پشت سر هواپیما قرار دارند نیز حساس است. بسیاری بر این عقیده اند که رادار زاسلون از روی نمونه های رادار AN/AWG-9 ساخته شده است و تکنولوژی آن مشابه تکنولوژی همان رادار است. در این مقایسه، ظاهراً دو جنگنده تقریباً در یک سطح قرار دارند و هر دو هواپیما از ده امتیاز این مرحله، نه امتیاز دریافت می کنند.



هواپیمای MiG-31BM در حال تاکسی و مجهز به دو موشک آکرید و چهار موشک آموس

*تسلیحات قابل حمل- Armament: توانایی ها و ویژگی های هواپیماهای جنگنده یک طرف، تسلیحات قابل حمل آن ها یک طرف. چرا؟ پاسخ معلوم است. یک هواپیمای جنگنده با تمام توانایی هایش سعی در درست هدایت کردن تسلیحات به سمت دشمن و تاثیرگذاری آن تسلیحات به بیشترین حد و وارد آوردن بیشترین ضربه بر پیکره نظامی دشمن دارد. یک هواپیمای جنگنده قدرتمند بدون تسلیحات هیچ است و بیشتر به یک هواپیمای مسافربری می ماند که یک یا دو مسافر را به گردش می برد. هواپیماهای رهگیر بیشتر از هر اسلحه ای به موشک های هوا به هوای قدرتمند، کاری و دقیق احتیاج دارند. هواپیمای F-14 تامکت مجهز به سیستم موشکی دوربرد فینیکس، موشک نزدیک برد سایدوایندر و موشک های میان برد اسپارو و در برخی نمونه ها موشک های آمرام است. شاید به نام ترین موشک هوا به هوا همان موشک فینیکس AIM-54 باشد که تنها هواپیمای عملیاتی حمل کننده آن تامکت است. این موشک به تعداد شش فروند روی تامکت نصب شده و قابلیت رهگیری شش هدف در فاصله بیش از 160 کیلومتر را به صورت همزمان به این هواپیما می دهد. کلاهک جنگی این موشک بسیار قدرتمند است و حتی با منفجر شدن در کنار هواپیمای قربانی می تواند به نابودی هدف بینجامد. البته موشک های AIM-54 مدل C برد 160 کیلومتری دارند و موشک های مدل A تنها تا 120 کیلومتر قادر به رهگیری هدف می باشند. رادار این موشک از نوع هدف یاب فعال است و پس از شلیک شدن نیازی به هواپیمای مادر ندارد. موشک دیگر قابل حمل موشک سایدوایندر AIM-9 است که یکی از کاربرد ترین موشک های هوا به هواست. این موشک کوچک یک موشک حرارت یاب است و بردی کمتر از 10 کیلومتر دارد. موشک اسپارو AIM-7 نیز یک موشک هدایت راداری نیمه فعال است که بردی بین 30 تا 40 کیلومتر دارد. موشک AIM-120 آمرام نیز فقط در برخی موارد برای انجام تست روی تامکت نصب شد و در غیر این صورت استفاده انبوه نداشته است. از سوی دیگر MiG-31 با کلکسیونی از بهترین موشک های هوا به هوای روسی در انتظار گربه آمریکایی نشسته است. موشک های R-27 با برد 150 کیلومتر، R-33 با برد 160 کیلومتر، R-37 با برد بیش از 300 کیلومتر، R-40 با برد پنجاه کیلومتر، R-60 با برد 10 کیلومتر، R-73 با برد 30 کیلومتر و R-77 با برد 120 کیلومتر موشک های هوا به هوای قابل حمل توسط میگ MiG-31 هستند. در این میان، موشک های دوربرد بسیاری به چشم می خورند که برد آن ها از موشک فینیکس بیشتر است، اما تنها موشک های R-33 و R-37 در حد فینیکس شناخته شده اند. با توجه به تنوع موشک های هوا به هوای فاکس هاوند و برد بیشتر اکثر موشک های آن و قدرت انفجاری بالای برخی موشک های آن مانند آکرید R-40 این هواپیما از نظر قدرت رهگیری در سطح بالاتری نسبت به تامکت قرار می گیرد. در مورد توانایی های هوا به زمین فاکس هاوند باید گفت که در مدل BM این توانایی ها تقویت شده و این هواپیما می تواند موشک های هوا به زمین Kh-31P و Kh-58 را نیز حمل نماید. هواپیمای F-14 هم البته در مدل D قادر به حمل بمب های GBU-16 و موشک های AGM-88 HARM و AGM-84 SLAM می باشد. اصولاً این دو جنگنده رهگیر برای حملات هوا به زمین ساخته نشده اند و توانایی کنونی آن ها هم برای انجام این گونه حملات در اثر نیازها و توانمندی های این جنگنده ها برای انجام حتی این گونه حملات به وجود آمده است. از نظر تسلیحات قابل حمل، فاکس هاوند از ده امتیاز موفق به کسب هر ده امتیاز کامل شده و تامکت تنها موفق به دریافت هفت امتیاز می گردد و بدین ترتیب MiG-31BM در رتبه بالاتری نسبت به F-14D قرار می گیرد.


نمایی زیبا از یک فروند F-14A پارک شده در پایگاه

*سیستم های دیگر-Other Systems: در بعضی مدل های میگ MiG-25 و خصوصاً مدل های شناسایی دوربین هایی برای عملیات شناسایی نیز وجود داشت. وجود یک چنین دوربین هایی یا سنسور های احتمالی در هواپیمای MiG-31 هنوز معلوم نیست. در مقابل، تامکت از نظر سیستم های جانبی دیگر مقام بالاتری دارد، چرا که این جنگنده به راحتی می تواند تبدیل به یک هواپیمای شناسایی کامل شود و این کار با نصب سیستم TARPS-Tactical Airborne Reconnaisance Pod System امکان پذیر می شود. همچنین سیستم ناوبری و هدف گیری شبانه LANTIRN-Low Altitude Night Targetting and Infra Red Navigation توانایی های هوا به زمین این جنگنده بازهم افزایش می یابد. هر دو هواپیما مجهز به سیستم اسکن مادون قرمز حرارتی هواپیماهای دشمن یا IRST-Infra Red Search and Track هستند، مضاف بر این که F-14 به سیستم دیگری مشابه IRST با نام FLIR-Front Looking Infra Red نیز مجهز است. در این مورد مقایسه تامکت از ده امتیاز نه امتیاز را دریافت کرده و فاکس هاوند هم از ده امتیاز هفت امتیاز را دریافت می کند و بدین ترتیب در این قسمت MiG-31 مغلوب توانایی الکترونیکی تامکت می شود.


*قابلیت خفاکاری- Stealth Capability: قابلیت خفاکاری که از خصوصیات جنگنده های نسل پنجم است، با استفاده از مواد مخصوص جاذب راداری و طراحی ویژه بدنه هواپیما مانع تشخیص این گونه هواپیماها به وسیله رادار می شود. جنگنده های مورد مقایسه این بحث از نسل چهارم جنگنده ها هستند و در هیچ یک قابلیت های خفاکاری دیده نمی شود. امتیاز هر دو جنگنده از این بخش از ده امتیاز صفر امتیاز است.


*هزینه های خرید و نگهداری- Purchase and Maintenance Costs: یکی از عواملی که ممکن است کشوری را به خرید یا عدم خرید یک جنگنده ترغیب و تشویق نماید، قیمت جنگنده و البته هزینه های نگهداری آن است. هواپیمای MiG-31BM چهل میلیون دلار قیمت دارد و تامکت های F-14D دارای قیمتی برابر با سی و هشت میلیون دلار می باشند. تفاوت قیمت خرید دو جنگنده تقریباً نسبت به کل قیمت ناچیز است، اما از قرار معلوم هزینه نگهداری تامکت بسیار بیشتر از هزینه های نگهداری MiG-31 است. ظاهراً دلیل نیروی دریایی آمریکا برای بازنشسته کردن این جنگنده پیشرفته نیز همین سرسام آور بودن هزینه های نگهداری آن بوده است. از این لحاظ، تامکت در رتبه پایین تری نسبت به فاکس هاوند قرار می گیرد. F-14 از ده امتیاز هفت امتیاز و MiG-31 از ده امتیاز نه امتیاز دریافت می کند.



هواپیمای MiG-31BM در نمایشگاه هوایی




نماهای شماتیک دو جنگنده F-14 تامکت و MiG-31 فاکس هاوند


نتیجه گیری کلی مقایسه

همانطور که از نظرتان گذشت، در هر بخش امتیازات مربوطه با توجه به قابلیت های هر جنگنده به آن ها اعطا شد. جمع کلی امتیازات برابر با 84 امتیاز از 110 امتیاز برای MiG-31 فاکس هاوند و 82 امتیاز از 110 امتیاز برای F-14 تامکت است. در این مقایسه از نظر نتیجه کلی، میگ MiG-31 در رده بالاتری نسبت به F-14 تامکت قرار می گیرد و این بدین معنیست که فاکس هاوند در کل می تواند جنگنده-رهگیری موثرتر، ارزان قیمت تر و مجهزتر نسبت به تامکت برای نیروی هوایی کشورهای مختلف باشد و در عین حال از پشتیبانی قطعات یدکی و غیره تا سالیان سال بهره مند باشد. در ذیل جدول امتیازات هر بخش و کلیه امتیازات را از نظر می گذرانیم:


+ نوشته شده توسط آریا در یکشنبه 1385/06/05 و ساعت 9:6 | آرشیو نظرات


سه شنبه 27 بهمن 1388

پریدتور جنگنده هوشمند

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :جنگنده های بدون سر نشین ،

 
ارتش کشورهای پیشرفته ی جهان در حال حاضر از روبات های پرنده متفاوت و گوناگونی بهره مند هستند که اغلب انان جهت انجام ماموریت های شناسایی طراحی و ساخته شده اند.این روبات های پرنده را (UAV(UNMANNED AERIAL VEHICLES می گویند.

در اینجا به معرفی دو مدل از UAV می پردازیم :

۱)RQ-1 : مدل پریدتور RQ-1 یک UAV شناسایی است که حرف R در ان مخفف واژه ی RECONNAISSANCE به معنای شناسایی و بازدید مقدماتی از وضع دشمن است.

     RQ-1 Predator

طراحی ساده و سبک بدنه پریدتور ظرفیت حمل بار ان را به ۲۰۴ کیلو گرم رسانده و از یک مخزن سوخت ۵/۳۷۸ لیتری نیز بهره مند است.این خصوصیت پرید تور را به یک هواپیمای جاسوسی تمام عیار تبدیل کرده است.بطوری که که میتواند بیش از ۲۴ ساعت را در حال دیده بانی مواضع دشمن در اسمان سپری کند.

    

این UAV همچنین از سیستم ها و تجهیزات فوق پیشرفته ای برای دیده بانی و شناسایی دشمن بهره مند است که از جمله ان میتوان به دوربین های دماغه ای رنگی جهت هدایت هواپیما توسط اعضای واحد کنترل که کیلومتر ها دورتر از پریدتور در محیطی امن و ارام مشغول دیده بانی مواضع دشمن در خط مقدم هستند و همچنین دوربین های مختلف مادون قرمز برای دید در شب و رادار های ترکیبی پیشرفته جهت دید در مه و ابر و دود اشاره نمود .

     

                                         واحد کنترل پریدتور شناساگر RQ-1

۲)MQ-1 : داشتن یک ‌UAV که علاوه بر شناسایی برای مبارزه نیز اماده باشد ضروری است اینجاست که پرید تور شکارچی MQ-1 وارد عمل میشود.

    

تعویض دوربین های متعدد RQ-1 با یک سیستم هدف یابی پیشرفته به نام MTS و مجهز کردن ان به دو موشک HELL FIRE ان را به یک مبارز اتوماتیک در خط مقدم جنگ تبدیل کرده است.MTS دارای سیستم هدف یابی موشک HELL FIRE  AGM-114 می باشد:

                           

                                               موشک HELL FIRE  AGM-114

سازمان اطلاعات امریکا (CIA) از MQ-1 برای تعقیب یکی از عاملان حوادث یازدهم سپتامبر بهره برد.همچنین به تازگی نیز (CIA) از انها برای حمله به تروریست های القاعده در پاکستان استفاده می کند. 

از جمله طرح های دیگر میتوان به جالب طرح هانترکیلر اشاره کرد که یک پهپاد کم هزینه و یک بار مصرف میباشد که دارای برد ۳۰۰۰ ناتیکال مایل و مداومت پروازی ۱۲ ساعت است.این پهپاد با موتور ملخ دار به منظور حمل توسط پرتابگر بمب افکن های ب-۱ و ب-۲ ساخته شده است.بر روی هر پرتاب گر می توان ۶ فروند پهپاد راجای داد که هر کدام ۵۰۰ پوند مهمات را حمل میکنند.برای این پهپاد ها میتوان تا ۳۰ دقیقه پیش از حمله هدفی را مثلآ توسط نیروهای ویژه تعریف نمود


سه شنبه 27 بهمن 1388

آشنایی با هواپیمای بدون سرنشین watchkeeper

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :جنگنده های بدون سر نشین ،


در جولای 2004 وزارت دفاع انگلستان اعلام کرد که شرکت Thales برنده مناقصه ساخت پهپاد watchkeeper شده است.این سیستم دارای قابلیت های تجسس ،ردیابی ،تعیین مختصات هدف و شناسایی است. در آگوست 2005 شرکت Thales قرارداد ساخت این پهپاد ها را با وزارت دفاع انگلستان امضاء کرد ، watchkeeper یک سیستم تاکتیکی است که در ارتش سلطنتی انگلیس به عنوان یک سلاح نیمه استراتژیک بکار گرفته خواهد شد .


طرح پیشنهادی شرکت Thales جهت ساختwatchkeeper تولید یک پهپاد بزرگ و یک پهپاد کوچکتر که مجهز به ایستگاههای زمینی و تجهیزات پشتیبانی است می باشد ،اما وزارت دفاع تصمیم به ساخت پهپاد بزرگتر با نام WK450 گرفته است ،زیرا ساخت یک پهپاد به لحاظ اقتصادی نیز مقرون به صرفه خواهد بود .


پهپاد watchkeeper قادر به حمل مجموعه ای از سنسورها شامل دوربین های دید در شب و روز و رادارهای تجسسی است .دو پهپاد WK450 قادرند بطور همزمان و یا یکی پس از دیگری عمل کنند .ایستگاه کنترل زمینی بطور شبکه ای ایجاد ارتباط کامل در همه سیستم ها را تضمین می کند ،مثلاً در رادار حفاظتی هوابرد ،هواپیمای جنگنده و مقر فرماندهی گروه جنگی .

 


سیستم watchkeeper در سال 2010 مورد استفاده ارتش انگلستان قرار خواهد گرفت .مجموعه کامل این سیستم را می توان با هواپیمای C430 حمل و جابجا کرد .


برنامه watchkeeper :
در برنامه ریزی عملکرد این پهپاد ،چهار شرکت صنعتی یعنی شرکت BAE ،لاکهیدمارتین ،نورثروپ گرومن (Northrop Grumman) و شرکت Thales مشارکت داشته اند .همچنین شرکت Thales که برنده مناقصه ساخت این پهپاد بوده است از اطلاع رسانی و مشارکت شرکت های صنعتی نظیر Qinetiq ,Marshall sv , Elbit, Boeing و چند شرکت دیگر بهره مند شد .این پهپاد دارای قابلیت های ردیابی ،آشکارسازی ،تصویر برداری و قابلیت های الکترونوری و پردازش سیگنال است .


شرکت بوئینگ به عنوان یک شرکت پشتیبان در این طرح برگزیده شده و نقش مهمی در بهره گیری از این تکنولوژی و بهسازی امکانات آن در طول چرخه استفاده از این پهپاد را بر عهده دارد .

پهپاد wk450 :
پهپادwatchkeeper که wk450 نام گرفته است ،مطابق با پهپاد و ساخت شرکت Elbit یعنی Hermes 450 ساخته شده است .در سال 2003 سیستم Hermes 450 پس از گذراندن مراحل تست و ارزیابی در ایالت نوادا مورد تأیید نیروی هوایی آمریکا قرار گرفت .


این پهپاد را می توان در انجام مأموریت های مستقل و خودکار از پیش برنامه ریزی نمود و نیز می توان مجدداً آن را توسط اپراتور از ایستگاه زمینی و در حین پرواز کنترل و هدایت نمود . این پهپاد مجهز به سیستم GPS کامپیوتر و اطلاعات کامپیوتری دوگانه است .سیستم های برقی و الکترونیک در این پهپاد جهت افزایش قابلیت اطمینان ،مازاد بر نیاز در نظر گرفته شده است .

این پهپاد توسط موتورهای دوار و ساخت شرکت VEL در لیچ یلد انگلیس به حرکت در می آید و از یک چرخ پروانه دو پره ای استفاده می کند . برای استفاده از این پهپاد در مأموریت های بلند مدت و جهت افزایش مقاومت سیستم میتوان آنرا مجهز به مخازن سوخت یدکی نمود که زیر بالهایش نصب می گردد در اینصورت قادر است تا 17 ساعت مقاومت نماید .


حداکثر ظرفیت :

پهپاد WK450 دارای قابلیت حمل بار تا حداکثر150 کیلوگرم است. این ظرفیت بار شامل دستگاههای مختلف از جمله سنسورهای دید در شب و روز ،مسافت یاب لیزری و یک رادار Synthetic aperture و آشکار ساز هدفهای متحرک زمینی است .


سنسورهای Compass (سنسورهای کوچک و پیشرفته چند کاره) شامل سنسورهای ؛نسل سون ،مجموعه FLIR کانونی 5-3 میکرون ،FLIR 13-8 میکرون ،دوربین تلوزیونی رنگی با قدرت بزرگ نمایی ،مسافت یاب لیزری محافظ چشم ،هدف یاب لیزری با قابلیت diode-pumped آشکار ساز لیزری هدف و ردیاب اتوماتیک است .



همچنین می توان یک ماهواره پهن باند را بر روی سیستم نصب کرد تا در مسافت های طولانی نیازی به استفاده از یک هواپیمای تقویت کننده امواج رادیویی نباشد .




ایستگاه کنترل زمینی :

پهپاد watchkeeper توسط اطلاعات کامپیوتری ماهواره ای به شبکه ای از ایستگاههای کنترل زمینی متصل می گردد که در آن جا تصاویر تجزیه و ارسال خواهند شد .این ایستگاه کنترل زمینی که 20 فوت طول دارد توسط شرکت Marshall sv ساخته شده و مجهز به کلیه تجهیزات جانبی نیز می باشد .


جمعه 23 بهمن 1388

پدافنگ هوایی

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    

 
 

1-مقدمه


ساعت یک بامداد 17 ژانویه سال 1991 هشت فروند بالگرد آپاچی از یگان هوانیروز آمریکا واقع در غرب عربستان سعودی رهسپار ماموریت"نورمادی"شدند.هدف اصلی عملیات انهدام دو ایستگاه راداری مهم عراق در فاصله 56 کیلومتری بود.گروه به دو تیم چهار تایی تقسیم شد و به مدت 90 دقیقه در سکوت کامل رادیویی در ارتفاع پایین به پرواز در آمد.درست در ساعت 2:38 بامداد بالگردهای آپاچی 28 موشک هلفایر به سمت دو ایستگاه راداری شلیک کردند و به انهدام آن منجر شد و کریدوری به پهنای 32 کیلومتر ایجاد کرد.5/4 ساعت بعد عملیات"توفان صحرا"شروع شد و بیش از صد فروند هواپیما شروع به حرکت بر فراز عراق کرد.این عملیات را نخستین کاربرد موشک هلفایر می دانند.
هلفایر سامانه ی موشکی هوا به زمین است که دقت و توانایی تخریب بالایی داشته و می تواند برای انهدام اهداف بزرگ و سنگین در حملات هوایی مورد استفاده قرار گیرد.این موشک می تواند از بالگردهای مختلفی همچون
AH-64,AH1W,OH-58,UH-60 شلیک شود.


2-معرفی سامانه ی موشک هلفایر

اگر چه سامانه موشکی هلفایر در ابتدا برای استفاده در عملیات ضد تانک طراحی شد اما ادعا شده که برای اهداف دیگر هم کاربرد موفقیت آمیزی داشته است.سامانه ی یاد شده می تواند اهدافی همچون انبار مهمات,رادارها,تجهیزات ارتباطی,ساختمان ها و حتی ناوها کوچکی که با سرعت بالا در حرکتند را به گونه ای موثر از کار انداخته و نابود کند.حتی در صورت نیاز ی تواند نقش موشک هوا به هوا را در بالگردی با سرعت کم یا نزدیک سطح زمین بازی کند.
هلفایر از ترکیب حرف اول کلمات هلی برن و آتش و رها تشکیل شده است که می تواند این برداشت را به وجود آورد که موشک پس از شلیک به طور خودکار و بدون نیاز به هدایت توسط انسان به سمت هدف پرواز می کند.در صورتی که این برداشت حداقل برای نمونه های اولیه این سامانه نادرست است.نمونه های اولیه موشک هلفایر دارای هدایت نیمه فعال لیزری است.این موشک به یک پرتو لیزری کد گذاری شده نیاز دارد تا روی هدف قفل کند و موشک از این طریق موقعیت هدف را تشخیص داده و به آن اصابت کند.بنابراین موشک هدف را پیدا نمی کند در واقع پرتو لیزر منعکس شده از هدف را می یابد.ساختار کلی موشک هلفایر در انواع مختلف مشتمل بر پنج بخش اصلی به صورت پیشران,جستجوگر لیزری,بخش هدایت,بخش کنترل و سرجنگی است.
بخش پیشران بین بخش های هدایت و کنترل در نزدیکی انتهای موشک واقع است.این بخش دارای پیشران سوخت جامد است که بسته به دمای هوای بیرون کم و بیش 2 تا 3 ثانیه می شوزد.هدف از بخش پیشران تولید نیروی پیشران کافی بریا جدا شدن موشک اغز پرتاب گر است تا به شتاب 10
g دست بافته و تا رسیدن به هدف در بیشینه برد 8 کیلومتر نیروی رانش را فراهم کند.موشک می تواند اهداف واقع در فاصله ی بیش از 8 کیلومتر را در هم تخریب کند ولی با افزایش فاصله برخورد کم می شود.
ردیاب لیزری که در دماغه ی موشک قرار دارد از داخل بالگرد برنامه ریزی می شود تا کد لیزری ویژه ای را دریافت کند.از آن جایی که لیزر تابانده شده توسط علامت گذار و آنجه موشک جستجو می کند یکسان است احتمال خطای موشک در تشخیص پرتو لیزر به صفر می رسد.موشک پس از شلیک شروع به جستجو در محیط کرده و لیزر کد شده مورد نظر که از هدف منعکس می شود را می یابد.با تشخیص آن روی هدف قفل می کند.پس از قفل ردیاب اطلاعات مورد نیاز را به بخش هدایت می رساند تا موشک به سمت هدف هدایت شود.بعد از دریافت اطلاعات از جستجوگر لیزری مغز موشک یا بخش هدایت اطلاعات سامانه ای فرمان را برای پایداری موشک محاسبه کرده و این داده ها را به بخش کنتل می فرستد.بخش کنترل در انتهای موشک قرار گرفته و شامل یک سامانه عملگر نیوماتیکی است که دستورات سامانه ی فرمان را به حرکت بالک های کنترلی تبدیل می کند.این بالک ها به بال های هواپیما شباهت داشته و به موشک این امکان را میدهد که به سمت انرژی لیزری که از هدف انعکاس یافته مانور دهد.
سرجنگی آخرین بخش موشک است که در فرایند شلیک دخالت دارد.زمانی که موشک با هدف برخورد کند یک حس گر فعال سیگنال الکتریکی را به فیوزی که در عقب خرج سوخت قرار دارد فرستاده و باعث انفجار می گردد.خرج شوخت نیروی لازم جهت نفوذ و انفجار هدف را فراهم می آورد.


3-نمونه های مختلف سامانه هلفایر
AGM-114
سامانه موشکی هلفایر که با کد
AGM-114 شناخته می شود دارای نمونه های مختلف است.مدل AGM-114A نخستین موشک هلفایر است.پس از آن AGM-114B ارایه شد که در ارتفاع پایین تری نسبت به AGM-114A پرواز می کند.این موشک دارای موتور راکت با کمترین میزان دود نسبت به AGM-114A است و در ناوگان نیروی دریایی آمریکا مورد استفاده قرار می گیرد.نمونه های AGM-114F و AGM-114C هم در خط سیر پایین با کمترین میزان دود موتور راکت پرواز می کنند.در نمونه ی AGM-114K اگر بخش لیزری موشک پس از هدف یابی درونی از کار بیفتد موشک با کمک بخش رادار تجسسی تا رسیدن به هدف ببه حرکت خود ادامه می دهد.نمونه های AGM-114F و AGM-114K دارای سرجنگی دو مرحله ای است.این ویژگی بریا بهبود بخشیدن به عملکرد سرجنگی در مقابل زره های واکنشی است.نمونه های AGM-114M به جای سرجنگی خرج گود که کاربرد ضد زره دارد به سرجنگی ترکش زا مجهز است.که دارای کاربرد تخریب اهداف نرم است.


4-روش به کار گیری موشک هلفایر
به دو روش می توان موشک هلفایر را در میدان نبرد به سمت هدف شلیک نمود روش خودکار و کنترل از راه دور.در روش خودکار سرنشینان بالگرد هدف را شناسایی کرده و سپس موشک را شلیک می کند و تا زمان تخریب موشک را به کمک علامت گذاری لیزری (مستقر روی همان بالگرد) هدایت می کنند.در روش کنترل از راه دور بالگرد تنها موشک را شلیک می کند و علامت گذاری لیزری که در جایی غیر از بالگرد شلیک کننده موشک به عنوان مثال روی زمین یا بالگرد دیگر قرار دارد نقش هدایت موشک تا برخورد به هدف را بر عهده دارد.از آن جایی که در این روش بالگرد شلیک کننده موشک پس از شلیک نیازی به هدایت موشک ندارد می تواند از صحنه نبرد خارج شود که در نتیجه باعث افزایش حفاظت بالگرد و تیرانداز در صنحنه نبرد می شود.
افزون بر دو روش به کارگیری فوق موشک هلفایر را به دو روش می توان روی هدف قفل نمود.روش قفل شدن روی هدف قبل از شلیک و روش قفل شدن روی هدف بعد از شلیک.در روش اول علامت گذار لیزری قبل از شلیک موشک هدف را با پرتو لیزر روشن می کند.مزیت استفاده از این شیوه اطمینان خلبان بالگرد از قفل کردن موشک روی هدف در مرحله قبل پرتاب است.در این روش احتمال از دست رفتن کنترل موشک کاهش می یابد.عیب این روش احتمال احتمال هوشیاری هدف و نشانه دادن واکنش همچون پرتاب نارنجک های دود زا است که عامل مهمی در ایجاد اختلال در فرایند هدایت موشک هلفایر است.
در روش دوم علامت گذار پس از شلیک موشک هدف را روشن می کند.در این روش پیش از هدف یابی لیزری بالگرد موشک را به سمت مسیر هدف شلیک می کند در نتیجه موشک ابتدا بدون دید حرکت می کند.موشک به اندازه ی خیلی کمی در اوج می گیرد ولی تا بعد از زمان از پیش تعیین شده برای به کار افتادن لیزر در ارتفاع نسبتا پایین می ماند.مزیت این روش در آن است که علامت گذار در زمان مناسب هدف را با پرتو لیزر روشن می کند.از آن جایی که در این روش هدف مدت زمان زیادی تحت پرتو لیزر قرار نمی گیرد امکان نشان دادن واکنش مناسب ندارد.معمولا در این روش در مواجه با تانک های پیشرفته امروزی که به تشخیص دهنده های تهدید لیزر مجهز هستند استفاده می شود.اگر چه به طور مشخص روش"قفل روی هدف پس از شلیک"از روش"قفل روی هدف قبل از شلیک"پیچیده تر است.

 


منبع:فناوری موشکی

1386
 

زنجیره پدافند هوایی شامل حلقه های بسیاری میشود که یکی از این حلقه ها پدافند در ارتفاع پایین است . ارتش آمریکا برای نیل به این هدف طی سه دهه گذشته از دو سیستم موشکی در ارتفاع پایین استفاده کرده است که شامل موشک دوش پرتاب استینگر و سیستم موشکی نیمه سنگین خود کششی MIM72 ملقب به چاپارل میباشد . MIM72 چاپارل یک سیستم پدافند هوایی کوتاه برد ساخت آمریکاست .

چاپارل شامل چهار موشک AIM9 سایدوایندر که بر روی برجک یک خودروی زرهی شنی دار سوار شده اند میباشد .موشک AIM9 در واقع موشک هوا به هوای مادون قرمز کوتاه برد نیروی هوایی و دریایی آمریکاست که از تمامی جنگنده های آمریکایی شلیک مشود و با کمی تغییر آن را به عنوان موشک پدافندی به خدمت گرفته اند . این نمونه سایدواندر در واقع مدل تغییر یافته AIM9L میباشد . این موشک دارای هدایت فروسرخ ( مادون قرمز ) است . موشک پس از قفل شدن سیستم هدایتی مادون قرمز که بر روی دماغه موشک است به سوی هدف شلیک شده و به تعقیب گرمای خروجی ( اگزوز ) هواپیما یا هلیکوپتر پرداخته و هدف خود را دنبال و آن را منهدم میکند . این موشک بعد از شلیک کاملا خود مختار بوده و نیاز به هدایت خارجی ندارد .
اگر چه چاپارل به صورت عملیاتی تا به حال بر ضد هیچ هدفی استفاده نشده است ولی به طور گسترده ای در ارتش آمریکا به خدمت گرفته شده است . همتای اروپایی چاپارل سیستم کوتاه برد موشکی راپیر ساخت انگلستان است . این موشک را میتوان بر ضد انواع هلیکوپتر و جنگنده که در ارتفاع پایین پرواز میکنند به کار گرفت . چهار موشک سایدوایندر بر روی یک برجک متحرک قرار میگیرند . همچنین یک واحد آتش بار چاپارل دارای یک کامیون پشتیبانی با 8 موشک یدکی سایدوایندر هستند . خودروی شلیک کننده موشکها از نوع M730A2 است که نمونه تغییر یافته نفر بر M113 است . رادار چاپارل از نوع مارک XII ساخت هیوز است که در باند D کار میکند و بر روی برجک موشک نصب شده است . گفته8 میشود برد کشف این رادار برابر با 30 تا 40 کیلومتر است . قیمت هر فروند موشک سیستم چاپارل هشتصد هزار دلار و قیمت هر واحد آتش 1،5 ملیون دلار است . تا سال 1990 ارتش آمریکا 596 واحد آتش و 5353 موشک را به خدمت گرفته است . در سال 1994 طی فرمانی تمامی چاپارل ها از خدمت ارتش خارج شده و به گارد ملی پیوسته اند .

مشخصات فنی موشک
طول: 2،91
قطر بئنه : 12،7
وزن : 84 کیلوگرم
حداکثر برد : 4800 متر
حداکثر ارتفاع : 500 متر
موتور شلیک : یک دستگاه موتور Mk36 مدل 5
سیستم هدایت : مادون قرمز
حداکثر سرعت : 2،5 ماخ






سامانه دفاعی کروتال
مقدمه :

پدافند هوایی را مى توان مفهومى چند لایه دانست. مهاجمى که وارد محدوده شبکه پدافند هوایى مى شود .نخست باید هواپیماهای جنگنده و سپس موشک هاى سطح به هواى میان برد را پشت سر بگذارد. حتى اگر ازاین مراحل هم بگذرد، پس از آن با سامانه هاى کوتاه برد، شامل موشک هایى با برد 15 کیلومتر و توپ هاى ضدهوایی
روبه رو خواهد شد. اما با پیدایش موشک هاى کروز کم پیدا و پرسرعت که توانایى مانوردهى بالایى دارند پدافند در مسافت های کوتاه (15 کیلومتر) یا خیلى کوتاه (چهار کیلومتر) به نگرانى اصلى سازندگان سامانه هاى پدافند هوایى تبدیل شده است. بنابراین به نظر مى رسد یک سامانه ى پدافند هوایى کارآمد و امروزى باید آمیزه اى
از توپ هاى خودکار و جنگ افزارهاى هدایت پذیر باشد .

دفاع آخر :

برد عملکرد موشک هاى پدافند هوایی وهمچنین سرعت واکنش آن ها براى درگیرى با اهداف هوایی محدود است. به عنوان مثال،موشک روسى 57-E-6 در سامانه پدافندهوایی متحرک پنتسیر Pantesir S1 دربرد کمتر از 10 کیلومترناکارآمد است . بنابراین موشک های سطح به هوا باید با جنگ افزارهای پدافندهوایى ساده تر آمیخته شوند تا شکاف موجود در بردهای کوتاه پر شود. براى نمونه به کارگیرى موشک های E657 در کنارتوپ 30 میلى مترى A-722 (مجهزبه سامانه کنترد آتش) توان نابودسازى اهداف تا برد 200 مترى را فراهم مى سازد. اگرچه پرنده هایى همچون هواپیماهای آمریکایى A-10 و Mil-28 روسى به گونه اى طراحى شده اند که برخى قسمت هاى آن ها در برابر گلوله هاى تا کالیبر 23 میلى مترى مقاوم هستند، اما بیش تر پرنده های تهاجم زمینى دنیا حتى در برابر گلوله هاى با کالیبر کمتر همچون کالیبر 12.7 میلى متری (کوچک ترین کالیبر جنگ افزارهاى پدافند هوایی) آسیب پذیرند. روشن است ، با افزایش کالیبر برد گلوله و قدرت تخریب آن بیش تر مى شود، اما زمان پرواز گلوله افزایش یافته و درنتیجه بر خطای هدف گیرى آن افزوده مى شود. یک گلوله استاندارد 35 میلى مترى اورلیکن 3000 متر را در 3/8 ثانیه مى پیماید، در حالى که گلوله هاى 127 میلى مترى ویژه نیروی دریایی برای پیمودن 9000 متر به 16 ثانیه زمان نیاز دارند. در این شرایط هواپیمایى که با سرعت 3000 متر در ثانیه پرواز میکنند در مدت زمان تعیین شده براى گلوله ی اول حدود یک کیلومتر و درمدت زمان حرکت گلوله دوم حدود 5 کیلومتر را خواهد پیمود . بنابراین نابودسازى هدف از چنین فاصله ای بعید به نظر مى رسد، مگر آنکه هدف با سرعت ثابت و در مسیر مستقیم پرواز کند. 


سامانه دفاعی پانتزیر

موشک ها به کمک توپ ها می آیند :

مفهوم موشک سطح به هواى قابل حمل توسط نفر براى نخستین بار با طرح موشک ردآى RED EYE جنرال داینامیکس ارایه شد. اما سامانه موشکى سام-7 (استرلا) ساخت شرکت روسى کى بى إم KBM نخستین نمونه عملیاتى از این نوع سامانه ى موشکى بود. بر پایه اطلاعات پنتاگون تا ژانویه سال 1973 حدود 528 فروند سام7 در ویتنام شلیک شد که 35 هواپیما را سرنکون کرد. نمونه بهبود یافته این سامانه ی موشکى با نام استرلا2 ام با جستجوگر فروسرخ پیشرفته هنوز هم به طور گسترده استفاده مى شود.
محصول شرکت ریتون به نام استینگر و محصول شرکت کى بى ام با نام ایگلا نمایندگان نسل سوم موشکهاى پدافندهوایی دوش پرتاب هستند. هر دو موشک براى تشخیص هدف (از میان فریب دهنده ها) از هدایت با طول موج دوگانه استفاده میکنند. استینگر از بسامدهاى فروسرخ و فرابنفش کمک مى کیرد و ایگلا از دو بسامد در محدوده فروسرخ استفاده میکند.ایگلا ترکیبى بسیار جالبى دارد. بدنه آیرودینامیکى میخى شکل براى کاهش موج و گرمازایى گنبد حسگر موتورهاى جت پهلولى براى چرخش موشک در نخستین ثانیه پرواز و ایجاد زاویه حمله مناسب موتور پرواز ویژه اى که هنگام برخورد با هدف منفجرمى شود و نقش سرجنگى مکمل را بازى میکند به نحوى که مرگ آورى موشک را در برد هاى کمتر از 1.3 کیلومتر افزایش مى دهد همگی این عوامل موجب شده است که ایگلا با وجود ظاهر زمخت جنگ افزاری انعطاف پذیر و کارامد باشد .موشک هاى دوش پرتاب سلاحى به صرفه (از نظر اقتصادی) براى مقابله ى سربازان باحملات هوایى هستند. اما سرجنگى این موشک ها نمى تواند چندان بزرگ و حجیم باشد بنابراین برخى شرکت ها درنظردارند باتکمیل دو پرتابگر براى نصب بر روى یک سه پایه درزمین یا خودروهای سبک میزان مرگ آورى آن را افزایش دهند. استینگردوتایی محصول ریتون و جى گیت و محصول KBM ازآن جمله هستند. در هر دوى این سامانه ها تمهیداتى براى نصب دوربین هاىدید در شب اندیشیده شده تا توانایی درگیرى شبانه نیز داشته باشند. 


سامانه دفاعی دوش پرتاب ردآی

در سامانه جى گیت امکان پرتاب هم زمان دو موشک وجود دارد، چراکه موشکها به گونه اى درون پرتابگر قرار داده مى شوند تا پس از پرتاببه یکدیکر برخورد نکنند.اما افزون بر سبکى سرعت موشک نیز در درگیرى با اهداف هوایی براى نیروهاى سبک نقش بسیار مهمى دارد. موشک هاى فراصوت به ویژه هنگام حملات ناگهانى بالگردهاى پیشرفته امروزى از اجزاى لازم یک شبکه پدافند هوایی به شمار مى روند. برخى عقیده دارند این گونه موشک ها باید داراى سامانه هدایت پرتوسوار لیزر باشند تامشکلات ناشى از فریب دهنده هاى فروسرخ و اخلال گرهایی که امروزه به طور گسترده در بالگردها کاربرد دارند حل شود.
موشک فراصوت استاراستریک که در سال 1997 در نیروى زمینى بریتانیا عملیاتى شد داراى هدایت پرتوسوار لیزر و سامانه جستجوگر فروسرخ پیشرفته ای است که بر روى زره یوش هاى استورمر 2 نیز نصب مى شود. البته ساخت نمونه سبکتر براى نصب بر روى خودروهای کوچکتر و حتى نمونه دوش پرتاب این موشک از جمله برنامه هاى شرکت سازنده بوده است.اما با افزایش شمار موشکهاى کروز، موشکهاى دوش پرتاب توانایی خود را در درگیرى با این سلاح ییشرفته از دست مى دهند مگر این که به تجهیزات پیشرفته قر هشدار سریع و سامانه هاى ردگیرى و شناسایی مجهز شوند که در آن صورت با افزایش قابل توجه وزن موشک مواجهیم. در این شرایط این نوع سامانه ها به عنوان موشک هاى دوش پرتاب شناخته نمى شوند. از جمله این سامانه ها، موشک آربى اس- 390 محصول شرکت بوفورز است. این سامانه دو موشک 27.5 کیلوگرمى ام کا 52 مورد استفاده در سامانه آربى اس 7 را حمل میکند. براى حمل هر واحد شلیک آربى اس90 به یک کامیون حامل نیازاست که یکی از آن ها رادارجستجوگر و ردگیر را براى سامانه کنترلآتش( که از دور به وسیله کاربر کنترل مى شود) جابه جا میکند و دیگرى به عنوان وسیله پشتیبان عمل مى نماید.علاوه بر آربى اس- 90، مى توان به سامانه ى موشکى میسترال اشاره کرد. 


سامانه دفاعی دریاپایه سی ولف

این سامانه (محصول ماتراداینامیکس) رامى توان ییشرو در سامانه هاى پدافند هوایى کوتاه برد دنیا دانست. بش از 15000 فروند از این موشک از سوى 35 نیروى مختلف در 23 کشور سفارش داده شده است. میسترال نمونه هاى بسیارى دارد: نمونه قابل حمل توسط انسان نمونه دوتایى اطلس براى استفاده از پرتابگرهاى زمینى یاوسایل نقلیه سبک (با توانالى شلیک در حال حرکت) نمونه نصب شده بر روى برجک براى زره پوش ها نمونه دوتایی سیمباد سه تایی سیگما و شش تایى سادرال براى سامانه هاى دریاپایه. به سامانه ى میسترال به ویژه نمونه قابل حمل توسط انسان مى توان بخشى به نام پست جهت یابى میسترال متصل نمود که به اندازه جعبه کفش است. این جعبه به یک مرکز فرماندهى وصل شده و با ارسال یک علامت صوتى به کاربر جهت هدف را نشان مى دهد (اگر کاربر سامانه را در جهت هدف قرار دهد صدا بیش تر مى شود).
موشک رم جنگ افزار پدافند هوایى دریا پایه است. رم از موشک سایدویندر برگرفته شده و شرکت ریتون با همکارى کنسرسیوم آلمانى بى جى تى آن را براى نیروى دریایى آمریکا و آلمان تکمیل کرده است. نمونه نخست این موشک داراى هدایت میانه مسیر راداری غیرفعال براى درگیرى با موشکهاى ضد کشتى است که برای افزایش دقت در مرحله نهاییبه آشیانه یاب فروسرخ غیرفعال مجهز است. این موشک توانست به نرخ کشتار 95 درصد دست یابد اما نکته جالب اینجا بود که 85درصد پرتاب ها به برخورد مستقیم با هدف انجامیدند. نمونه تکمیل شده این موشک با نام بلاک- 1 داراى یک جستجوگرفروسرخ به سازی شده است تا میزان وابستگى به آشیانه یابى رادارى غیرفعال کاهش یابد. این جستجوگر، یک آرایه ى پردازش تصویر فروسرخ 80 عنصرى دارد که هدایت فروسرخ همه سویه را تامین مى کند. این سامانه توانایى پرتاب یک موشک در هر سه ثانیه و نابودسازى 10تا 20 هدف را دارد. قرار بود از پرتابگر این موشک در کنار توپ گاتلینگ در سامانه فالانکس استفاده شود. نمونه بلاک-2 دارای موتورهایى با رانش دو برابر است که برد و توانایى آن را براى رویارویى با اهداف مانوردهنده افزایش مى دهد. 


سامانه دفاعی RBS-70

رقباى شرقى :

تغییر موشک های ضدتانک و به کارکیرى آن ها در نقش پدافند هوایى، خط مشى روسیه ( به ویژه براى رویارویی
با بالگرد ها) است. براى نمونه، موشک آتاکا محصول کى بى ام که یک موشک هوا به سطح ضدزره به شمار مى رود به عنوان یک سامانه دریاپایه براى رویارویى با بالگردها و هدف هاى سطحى نیز ارایه شده است. کى بى ام سامانه خریزانتیما را برای نقش پدافند هوایی نیز ارایه است. این موشک را مى توان هم با هدایت رادارى خودکار و هم با هدایت موج سوار لیزرى نیمه خودکار بر ضد زره پوش ها و بالگردها به کار کرفت. این سامانه روى شاسی بی ام پی 3 سوار شده است و د اراى رادار موج میلى مترى پرتابگر موشک دوتایی و سامانه بارگذاری خودکار است. بى ام پی 3 توانایی حمل 15 موشک را دارد.لازم به ذکر است که شوروی پیشین دو سامانه سوار برخودرو ( بر پایه موشک هاى آشیانه یاب فروسرخ دوش پرتاب) را نیز تکمیل کرده است. سامانه ی استرلا1 ( محصول دفتر طراحى نیدلمن که از پرتابگرهاى چهارتایى سوار بر خودرو پرتاب مى شد و در سال 1965 وارد خدمت شد) و سامانه پداافند هوایی 9K35 با چهار موشک آماده شلیک سام 13 سوار بر خودرو که در سال 1974 ارایه شد.
کى بى ام نمونه دریاپایه و زمین پایه سامانه هاى پدافند هوایی را تکمیل کرده است که از موشکهاى سام 19 به همرآه توپ با نواخت تیربالا استفاده میکنند. نمونه ضد هواپیماى تانکوسکا ام 1 سوار بر خودرو جایکزین شیلکا, استرلا1 و 10M3 روسیه شده است. برجک این سامانه هشت موشک (دو برابر نمونه ابتدایی) را در کنار دو توپ 30 میلى متری دو لول 2A8 با نواخت تیر کلى 5000 گلوله در دقیقه رادارهاى مراقبت و ردیابى و سامانه ردیابى اپترونیک به کار مى کیرد. در واقع مى توان گفت تانگوسکا شکاف بین ایگلا و تور ام 1 را پر میکند . شرکت آنتى، همواره در زمینه سامانه هوایی پدافند هوایى منطقه نبرد فعالیت داشته است .سامانه Osa-AKM این شرکت در سال 1973 وارد خدمت شد و نخستین سامانه پدافند موامحا متحرک بود که رادار را با خود حمل میکرد. این سامانه در برگیرنده شش موشک آماده شلیک سام 8 یک رادار ردیاب و سامانه هدایت بود. تورام 1 از دیگر سامانه هاى شرکت آنتى است. این سامانه بر روى خودروهاى رزمى سوار میشود و داراى یک رادار مراقبت، یک رادار ردیاب و یک حسگر ردیاب قلویزیونى هدف براى پشتیبانى است و موشک ها به طور عمودی پرتاب مى شوند .

تحرک پذیرى :

عمده خط مشى نیروهاى ناتو بر اساس سوار کردن سامانه هاى پدافند هوایی روی وسایل نقلیه استوار نیست، بلکه از روش جابه جایی هوای سامانه بهره مى برد. سامانه ى موشکى راپیر محصول ماترا داینامیکس از بارزترین نمونه هاى این نگرش است که روى خودرو نصب نشده است. این سامانه را مى توان به آسانى با هواپیماى سى-.13 یا بالکردهاى سنگین جابه جا نمود. هر دو سامانه موشکى کروتال ان جى محصول تامسون و رولند محصول یورو میسیل( که مى توانند موشک هاى فراصوت وى تى 1 را پرتاب کنند) در اصل برای زره پوش هاى جنگى تکمیل شدند، اما نمونه کششى و زمین پایه آن ها نیز براى نیروهاى واکش سریع ساخته شده است. رولند در سه نمونه ساخته شده است. نمونه سوار بر شاسى اى ام ایکس30 براى نیروى زمینى فرانسه نمونه سوار بر شاسى ماردر براى نیروى زمینى آلمان و نمونه سوار بر کامیون براى نیروى هوایی آلمان. در نمونه رولند3 یک سامانه کنترل و نمایش بهینه شده فرو سرخ براى عملیات غیرفعال نیز افزوده شده است. در کروتال ان جى (برعکس نمونه ابتداى کروتال) تمامى حسگرها با واحد شلیک در یکجا جمع شده اند. فرانسه و فنلاند از نخستین خریداران این سامانه بودند.سامانه های اف ام 80 و نمونه توانمندتر اف ام90 ساخت چین نیز مانند نمونه ابتدایی کروتاد داراى رادار مراقبت و واحد فرماندهى جدا از یکدیکربودند. این دو سامانه نمونه کششى و خودکششى دارند. 


سامانه دفاعی میسترال

اى دتس از دیگر سامانه هاى پدافندهوایی است که از آغاز براى سوار شدن روی زره پوش هاى جنگى تکمیل شده است. اى دتس داراى سامانه هدایت موج سوار است و مى توان از آن براى دفاع در برابر تانک ها نیز استفاده کرد. کانادا، ایالات متحده و تایلند از جمله مشتریان این سامانه زمین پایه بوده اند.آمرام زمینى از دیگر سامانه هاى پدافندهوایی تحرک یذیر است. این سامانه در برگیرنده ینج فروند تغییریافته موشک هوا به هوای آمرام است که روى خودروی چندمنظوره هاموى حمل و پرتاب مى شوند. ری تیان سیستمز این سامانه را با کمک هوانیروز آمریکا و فرماندهى سامانه هاى سپاه تفنگداران و فرماندهى موشکى این کشور تکمیل کرده است.

دریا پایه هاى عمود پرتاب :

برتری سامانه هاى عمود پرتاب براى دفاع از کشتى ها در آن است که پوششى 360 درجه فراهم میکنند. موشک سى ولف محصول ماترا داینامیکس از جمله این سامانه ها است. گثفته مى شود این موشک توانایی رویارویی با موشکهاى سینه مال با سرعت دو ماخ را دارد. نیروى دریایى سلطنتى انگلستان و مالزى از کاربران این موشک هستند. باراک-1ا نیز از دیگر نمونه هاى عمود پرتاب است که ادعاى کارامد بودن در برابر موشکهای سى اسکیمینگ مافوق صوت را دارد. این موشک به طور مشترک بوسیله صنایع هواپیماى اسراییل و شرکت رافال تکمیل شده است و گفته مى شود در نیروى دریایی رژیم صهیونیستى و شیلى به کار گرفته مى شود. باراک- 1 بردی برابر 10 کیلومتر دارد.
موشک عمود پرتاب میکا از دیگر عمودپرتاب هاى ماترا داینامیکس است. گفته مى شود این موشک نخستین سامانه پدافند هواى کوتاه برد است که توانایى شلیک در تمام شرایط آب و هوایی و در پوشش 360 درجه در برابر حملات هواى چندگانه با هواییما و موشکهاى ضدکشتى و ضد سطح را فراهم میکند. در برابر اقدامات جنگ الکترونی آسیب پذیر نیست. تغییردهنده هاى راستاى رانش و امکان گزینش هدایت فروسرخ غیرفعال یا راداری فعال از ویژگى هاى موشک عمود پرتاب میکا است. این موشک که از پرتابکرهاى 8 تایی یا 16 تایی سی ولف نیز پرتاب میشود.موشک عمود پرتاب میکا مى تواند شکاف موجود میان سامانه کوتاه برد میسترال و نمونه هاى عمود پرتاب میانبرد و موشک استر15 را پر کند. 


سامانه دفاعی راپیر

نتیجه گیرى :

توپ ها و موشکهای پدافند هوادى کوتاه برد روزبه روز یک دیگر نزدیکتر مى شوند. به کارگیرى این سامانه ها در کنار یکدیگر و افزودن ویژگى هاى دقت و تحرک پذیرى مى تواند آخرین حلقه زنجیره پدافند هوایی را به حلقه اى محکم تبدیل کند که عبور از آن برای دشمن چندان آسان نباشد. اما باید این موضوع را نیز در نظر داشت که براى فرار هواپیماها و موشک ها و بالگردها از دست سامانه هاى پدافند هوایی کوتاه برد نیز تسهیلاتى اندیشیده خواهد شد. بنابراین در این تقابل دایمى باید منتظر ماند و دید پیروزى با کدام طرف خواهد بود.


تعداد کل صفحات: 7 1 2 3 4 5 6 7