تبلیغات
بررسی و كارشناسی صنایع موشكی و پدافندی و جنگنده های برتر دنیا
شنبه 27 شهریور 1389

وب برتر

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :عمومی ،

این وب به كسانی كه در زمینه جنگ افزار تخصص دارن نویسنده می پذیرد

 rezasabbaghi171@yahoo.com


شنبه 27 شهریور 1389

فناوری خطرناك هارپ

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :سلاح های خطرناك ،

خاستگاه گونه‌ها

خاستگاه گونه‌ها یا اصل انواع مهم‌ترین اثر چارلز داروین دانشمند و طبیعی‌دان انگلیسی است که در سال ۱۸۵۹ چاپ شد. داروین در این کتاب نظرات جدیدی درباره تکامل و پیدایش و انقراض انواع موجودات بیان کرد که در زمان خود جنجال‌های فراونی را به وجود آورد.

چارلز داروین پس از پنج سال سفر دریایی با کشتی بیگل به آمریکای جنوبی نخستین پیش‌نویس این کتاب را در سال ۱۸۴۲ نوشت. پس از آن تا سال ۱۸۴۴ نوشته اولیه را گسترش داد و به حدود ۲۳۰ صفحه رساند. او برای اولین بار تئوری خود را در ژوئیه سال ۱۸۵۸ علنی کرد و یک سال بعد کتاب خاستگاه گونه‌ها در لندن منتشر شد. ۱۲۰۰ نسخه چاپ اول در همان روز نخست انتشار به فروش رفت. عنوان کتاب در ابتدا اصل انواع به کمک انتخاب طبیعی یا بقای نژادهای اصلح در تنازع بقا بود ولی این نام طولانی به مرور زمان جای خود را به خاستگاه گونه‌ها داد. در پی انتشار این اثر کلیسا آن را برای دین مضر خواند و سیل مخالفت‌ها آغاز شد.

کتاب در دوازده فصل گردآوری شده‌است. چهار فصل ابتدایی درباره اساس تئوری داروین است. جهار فصل بعدی به بررسی انتقاداتی می‌پردازد که داروین پیش‌بینی کرده ممکن است به تئوری‌اش وارد شود. سه فصل بعدی مربوط به شواهد زمین‌شناسی و پراکندگی گیاهان و جانوران و رده‌بندی و شکل‌شناسی آن‌هاست و در فصل آخر تمام آن‌چه در کتاب آمده به صورت خلاصه بازگو شده‌است.

تأثیر کتاب رساله‌ای در باب اصل جمعیت نوشته توماس مالتوس بر افکار داروین در اصل انواع مشخص است. مالتوس در کتاب‌اش پیرامون تأثیر مستقیم حوادثی مانند جنگ و قحطی و امراض بر کم کردن سرعت افزایش نوع بشر صحبت می‌کند. به نظر داروین رسید که همین عوامل می‌تواند تعداد جانوران و گیاهان را محدود کند. بر اساس این ایده تئوری‌های مشهور انتخاب طبیعی، تنازع بقا و بقای اصلح که پایه و اساس اصل انواع است شکل گرفت. داروین بیست سال برای اثبات تئوری خود و تکمیل دست‌نوشته‌هایش صرف کرد.

داروین در این کتاب مطرح می‌کند که بررسی انتخاب مصنوعی بهترین موید اصل انتخاب طبیعی است. به صورتی که پرورش‌دهندگان نباتات و حیوانات گونه‌ای را که حائز صفتی مورد نظر است را از بین دیگر گونه‌ها انتخاب می‌کنند و آن‌ها را جداگانه نسل به نسل وادار به جفت‌گیری می‌کنند و سرانجام انواع متفاوتی از نوع قبلی را به وجود می‌آید. به عنوان مثال انواع سگ‌ها (خانگی، شکاری، گله و ...) که این همه از هم متفاوت هستند همگی از گرگ نتیجه شده‌اند. داروین این‌گونه استدلال می‌کند که در طبیعت جای پرورش‌دهنده به تنازع بقا داده شده‌است. از میان همه انواع موجودات زنده عده زیادی محکوم به فنا هستند و فقط بخشی از آن‌ها که برای بقا اصلح هستند باقی می‌مانند.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 23:56  توسط مدیر  |  یک نظر

ردپای «هارپ» در زلزله هائیتی

دو پایگاه اینترنتی مدعی شدند آمریکا با استفاده از سیستم اب و هوایی مشهور به هارپ موفق به راه اندازی زلزله اخیر هائیتی و سرمای شدید در اروپا شده است. پایگاهای اینترنتی «آلترانفو» و «لوپست»در گزارش خود ازاین مدعا آورده اهند: بسیاری از دانشمندان پنج قاره معتقدند که زمین لرزه هائیتی (7/3ریشتر) به کمک سیستم آب و هوایی «هارپ» ایجاد شده و آمریکا به کمک این سلاح نه تنها موجی خارق العاده از سرما را در اروپا پدید آورده تا تلاش های مخالفان جهانی با پدیده گرم شدن آب و هوای کره زمین را مسدود سازد، بلکه بلافاصله نیز زمین لرزه «ویرانگر» هائیتی را تدارک دیده تا ناوگان خود را با هدف نهایی اشغال کوبا و ونزوئلا، در دریای کارائیب مستقر سازد. گروهی دیگر از دانشمندان که آنها نیز آمریکا را به استفاده از سلاح «هارپ» متهم می کنند، دلیل ایجاد زلزله در هائیتی و «اشغال نظامی» سریع این کشور را وجود ذخایر نفتی غنی آن می دانند که چیزی از ذخایر نفتی ونزوئلا کم ندارد. این کارشناسان با تاکید بر اینکه آمریکا قطعا در هائیتی از سلاح «هارپ» استفاده کرده است، به اظهارات «زبیگنیو برژینسکی»، مشاور سابق «جیمی کارتر» و مشاور کنونی «اوباما» اشاره می کنند که «هارپ» را سلاحی برای بی ثبات کردن کشورهای غیرمتحد با واشنگتن توصیف کرده است. به گفته «برژینسکی»، «تکنولوژی روش هایی را در اختیار کشورهای بزرگ قرار می دهد که به کمک آن می توانند جنگ هایی سریع و غافلگیرکننده به راه اندازند بدون آنکه حتی نیروهای امنیتی شان در جریان قرار گیرند.» او اضافه می کند: «ما روش هایی در اختیار داریم که به کمک آنها می توانیم تغییراتی در آب وهوا، از جمله خشکسالی و توفان به وجود آوریم، و این امر می تواند توانایی های یک دشمن بالقوه را تضعیف و آن را به پذیرش شرایط ما وادار سازد.» از دیدگاه کارشناسان، آنچه درمورد زلزله هائیتی تعجب برانگیز است این نکته است که این زمین لرزه در منطقه ای به وقوع پیوسته که «زلزله خیز» نیست، ضمن آنکه این کشور فقیر و کوچک در نزدیک به منطقه ای در پورتوریکو قرار دارد که شعبه ای از سیستم هارپ در آن مستقر است. در این حال، زمین لرزه در ساعتی از روز به هنگام غروب آفتاب که آسمان به سرخی می گراید و غبارآلود به نظر می رسد، ایجاد شده تا وضعیت آسمان وضعیت حاصل از استفاده از سلاح «هارپ» را بپوشاند. از دیگرسو، کارشناسان از خود می پرسند چگونه چنین زلزله شدیدی می توانسته صرفا در نقطه ای کوچک به وقوع بپیوندد بی آنکه مناطق نزدیک به آن مانند جمهوری دومنیکن حتی آن را احساس نکنند و هیچ سونامی نیز ایجاد نشود؟! این درحالی است که هیچ کارشناس برجسته ای در رسانه های شمال آمریکا و کارائیب در شب حادثه درمورد رویدادی به این عظمت اظهارنظر نکرده است. نیروی دریایی آمریکا هم اکنون هائیتی و بانک مرکزی آن را در اشغال دارد که پایگاهی برای پولشویی این کشور بوده است. نیروهای آمریکایی همچنین از هنگام ورود به هائیتی به هیچ داوطلب کمکی اجازه ورود به این کشور را نداده، کار کمک رسانی به مردم را مختل کرده اند و ابتکار عمل را نیز از دیگر کشورها از جمله فرانسه گرفته اند. در این راستا، «آلن ژوایانده» وزیر مسئول کمک رسانی بشردوستانه فرانسه از سازمان ملل خواسته است نقش آمریکا را در این میان «روشن» سازد. گفتنی است که سیستم «هارپ» سلاحی آب و هوایی است که از طریق ارسال یک انرژی فوق العاده به لایه یونوسفر (لایه فوقانی اتمسفر)، مولکول های آن را به تپش انداخته و به بازتاب قدرتمند این انرژی وادار می سازد. این انرژی پس از «کانالیزه» شدن می تواند اختلالاتی مانند خشکسالی، بارش برف و باران، سرمای شدید، سونامی، توفان، زلزله و... در نقطه تعیین شده، به وجود آورد. این سلاح آب و هوایی به مجموعه نظامی -صنعتی بیلدربرگ (اربابان جهان) تعلق دارد.ضمنا مقاله ای در همین زمینه تحت عنوان «پروژه هارپ سلاح مخوف و چند منظوره اربابان قدرت» در یازدهم آبان ماه امسال در صفحه «دریچه ای به جهان» به چاپ رسید.

انتخاب نیوز

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 19:14  توسط مدیر  |  9 نظر

ویدیو در مورد هارپ

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 15:56  توسط مدیر  |  6 نظر

پروژه «هارپ» سلاح مخوف و چند منظوره اربابان قدرت

پروژه "هارپ "، جایگزین زمینی طرح «جنگ ستارگان»، به واسطه قدرت های متعدد و خارق العاده ای كه پدید می آورد، «سلاح نهایی» آمریكا محسوب می گردد. با «هارپ»، ارتش آمریكا قادر خواهد بود طرح «جنگ ستارگان» خود را در شكلی اقتصادی تر، اما بسیار خطرناكتر، از سر بگیرد، با این تفاوت كه این بار طرح برروی كره زمین انجام می پذیرد.
 
 
اشاره
بدون شك، فجایع طبیعی در هر دورانی به وقوع پیوسته و خساراتی گاه جبران ناپذیر به بار آورده اند. اما، آنچه امروز كمتر از گذشته طبیعی می نماید شدت عجیب و بی سابقه این پدیده های به ظاهر طبیعی است كه اغلب با بستر فصلی خود در ناهماهنگی كامل بسر می برند. این بی نظمی های آب و هوایی عموماً به حساب تأثیرات گازهای گلخانه ای گذارده می شوند. اما آیا حقیقتاً ارتباطی میان تغییرات آب و هوا و اثرات گلخانه ای این گازها وجود دارد؟ موضوعی كه مدت هاست سفره رسانه ها و فعالان صلح سبز را رنگین كرده و به بهانه ای برای توجیه علت هر فاجعه طبیعی تبدیل گردیده است. اما، آنچه از همگان پنهان مانده و توجهات را كمتر به خود معطوف می دارد، این واقعیت است كه امروز خطری تازه، از نوعی دیگر، سراسر جهان را تهدید می كند كه با تغییرات عجیب وضعیت آب و هوا در ارتباط است و در راستای بلندپروازی های كشورهایی كه خود را یك «قدرت» و «ارباب جهان» می دانند، عمل می كند. و آمریكا یكی از همین اربابان «خودخوانده» است كه در ادامه بلندپروازی های «جنگ ستارگان» خود در تلاش برای دستیابی به سیستم تسلیحاتی بسیار گسترده ای است كه قادر است اعماق زمین را در جست وجوی پایگاه های مخفی بكاود، تمامی اشكال ارتباطات هرتزی را متوقف سازد، بر رفتارهای انسانی تأثیر گذارد، جریانات آب و هوایی را تغییر دهد، هواپیماها را همانند مایكروفری كه به كمك امواج كوتاه عمل می كند، در آسمان «بریان» كند، و یا انفجارهایی به قدرت یك بمب اتمی پدید آورد. اما، نه فقط آمریكا... و اگر چه «به ظاهر» هیچ نشانی حكایت از استفاده از این تكنولوژی مرگبار ندارد، اما موضوع آنقدر جدی است كه سازمان ملل در حاشیه بحث های خود پیرامون تأثیرات گازهای گلخانه ای بر آب و هوا، پرداختن به مسئله «جنگ زیست محیطی» را نیز آغاز كرده است. هرچند كه، به رغم اطلاعات علمی موجود مسئله دست بردن در وضعیت آب و هوا با اهداف نظامی هرگز بخشی از برنامه سازمان ملل درمورد تغییرات آب و هوا نبوده، پیامدهای تكنولوژی نظامی بر وضعیت آب و هوای جهان محور هیچ گفتمانی را تشكیل نداده و هیچكس را نیز نگران نكرده است. و بحث های جاری پیرامون تغییرات آب و هوا كه صرفا بر موضوع گازهای گلخانه ای متمركزند، نیز به هیچوجه اهداف استراتژیك و دفاعی واشنگتن را به زیر سؤال نمی برد.

تكنیك های تغییر محیط زیست به اهداف نظامی بخشی از تحقیقاتی را تشكیل می دهندكه اطلاعات چندانی درمورد آنها در دست نیست، چراكه در پس دیگر پروژه های ارائه شده با هدف بهبود شرایط زیست محیطی پنهان اند. با این حال، «لوك مانپائی» پژوهشگر محیط زیست، خاطرنشان می سازد، «از سال های دهه 1950، گزارش ها و بیانیه هایی رسمی در آمریكا انتشار یافته است كه بر فواید نظامی تكنیك های تغییر شرایط آب و هوا تأكید دارند. و از آن زمان، تحقیقات در جهت كنترل عناصر طبیعی هرگز متوقف نگردیده، حداكثر آن كه كنوانسیون سال 1977 پیرامون ممنوعیت استفاده از تكنیك های تغییر محیط زیست با اهداف نظامی و یا هر هدف خصومت آمیز دیگر، از سرعت این تحقیقات كاسته است.»

پروژه «هارپ»(High-Frequency Active Auroral Research Program HAARP) ، جایگزین زمینی طرح «جنگ ستارگان»، به واسطه قدرت های متعدد و خارق العاده ای كه پدید می آورد، «سلاح نهایی» آمریكا محسوب می گردد. با «هارپ»، ارتش آمریكا قادر خواهد بود طرح «جنگ ستارگان» خود را در شكلی اقتصادی تر، اما بسیار خطرناكتر، از سر بگیرد، با این تفاوت كه این بار طرح برروی كره زمین انجام می پذیرد.

در واقع، همه چیز از سال های دهه 60 و ارائه طرحی به منظور تسهیل ارتباط با زیردریایی ها آغاز گردید. چراكه، تنها راه ارتباط با زیردریایی ها كه به دلیل قرار گرفتن در اعماق آب ها فاصله بسیاری با سطح دارند، استفاده از امواجی با طول موج بسیار كوتاه است. اما، استفاده از این گونه امواج نصب آنتن های بسیار بزرگ را می طلبد. بنابراین، آنچه این طرح باید میسر می ساخت، ایجاد آنتنی عظیم آنهم در لایه های فوقانی آتمسفر بود.
هارپ چیست؟

«هارپ» یك فرستنده امواج الكترومغناطیسی است كه آسمان را هدف گرفته، الكترون های آزاد لایه یونوسفر را در بالای آتمسفر در ارتفاع حدود 275كیلومتری كه از دمایی معادل 1400 درجه سانتیگراد برخوردار است، «منقلب» می سازد و با این كار مقادیر زیادی انرژی به آنها منتقل می كند. بدینسان، دما می تواند تا 20درصد افزایش یافته، این مناطق را كاملا منبسط سازد.

با دستكاری در این تزریق نیرو به یونوسفر، نوسانات وسیعی در این لایه حاصل گردیده، آن را به آنتنی با طول موج های بسیار مهم و فركانس های بسیار پایین (از 40 هرتز تا یك هزارم هرتز!) تبدیل می كند. برد این امواج بدین ترتیب به هزاران كیلومتر رسیده، آنها را قادر می سازد در هر چیزی بر روی كره زمین حتی بدن انسان، نفوذ كنند.

«هارپ» پروژه مشترك نیروی هوایی و دریایی آمریكاست، اگرچه روس ها نیز از خیلی پیش بدان توجه دارند و اروپایی ها نیز به رغم اعتراض هایشان در خفا و از نزدیك آن را دنبال می كنند. چرا كه، كدام قدرت از تسلط كامل بر كره زمین و افراد بشر بیزار است؟

پایگاه رسمی «هارپ» در «گاكونا» آلاسكا واقع است. این پایگاه از 360 آنتن به ارتفاع 72 پا تشكیل گردیده كه بر زمینی به وسعت 400 كیلومترمربع اشراف دارند. امكان تأسیس و نصب این آنتن ها از سوی مالكان چاه های نفتی همجوار فراهم آمده است.

تكنولوژی مورد استفاده پروژه «هارپ» براساس تجاربی پنهان كه سال هاست در این منطقه كوچك انجام می پذیرد، استوار بوده و پیشرفت های بسیاری داشته است. هدف عمده «هارپ» كه در اصل یك سلاح كشتار جمعی است كه بخشی از برنامه نظامی «جوینت ویژن 2020» (Joint Vision 2020) آمریكا به حساب می آید، عمدتا بر دانش دما و كنترل اندیشه به منظور آزمایش بر روی مردم متمركز می گردد. این طرح به ظاهر با هدف كاوش ذخایر نفتی و كانی ارائه گردیده است، اما اهداف پنهان آن خطری برای بشریت محسوب می شود.

اجرای پروژه «هارپ» بسیاری از دانشمندان و كارشناسان تسلیحاتی، و نیز نمایندگان پارلمان اروپا را بسیار نگران كرده است. به طوری كه، یك كارشناس انرژی به نام «گراتان هیلی» كه مشاورت نمایندگان پارلمان اروپا را برعهده دارد، هم اكنون درحال جمع آوری اسنادی است تا به كمك آنها بتواند به این طرح «پایان جهانی» خاتمه بخشد. و «مگوا هالووت»، نماینده بلژیكی كه ریاست گروه سبزهای پارلمان اروپا را عهده دار است، مسئولیت این پرونده را به عهده گرفته، مسئولیت رسمی پیگیری درخواست های اعضای گروه خود برای توضیح و وادار ساختن پارلمان اروپا به فشار بر ناتو- و از این طریق، وادار كردن آمریكا به پاسخ به تمامی سؤالات لازم-، با اوست. «مگدا هالووت» تأكید دارد كه این نوع تسلیحات علاوه بر پیامدهای زیست محیطی، می تواند آزادی های فردی و دموكراسی را نیز به خطر اندازد.

از دیگر سو، بسیاری از دانشمندان، پژوهشگران، روزنامه نگاران و فعالان محیط زیست به امید كشف چهره واقعی و پنهان پروژه «هارپ» كه از سوی نیروی هوایی و دریایی آمریكا یك برنامه تحقیقاتی «ساده و بی خطر» معرفی شده است، نقش كارآگاه خصوصی را در ارتش آمریكا ایفا می كنند. قدر مسلم آن كه، هیچگونه اتفاق نظری در مورد این پروژه در آمریكا وجود ندارد و شهروندان آن به استفاده از این گونه روش های «علمی» به شدت معترضند. مانند دكتر «روزالی تربل»، یك شخصیت علمی رده بالا و بسیار شناخته شده كه در دوران ریاست جمهوری «ریگان» مسئولیت تحقیقات پیرامون تأثیرات پروژه تسلیحاتی «جنگ ستارگان» را برعهده داشته است. وی كه درحال حاضر مشاورت پارلمان اروپا را عهده دار است، تأكید می كند كه دانشمندان نظامی آمریكا تمامی توجه و تلاش خود را بر روی سیستم های آب و هوایی به عنوان یك سلاح بالقوه متمركز ساخته اند.

در سال 1995، كتابی با عنوان «فرشتگان با این هارپ نمی نوازند» (توضیح م. «هارپ» معنای ساز «چنگ» را دارد كه در این جا نویسنده منظور خود را با بازی با این واژه ادا كرده است) كه پروژه «هارپ» را محكوم می كند، در شمار پرفروش ترین كتاب سال آمریكا قرار گرفت.

پروژه «هارپ» درواقع به لطف انتشار مقالات متعددی در روزنامه ها و نیز برنامه های متعدد تلویزیونی در این زمینه، افشا گردید و در پی این افشاگری، موجی از مخالفت ها در برابر این پروژه شكل گرفت. از میان مخالفان این طرح، اطلاعات ارزشمند دو دانشمند به نام های «ریچارد ویلیام» (شیمی دان) و پروفسور «زیلینسكی» (فیزیكدان آلمانی و متخصص الكترونیك كوانتومی) به نگارش كتب متعددی پیرامون «هارپ» انجامید. به گفته این كارشناسان، قدرت عظیم ارسال انرژی ایستگاه «گاكونا» می تواند برآب و هوای هر كشوری تأثیرگذارده، پیامدهای مثبت و یا فجایع بی شماری از قبیل زلزله های شدید، سیل ها، تسونامی ها و... به بار آورد. بدینسان، پروژه «هارپ» كه مكمل زمینی طرح «جنگ ستارگان» است، به دلیل ماهیت ویژه سیگنال انتشار خود «سلاح نهایی» آمریكا محسوب می شود.

یك پروژه 30میلیون دلاری

در پس این تحقیقات كه در زمینه فركانس های بالا انجام پذیرفته و در آفاق شمالی به اجرا درمی آید، در وهله نخست یك پروژه 30میلیون دلاری نهفته است كه ارتش آمریكا می كوشد آن را تحقیقاتی در منطقه یونوسفر جلوه دهد. بانیان این طرح به منظور جلب اعتماد افكار عمومی از هیچ تلاشی- چه به لحاظ انرژی و وقتی كه صرف آن می سازند، و چه به لحاظ دلارهایی كه در راه تبلیغات هزینه می كنند- فروگذار نیستند. معهذا، هنگامی كه می دانیم طرف های اصلی قرارداد نیروی دریایی و هوایی و وزارت دفاع آمریكا هستند، باور این مطلب كه پروژه مزبور فاقد اهداف نظامی است، بسیار دشوار می گردد.

در عمل «هارپ» به چه چیز شباهت دارد؟

درواقع، پروژه «هارپ» از تأسیساتی گسترده تشكیل گردیده كه چندین هكتار از زمین های «گاكونا»- منطقه ای كوچك در شمال شرقی «آنكوریج» آلاسكا- را به خود اختصاص می دهد. این محل چندان نیز دورافتاده نیست، چراكه تأسیسات مزبور در جوار ذخایر گازی و نفتی متعلق به شركت «آركو» (Arco) قرار دارد كه درعین حال امتیازات تكنولوژیك تشكیل دهنده «هارپ» را به خود اختصاص می دهد وشركت پوششی این تجهیزات نیز هست.

علاوه براین، «هارپ» به یكی از قدرتمندترین رایانه های كره زمین- كه در «دانشگاه آلاسكا» در «باتروویچ بیلدینگ» نصب گردیده- مرتبط است. درخصوص ظاهر آن نیز باید گفت كه محیطی وسیع و بدون درخت است كه در آغاز 48 آنتن 20متری در آن نصب گردیده بود. هریك از این آنتن ها به فرستنده ای به قدرت یك میلیون وات متصل است. طبق این پروژه، سپس بر تعداد این آنتن ها و قدرت و رقم فرستنده ها افزوده شده، قدرت نهایی به یك میلیارد وات افزایش یافت كه از 360 آنتن به دست می آمد. فرستنده ها توسط 6 توربین به قدرت هریك 3600 اسب بخار تغذیه می شوند كه 95 تن مازوت در روز می سوزانند.

اما، این تشكیلات به چه كار می آید؟ به طوررسمی، دانشمندانی كه بر روی این فرستنده رادیویی غول پیكر كار می كنند، قصد مطالعه بر روی یونوسفر را دارند. با این حال و در پس پرده، «هارپ» از لایه یونوسفر بهره گرفته، آن را به سلاحی ساخته شده از انرژی مبدل می سازد.

یونوسفر لایه فوقانی استراتوسفر بوده، از اجزای یونیزه بسیار پرباری تشكیل گردیده است. این لایه از ارتفاع متوسط 48كیلومتری سطح زمین آغاز می شود و تا ارتفاع 600كیلومتری بالا می رود. وجود این لایه كه تراكم انرژی در آن بسیار بالاست، برای سیاره ما حیاتی است، چراكه همانند لایه اوزون نقش اساسی «سپر» را ایفا و ما را در برابر پرتوهای زیانبار خورشید محافظت می كند. لایه یونوسفر ازجمله اجزایی را كه بار الكتریكی داشته و از «بادها و توفان ها»ی خورشیدی و كیهانی به وجود می آ یند، «جذب» خود می سازد. تحقیقاتی كه از یك قرن پیش توسط تعدادی از دانشمندان انجام پذیرفته است، نشان می دهد كه این «مانتوی انرژی» كه از زمین محافظت به عمل می آورد، می تواند به كمك یك تكنولوژی مناسب به سلاحی استراتژیك و بسیار مهم مبدل شود.

«هارپ» براساس تحقیقات «برنارد ایستلاند» طراحی گردیده كه خود از تلاش های «نیكلاتسلا»، یك دانشمند كروات و مخترع نبوغ اوایل قرن بیستم- كه جریان آلترناتیو و نیز جریان سه فازه را مدیون وی هستیم- الهام گرفته است. «تسلا» از جمله روندی را بنیان نهاد كه اجازه می داد مقادیر بسیار بالایی از انرژی الكتریك بدون كمك كابل در فاصله ای 42 كیلومتری انتقال یابد. وی بخش اعظم تحقیقات خود را به «انرژی یونوسفریك» و پدیده های الكترومغناطیسی اختصاص داد. تأمین هزینه تحقیقات «تسلا» را «جی پی مورگان» بانكدار و شركت «وستینگهاوس» برعهده داشتند، اما این حمایت بعدها به دلایل مالی متوقف گردید.

اندكی كمتر از یك قرن بعد، «برنارد ایستلاند» با استفاده از تحقیقات اولیه «تسلا» در زمینه انرژی الكترومغناطیسی، بین سال های 1987 و 1994 نتایج 12 تحقیق خود را به ثبت رساند كه ساختار پروژه «هارپ» و تكنولوژی های مشتق از آن در زمینه تسلیحات را تشكیل می دهند. اما، امروز مالك اصلی امتیاز اختراعات ثبت شده دیگر «ایستلاند» نیست، بلكه شركت «آپتی-آركو» (Apti-Arco)، یك كنسرسیوم نفتی است كه در پس خود نیروی دریایی و هوایی و نیز وزارت دفاع آمریكا را دارد. از هنگام ثبت تحقیقات «ایستلاند»، هرگونه تحقیقی در زمینه انرژی الكترومغناطیسی- حتی با اهداف پزشكی- مسدود گردیده و بدینسان، میدان بسیار نویدبخش وسیعی از علوم و پزشكی به انحصار منافع ارتش آمریكا درآمده است.

جنگ امواج؟!

تمامی تكنولوژی به كاررفته در «هارپ» برپایه نشانه روی مجموعه ای از امواج بلند به سمت یونوسفر، و سپس مشاهده نتیجه آن استوار است. پیامد بمباران منطقه ای مشخص از یونوسفر به كمك امواج بلند، ایجاد آینه مجازی عظیمی است كه همانند یك آنتن عمل می كند. این آنتن مجازی فركانس هایی بسیار كوتاه رابه زمین ارسال می دارد. برای تصویر بهتر عمل صورت گرفته، می توان گفت كه علاوه بر آنتن مجازی كه بدین شكل در آسمان پدید آمده است، نوعی «مایكروفر» عظیم در بخشی مشخص از یونوسفر به وجود می آوریم. و وای به حال هواپیماها و موشك هایی كه در این لحظه از آسمان عبور كنند! برحسب قدرت فرستنده ها، می توان همچنین سیستم های راهنمای الكترونیكی، رادارها و دیگر دستگاه های رادیویی این موشك ها و فضاپیماها را كاملاً مختل و یا آنها را به سادگی «كباب» كرد!

از دیگر سو، به لطف آنتن مجازی تشكیل شده از امواج فوق كوتاه، این امكان نیز پدید می آید كه پوسته زمین تا اعماق بسیار زیاد اسكن و به نوعی رادیوگرافی شود. بدین ترتیب، نظامیان آمریكایی با افتخار تمام مدعی اند كه به كمك «هارپ» دیگر هیچ كشوری قادرنخواهد بود پایگاه های مخفی زیرزمینی خود را كه پناهگاه سلاح های هسته ای هستند، پنهان نگاه دارد... طبق تحقیقات كارشناسان تسلیحاتی آمریكا، همچنین می توان با زیردریایی هایی كه در اعماق آب در دورترین نقاط اقیانوس ها سیر می كنند، ارتباط برقرار كرده، هر نوع موشك یا هواپیمایی - حتی هواپیماهای «فریتو» - را كه وارد فضای هوایی آمریكا شوند، ردیابی و یا نابود كرد. هدف نهایی، ایجاد یك سپر محافظ كلی است كه قادر باشد اهداف دشمن- اعم از هسته ای یا متعارف- را از یكدیگر متمایز ساخته، به شیوه ای متناسب به آنها «بپردازد». و بالاخره، هدف «هارپ» به ویژه جلوگیری از برقراری كلیه ارتباطات رادیویی و ماهواره ای دشمنان در منطقه ای مشخص است. علاوه بر این، با تحقق این پروژه، صاحبان آن خواهند توانست سیستم ارتباطاتی خود را به سیستمی تقریباً غیرقابل نفوذ مبدل سازند.

استفاده از امواج و خواص الكترومغناطیسی آنها سلاحی است كه به شكلی وحشتناك مؤثر واقع می گردد. دكتر «روزالی برتل» تاكید دارد كه آمریكایی ها آزمایشات خود پیرامون این گونه تسلیحات را از چهل سال پیش پنهان از دید همگان و با نادیده شمردن كنوانسیون های بین المللی آغاز كرده اند. بدینسان، پروژه های متعددی شكل گرفته است كه عبارتند از: «آرگوس» (1958، Argus)، «استارفیش» (1962، Starfish)، «سولار پاورساتلایت» (1968و 1967، Solar Power Satellite)، «اسپیس شاتل اكسپریمنتز (1985، Space Shuttle Experiments)، «مایتی اوكز» (1986، Mighty Oaks) و یا «دیزرت استورم» (1991، Desert Storm).

در تمامی این پروژه ها، به دلایل و بهانه های گوناگون چون قطع ارتباطات دشمن، سلاح های پلاسمایی و...، هدف جز بازی با یونوسفر و یا برخی امواج نبوده است. بنابراین، «هارپ» آخرین فصل این پروژه هاست. آمریكایی ها حتی قصد دارند شبكه ای واقعی از ایستگاه های مشابه «گاكونا» در سراسر جهان پدید آورند و بدین گونه، نوعی سپر قابل تغییر برحسب اوضاع و احوال و شرایط برای خود برقرار سازند و بسیاری از دیگر قدرت ها نیز همین سودا را در سرمی پرورانند. در راستای این هدف است كه می بینیم مجموعه های تحقیقاتی دیگری پیرامون یونوسفر، ازجمله در پورتوریكو، نروژ (ترومسو)، پرو (خیكاماركا)، روسیه (در نزدیكی مسكو) و یا «نیژنی نوگورود» در اوكراین یا تاجیكستان به وجود آمده است.

بدینسان، مشاهده می كنیم كه در پس این پروژه تحقیقاتی به ظاهر ساده «هارپ» سلاحی مخوف نهفته است، و این سلاح مخوف چنین امكانی را فراهم می آورد كه برحسب باند فركانس به كار گرفته شده (بسیار بلند و یا فوق كوتاه)، تاثیرات خاصی- مانند كاوش در اعماق زمین از طریق اسكن آن، قطع كلیه ارتباطات هرتزی (جنگ خلیج فارس در سال 1991)، تغییر رفتار انسانی (جنگ خلیج فارس، افغانستان)، تغییر آب و هوا، «ذوب» هرگونه دستگاه پرنده در آتمسفر (جنگ ستارگان)، ایجاد زمین لرزه ها و توفان های ویرانگر، انفجارات قدرتمند در ارتفاعات (جنگ خلیج فارس)- از فاصله دور بر محیط زیست گذارده شود. نظامیان پنتاگون بر این ادعا هستندكه قدرت انتقال این سیستم بسیار زیاد و تا بدان حد است كه یونیزاسیون لایه های فوقانی آتمسفر را برمی انگیزد و آن را به آینه ای بازتاب دهنده مبدل می سازد، و بدین گونه است كه با استفاده از این پدیده امكان برقراری ارتباط با واحدهای دریایی و هوایی فراهم می آید.

آنچه كه نظامیان نمی گویند

یكی دیگر از زمینه های اجرایی« هارپ» كه بسیار نگران كننده می نماید، سلاح روانی- الكترونیك» است. در سال 1952، دكتر «خوزه دلگادو» استاد دانشگاه «ییل» آمریكا، به این مهم دست یافت كه می توان با قرار دادن افراد در معرض برخی فركانس ها و انواع موج ها، بر رفتار احساسی آنها تأثیر گذارد. دانشمندانی چون «دلگادو» و دكتر «رابرت بكر» بدین ترتیب موفق گردیدند ثابت كنند كه دو موج در كنار یكدیگر قرار داده شده كه فركانس یكی از آنها تغییر یافته باشد، اثراتی به بار می آورند كه براساس آنها می توان عملكردهای مغزی عمیق انسان را از فاصله دور تحت كنترل درآورد، و نتایج آن نیز «بسیار محسوس» خواهد بود.

در واقع، برخی امواج بسیار كوتاه (حدود 7 هرتز) می توانند سبب پیدایش عناصری شیمیایی در مغز گردند كه «طیف وسیعی از پاسخ های احساسی و یا عقلانی» را برمی انگیزند. و این، برنامه پنهان برخی قدرت ها از جمله سركردگان نظامی آمریكاست كه اربابانی «خودخوانده»اند و تلاش دارند تا از طریق نسلی تازه از سلاح های روانی- الكترونیك موسوم به «میلیترویو»، میدان الكترو مغناطیسی قدرتمندی را- كه به كمك سیستم «هارپ» و برحسب نیاز تغییر یافته است- انتقال دهند. هدف، خنثی كردن نیروهای دشمن و یا كنترل كامل بر مردم بدون اطلاع آنهاست.

از دیگر سو، به لطف تلاش های «بلاكمن» و «رزی ادی» می دانیم كه امواج انتقالی تغییراتی در فشار خون پدید آورده، سبب تغییر جریانات یون های كلیسم، پتاسیم و سدیم می گردند. این جریانات با عبور از جداره های سلولی سیگنال هایی میكروالكتریك به وجود می آورند كه در سیستم عصبی پخش گردیده، مغز را از آنچه در اطرافمان می گذرد، مطلع می سازند. بدینسان، مغز پس از آگاهی از اطلاعات به نوبه خود سبب واكنش یك ماهیچه، اتخاذ یك تصمیم و بروز یك احساس و یا حتی یك بیماری می گردد. علاوه بر این، این امواج PH خون را تغییر داده و سیستم ایمنی بدن را تضعیف می كنند.

به این ترتیب، اگرچه پروژه مزبور به داستان های تخیلی بیشتر شباهت دارد، اما جامعه ای «روانی- متمدن» پدید می آورد كه می توان با قرار دادن اعضای آن در معرض امواج الكترومغناطیسی، آنها را به اطاعت از یك «صدا» وادار ساخت. همانطور كه می دانیم، سركردگان نظم نوین جهانی به دو گروه تقسیم شده اند: در وهله نخست، بانكداران جهان و آژانس های سیاسی و مذهبی كه خواستار كنترل مطلق بر اقتصاد جهان از طریق پول جهانی و منابع طبیعی هستند، و سپس نظامیان و سرویس های مخفی كه با دانشمندان تكنولوژی همدست و متحدند.

در اواسط سال های دهه 1970، «زبیگنیو برژینسكی» رئیس شورای امنیت ملی در دوران ریاست جمهوری «جیمی كارتر»، چنین پیش بینی كرد كه تكنولوژی كنترل افكار و مدیریت جامعه بتدریج ظاهر خواهد گردید. این جامعه گروهی از زبدگان را هدایت خواهد كرد كه برای دستیابی به اهداف خود از هیچ كوششی، از جمله بهره گیری از ابزار تكنولوژیك، تأثیر بر مردم و نظارت و كنترل كامل بر جامعه، فروگذار نخواهند بود.

تمامی این حقایق در كتاب «فرشتگان این هارپ را نمی نوازند» آمده است. در سال 1997، «نیك بگیش» یكی از دو نویسنده كتاب در مصاحبه ای كه در سایت «لیدینگ اج نیوز» انتشار یافت، اظهار داشت كه نمایندگان پروژه «هارپ» طرح هایی را تدارك می بینند كه از مردم پنهان نگاهداشته شده، اما به كار نظامیان خواهد آمد. وی بر اساس مقاله ای از «واشنگتن پست» خاطر نشان كرد كه مقصد 40 درصد بودجه تجهیزات نیروی هوایی آمریكا پروژه های مخفی است و افزود: «این پروژه ها آنقدر مخفی هستند كه كنگره آمریكا حتی نمی داند بر كدام پایه استوارند!»

از سال 1964، توجه نظامیان به گونه ای خاص به استفاده از امواج معطوف گردید. در همین زمان بود كه دانشمندانی چون «رزی ادی» و «با وین» كشف كردند كه یك فركانس 450 مگاهرتزی كه به 16 هرتز تغییر یافته باشد، شیمی مغز مرغ ها و گربه ها را مختل می سازد. برای ارتش ها كاملاً بارز بود كه تجربه این امواج بر مجموع پستانداران می تواند سلاحی وحشتناك و بسیار مؤثر باشد.

سلاح های نوترونی به سه دسته تقسیم می شوند: سلاح های مرگبار با پرتوهای الكترومغناطیسی، سلاح های غیرمرگبار با هدف خنثی سازی موقت افراد كه در تظاهرات های خشونت بار قابلیت استفاده دارد، و سلاح های القاكننده ذهنی یا كنترل رفتار.

كارشناسان استراتژی پنتاگون قاطعانه با استفاده از اینگونه روش ها موافقت دارند. این را در نشریه داخلی «انقلاب در امور نظامی» (مؤسسه تحقیقات استراتژیك- كالج جنگ ارتش آمریكا) كه در دسترس عموم قرار ندارد، می خوانیم: «ارزش های ما تغییر می كنند و آفاق تازه ای به روی تكنولوژی گشوده می شود. مدت زمانی پیش، به هنگام جنگ سرد، عملیات و تسلیحات روانی هنوز در مراحل ابتدایی خود قرار داشت. اما، اكنون كه پا به عصر الكترونیك و بیوالكترونیك می گذاریم، لازم است در مرزهای روانی و اخلاقی كه با ممنوع ساختن هرگونه تكنولوژی كه بتواند روح و روان دشمنانمان را، چه در داخل و چه در سطح بین المللی، به بازی بگیرد برای خود در نظر گرفته ایم، بازنگری كنیم... بلافاصله كه امكان آن فراهم آید، شركت های خصوصی و یا نیمه خصوصی را به بهره برداری از یك تكنولوژی مناسب تشویق خواهیم كرد. به همین ترتیب، می توانیم به كمك انواع تسلیحات جدید مانند سلاح های میكروبی فلج كننده، سلاح های روانی- تكنولوژی پیشرفته و... وارد عمل شویم!»

اما، واقعیت گاه از بهترین فیلم های تخیلی نیز فراتر می رود. روس ها و آمریكایی ها از هنگام برقراری پایگاه های خود در نقاط مختلف كره زمین، مشتركا به استفاده از تكنولوژی «هارپ» پرداخته اند. این دو قدرت بزرگ كه به ظاهر علیه یكدیگر عمل می كنند، پیوسته به مبادله نتایج تحقیقات علمی خود پرداخته اند.

برخی تحلیلگران معتقدند كه «هارپ» هیچ چیز پنهان در خود ندارد، چرا كه اطلاعات پیرامون آن در اینترنت نیز انتشار یافته است. مدافعان «هارپ» همچنین مدعی اند كه «گاكونا»- كه در نزدیكی قطب واقع است- نمی تواند زیانی را كه مخالفانش ادعا می كنند، به كره زمین وارد آورد. آنها حتی می گویند كه ایستگاه «گاكونا» به هیچوجه به یك پایگاه نظامی نمی ماند، چرا كه هیچگونه تأسیسات امنیتی، حصار یا سگ های محافظ و محافظان مسلح در آن دیده نمی شود.

در واقع، هركس می تواند به منطقه آنتن ها نفوذ كند و در وهله نخست همه چیز شفاف به نظر می رسد. اما، اگر هدف از این شفافیت ظاهری پنهان ساختن جنبه حقیقی «هارپ» باشد، چه؟ پایگاه «گاكونا»، محل تولد «هارپ»، امروز به یك ویترین تكنولوژیك تبدیل شده است و شعبات گوناگونی در خاك روسیه و آمریكا دارد. از دیگر سو، سیستم فرستنده «هارپ» به راحتی قابل انتقال به وسیله كامیون ها و یا هواپیمای بزرگ نظامی است.
درواقع، عملیات «درهای باز» گاكونا هیچ چیز را ثابت نمی كند، چراكه استفاده از فیزیك كوانتومی را فاش نمی سازد.
 
فجایع طبیعی یا حمله نظامی؟
اتحاد شوروی سابق و آمریكا از سال های 1950 تمامی توجه خود را معطوف آتمسفر ساختند. دانشمندان این دو قدرت متوجه شده بودند كه ارسال امواج یونیزه كننده بسیار قوی امكان تغییر آب و هوا را فراهم می آورد. در اواسط دهه 1970، مهندسان شوروی تمامی تلاش خود را برای دستكاری یونوسفر به كار گرفتند و فرستنده قدرتمند خود را به كار انداختند. بدینسان، مردم آلاسكا زمستانی به طور استثنایی گرم را پشت سر گذاردند، برای نخستین بار در میامی و جزایر باهاما كه عملاً در خط استوا قرار دارند، برف بارید، و شوروی نیز از زمستانی ملایم بهره مند گردید.

ایجاد نوعی آب و هوا در یك منطقه و یا یك كشور صرفاً با كاهش احتمال آن در منطقه ای دیگر میسر می گردد. در سال 1973، هندوراس كشور آمریكا را متهم كرد كه با دزدیدن باران و تغییر مسیر توفان «فی فی» با هدف نجات صنعت جهانگردی خود، این كشور را با خشكسالی عظیمی روبرو ساخته است. این توفان خساراتی به بار آورد كه در تاریخ هندوراس بی سابقه بود! السالوادور نیز اتهاماتی مشابه به آمریكا وارد آورد، و ژاپن مدعی شد كه با ایجاد توفان در «گوام»، باران لازم برای ادامه حیاتش را دزدیده اند. در این حال، (زیمبابوه كنونی) و اسرائیل به دزدیدن باران كشورهای همسایه متهم شدند. طبق شایعات، دگرگونی عظیم آب و هوایی سال های 83-1982 ناشی از پدیده «ال نینو» در اقیانوس آرام نیز براثر اقدامات شوروی در یونو سفر پدید آمد. اما، به شكلی شگفت انگیز بازگشت «ال نینو» پس از آن تأثیراتی مشابه برجای نگذارد.

در دسامبر 1975، «هوارد بندیكت» خبرنگار آسوشیتدپرس، در گزارشی پیرامون جنگ آب و هوایی باعنوان «آب و هوا، سلاحی مخفی؟»، درمورد علت تكذیب وجود چنین سلاح هایی از سوی سخنگویان آمریكایی و روس نوشت: «اگر آنها اعتراف كنند كه از سلاح های برتر آب و هوایی برخوردارند، تصور واكنش مردم چندان دشوار نخواهد بود. چراكه، كمترین ناهنجاری آب و هوایی آنها را به این فكر می اندازد كه: جنگ است!»

و البته، نگران نكردن افكار عمومی یك اولویت است و رسانه های تحت كنترل كشورها در این راستا بسیار می كوشند. در فرانسه كه سانسور درمورد پدیده های آب و هوایی كامل است، تنها یك نویسنده- «ژان مارك فیلترمن» كتابی درمورد جنگ آب و هوایی به نگارش درآورد كه «سلاح های تاریكی» نام دارد. «ژان موسی برتبرگ»، خبرنگار هفته نامه «و.اس.د» نیز این شهامت را یافت كه بنویسد: «سرویس های مخفی به دنبال تخیلات خود می روند. توفان های دسامبر1999 پدیده ای طبیعی بود یا حمله تروریستی؟» این روزنامه نگار در تحقیقاتی پیرامون سرویس های ویژه و نظامی مختلف آمریكا در سال 1970 فاش ساخت كه «زبیگنیو برژینسكی» در كتابی پیرامون كنترل وضعیت آب و هوا تحت عنوان «بین دونسل»، پرده از برنامه نظامی جنگ مخفی جدید آمریكا برداشته است. جنگی نامرئی با هدف نابودی بخش های مختلف تولید در كشورهای رقیب: «تكنیك های تغییر آب و هوا می تواند در راستای ایجاد دوران های طولانی خشكسالی و یا بارانی به كار رود.» سلاحی خاموش برای جنگی بی صدا!
 
كنترل افكار
دانشمندان می گویند، نظامیان هنوز در مراحل تجربی كارهای خود قرار دارند، اما در همین حد نیز نتایج بدست آمده بسیار «نویدبخش» است. نشریه «دیفنس نیوز»، ارگان نظامی رسمی آمریكا (شماره 19، مورخ 13 آوریل 1992) پیرامون جنگ خلیج فارس و عملیات «توفان صحرا» در سال 1991 نوشت: ایالات متحده در میدان نبرد سلاحی الكترومغناطیسی (EMP Weapon) به كار گرفت كه هدفی دوگانه داشت: قطع هرگونه ارتباط رادیویی دشمن، و تأثیری وحشتناك در زمینه جنگ روانی! بدین ترتیب، بهتر می توان درك كرد به چه دلیل ده ها سرباز عراقی بدون جنگیدن خود را تسلیم كردند.

دیگر شكل بكارگیری تكنولوژی چند منظوره «هارپ»، انتقال مقادیر بسیاری انرژی بدون استفاده از كابل است، كه به عنوان مثال برای تغذیه باتری های الكتریك یك زیردریایی كاربرد دارد. اما، زمینه اجرایی دیگری نیز وجود دارد كه بسیار وحشتناك است. كافی است آزمایشات مخفی و وحشتناك انجام گرفته برروی سربازان بیچاره را به خاطر آوریم كه طی آنها مقادیر زیادی موادمخدر به منظور تغییر رفتار این سربازان به آنها تزریق گردید. و یا، همانطور كه در بالا بدان اشاره شد، تأثیرگذاری بر فعالیت های مغزی به كمك امواج الكترومغناطیسی. دكتر «نیك بگیچ» بی تردید تأكید می كند كه یكی از اهداف پروژه «هارپ» كاربردی كردن چنین سلاحی است. «خوزه دلگادو» و یا دكتر «رابرت بكر» موفق شده بودند نشان دهند كه امواجی از نوع امواج بسیار كوتاه(ELF) به همراه یك جریان آلترناتیو فركانس هایی را پدید می آورد كه می توان از آنها با نتایجی كاملاً ملموس استفاده كرد. بنابراین، قابل درك است كه تكنولوژی هایی از این دست برای كارشناسان استراتژی پنتاگون بسیار جذاب بنمایند.

منابع: سایت های هارپ آلاسكا، مولتی مانیا، ارت پالس، كنسپیراسیون، موندیالیزاسیون، آلترانفو، سیتی نت،ژئو لیبرتر،بیلبیت نامبرز.


شنبه 27 شهریور 1389

فناوری خطرناك هارپ

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :سلاح های خطرناك ،

http://www.thelivingmoon.com/45jack_files/04images/Bases/haarp7.jpg


http://www.fas.org/irp/program/collect/harp_pan.jpg

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 23:11  توسط مدیر  |  4 نظر

هارپ چیست؟

 

 

 

مدتی است که با یک تکنولوژی استثنائی به اسم “هارپ” آشنا شده ام و در پیامد این آشنایی تمام اینترنت را برای منابع ایرانی در مورد این موضوع گشتم، اما به نتیجه ی خاصی نرسیدم. اگر شما در گوگل “HAARP”  را جستجو کنید به هزاران هزار وب سایت برخورد خواهید کرد که در مورد HAARP نوشته اند… اما همه ی آنها به انگلیسی هستند. نهایتا ایرانی های عزیزی که با زبان انگلیسی آشنایی ندارند در مورد این مسئله ی حساس خبری نخواهند داشت، و ندانستن به این معنی است که از طریق هارپ هر  آسیب و بلایی  که دلشان می خواهند سر مردم دنیا بیاورند، و در اخبار ها و روزنامه ها به عنوان “پدیده های طبیعی” تقدیم مردم کنند و مطمئنا کسی که در مورد هارپ چیزی نمی داند خام این حرف ها خواهد شد.

حوادث طبیعی در طول میلیون ها سال طبیعی بوده اند بغیر از ده های اخیر که این حوادث برخی طبیعی و برخی دیگر از طریق تکنولوژی های پیشرفته تولید و به جان و مال مردم لطمه میزنند.

این حوادث ظاهراً طبیعی که غیر طبیعی تولید میشوند (مثل زلزله، طوفان ها، خشکسالی ها و سیل های بی شاخ و دم) را امروزه از طریق فرستادن ماکرو ویو (microwave) از ماهواره ها و پروژه های هارپ بوجود می آورند. قابل گفتن است که زلزله را نیز میتوان از طریق انفجار بمب اتمی در چاهای عمیق نیز تولید کرد.

من به عنوان شخصی که با تحقیق هایم به دنبال حقیقت های پوشیده هستم، وظیفه ی خود می دانم که جواب هایی را که پس از مطالعه در این مورد به دست آورده ام را به زبان فارسی، همراه با عکس و فیلم در اختیار ایرانیان بگذارم.

اگر چه این مسئله یک مسئله ی جدید و در عین حال به اثبات رسیده است، ولی با این حال در مورد آن تبلیغاتی انجام نمی شود. من نیز مسئله را از لحاظ علمی به طور مطلق مطرح نخواهم کرد. آنچه را که می خوانید بیشتر جنبه ی آگاهی دارد و تحقیق بیشتر در این مورد به عهده ی شما خواهد بود.

 

از هر کسی که این مقاله را می خواند خواهش می کنم این مسئله را جدی بگیرد. برنامه های وحشتناکه هارپ در راه است و همینطور که خواهید خواند علائم آن در ایران دیده میشود. این نوشته را بخوانید، و به این بلاگ در بلاگ هایتان لینک بدهید یا حتی نوشته ی من را در بلاگ هایتان بگذارید ، به دوستان ایمیل کنید، و کلا از هر طریقی که می توانید دیگران را نیز مطلع سازید، تا شاید بتوانیم جلوی عملکرد این سیستم و آن هایی که کنترلش می کنند را بگیریم.

هارپ چیست؟ به صدای هارپ گوش دهید

هارپ یک پروژه تحقیقاتی است که در ظاهر برای بررسی و تحقیق درباره لایه ی آیونوسفیر (Ionosphere)  و  مطالعات معادن زیر زمینی (با استفاده از امواج رادیویی ELF/ULF/VLF) تاسیس شده است. ولی در واقع ”پروژه ای با تکنولوژی جنگ ستارگارن”  به منظور  کامل کردن یک سلاح جدید پایه گذاری گردیده است.

( توضیح آنکه: جنگ هایی که از  امواج “رادیویی”، “لیزر” و “نیروی مغناتیس” برای صدمه به نیروی مقابل استفاده کند به جنگ ستارگان معروف است و این اسم را از فیلم  Star War گرفته اند)

آیونوسفیر چیست و کجاست؟

لایه ی آیونوسفیر در بالاترین لایه ی اتموسفیر (Atmosphere) قرار دارد.

این لایه تشعشات خطرناک “ماورای بنفش” و “اکس ری” خورشید را  جذب کرده  و مانند سقفی از ورود آنها به زمین جلوگیری می نماید تا زندگی بر روی کره زمین امکان پذیر گردد. همچنین به دلیل محیط الکتریکی موجود در آیونوسفیر  از این لایه برای انعکاس امواج رادیوئی به اطراف زمین استفاده می شود. اگر این لایه به هر دلیلی دچار اختلال شود تاثیرا ت بسیار زیادی بر روی زمین گذاشته و زیستن را مختل می کند.

لایه آیونوسفیر چه ربطی به هارپ دارد؟

سیستم هارپ طوری طراحی شده است که بر روی آیونوسفیر تاثیر مستقیم داشته باشد. از نمونه های این تاثیرات قرمز و گداخته شدن و یا ذره بینی نمودن لایه را میتوان نام برد.

این سیستم در حال حاظر از یک مجموعه آنتن های مخصوص (١٨٠ برج آنتن آلومنیومی به ارتفاع ۵٠/٢٣متر) تشکیل و برروی زمینی وسیعی به مساحت ٢٣٠٠٠ متر مربع در آلاسکا (Alaska) نصب گردیده است.

آنتن های هارپ با پرتاب رادیو فرکانس های بالا به آیونوسفیر می توانند ناحیه وسیعی از آیونوسفیر را گرم کرده و در نتیجه این ناحیه به تپش افتاده و در اثر آن امواج پایین و فوق پایین ELF/ULF/VLF تولید و به زمین فرستاده شوند. لازم به توضیح است که از میان تاسیسات مشابه آن در دنیا، هارپ تنها سیستمی است که عملا قادر است جهت و زاویه پرتوها را کاملا در کنترل داشته باشد و هر ناحیه از آیونوسفیر را که بخواهند هدف گیری کنند.

آنتن های هارپ در آلاسکا

اصولا امواج آنتن ها پس از اصابت به آیونوسفیر و بازگشت به زمین قادر اند نه تنها به عمق دریا بروند بلکه فرا تر رفته و به اعماق زمین نیز وارد میشوند و عملکرد آن بمانند “رادیو ترموگرافی” (Radio Thermography) است که امروزه ژئولژیست ها برای  اکتشافات مخازن مختلف شامل گاز و نفت استفاده می کنند.  وقتی یک موج پایین “رادیو ترموگرافی” به داخل زمین فرستاده میشود به لایه های مختلف برخورد کرده و آن لایه ها را به لرزه می آورده و از لرزش صدایی با فرکانسی مخصوص تولید و به سطح زمین باز میگرداند و ژئولژیست ها از صدای بازگشتی قادرند مخازن زیرزمین را شناسایی کنند.

با این تفاوت که رادیو ترموگرافی سیستمی است که با قدرتی به کوچکی ٣٠ وات لایه های زیر زمینی را به لرزه درمی آورد و حال آنکه هارپ سیستم فوق الاده پیشرفته تری است که همان لایه های زمین را می تواند با استفاده از قدرتی برابر با ١,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (یک میلیارد)  تا ,١٠,٠٠٠,٠٠٠,٠٠٠ (ده میلیارد) وات بلرزاند! بدیهی است که هر چقدر قدرت امواج بیشتر می شود, تاثیراتش بر روی آیونوسفیر و اثرات ذره بینی آن بالاتر می رود. هدف از استفاده از این قدرت چیست؟

 

http://zoodi.com/121/soraya.blog/s--EarthQuake-Haarp.gif

از نمودار فوق متوجه می شوید که آیونوسفیر گداخته شده (به رنگ قرمز دیده می شود) و سپس مثل یک قلب شروع به تپش میکند و از این تپش ها، فرکانس های فوق پایین تولید شده که پس از اصابت به زمین به  داخل آن نفوذ مینماید و در توضیحات زیر مشاهده خواهید کرد که چگونه از این فرکانس فوق پایین و نیرومند، زمین زلزله و خرابی تولید میگردد.

برای درک چگونگی ایجاد زمین لرزه یک مثال بزنم: وقتی شخصی صحبت میکند، اول تارهای صوتی او میلرزند (مثل لرزش های ایجاد شده در آیونوسفیر). از این لرزش فرکانس صوتی تولید شده و پس از اصابت به پرده گوش شنونده، پرده گوش او را میلرزاند (مثل به لرزه در آوردن لایه های زیر زمین به سبب اصابت فرکانس های تولید شده از آیونسفیر) و سپس در گوش صدا تولید شده و شنونده آنرا به شنود.

خوب حالا که چی؟

با کمی فکر کردن می توان متوجه این شد که تکنولوژی هارپ “با ویژگی معادن یابی” برای پیدا کردن مخزن های گازی و نفتی ساخته نشده است! زیرا برای پیدا کردن مخازن نیاز به یک میلیارد وات نیست و یک ترموگراف برای این کار کافیست. با توجه به تاثیرات هارپ بر روی آیونوسفیر و نهایتا تاثیرات آن بر روی زمین و وضعیت آب و هوا، می باید در مورد این تکنولوژی کمی جدی تر فکر کنیم. این تغییرات شامل خشکسالی در مناطقی که تا به حال بی سابقه بوده است، بارندگی های سیل آسا در جاهایی که به خشک بودن معروف هستند، طوفان ها و سونامی ها و ساده تر از همه ایجاد زلزله را میتوان برای هارپ به شمار آورد.

ناگفته نماند که امواج بازگشتی از آیونوسفیر، پس از ورود به عمق دریا میتوانند صدمات جانی برای موجودات دریایی، به خصوص نهنگ ها و دلفین ها را در بر داشته باشند.

توضیحات کوتاهی در مورد برخی از کاربرد های هارپ به شرح زیراند:

١-  ایجاد موج Extreme Low Frequency) ELF) با فرکانس از ١ تا  ٢٠ هرتس به توسط  آیونوسفیر، که با برخورد امواج هارپ تولید شده و سپس به زمین فرستاده می شود و تا اعماق ٣۵ کیلومتری زمین نفوذ نماید که پس از برخورد  به لایه های مختلف زیر زمینی تولید صدا نموده و در پی آن ایجاد زلزله می نماید.      برای تعاریف “فرکانس باند” ها به اینجا اشاره کنید.

٣٠ دقیقه قبل از زلزله ی سیچوان (Sichuan) در چین در سال ٢٠٠٨، واکنش گذاختگی آیونوسفیر در آسمان مشاهده میشد و در پی آن زلزله هولناک ٨ ریشتری در آنجا بوقوع پیوست.       فیلم کوتاهی از این گذاختگی را تماشا کنید.

٢-  با قابلیت تکنولوژی “ترموگرافی” می تواند کلیه اطلاعات معدن های زیر زمینی کره زمین را در اعماق کم شناسایی کند و کلیه تاسیسات زیر زمینی کشورهای دیگر را دقیقا زیر مطالعه قرار دهد.

٣- ایجاد سونامی، خشکسالی، آتش فشان، سیل ها، طوفان هایی نظیر طوفان کاترینا در نیواورلئان (New Orleans) طوفان گانو عمان .

۴- انتقال نیروی برق از محل تاسیسات هارپ به نقطه ی دیگر از زمین و همچنین انتقال  برق از زمین به ماهواره ها.

۵- ایجاد اختلال و کنترل فرکانس های نوری مغز در سطوحی به وسعت شهرها و کنترل انسانها از راه دور و ایجاد “غش” و تولید  ”وهم” در مغز انسانها.

۶- ایجاد اختلال در جریان برق و قطع برق شهری و اختلال در کار کامپیوتر هواپیماهای مسافربری (مقاله ای از شرکت بوئینگ (Boeing) در این رابطه بخوانید)، جت های جنگنده، کشتی ها، زیر دریایی ها و غیره.

٧- ایجاد انفجار های عظیم زیر زمینی با قدرت بمب های اتمی و بدون تولید اشعه های رادیو اکتیو (Radioactive).

٨- اختلال درعملکرد طبیعی آیونوسفیر که چرخش زمین را در کنترل دارد. احتمال بسیار میرود که درصورت دستکاری های متناوب تاثیراتی در حرکت چرخشی زمین ایجاد گردد، بدین صورت که یا چرخش را سرعت بخشیده و یا کند نماید.

٩- ایجاد دیوارهای رادیویی ضد هواپیما و ضد موشک.

می توان به راحتی گفت که همه اسلحه های جنگی معمول و متداول امروزه در مقابل با این تکنولوژی جدید کاملا متروکه به شمار میایند به گونه ای که “هارپ” میتواند با یک عملکرد کلیه کامپیوتر های یک هواپیما را از فواصل دور از کار انداخته و آنرا سقوط دهد.

با دقت متوجه میشوید هارپ استفاده های زیادی بعنوان تهدید و یا سرکار گذاشتن کشورها دارد. مثلا می خواهند به کشوری حمله کنند در این صورت برای جلوگیی از مزاحمت احتمالی کشور همسایه برای آنها زمین لرزه آورده و با سرکار گذاشتن آن کشور، برنامه های شوم خود را اجرا کنند.

در این مقاله ما فقط  به نکته ١، یعنی فقط در رابطه با ایجاد زلزله بتوسط  هارپ می نویسم.

در ابتدا نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه هایی که در بیست سال اخیر در ایران رخ داده اند. این اطلاعات را از وب سایت “پژوهشگاه زلزله شناسی ایران“  به دست آوردم. این نمودار با توجه به تعداد زمین لرزه های بالای 3 ریشتر تهیه گردیده است.

نکته ی مورد توجه اینجاست که سیستم هارپ در سال ١٩٩٨ (١٣٧٧) تکمیل شد و این مصادف با سالیست که از آن به بعد به تعداد زمین لرزه ها در ایران اضافه شده است.

همان طوری که مشاهده می کنید، تعداد زمین لرزه هایی که در ایران در بیست سال اخیر آمده است رو به بالا بوده. محاسبات من اینگونه نشان میدهد که:

٧/٢٠٨  میانگین  بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧

۴/۶٣٩  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخیر برابر با :   ۴/٢٠۶ درصد

برای مقایسه نگاهی می کنیم به تعداد زمین لرزه های بیست سال اخیر در نیوزیلند که یکی از زلزله خیز ترین کشورهای دنیا می باشد. اطلاعات را از وب سایت “جی ان اس – نیوزیلند” به دست آوردم.

٣/١۵۵٩٣  میانگین  بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧

٢/١۵٢٠۶  میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

کاهش در دهه اخیر برابر با : ۴۶/٢ درصد

اگر به نمودار زلزله در آلاسکا، که مجموعه ی هارپ در آن واقع است دقت کنیم متوجه افزایش بسیار غیر طبیعی را در سال ١٣٨١ مشاهده می کنیم که تعداد زمین لرزه ها به یکباره چهار برابر سال های قبل می شود. این تغییر ناگهانی شاید به دلیل آزمایشات تحقیقاتی مسئولین هارپ در این ایالت باشد. اطلاعات زیر از از وب سایت “مرکز اطلاعاتی زمین لرزه آلاسکا” به دست آمده است.

٩/۴٧٧٣ میانگین  بین دهه ی ١٣۶٧-١٣٧٧

۴/١٨۶۵٨ میانگین بین دهه ی ١٣٧٧-١٣٨٧

افزایش در دهه اخیر برابر با : ٨/٢٩٠

چرا درصد زلزله ها در عمق ١۴ کیلومتر در ایران اینگونه بالا رفته اند؟

در حین جستجو ها به یک عدد ویژه ای برخورد کردم که به نظرم  غیر واقعی رسید. سئوالی برایم پیش آمد که چگونه اغلب زمین لرزه ها در چند سال اخیر در ایران در عمق ١۴ کیلومتر اتفاق افتاده اند؟ و وقتی نگاهی به دهه قبل انداختم متوجه شدم که عملا درصد زمین لرزه ها در این عمق یا صفر بودند و یا حد اکثر تا دو درصد.

یاد آور می شویم:  زمین لرزه های خطر ناک در لبه های “رگه گسل”  یا “Fault lines” تولید میگردند.

ارگ بم ما چه شد؟

بم بعد از ٢٠٠٠ سال ایستایی؟!

 

در اواخر آذر ماه ١٣٨٧ در اینترنت به دنبال مطالبی در مورد زلزله در ایران بودم، که به تالار گفتگو وب سایت پی سی ورلد رسیدم. در آنجا به مطلبی که شخصی با نام  ”عادل کهن” (adelkohan)  در مورد وقوع زلزله های پی در پی بندر لنگه نوشته بود برخورد کردم  که در زیر مشاهده می کنید:

من ساکن بندرلنگه هستم، شهری کوچک در کنار خلیج فارس.
دو هفته قبل زلزله زیاد میومد که کمتر از 3 ریشتر بود. این زلزله ها تا دو هفته ادامه داشتند. در موقع زلزله بعضی از قسمت های دریا برای چند لحظه قرمز میشد و در این دو هفته ماهی ها میمردند و بعضی ها هم سوخته بودند. بعد چند روز بوی بد (مثل بوی فاضلاب) از طرف دریا به سمت شهر اومد.
در اخبار استان گفته بود که این به خاطر جلبک های سمی در دریا است (که من در این ٢٧ سالی که در بندرلنگه بودم جلبک سمی نشنیده بودم). بعد از این اعلام کرد که ماهی های بعضی مناطق استان را کسی مصرف نکند.
من یک تکه از فیلم حادثه عجیب که در دریا رخ داده می گذارم و نگاه کنید.
من خودم وقتی یک هفته زلزله پشت سر هم میکرد گفتم حتما کوه آتشفشان توی دریا است. حالا نظر دوستان چیه…

برای تماشای این فیلم کوتاه به اینجا اشاره کنید

این کلیپ کمتر از یک دقیقه است و تماشای آن به شما توصیه می شود. هنگام تماشا به قرمزی روی سطح آب دقت کنید.

دلفین های ما چه شدند؟

در سال ١٣٨۶ , ١۵٢ دلفین در خلیج فارس به طور غیر منتظره در دو نوبت به فاصله یک ماه مرده و به ساحل دریا کشیده شدند. دسته ی اول شامل ٧٩ دلفین و دسته دوم هم ٧٣ دلفین بود.

دلیل های مختلفی برای مرگ این دلفین ها آورده شد ولی اگر از من می پرسید هیچ کدام قانع کننده نیستند. این دلفین ها کاملا مشخص است که سوخته اند! اینکه “خودکشی” کرده اند، یا اینکه به خاطر “فعالیت های صیادی” مرده اند جوابگوی سوختگی بدن های آنها را نمیدهد!

به گزارش خبرگزاری آفتاب “علت مرگ ٧٣ دلفین دیگر که یک ماه پس از حادثه نخست رخ داد را نیز این کارشناسان بین‌الملللی در گزارش خود،  ‘عوامل طبیعی’ اعلام کرده‌اند که در این گزارش هنوز عوامل طبیعی ناشناخته است و می‌تواند ‘شوک’ یا ‘استرس’ باشد که در نتیجه آن یکی از دلفین‌ها به سمت ساحل آمده و مابقی نیز به دنبال آن آمده‌اند یا یکی از آن‌ها برای شکار ماهی به سمت ساحل آمده و بقیه نیز آمده‌اند و در ساحل که شیب ملایمی دارد، گیر کرده‌اند.” ٢/١٢/١٣٨۶

 

آیا پاسخ به سئوال مرگ دلفین ها در خیلج فارس “هارپ” نیست؟

این سوختگی نیست؟؟؟؟؟؟

 

هارپ (HAARP) یک پروژه ایست که مسئولین اعلام کردند برای “بررسی و تحقیق” درباره لایه ی آیونوسفیر بر پا شده است. ولی در واقع این یک سلاح پیشرفته ی جنگی جدید است که کلیه ی اسلحه های صده ی قرن بیستم را فلج می کند.

هزینه های این پروژه مشترکا از طرف نیروی هوایی آمریکا، نیروی دریایی آمریکا، آژانس تحقیقاتی پروژه های دفاعی پیشرفته ی آمریکا و دانشگاه آلاسکا است. لازم به یادآوریست که سیستم “هارپ” در کشورهای گرین لاند، نروژ، شوروی و همچنین در روی بعضی از ماهواره ها به جهت فلج کردن سیستم رادیویی هواپیما ها و نهایتا سقوط آنها استفاده میگردد.

نتایج:

همانطور که گفته شد ارتعاشات رادیویی هارپ باعث سرخ شدن لایه آیونوسفیر شده و این لایه را  به نوسان در می آورد.

این نوسانات به نوبه خود موجب صدا با فرکانس های پایین از ١ تا ٢٠ هرتس می شوند که فرکانس

(Extremely Low Frequency/Ultra Low Frequency   ELF/ULF)  نام دارند. این فرکانس ها پس از نفوذ به زمین، زمین زلزله ایجاد می کنند.

با توجه به ازدیاد درصد زلزله در سطح ایران در دهه اخیر نسبت به دهه پیشین که متجاوز به ۴/٢٠۶ % بوده است میتوان به وجود تاثیرات دیگری در ایجاد زلزله های مصنوعی پی برد، خصوصا آنکه این ازدیاد پس از آغاز فعالیت های هارپ واقع شده اند.

پیشنهادات برای پیش اخطار:

اینکه همه باید در مورد هارپ و ماهواره هایی که دارای چنین تکنولوژی هستند کاملا آگاه و مطلع باشند هیچ شکی نیست و قصد من در جمع آوری این اطلاعات صرفا به همین منظور نیز بوده است. بنابراین تقاضای ما از شما خواننده ی محترم با فروتنی چیزی جز این نیست که آنچه را که در این مقاله خوانده اید به دیگران انتقال دهید.

برای پیشگیری و دریافت پیش اخطار از این قبیل زلزله ها میتوان ایستگاهایی در حوزه های وسیع تاسیس و بکار گرفت و با اندازه گیری فرکانس صداهایی که از آسمان می آید به  بروز  این زلزله پی برد.

زمان دریافت پیش اخطارهای ELF بین ١۵ دقیقه تا ٣ ساعت قبل از وقوع زلزله متغیر است. زلزله ی چین ۳۰ دقیقه پس از مشاهده ی سرخی آیونوسفیر به وقوع پیوست.

اندازه گیری فرکانسELF/ULF  در جاهایی که خالی از فرکانسهای مزاحم دیگر از قبیل برق فشار قوی، فرودگاه ها، ایستگاه های رادیویی و تلفنی میباشد، انجام پذیر است.

نمونه ای از یک دستگاه ELF/ULF  سنج دستی و یک دستکاه Magnetometer را در زیر مشاهده میکنید. برای اطلاعاب بیشتر بر روی آنها اشاره کنید.

 

ُELF/ULF Receivers 0.01Hz-40Hz Bell-5180-Magnetometer

پیام آخر:

تصور نکنید که همه  سیل ها، خشکسالی ها و زلزله ها طبیعی اند، خیر!  اول گرم شدن “جو” را به دروغ به مردم میفروشند و در اذهان جاسازی میکنند و بعد همه بلاهای شبه طبیعی را بر سر مردم آورده و اگر کسی سئوال کرد که “این همه سوانح از کجاست؟” میگویند “تقصیر از شما است که هوا را گرم می کنید!”

هدف من از جمع آوزی و نوشتن این مقاله سیاسی نبوده و قصد تکرار شعار های  ”مرگ بر آمریکا” را ندارم و صرفا به جهت ابراز نگرانی و نیز  آگاهی به خوانندگان تهیه کرده ام.

و اما سوال من از شما:

آیا می توان نسبت به دو هفته زلزله متداوم در بندر لنگه بی اعتناء و بدون دانش بود؟

آیا این زلزله ها واقعا طبیعی است و یا به ظاهر طبیعی و عملا ساخت بشر است؟

آیا می توان به تحقیق بیشتر در این زمینه ادامه نداد؟

 

تقدیم به ایران، شاد و موفق باشید…

مراجع دیگر: (به این قسمت اضافه خواهم کرد)

۱۵ اسفند ۱۳۸۷: با تشکر از تمامی دوستان که انقدر از این مقاله استقبال کردند. می توانم بگویم که این نوشته در کمتر از سه هفته به دست (حداقل) ۱۵۰۰ نفر رسیده است و این با کمک شما بوده است، و از این بابت واقعا ممنونم.

یک تالار گفتگویی به اسم “سنترال کلابز” مقاله ی من را در وب سایت خود قرار داد. اینجا دوستان زیادی سئوالاتی داشتند که به تک تک آنها (تا به امروز) جواب داده ام. برای مشاهده کردن از این سایت به اینجا اشاره کنید. بعد از مقاله دوستان سئوالات خود را ارائه دادند و جواب های من در لابه لای این سئوالات پیدا می شود. گفتم شاید شما هم سئوالاتی داشته باشید که در آنجا پرسیده شده باشد، و بتوانید جوابتان را آنجا بخوانید. البته همانطور که قبل نوشته ام، از طریق ایمیل هم می توانید با من تماس مستقیم بگیرید و سئوالات خود را بپرسید.

به زودی تمامی این سئوالات و جواب هایشان را به صورت یک Word Document در اختیار شما خواهم گذاشت.

ویدیوهایی از ثریا:

چندین کلیپ ویدیویی برای تماشا و دانلود آماده کرده ام که دیدن آنها توصیه میشود. در حال حاظر تنها کیفیت خوب این ویدیوها آپلود شده اند. به زودی کیفیت های متوسط و پایین را آماده خواهم کرد. در صورتیکه نیاز به کیفیت های تلویزیونی به هر منظوری داشته باشید به من ایمیل بزنید.

هارپ در خلیج فارس و شاید جوابی به سوختن و مرگ دلفین ها؟ (حجم: حدودا ۲۰ مگابایت، مدت زمان: ۴ دقیقه ۲۲ ثانیه)

نباید زلزله بم دوباره تکرار شود (حجم: حدودا ۷ مگابایت، مدت زمان: ۱ دقیقه ۴۹ ثانیه)

نباید سونامی اندونزی دوباره تکرار شود (حجم: حدودا ۹ مگابایت‌، مدت زمان: ۲ دقیقه)

دانلود متن کامل این نوشته به صورت Word Document با ۲ کیفیت مختلف:

Word 2003v: (آخرین ویرایش در ۲۳ اسفند ۱۳۸۷)

کیفیت بالا (حجم: ۷۶۸ کیلوبایت)          کیفیت معمولی (حجم: ۳۶۲ کیلوبایت)

ویدیوها و کتاب هایی از محققان خارجی به زبان انگلیسی:

در مورد “هارپ” کتابی بنام  Angels Don’t Play This HAARP بتوسط Dr. Nick Begich  نوشته و بر مبنای آن دو ویدیو،  یکی در سال ۱۹۹۵ بنام  Angels Don’t Play This HAARP و ویدیوی دیگری در سال ۲۰۰۸ بنام  Angels Still Don’t Play This HAARP تهیه شده است.

در مورد جنگ ویتنام (Vietnam) و باران های سیل آسا و دستکاری آب و هوا به توسط آمریکا (اغلب باران های استوایی از طریق ماهواره و سمپاشی از هواپیما بر روی ابر ها ایجاد می شدند) آقای دکتر  باب فیتریکاس (Dr. Bob Fitrakis) کتابی بنام Weather Modification & Full Spectrum Dominance نوشته و فیلمی از کنفرانس خود در این زمینه  تهیه کرده که بخشی از آن را در کلیپ ویدیویی بنام THE MAD WHITE HOUSE WILL USE LASER WEAPONS میتوانید مشاهده کنید.

مقاله ای در مورد عملکرد هارپ در دانشگاه استانفورد (University of Stanford) به نام HAARP PROJECT تهیه شده است که فقط به جنبه تحقیقاتی هارپ نگاه می کند و به جنبه های غیر انسانی آن توجهی نشده است.

سوالی به بقاء موجودیت و در آینده ای نه چندان دور؟ به اینجا HAARP WORLDWIDE اشاره کنید.

برای پیوند های مطالعاتی امواج رادیویی زیر فرکانس ۲۲ KHz به اینجا اشاره کنید.

پارلمان شوروی به هارپ چگونه فکر میکند؟

اعتراض شرکت  بوئینگ (Boeing) به هارپ در این رابطه بخوانید.



برچسب ها: فناوری خطرناك هارپ ،

سه شنبه 7 اردیبهشت 1389

دشمن را باید شناخت.رهبر كبیر ایران

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :عمومی ،


با آن‌که آمریکا مدعی است سیاست دیپلماسی و راه حل‌های سیاسی را برای حل مشکلات با ایران در پیش گرفته است، روند فعل و انفعالات نظامی و امنیتی آمریکا و متحدانش و نیز حجم بالای نیروهای نظامی اش در منطقه، نشان می دهد که محور برخورد نظامی با ایران را همچنان در سیاست‌هایش حفظ کرده است. با آنکه بسیاری و چه بسا در یک جنگ روانی علیه ایران، گمانه زنی حمله نظامی به ایران را در فصل بهار پیش‌بینی می‌کردند، هم اکنون این گمانه زنی‌ها به فصل تابستان یا پاییز انتقال یافته است که حتی اگر در قالب یک فشار روانی جدید علیه ایران باشد، نمی توان آن را نادیده گرفت، به ویژه آنکه تیم محافظه‌کاران کاخ سفید، همچنان استفاده از سیاست زور را در دستور کار خود دارد.

حضور ناوهای هواپیمابر آیزنهاور و جان استینز و اضافه شدن ناوهای هواپیمابر ریگان و نیمیتز که در مجموع می‌تواند چهارصد هواپیمای جنگی را با خود حمل کنند، بر این گمانه‌زنی‌ها افزوده است. ناو نیمیتز 5617 سرنشین دارد و در جنگ‌های بوسنی و هرزگوین، حمله به افغانستان، عراق و یوگسلاوی سابقه شرکت داشته است. به تازگی این ناو در سال 2005 پس از هجده سال حرکت و انجام مأموریت‌های محوله در دریاهای آزاد جهان، به روز شده است و اکنون در منطقه خلیج فارس حضور دارد و یک ناو صددرصد جنگی به شمار می رود. این ناوهای هواپیمابر دست کم گنجایش نود هواپیما از نوع
F-18 و هواپیماهای آواکس و هواپیماهای راداری از نوع E-2C
را در خود دارند.

در بین این ناوها، ناو هواپیمابر ریگان جدیدترین آن است که برای یک دوره پنجاه ساله طراحی شده است. آمریکا با فرض اینکه ایران در یک برخورد نظامی احتمالی، اقدام به مین گذاری آب‌های خلیج فارس و به ویژه تنگه هرمز خواهد کرد، یکی از وظایف ناو رونالد ریگان را از بین بردن مین‌ها در آبهای خلیج فارس قرار داده است و کارشناسان نظامی آمریکایی بر این باورند که این ناو در این مأموریت، جزو بهترین امکانات نظامی ناوگان دریایی آمریکاست. این ناوها به دلیل استفاده از سوخت اتمی، می توانند برای یک دوره 20 تا 25 ساله در آب‌های جهان، بدون هرگونه مشکلی در تأمین سوخت حرکت کنند و تنها مشکلی که برای این ناوها وجود دارد، تأمین سوخت هواپیماهای جنگی و راداری و جاسوسی است، چراکه آنها به رغم تأمین ذخایر سوخت در ناوها، به صورت مداوم به مرکزی ثابت برای تأمین سوخت نیازمندند. این در حالی است که آمریکا در صدد است تا از امکانات نظامی دیگر خود در منطقه و به ویژه آذربایجان در یک جنگ احتمالی استفاده کند؛ هرچند دولت آذربایجان تا کنون هیچ چراغ سبزی را نشان نداده است.

همه این تحولات در حالی صورت می‌گیرد که آمریکا در یک حمله نظامی، سیاست ضربات برق آسا و به اصطلاح پیشگیرانه را در پیش خواهد گرفت و به باور برخی از کارشناسان، حجم بالای استقرار نیروهای نظامی آمریکایی در منطقه از خلیج فارس تا آسیای میانه و افغانستان، گویای همین سیاست نظامی آمریکاست.

اکنون بیش از پیش روشن شده است که دیدارهای وزیر خارجه آمریکا با اعضای کمیته چهارجانبه عرب در قاهره، پیش از کنفرانس اخیر سران عرب در ریاض، متمرکز بر دریافت موافقت آنها برای هر گونه حمله به ایران و هماهنگی‌های لازم برای جلوگیری از هرگونه واکنش‌هایی در لبنان، فلسطین و عراق بوده است. اتهام‌های اخیر آمریکا علیه کشورمان، مبنی بر پیدا شدن اسلحه‌های ساخت ایران در افغانستان، موج جدیدی از سیاست‌های روانی و هجومی آمریکا علیه ایران است تا هرگونه برخورد نظامی علیه ایران را به عنوان عامل ناامنی و عدم استقرار در منطقه توجیه کند. ‏

به رغم آنکه آمریکا زوایای پنهان برنامه‌ها و استقرار پایگاه‌های نظامی خود را در افغانستان و آسیای میانه و از جمله آذربایجان - مناطقی که ممکن است در هر عملیات نظامی جدید آمریکا علیه هر کشوری در خاورمیانه مورد استفاده قرار گیرد- آشکار نکرده است، اما دارای پایگاه‌های ثابتی در کشورهای عربی همسایه جنوبی ایران است که به عنوان پایگاه‌های بالفعل و عملیاتی آمریکا، نه تنها در خاورمیانه که در جهان به شمار می روند.

پایگاه عملیاتی هوایی العدید (
Al Udeid Air Base ) در 35 کیلومتری جنوب دوحه، پایتخت قطر و در 70 کیلومتری مرز مشترک این کشور با عربستان سعودی قرار دارد که از اکتبر 2001 به مهم ترین پایگاه هوایی آمریکا در آسیا و خاورمیانه تبدیل شده است (از همین سال شهرکی با نام کمپ اندی بنا شد که اکنون هزاران نظامی آمریکایی در آن زندگی می کنند).

پیش از آن مرکز فرماندهی نیروی هوایی آمریکا در پایگاه
Macdill فلوریدا قرار داشت، اما با انتقال این فرماندهی به قطر، اکنون فرماندهی عملیاتی این کشور CENTCOM در پایگاه العدید قطر قرار دارد. این پایگاه که دولت قطر بیش از 400 میلیون دلار برای بهینه سازی آن در مقابل حمایت نظامی آمریکا از این کشور پرداخت کرده است، این روز‌ها به مرکز فعل و انفعال گسترده ارتش آمریکا تبدیل شده است. نوع این فعالیت‌ها بی شباهت به آماده سازی این پایگاه پیش از حمله گسترده به عراق در سال 1382 نیست.

باندهای این پایگاه برابر با 14760 پاست که باند پروازی 120 هواپیمای جنگی آمریکا محسوب می شود که البته از ظرفیت افزایش سریع محوطه باند پروازی نیز برخوردار است. دولت قطر مدعی است ایجاد این پایگاه در کشور عطف به قرارداد امنیتی و نظامی دو کشور در سال 1992 است که التزامات دو طرفه‌ای بین دوحه و واشنگتن ایجاد کرده است و به شدت این نظریه را تکذیب می کنند که تسریع در اجرایی کردن و بهینه سازی پایگاه العدید، ربطی به حمله آمریکا به عراق در سال 1382 داشته است. در شرایط عادی در این پایگاه 24 هواپیمای امدادرسانی سوخت و تدارکات (از نوع
KC-135E Stratotanker Refuelers و C-17 Globemaster Transport ) وجود دارند که در شرایط غیر عادی افزایش می یابند. در زمان حمله آمریکا به عراق این تعداد به سی هواپیما افزایش یافت. اکنون هزاران افسر و سرباز آمریکایی در پایگاه‌های العدید و سیلیه (Camp As Sayliyah ) در قطر حضور دارند.

این دو پایگاه بزرگ ترین پایگاه‌های عملیاتی آمریکا در خارج این کشور است و در حمله به عراق مهم ترین نقش رهبری عملیات نظامی آمریکا را عهده دار بود و اکنون نیز همین نقش را برای عملیات نظامی در عراق و افغانستان دارد. پایگاه سیلیه آمریکا در قطر پس از تشکیل پایگاه العدید به یک مرکز ستاد عملیاتی (ستاد مشترک ارتش آمریکا) تبدیل شده است و از همین نقطه بود که تمامی کنفرانس‌های مطبوعاتی سخنگویان و مقامات ارتش آمریکا پس از حمله به عراق انجام می شد.

اکنون گمانه زنی‌های بسیاری وجود دارد که آمریکا از این منطقه در قطر به عنوان یکی از مراکز پرتاب موشک‌های دوربرد با اهدافی در خاورمیانه و آسیای میانه تا شرق آسیا، استفاده کند. علاوه بر این، پایگاه العدید به یکی از مراکز مهم جنگ الکترونیک آمریکا تبدیل شده است که با هدف اخلال در سیستم‌های ارتباطی و قطع ارتباط مراکز فرماندهی دشمن با نیروهای تحت امر و اخلال در سیستم‌های ناوبری در دریا و هوا طراحی شده است و این یکی از برنامه‌های جدی آمریکا در ازای هر گونه برخورد نظامی جدید آمریکا در منطقه به شمار می رود. گفته می شود همین برنامه را آمریکا در مرزهای شمالی کشورمان در مرز مشترک ایران و آذربایجان نیز طراحی و اجرا کرده است.

و اما آمریکا فقط در قطر نیست که دارای پایگاه‌های نظامی است؛ بندر سلمان، فرودگاه المحرق و پایگاه هوایی شیخ عیسی و پایگاه نظامی الجفیر در منامه که مرکز فرماندهی ناوگان پنجم آمریکا با 1200نظامی در آن قرار دارد، از مهم ترین پایگاه‌های آمریکا در بحرین به شمار می رود.

و اما پایگاه نظامی علی السالم و پایگاه هوایی احمدالجابر نیز از پایگاه‌های استقرار نیروهای نظامی آمریکا در کویت به شمار می‌رود که بیش از ده هزار نظامی آمریکایی، 522 واحد توپخانه، 52 جنگنده آمریکایی، 75 هلی کوپتر آپاچی و موشک‌های پاتریوت در آن استقرار دارند.

با آنکه از سال 2001 پایگاه‌های آمریکا از عربستان به قطر انتقال یافته است، اما هنوز نیز نیروهای آمریکایی در الدمام و منطقه الظهران و پایگاه دریایی ملک فهد و پایگاه هوایی ملک خالد و پایگاه نظامی هوایی الامیر سلطان در جنوب ریاض استقرار دارند.

پادشاهی عمان نیز دارای پایگاه‌های مشترک آمریکا و انگلیس است که گنجایش آنها در حدود 3000 نفر است و عمدتا در پایگاه‌های هوایی تیمور و مصیره در دریای عمان قرار دارند و به عنوان مرکزی برای عملیات در افغانستان مورد استفاده قرار می گیرد.

امارات اکنون کمترین سهم را در حضور نیروهای آمریکایی در خاکش دارد، اما بیشترین هواپیماهای جاسوسی و راداری آمریکا در مقایسه با دیگر کشورهای عضو شورای همکاری به جز قطر را دارد.

یکی از مهم ترین مشکلات نیروهای آمریکایی در منطقه تأمین سوخت نیروهای زمینی، هوایی و دریایی و امکانات لجستیک است که البته مهم ترین آن در شرایط کنونی؛ همان تأمین سوخت هواپیماهای مستقر در منطقه و در یک شرایط احتمالی جنگی است که البته نکات قابل توجهی در این بین وجود دارد.

منابع نفتی اروپایی چندی پیش رسما اعلام نمودند عربستان تولیدات سوخت هواپیماها را که مورد استفاده هواپیماهای آمریکا در خلیج فارس است، از فوریه 2007 به شدت افزایش داده است. بر همین اساس شرکت نفتی آرامکو در عربستان که توسط کارشناسان آمریکایی اداره می شود، از همین تاریخ تا کنون یک میلیون تا یک میلیون و دویست تن سوخت هواپیما را که احتمالا توسط هواپیماهای موجود در ناوهای هواپیمابر آمریکایی در خلیج فارس (همچون ناو هواپیمابر استینس و ریگان که بیش از 180 هواپیمای جنگی بر روی آن مستقرند) مورد استفاده قرار می‌گیرد، ذخیره کرده اند. این در حالی است که همین آمار در مقایسه با سال 2006 نشان می دهد که میزان ذخیره سوخت مصرفی این هواپیماها از سوی آرامکو فقط 200 تن بوده است. این آمار با افزایش ناوهای هواپیمابر آمریکا در خلیج فارس کاملا هماهنگی دارد. این میزان ذخیره سوخت ارتباطی با تأمین سوخت روزانه و ذخیره دایمی آن در ناوهای هواپیمابر آمریکا در خلیج فارس ندارد.

با آنکه ادعا شده است که این سوخت‌ها برای هواپیماهای مسافربری و مدنی تولید شده، اما این امر با توجه به نوع سوخت تولید شده از سوی آرامکو مناسبتی با این ادعا ندارد، زیرا سوخت هواپیماهای مسافری از نوع 1-
A است، اما سوخت تولید شده آرامکو به نوع 5-GP تبدیل می شود که از نقطه احتراق بسیار سریع و بالا برخوردار است که مورد استفاده هواپیماهای جنگی آمریکاست. علاوه بر آرامکو، پالایشگاه‌های تولید سوخت ادنوک (شرکت ملی نفت ابوظبی) و بابکو (شرکت نفت بحرین) نیز در این عملیات حضور دارند. بر اساس همین منابع در صورت نیاز پالایشگاه کویتی میناء عبدالله (وابسته به شرکت ملی نفت کویت ) که ظرفیت تولید روزانه 20 هزار بشکه سوخت هواپیماها را دارد (که در سال 2006 راه اندازی شده است) به این برنامه اضافه خواهد شد تا هیچگونه خللی در سوخت رسانی به هواپیماهای آمریکایی در خلیج فارس و منطقه پدید نیاید.

یکی از نکات جالب توجه در تولیدات سوخت شرکت آرامکو، کاهش تولیدات سوخت هواپیماهای مسافربری است که برخی از شرکت‌های هواپیمایی نیز از این امر شکایاتی داشته اند؛ اما آرامکو مدعی است علت کاهش تولید نیست بلکه افزایش متقاضیان جهانی و تعمیرات پالایشگاه است و این شرکت هیچ اشاره ای به این ندارد که بخش مهمی از تولیداتش از اوایل سال جدید میلادی به هواپیماهای نظامی آمریکایی در خلیج فارس اختصاص یافته است. بر اساس اعلام منابع نفتی آرامکو، این شرکت تولیدات سوخت هواپیماهای مسافری را در سال 2007 به نصف تقلیل داده است!

پنتاگون در سال 2004 بر اساس طرح حاکمیت بر آسمان‌ها و دریاهای آزاد جهان بزرگ ترین قرارداد اجاره هواپیماهای سوخت رسانی را به امضا رساند. بر همین اساس، پنتاگون 100 هواپیمای سوخت رسان از نوع
KC-767A را به ناوگان هوایی سوخت رسان خود افزوده است. به عقیده پنتاگون ناوگان سوخت رسانی هوایی ستون فقرات هر حمله هوایی در هر نقطه ای از دنیا را تشکیل می دهد. بر اساس برنامه پنتاگون هواپیماهای بویینگ 767 جایگزین 120 هواپیمای سوخت رسان KC-135E خواهد شد که برخی از آنها سابقه خدمت 43 ساله در ارتش آمریکا را دارند. بر همین اساس، صد هواپیمای KC-767A از سال 2006 به ناوگان هوایی آمریکا اضافه شده است که بخشی از آنها اکنون در پایگاه العدید قطر قرار دارد. از همین نوع هواپیماها نیز توسط ایتالیا و ژاپن مورد استفاده قرار می گیرند.

شرکت آمریکایی لوکهید مارتن (
Lockheed Martin ) در سال 2003 ساخت مخازن اضافی سوخت همراه جنگنده‌های F-16 آمریکایی را تولید و آزمایش کرد که قدرت پروازی هواپیماهای جنگنده را افزایش داده و عملا پنجاه در صد به سوخت همراه هواپیماها می افزاید و به ادعای همین شرکت کمترین تأثیر را بر قدرت پروازی و مانور هوایی هواپیماها دارد.

این شرکت یکی از مهم ترین شرکت‌های خصوصی آمریکایی در زمینه تولید موشک‌های فضاپیما ( جهت پرتاب سفینه‌های فضایی و ماهواره‌ها) است که موشک‌های نظامی دوربرد با کلاهک هسته ای را طراحی می کند. مجموع قراردادهای این شرکت در رابطه با تحولات نظامی اقغانستان و عراق از حوادث یازده سپتامبر تا کنون بالغ بر 72 میلیارد دلار بوده است. این شرکت مسئول طراحی و ساخت هواپیمای جدید جنگی
F-35 در آمریکا محسوب می شود.

از نکات بسیار قابل توجه در کنار همه این مسائل، اعلام تشکیل کمیته اضطراری در دولت کویت است. بر این اساس دولت کویت، اقدام به تشکیل کمیته ویژه ای کرده است تا خود را برای هرگونه جنگ بین آمریکا و ایران آماده کند. این کمیته که از وزارتخانه‌های بهداشت، کشور، برق، نفت، امنیت دفاع شهری و آتش نشانی تشکیل شده است، از دوشنبه آینده رسما جلسات خود را برای بررسی انعکاس جنگ احتمالی آمریکا علیه ایران را آغاز خواهد کرد. در همین رابطه دولت کویت مناقشات و جلسات بحث و بررسی در همین خصوص را در پارلمان نیز آغاز می کند.


برچسب ها: منافع امریكا ،

جمعه 20 فروردین 1389

ناو هواپیما بر

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :ناوهای هواپیمابر ،

ناو هواپیمابر عبارت است از یک پایگاه هوایی کامل شناور که معمولاً برای انجام عملیات جنگی و تسلط بر دریاها و اقیانوس ها و منهدم کردن اهداف دریایی و ساحلی و انجام ماموریت های محاصره ی دریایی و حمایت راه ها ، گذرگاه هاوترابری دریایی وتامین امنیت عملیات پیاده سازی نیرو وحرکت آنها در ساحل استفاده می شود.

ناوهواپیمابر

تاریخچه

اولین کشتیی که برای به پرواز درآوردن هواپیما استفاده شد اساساً برای این کار ساخته نشده بود بلکه یک کشتی جنگی معمولی بوده که اولین آزمایش پرواز هواپیما در سال1910 درحالیکه سرعت آن 14 گره دریایی بود از روی آن با موفقیت انجام گردید .

درآغاز جنگ جهانی دوم آمریکا دارای 5 ناو هواپیمابر بود ، ولی از سال 1939 تا سال 1945 تعداد آنها به 143  رسید که 28 عدد ازآنها سنگین وبقیه ی آنها سبک بودند .

درسال 1961 با آغاز ساخت ناوهای هواپیمابری که با انرژی هسته ای کار می کنند تحولی در این زمینه ایجاد گردید و اولین این ناوها ناو هواپیمابر اینترپرایز بود که در سال 1968 وارد خدمت گردید.

در سال 1971 ساخت اولین ناو هواپیمابر چند منظوره  وعظیم از سری نیمیتز با نام cnv – 68  آغاز گردید واین ناو در سال 1975 وارد خدمت گردید. پس از آن وبا فواصل زمانی 8 قطعه از این نوع به خدمت نیروی دریایی ارتش آمریکا در آمده وستون اصلی این نیرو را تشکیل می دهند که آخرین آنها  در سال 2002 وارد اقیانوس ها گردید.

یک ناو هواپیمابر از این قسمت ها تشکیل می شود :

کشتی : شامل بدنه وبخش های مربوط به پرسنل ، مخازن ، انبارها ، رستورانها ، وتمام بخشهای جانبی.

اتاقهای کنترل وعملیات .

هواپیماهای جنگنده ، پشتیبانی الکترونیکی پشتیبانی نزدیک ، شناسایی وهلیکوپتر.

واحدهای دفاع هوایی.

تفنگداران دریایی با تمام تجهیزاتشان.

ژنراتورهای برق.

موتوهای محرک .

دستگاه های کنترل

واحد های ناو

یک ناو هواپیما بر توسط ناخدای آن اداره می گردد که یک معاون ارشد دارد ونیز معاونینی که واحد- های  زیر را اداره می کنند :

واحد عملیات

واحد تسلیحات

واحد پرواز

واحد دفاع هوایی

واحد ناوبران

واحد مخابرات

واحد موتور خانه

واحد الکترومکانیک

واحد امداد و امور پزشکی

واحد تعمیرات فنی

واحد اداری

ناو هواپیمابر هسته ی اصلی یک ناوگان تهاجمی است که علاوه بر این ناو دارای چند کشتی جنگی و دو یا چند زیر دریایی می باشد.

قسمتهای مختلف ناو

منبع انرژی ناو هواپیمابر هسته ای (به عنوان مثال نیمیتز) متشکل از دو رآکتور هسته ای  که تامین کننده ی انرژی برای تولید بخار جهت به حرکت درآوردن توربینهای موتور کشتی ونیز ژنراتورهای برق آن می باشند .

موتورهای  این ناو غول پیکر آنرا تا سرعت 30 گره دریایی می توانند به پیش برانند.

این ناوها می توانند تا 78 هواپیما ، 4 واحد سیستم موشکی از نوع سی اسپارو ،4 واحد سیستم توپ از نوع ولگان ، 3 ایستگاه راداری ، 4 ایستگاه هدایت پرواز و ناوبری ،ایستگاه های ارتباط ماهواره ای و نیز ایستگاه های ایجاد پارازیت وجنگ الکترونیک و همچنین ایستگاه های هدایت موشکی .

ناوهواپیمابر

بدنه

بخش اصلی از بدنه کشتی که در داخل آب قرار می گیرد ، باشند . بخش بدنه در زیر خط آب بصورت قوس دار ونسبتا باریک است . بخش بالای خط آب به طرف بیرون گسترده می شود تا عرشه پروازی را تشکیل دهد . بخش زیری نیز از دو قسمت تشکیل یافته است که در واقع دو لایه مجزا بوده که در صورت اصابت اژدر به پوسته بیرونی ، پوسته داخلی بعنوان محافظ از درهم شکستن و غرق شدن کشتی جلوگیری می کند .

کاتاپولت

برای اینکه به پرواز در آمدن هواپیماها از روی سطح ناو ساده تر انجام گیرد ، ناو هواپیمابر در خلاف جهت باد و با سرعت زیادی حرکت می کند . با این کار به دلیل عبور جریان های هوا از روی بال نیروی لیفت بیشتری ایجاد شده و به میزان کمی موجب کاهش سرعت تیک آف هواپیما می شود . اما این سرعت برای به پرواز در آوردن هواپیماهای سنگین نظامی ناکافی است بنابراین از وسیله ی دیگری بنام کاتاپولت ( منجنیق ) برای شتاب دادن به هواپیما در مسافت کوتاه استفاده می کنند . هر کدام از این کاتاپولت ها که تعداد آن روی عرشه ناوهای هواپیمابر کلاس نیمیتز به چهار دستگاه می رسد تشکیل یافته از دو پیستون درون دو سیلندر موازی در زیر عرشه که هر کدام طولی برابر با یک زمین فوتبال دارند . پیستون ها هر یک دارای برجستگی هایی هستند که از سیلندرها توسط بخار پر فشار تولید شده در راکتور ناو پر می شوند . این بخار نیروی پیش رانشی برای کاتاپولت کردن هواپیما و ادامه پرواز با سرعت ایمن را تأمین می کند .

ناوهایی که فاقد سیستم کاتاپولت هستند انتهای باند آنها دارای شیب به سمت بال هستند که به آن اسکای جامپ می گویند.

کاتاپولت

فرود

فرود روی عرشه ای که فقط حدود 150 متر باند برای نشستن هواپیما دارد آن هم با سرعتی که جنگنده های سریع نیروی دریایی دارند یکی از سخت ترین کارهای خلبان است . برای فرود بر روی عرشه ناو هر هواپیما باید دارای قلاب دم باشد . خلبان هواپیما با تقرب و فرود دقیق سعی خواهد کرد یکی از چهار کابل نگهدارنده هواپیما روی عرشه ناو را با قلاب دم بگیرد . این کابل های فولادی که در عرض باند فرود و بموازات یکدیگر قرار گرفته اند ، به سیلندرهای هیدرولیکی زیر عرشه فرود متصلند که وقتی قلاب دم هواپیما با یک از این کابل ها در گیر می شود کابل مذکور بیرون آمده در نتیجه سیلندر هیدرولیکی انرژی هواپیما را جذب می کند. چنین سیستمی می تواند هواپیمایی با 24 تن وزن و 241 کیلومتر در ساعت سرعت را در مسافت حدود 96 متر متوقف کند.

فرود

آشیانه ی هواپیما

روی عرشه پروازی تعداد کمی هواپیما پارک می شوند و هواپیماهایی که مورد نیاز نیستند به آشیانه فرستاده می شوند . آشیانه هواپیماها دو طبقه پایین تر از عرشه پروازی قرار گرفته است که با 209 متر طول ، 34 متر عرض و 8 متر ارتفاع امکان جا دادن به بیشتر انواع هواپیماها و هلیکوپترها را دارد . آشیانه می تواند حدود 60 فروند هواپیما ، مخازن سوخت و قطعات یدکی را در چهار بخش خود جای دهد . برای انتقال هواپیماها به عرشه پروازی از چهار بالابر سریع استفاده می شود که نیرو هیدرولیکی کافی برای بالا بردن دو هواپیمای 35 تنی را دارند.

 

تسلیحات تدافعی و تجهیزات راداری

موشک های زمین به هوای سی پارو و موشک های ضد موشک رم ؛ چهار توپ چرخان 20 میلیمتری با سرعت تیر اندازی 3000 تیر در دقیقه و برد یک و نیم کیلومتر ؛ سیستم های چف و فلر برای منحرف کردن انواع موشک ها و اژدرها ؛ سیستم های جنگ الکترونیک و سیستم های پیشرفته راداری باندهای سی و جی و همچنین شناسایی دوست از دشمن.

 

کشور های دارای ناو هواپیمابر در جهان :

 1- ایالات متحده آمریكا: 11 ناو هواپیمابر فعال

 2- بریتانیا: (6 ناو هواپیمابر، 4 در خدمت و 2 در حال ساخت )

 3- فرانسه: یك ناو شارل دوگل

 4- ایتالیا: كاووردر حال ساخت

 5- روسیه: یك ناو فعال آدمیرال كوزنتسف

6-  هند:  یك ناو (آدمیرال كورشكوف) خریداری شده از روسیه

 7- چین: (Varyag) غیرفعال، خریداری شده از اوكراین

 8- اسپانیا:  دو ناو هواپیمابر، یكی در حال خدمت و یكی در حال ساخت

 9- برزیل (S?o Paulo) : خریداری شده از فرانسه

10- تایلند :: (HTMS Chakri Nareubet) خریداری شده از اسپانیا

همچنین كشورهای كره جنوبی، بریتانیا، كانادا، چین، هند، ژاپن، استرالیا، شیلی، سنگاپور و فرانسه از جمله كاربران ناوهای هلیكوپتربر به شمار می‏روند.


جمعه 20 فروردین 1389

ناوهای هوا پیما بر آمریکا !!!

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :ناوهای هواپیمابر ،

ناوهای هواپیما بر با ارتفاعی برابر با یک ساختمان بیست طبقه بیرون از آب و طولی برابر با 333 متر در همان نگاه اول تعجب همگان را بر می انگیزند ؛ اما دلیل آن بزرگی و عظمت بی نظیر ناو نیست بلکه توانایی این فرودگاه کوچک شناور در به پرواز در آوردن هواپیما های جنگی بوده که چنین حسی را بوجود می آورد . در آب های آزاد ناو های هواپیما بر بعنوان خاک یا قلمرو خود مختار محسوب می شوند و خدمه می توانند به مانند اینکه در کشور خود هستند رفتار کنند البته تا زمانی که به سواحل کشورهای دیگر نزدیک نشده اند . بنابراین نظامیان ایالات متحده بدون نیاز با توافق با کشوری ، گروه رزمی ناو هواپیما بر خود که شامل یک ناو هواپیما بر و شش تا هشت کشتی اسکورت دیگر است را به منطقه ارسال می دارند .



جنگنده ها ، بمب افکن ها و سایر هواپیما های نظامی می توانند با پرواز به سمت اهداف دشمن دوباره به پایگاه تقریبا امن خود که همان گروه رزمی ناو هواپیمابر بوده باز گردند . ناو های هواپیما بر می توانند با سرعت 35 نات ( 64 کیلومتر بر ساعت ) بر روی آب حرکت کنند . این توانایی یعنی رسیدن به منطقه درگیری در عرض چند هفته . البته ایالات متحده در حال حاضر شش پایگاه درسراسر جهان برای ناوگان ناوهای هواپیمابر خود ایجاد کرده که با فلسفه واکنش سریع و اعزام ناوها از نزدیک ترین پایگاه به منطقه درگیری مورد استفاده قرار می گیرند . با بیش از یک میلیارد قطعه سوپر ناو های هواپیما بر کلاس « نیمیتز » ایالات متحده در بین پیچیده ترین ماشین های ساخته شده توسط بشر قرار می گیرند اما در سطح مفهومی عملکرد و هدف از ساخت هریک از آن ها بسیار ساده است بطوریکه برای انجام چهار کار پایه طراحی و ساخته شده اند . 1-حمل و نقا هواپیماهای نظامی دردریا 2- عمل کردن به مانند یک فرودگاه کوچک برای به پرواز درآوردن و نشاندن هواپیماها 3- استفاده به عنوان یک مرکز فرماندهی عملیات 4- جا دادن به افراد و پرسنلی که برای انجام این کارها مورد نیاز می باشند

برای به انجام رسانیدن این اهداف یک ناو هواپیمابر باید قابلیت های یک کشتی را با یک پایگاه هوایی و همچنین یک شهر کوچک ترکیب کند . ناو هواپیما بر باید دارای یک عرشه پروازی برای نشست و برخاست هواپیماها ، قسمت فرماندهی و کنترل ، سیستم پیش رانشی ، سیستم های گوناگون دیگر ( شامل آب ، غذا ، سیستم دفع فاضلاب و زباله ، سرویس پستی ، رادیو ، تلویزیون و چاپ روزنامه داخلی ) و همچنین بخش اصلی از بدنه کشتی که در داخل آب قرار می گیرد ، باشند . بخش بدنه در زیر خط آب بصورت قوس دار ونسبتا باریک است . بخش بالای خط آب به طرف بیرون گسترده می شود تا عرشه پروازی را تشکیل دهد . بخش زیری نیز از دو قسمت تشکیل یافته است که در واقع دو لایه مجزا بوده که در صورت اصابت اژدر به پوسته بیرونی ، پوسته داخلی بعنوان محافظ از درهم شکستن و غرق شدن کشتی جلوگیری می کند . از دهه پنجاه تا کنون تقریبا همه سوپر ناو های هواپیما بر ایالات متحده توسط شرکت « نورث روپ گرومن » واقع در نیوپورت نیوز ساخته شده اند . برای سادگی در پروسه ساخت ، این ناو ها بصورت مدولی ساخته شده و سپس مونتاژ می شوند که هر کدام ازاین مدول ها به سوپر لیفت معروفند.هر یک از این سوپر لیفت ها می توانند 70 تا 800 تن متریک وزن داشته باشند . ناوهای هواپیمابرمدرن ازحدود 200 مدول یا سوپر لیفت تشکیل یافته اند . ناگفته نماند آخرین مدول که در پروسه ساخت ومونتاژ نهایی نصب می شود جزیره یا همان ساخنمان فرماندهی روی عرشه ناو است که 575تن وزن دارد . مانند تمام کشتی ها ناوهای هواپیمابر هم در اقیانوس ها توسط نیروی پیش رانشی پروانه حرکت می کنند. البته با 6.4 متر پهنا هر کدام از چهار پروانه ناو هواپیما بر در کلاسی متفاوت از دیگر کشتی ها قرار می گیرند . هر یک از پروانه ها به یک شفت متصل بوده که توسط توربین بخار قدرت گرفته از راکتور هسته ای به گردش در می آیند . سیستم پیش رانشی ناو از دو راکتور هسته ای تشکیل یافته است که در محفظه ای زره پوش شده واقع در وسط ناو قرار دارند . این راکتورهای هسته ای بخار مورد نیاز برای بحرکت درآوردن توربین و در نتیجه پروانه کشتی را تأمین می کنند . قابل ذکر است که بنا به آمار منابع غیر رسمی قدرت سیستم پیش رانشی ناو بیش از دویست و هشتاد اسب بخار است . چهار توربین ناو همچنین برق مورد نیاز سیستم های الکتریکی و الکترونیکی ناو را تأمین می کنند که شامل سیستم شیرین کننده آب دریا نیز بوده و این سیستم روزانه بیش از یک و نیم میلیون لیتر آب دریا را به آب قابل شرب تبدیل می کند . ناوهای هواپیمابر پانزده تا بیست سال نیاز به سوخت گیری ندارند . البته راکتورهای هسته ای خطرات خاص خود را داشته و سوخت گیری مجدد ناو پروسه ای است که حدود سه سال به طول می انجامد.



به ارقام زیر در مورد ناوهای هواپیمابر کلاس نیمیتز توجه کنید
ارتفاع کلی برابر 74 متر ؛وزن آب جابجا شده توسط ناو در حالت بارگیری کامل رزمی برابر با 88000 تن متریک ؛وزن فولاد سازه ای برابر با 54000 تن متریک ؛مساحت کل عرشه پروازی برابر با 1.8 هکتار ؛طول عرشه پروازی 333 متر و عرض عرشه پروازی 78 متر ؛تعداد بخش یا اتاق ها برابر با چهارهزار واحد ؛وزن هرکدام از لنگرها برابر با 30 تن ؛وزن هریک از دانه های زنجیر لنگر برابر با یکصدوشصت کیلو گرم ؛وزن هر یک از پروانه ها سی تن ؛وزن هر یک از سکان ها 41 تن متریک ؛ظرفیت ذخیره سوخت هواپیما 12.5 میلیون لیتر ؛تعداد تلفن های داخل کشتی برابر با 2500 دستگاه ؛تعداد تلویزیون های ذاخل کشتی برابر با 3000 دستگاه ؛طول کل کابل کشی داخل ناو برابر 1600 کیلومتر ؛ظرفیت هوای سیستم تهویه برابر با 2040 تن متریک ؛ظرفیت غذای ذخیره یخ زده و خشک شده در ناو برابر غذای 6000 نفر به مدت 70 روز ؛میزان محموله پستی در یک سال چهارصد و پنجاه هزار کیلوگرم ؛تعداد 6 پزشک و 5 دندانپزشک با یک بیمارستان 51 تخت خوابی
عرشه پروازی یکی از هیجان انگیز ترین و در عین حال خطرناک ترین محل ها برای کار است . از آنجا که بر خلاف باندهای معمولی ناوها طول باند کمتری دارند بنابراین برخاستن از آن و فرود آمدن بر آن در سرعت های بالایی انجام می پذیرد که برای خدمه روی عرشه می تواند بسیار خطر آفرین باشد و حتی ذره ای خطا از جانب خدمه یا خلبان ممکن است به مرگ و آسیب های جدی بینجامد
تیک آف
برای اینکه به پرواز در آمدن هواپیماها از روی سطح ناو ساده تر انجام گیرد ، ناو هواپیمابر در خلاف جهت باد و با سرعت زیادی حرکت می کند . با این کار به دلیل عبور جریان های هوا از روی بال نیروی لیفت بیشتری ایجاد شده و به میان کمی موجب کاهش سرعت تیک آف هواپیما می شود . اما این سرعت برای به پرواز در آوردن هواپیماهای سنگین نظامی ناکافی است بنابراین از وسیله ی دیگری بنام کاتاپولت ( منجنیق ) برای شتاب دادن به هواپیما در مسافت کوتاه استفاده می کنند . هر کدام از این کاتاپولت ها که تعداد آن روی عرشه ناوهای هواپیمابر کلاس نیمیتز به چهار دستگاه می رسد تشکیل یافته از دو پیستون درون دو سیلندر موازی در زیر عرشه که هر کدام طولی برابر با یک زمین فوتبال دارند . پیستون ها هر یک دارای برجستگی هایی هستند که از شکاف روی عرشه بیرون آمده و به حامل کوچکی متصل می گردند . جهت آماده سازی هواپیما برای تیک آف خدمه عرشه پوازی آن را به محل مورد نظر پشت کاتاپولت هدایت می کنند سپس میله یدک کش روی چرخ دماغه را به شکافی روی حامل کاتاپولت نصب می کنند . خدمه میله ی نگهدارنده ای را نیز بین پشت چرخ جلو و حامل نصب می کنند که این قطعه در هواپیماهای اف-14و اف-18 روی چرخ دماغه بصورت یکپارچه ساخته شده است . همزمان با متصل کردن چرخ دماغه به حامل کاتاپولت خدمه ی عرشه پروازی صفحات منحرف کننده گازهای خروج اگزوز را نیز در پشت هواپیما بالا می برند . وقتی تمام این مراحل انجام گرفت افسر کاتاپولت معروف به شوتر که در یک گنبد شیشه ای کوتاه روی عرشه پروازی بر تمام مراحل نظارت دارد سوپاپ سیلندرهای کاتاپولت را باز کرده در نتیجه سیلندرها توسط بخار پر فشار تولید شده در راکتور ناو پر می شوند . این بخار نیروی پیش رانشی برای کاتاپولت کردن هواپیما و ادامه پرواز با سرعت ایمن را تأمین می کند . اگر میان این بخار که بستگی به نوع هواپیما دارد کم باشد نیروی لیفت کافی ندارد و هواپیما را به داخل اقیانوس پرتاب خواهد کرد و اگر زیاد باشد ، خیز برداشتن سریع کاتاپولت موجب شکستن چراغ دماغه خواهد شد . قبل از پرتاب ، خلبان هواپیما از تمام قدرت موتورهای آن استفاده می کند که در این زمان میله نگهدارنده مانع حرکت هواپیما به جلو می شود . در این زمان افسر کاتاپولت با اشاره به خلبان پیستون را رها کرده و هواپیما پرتاب می شود . در انتهای مسیر کاتاپولت ، میله یدک کش از حامل جدا شده و هواپیما به پرواز با نیروی موتورها خود ادامه می دهد . سیستم کاتاپولت می تواند یک جنگنده بیست تنی را در زمانی حدود دو ثانیه از صفر به سرعت 270 کیلومتر در ساعت برساند . قابل ذکر است که ناو هواپیمابر توانایی به پرواز در آوردن یک هواپیما را در بیست ثانیه دارد

فرود روی عرشه ای که فقط حدود 150 متر باند برای نشستن هواپیما دارد آن هم با سرعتی که جنگنده های سریع نیروی دریایی دارند یکی از سخت ترین کارهای خلبان است . برای فرود بر روی عرشه ناو هر هواپیما باید دارای قلاب دم باشد . خلبان هواپیما با تقرب و فرود دقیق سعی خواهد کرد یکی از چهار کابل نگهدارنده هواپیما روی عرشه ناو را با قلاب دم بگیرد . این کابل های فولادی که در عرض باند فرود و بموازات یکدیگر قرار گرفته اند ، به سیلندرهای هیدرولیکی زیر عرشه فرود متصلند که وقتی قلاب دم هواپیما با یک از این کابل ها در گیر می شود کابل مذکور بیرون آمده در نتیجه سیلندر هیدرولیکی انرژی هواپیما را جذب می کند . چنین سیستمی می تواند هواپیمایی با 24 تن وزن و 241 کیلومتر در ساعت سرعت را در مسافت حدود 96 متر متوقف کند . این کابل های موازی به فاصله 15 متری از هم قرار گرفته اند بنابراین منطقه بیشتری را برای تماس چرخ ها به خلبان می دهند . معمولا خلبان ها کابل سوم را هدف گیری می کنند که ایمن ترین حالت ممکن است ، هدف گیری کابل اول به دلیل لزوم نزدیک شدن به لبه ناو آن هم در حدی خطرناک کار درستی نیست . پروسه فرود با بازگشت هواپیماها به ناو و با اجرای طرح پرواز بیضی شکل ، با تنظیم زاویه دقیق تقرب از سوی خلبان ، انجام می شود و اولین اجازه فرود را هواپیمایی کسب می کند که کمترین ذخیره سوخت را داشته باشد . برای کمک به خلبان جهت اجرای یک فرود خوب افسر علایم از طریق رادیو و چراغ های روی عرشه ناو با ارسال علایم او را راهنمایی می کند . اگر هواپیما درست در مسیر باشد چراغ سبز به خلبان نشان داده می شود و در غیر این صرت از رنگ های دیگر استفاده می شود تا خلبان اقدام به اصلاح مسیر یا لغو و اجرای دویاره آن کند . سیستم نوری لنزهای اپتیکی فرسنل هم در کنار افسر علایم به خلبان برای فرود کمک می کند . این سیستم متشکل از یک سری چراغ و لنزهای فرسنل است که بر روی یک سکوی پایدار شده توسط ژیروسکوپ نصب شده اند . لنزها باعث تمرکز نور بصورت شعاع های باریکی با زوایای مختلفی در آسمان می شوند . درست زمانی که چرخ های هواپیما با عرشه ناو تماس پیدا کردند خلبان اهرم گاز را تا آخر فشار داده و قدرت موتورها را با پس سوز به حداکثر می رساند . چون در صورتی که هواپیما با قلاب ها درگیر نشود خلبان باید بتواند با حفظ سرعت دوباره از روی ناو برخیزد . ناگفته نماند که باند فرود ناو با چهارده درجه انحراف از محور طولی روی عرشه ناو قرار گرفته است

آشیانه هواپپماها
روی عرشه پروازی تعداد کمی هواپیما پارک می شوند و هواپیماهایی که مورد نیاز نیستند به آشیانه فرستاده می شوند . آشیانه هواپیماها دو طبقه پایین تر از عرشه پروازی قرار گرفته است که با 209 متر طول ، 34 متر عرض و 8 متر ارتفاع امکان جا دادن به بیشتر انواع هواپیماها وهلیکوپترها را دارد . آشیانه می تواند حدود 60 فروند هواپیما ، مخازن سوخت و قطعات یدکی را در چهار بخش خود جای دهد . برای انتقال هواپیماها به عرشه پروازی از چهار بالابر سریع استفاده می شود که نیرو هیدرولیکی کافی برای بالا بردن دو هواپیمای 35 تنی را دارند . قسمت انتهایی آشانه و عقب کشتی هم در اختیار بخش تعمیر و نگهداری است که دارای منطقه بازی نیز برای آزمایش موتورها با پس سوز می باشد . تیپ هوایی مستقر در ناو حدودا از 9 اسکادران تشکیل یافته که جمعا هفتاد تا هشتاد فروند هواپیما را شامل می شود . این هواپیماها شامل انواع اف/ای-18هورنت ، اف-14تام کت ، ای-2سی هاوک آی ، اس-3بی وایکینگ ، ای آ-6بی پراولر و هلیکوپتر اس اچ-60سی هاوک می باشند . جالب است بدانید یک ناو هواپیمابر کلاس نیمیتز می تواند پنجاه جنگنده را جهت اجرای یکصدوپنجاه حمله در روز به پرواز درآورد و در زرادخانه خود بیش از 4000 انواع بمب را دارد 0


خدمه عرشه
به جهت اینکه روی عرشه مشکلی پیش نیاید تمام افراد مسئول روی عرشه لباس رنگ مخصوص شغل خود را در بر می کنند . ارغوانی مسئولان سوخت هواپیما معروف به انگورها ؛ آبی جابجا کننده های هواپیماها، مسئولان بالابر ، راننده های یدک کش ، پیغام برها و مسئولان ارتباطات ؛ سبز مسئولان کاتاپولت و کابل های نگهدارنده ، مهندسان تعمیر ونگهداری ، مسئولان فرود هلیکوپتر ؛ زرد افسران کاتاپولت و کابل های نگهدارنده ، راهنمایان هواپیماها ، افسران جابجایی هواپیماها ؛ قرمز افسران مهمات ، مسئولان عملیات نجات ؛ قهوه ای افسران مسئول هواپیماهای تیپ هوایی ؛ سفید بازرسان اسکادران هواپیماها ، افسران علایم فرود ، افسران ناظر و پرسنل پزشکی
تسحیلات تدافعی و تجهیزات راداری
موشک های زمین به هوای سی پارو و موشک های ضد موشک رم ؛ چهار توپ چرخان 20 میلیمتری با سرعت تیر اندازی 3000 تیر در دقیقه و برد یک و نیم کیلومتر ؛ سیستم های چف و فلر برای منحرف کردن انواع موشک ها و اژدرها ؛ سیستم های جنگ الکترونیک و سیستم های پیشرفته راداری باندهای سی و جی و همچنین شناسایی دوست از دشمن
ناوگان کلاس نیمیتز ایالات متحده به شرح زیرند
USS Nimitz ( CVN 68( سال ورود به خدمت 1975 اکنون در حال سوخت گیری است )
USS Dwight D.Eisenhower ( CVN 69 ) ( 1977)
USS Carl Vinson (CVN 70) ( 1986
USS Abraham Lincoln (CVN 72) (1989)
USS George Washington ( CVN 73) (1992(
USS John C.Stennis (CVN 74) (1995(
USS Harry S. Truman ( CVN 75) (1998(
USS Ronald Reagan ( CVN 76) (2003(
USS George H.W.Bush (CVN 77 ( در حال ساخت ، سال ورود به خدمت 2009 )
همچنین کلاس جدید ناوهای CVN 78 که در سال 2007 ساخت آن شروع خواهد شد احتمالا تا سال 2014 وارد خدمت می شوند که مجهز به سامانه های پیشرفته تری هستند و نیاز به خدمه کمتری هم دارند . البته ناگفته نماند که ناوهایی علاوه بر کلاس نیمیتز هم هم اکنون در حال خدمتند که به سن بازنشستگی رسیده اند مثل کلاس کیتی هاوک ، انترپرایز و جان اف کندی . خوب است بدانید مأموریت هر ناو 18 ماه به طول وی انجامد . شش ماه برای آماده سازی و تمرین خدمه ، شش ماه عملیات اصلی و شش ماه بعد از بازگشت به بندر اصلی خود . البته در موارد ضروری بارهای کم حجم توسط هواپیمای باربری سی-2 به ناو منتقل می شوند . معمولا حد اقل سه ناو هواپیمابر بصورت همزمان در حال آماده باش در اقیانوس ها بسر می برند . ساخت و بهینه سازی هر کدام از این ناوهای هواپیمابر بیش از شش میلیارد دلار برای یانکی ها تمام شده و هزینه عملیاتی نگهداشتن هر کدام از آن ها هم در سال به بیش از دویست میلیون دلار هزینه نیاز دارد.

اندازه ی این عكس تغییر داده شده است. برای دیدن كامل عكس اینجا را كلیك كنید. اندازه ی عكس اصلی 720x478 و حجم آن 40KB است.
__________________


پنجشنبه 19 فروردین 1389

بررسی توان نظامی اسرائیل

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :عمومی ،

خاورمیانه بدون صدام

پس از سقوط صدام، مشخص شده كه برنده اصلی نبرد عراق و آمریكا، اسرائیل بوده است. اسرائیلی ها ارتش اول عرب (مصر) را از طریق مذاكره و ارتش دوم عرب (عراق) را با كمك برادر بزرگتر (آمریكا) برای همیشه از سر راه برداشتند. عراق بارها در جنگهای اعراب و اسرائیل در ابعاد لجستیك و نظامی، كمكهای فراوانی به «كشورهای خط مقدم» كرده بود. در چند جنگ از 5 جنگ عمده خاورمیانه، عراق مستقیما اقدام به اعزام لشگرهای بزرگ خود كرده بود. اما اكنون خیال تل آویو برای حداقل چند دهه از بابت عراق راحت است. وحشت اصلی اسرائیل از كشورهای پر جمعیت عربی (مصر 50 میلیونی و عراق 25 میلیونی) بود. اكنون تضعیف بیش از گذشته سوریه (سومین ارتش عربی) نیروی عظیم نظامی اسرائیل را بدون رقیب جدی در منطقه گذاشته است، چرا كه كشورهایی مانند عربستان، امارات و كویت اصولا كشورهایی فاقد توانایی مناسب برای تشكیل واحدهای بزرگ نظامی هستند. این كشورها حتی اگر بخواهند هم نمی توانند خود را به اسرائیل خطرناك نشان بدهند، چرا كه پی ریزیهای ارتشهای آنها توسط آمریكا انجام شده است.



نیل تا فرات، اسرائیل موعود

مصادر حكومت اسرائیل از دیرباز در اشغال نظامیان بوده است. می توان به زبان دیگر كابینه های اسرائیل را كابینه های نظامی ذكر كرد. شیمون پرز، ایهود باراك، آریل شارون، امون شاهاك، موشه دایان، اسحاق شامیر، دیوید لوی و دهها صاحب منصب دیگر اسرائیل یا ژنرالهای 3 ستاره هستند و یا در تأسیس ارتش سری هاگانا، واحدهای برگزیده شین بت، واحد اطلاعات نظامی موساد نقش مستقیم داشته اند. سیاست اسرائیل، حل مسأله نیست، بلكه سیاستمداران اسرائیل به دنبال «پاك كردن كل مسأله هستند». آنها هر ضربه ای را با مشت آهنین جواب می دهند و فاقد ظرافتهای دیپلماتیك هستند. در اسرائیل، كلیه احزاب به شدت افراطی و نژادپرست هستند و هرگز نمی توان در اسرائیل سیاستمدار معتدل پیدا كرد، چرا كه جامعه اسرائیل «افراط» را می پسندد. بخش مهمی از مردم اسرائیل را صهیونیستها تشكیل می دهند. آنها هدف اصلی خود را رسیدن به «اسرائیل بزرگ» می دانند، كشوری كه مرزهای غربی آن از نیل آغاز می شود و در شمال با مرزهای تركیه تلاقی می كند و در جنوب به مانند هلالی، شمال عربستان را دربرمی گیرد و در شرق به فرات می رسد. منطقه ای كه بیشترین نفوس خاورمیانه، اراضی حاصلخیز و رودهای بزرگ را دربرمی گیرد.

اسرائیل اكنون با خارج كردن تدریجی رقبای درجه اول خود، حداقل از نظر سیاسی به تسلط نسبی به این منطقه رسیده است.



توان اطلاعاتی بالا

پایان جنگ دوم جهانی، دهها هزار جاسوس و سرجاسوس و نظامیان اطلاعاتی را به خانه های خود بازگرداند. بخش بزرگی از این جاسوسان، یهودی بودند كه به دلیل انگیزه های نژادی علیه دولت آلمان نازی و ایتالیا فعالیت می كردند. آنها به كشورهای متبوع خود بازنگشتند، بلكه سراغ سرزمین موعودشان (اسرائیل) رفتند. آنها پس از آنكه با تشكیل ارتش هاگانا از تصفیه خاك اشغالی، آسوده شدند، به دنبال تشكیل چند مجموعه بزرگ اطلاعات رفتند كه معروف ترین آنها موساد بود. آنها در كنار موساد یك واحد اطلاعات نظامی تأسیس كردند كه كلا زیر نظر ارتش اسرائیل فعالیت می كرد، این واحد كه كمتر در نزد مردم عادی شناخته شده است، دقیق ترین، منضبط ترین و مرگبارترین واحد اطلاعاتی جهان است. اسرائیلیها نیز تمایلی به شناساندن این واحد ندارند و حتی بسیاری از فعالیتهای آنها به نام موساد نوشته می شوند، حال آنكه ساموئل كاتز در كتاب جاسوسان خط آتش اطلاعات بسیار با ارزشی را درباره واحدهای اطلاعات نظامی اسرائیل فاش می كند. این كتاب در كنار كتاب راه نیرنگ ویكتور استروفسكی مشخص می كند كه ارتش اسرائیل با كمك بازوان اطلاعاتی خود قبل از هر اقدامی چگونه در مورد طعمه های خود اطلاعات كسب می كند تا با ارزانترین و كم خطرترین شیوه رقیب را از پای بیندازد.

سرجاسوس معروف اسرائیلی الی كاهن در دهه 60 در سوریه تا سطح كاندیداتوری وزارت دفاع سوریه پیش رفت و اگر تنها یك اتفاق موجب دستگیری و اعدام وی نمی شد، اسرائیل بدون شلیك گلوله ای، ارتش سوریه را در اختیار می گرفت. اطلاعاتی كه الی كاهن طی چند سال به اسرائیل مخابره كرد، سبب شد تا ارتش اسرائیل در نبرد 6 روزه و سایر نبردهای فعلی با ارتش سوریه همواره با اطلاعات كافی و سنجیده وارد عمل شود. واحدهای عملیاتی رعب آوری چون كیدون، شای و پالماخ به گفته كارشناسان، سربازان «خط آتش اسرائیل» هستند.

آنها قبل از هر عملیاتی بهترین فضا را برای نظامیان تل آویو فراهم می كنند و به آنها این امكان را می دهند تا با خیالی آسوده به اجرای عملیات بپردازند.

موساد و واحدهای اطلاعات نظامی در «نفوذ» و كسب اطلاعات بسیار قویتر از C.I.A و F.B.I آمریكا هستند چرا كه آنها از انگیزه های ایدئولوژیكی بالایی برخوردارند و بدون ترس، سالها همراه با دشمن زندگی می كنند.

اسرائیل همچنین به دلیل در اختیار داشتن واحدهای قوی ضد اطلاعاتی مانع نفوذ جاسوسان دشمن به داخل تشكیلات خود می شود. در دنیای جاسوسان مأموران موساد همواره از نظر مصمم بودن و بی رحمی از وضعیت ویژه ای برخوردار بوده اند.

واحدهای اطلاعات شهری جنی میاوانتلیجنس سرویس زمانی كه در پرونده ای به ناكامی برمی خورند از مأموران موساد استفاده می كنند. موساد در عین حال بسیار بی ترحم است. در سال 1983 چند روز قبل از انهدام پایگاه تفنگداران آمریكایی در بیروت و مرگ دست كم 200 ناوی آمریكا (طی عملیات انتحاری) عوامل موساد از یك حمله انتحاری باخبر شدند خبرچین های اسرائیلی حتی متوجه شدند این حملات به دنبال «هدف آمریكایی» است. اما موساد این اطلاعات را در اختیار آمریكا نگذاشت. سرجاسوس موساد استدلال كرده بود كه این مشكل آمریكاییها است و من حاضر نیستم جاسوس یهودی خود را به دلیل نجات جان آمریكایی به كشتن دهم!



توسعه قراردادهای نظامی

اسرائیل به دنبال توسعه قراردادهای نظامی خود با بسیاری از كشورهای جهان است.

قراردادهای اسرائیل بیشتر به بخشهای نرم افزاری (آموزش و مدیریت) بازمی گردد. چین، هند، تركیه، كشورهای آسیای میانه و دهها كشور شرق آسیا و اروپا استفاده كننده خدمات اسرائیلی ها هستند. تخصص پر منفعت اسرائیلی ها در تربیت نیروی كماندویی و یا نیروهای ویژه است. آنها واحدهای كشورهای متقاضی را به شكل دسته، گروهان و یا حتی گردان تحویل می گیرند و طی چند ماه آموزش از آنها «ماشین آدمكشی و تخریب» می سازند و در مقابل دهها میلیون دلار دستمزد می گیرند. (پیش از انقلاب برخی از واحدهای تخصصی نظامی ایران، واحدهای ویژه و حتی نیروهای اطلاعاتی ایران توسط اسرائیل آموزش دیده بودند.) اسرائیل از این طریق علاوه بر كسب درآمد، جاسوسان خود را در سراسر نقاط دنیا گسترش می دهد و به جمع آوری خبر می پردازد.



نقطه ضعف اسرائیل

اسرائیل نیز به مانند هر پدیده دیگری در روی زمین، دارای نقطه ضعف است. خاك اسرائیل بسیار كوچك و جمعیت آن بسیار كم است. خاك اندك باعث می شود كه این كشور دارای عمق استراتژیك نباشد و هرگونه حمله غافلگیرانه به مانند سال 1973 آن كشور را آسیب پذیر كند. اسرائیل دارای 20 هزار كیلومتر مربع وسعت است كه این میزان حتی كمتر از وسعت استانهای كوچك ایران است. از سوی دیگر جمعیت اسرائیل هرگز برای نبردهای طولانی و جنگهای فرسایشی مناسب نیست. چرا كه جنگی بزرگ برای مدت مثلا چند ماه می تواند 30 تا 50 درصد جمعیت فعال اسرائیل را در مناطق جنگی معطل كند و طبیعتا تولید ناخالص ملی این كشور بشدت كاهش دهد.

اسرائیل در نبردهای خود معمولا بین یك روز تا یك ماه بیشتر وقت صرف نكرده است. اگر به هر دلیلی اسرائیل نتواند جنگ را به شیوه مناسب خود به سرعت به پایان ببرد، آنگاه این عنصر جمعیت و عمق خاك است كه تعیین كننده نبرد می شود. به همین دلیل اسرائیل حداكثر تلاش خود را برای خارج كردن مصر از صف اعراب خط مقدم كرد و حتی برای اولین بار در تاریخ خود خاك اشغالی (صحرای سینا) را بدون جنگ به مصر واگذار كرد. مصر اكنون با كاستن از هزینه های نظامی خود بتدریج در حال كاستن از ابعاد ارتش خود است و اسرائیل تقریبا برای همیشه می تواند از كابوس نبرد در دو جبهه رهایی یابد.



حمله اول؛ استراتژی اسرائیل

سیاست اسرائیل از ابتدای روی كار آمدن دولت بن گوریون تاكنون بر اساس پیشگیری و پیشدستی بوده است. اسرائیل 5 سال قبل از آنكه نیروگاه تموز عراق به بهره برداری برسد آن را مورد هدف قرار داد. ارتش های عرب را در ژوئن 1967 قبل از آنكه هیچ فعالیتی از خود نشان دهند زمینگیر كرد. در 1982 قبل از آنكه سوریه تصمیم به پشتیبانی از لبنان بگیرد، با پایگاههای منهدم شده خود روبرو شد.

اكنون اسرائیل به نوعی مدعی است كه نیروگاه بوشهر چند سال دیگر برای آن كشور خطرناك می شود و با همین استدلال در حال چنگ و دندان نشان دادن به ما است.

این امر می تواند هشداری جدی برای مسؤولان كشور باشد تا چه در بعد دیپلماتیك و چه در بعد نظامی شرایط را به گونه ای فراهم كنند تا اسرائیل هرگز به فكر عملیاتی كردن تصمیم خود نباشد.



ارتشی كه طی 48 ساعت 4 برابر می شود

ارتش اسرائیل انبوهی از تانكها، نفربرها، هواپیماها و موشكها را در اختیار دارد اما به علت قلت جمعیت، ارتش حرفه ای اسرائیل تنها است. این جمعیت معادل جمعیت یك ارتش متوسط منطقه است اما تنها ظرف 48 ساعت این ارتش مبدل به ارتش 600 هزار نفری می شود. اگر در اسرائیل در حال خرید از مغازه ای متوجه شدید كه فروشنده یك ستوان توپخانه است و یا راننده تاكسی یك تك تیرانداز است تعجب نكنید. این افراد هر از چندی یكبار با معرفی خود به واحدهای نظامی «كادری» تمرین و آموزش دیده و دوباره كار خود را در لباس شخصی ادامه می دهند.

در دنیا این سیستم تنها متعلق به سوئیس است كه اصلا ارتشی ثابت ندارد اما اسرائیل یك ارتش آماده نیز دارد.



بالاترین هزینه سرانه تسلیحاتی

اسرائیل به جز آنكه بالاترین بودجه نظامی خاورمیانه را (به جز عربستان) دارد، از سرانه هزینه نظامی بالایی نیز برخوردار است. در حالیكه كشورهایی مانند ایران و تركیه سرانه نظامی 78 و 126 دلاری در اختیار دارند (تقسیم بودجه نظامی به جمعیت) نگهداری ارتش اسرائیل برای هر شهروند اسرائیلی در سال 1698 دلار هزینه دربر دارد. این رقم حتی بسیار بالاتر از رقمهای سرسام آور بودجه های اعراب خلیج فارس است كه علیرغم جمعیت كم به دنبال خرید گرانترین تجهیزات برای ارتشهای خود هستند.

بودجه نظامی اسرائیل در سال 2001 معادل 2/11 میلیارد دلار بوده كه این رقم 5 برابر مصر، 2 برابر ایران، 3 برابر پاكستان و 5/3 برابر سوریه است.



نگاهی به نیروهای 3 گانه ارتش اسرائیل

ارتش اسرائیل از 161 هزار نیروی كادر دائم و 425 هزار نیروی ذخیره برخوردار است همانگونه كه قبلا گفته شد به دلیل كمی جمعیت اسرائیل برای این كشور امكان ندارد كه 30 درصد جمعیت فعال خود را به عنوان نیروی نظامی فعال نگهدارد بنابراین، این كشور 6 میلیون نفری تنها از 161 هزار نیرو بهره می برد و باقی ارتش این كشور در حال آماده باش مشغول به فعالیتهای روزمره هستند.



نیروی زمینی

به دلیل آنكه بسیاری از عملیات اعجاب آور نظامی توسط نیروی هوایی اسرائیل صورت گرفته از چشم بسیاری از مردم و حتی كارشناسان توان نظامی زمینی اسرائیل دست كم گرفته شده حال آنكه این ارتش یكی از مكانیزه ترین نیروهای جهانی را در اختیار دارد. اسرائیل 4200 تانك و 6100 نفربر زرهی در اختیار دارد كه با آن به راحتی قادر به جا به جا كردن صدها هزار سرباز در مدتی كمتر از 48 ساعت است. توان قابل ملاحظه زرهی اسرائیل به آن كشور اجازه می دهد در حملات برق آسا توفیق قابل توجهی داشته باشد. (نفوذ آریل شارون در 1973 به فلب خطوط دفاعی مصری ها به دلیل مكانیزاسیون ارتش این كشور بود.)

نیروی زمینی اسرائیل از 120 هزار سرباز، 2000 توپ سنگین و 5 هزار خمپاره بهره مند است. ستون فقرات نیروی زمینی اسرائیل را تانكهای ام47، ام48 و ام60 تشكیل می دهد. اسرائیل همواره این تانكها را با حداقل هزینه بازسازی كرده و آنها را «روزآمد» نگاه می دارد.



نیروی هوایی

ارتش اسرائیل از 456 هواپیمای جنگی فعال و 150 هواپیمای رزرو برخوردار است. نیروی هوایی مذكور علیرغم یرخورداری از این تعداد هواپیما، طبق نظر كارشناسان نظامی قادر به استفاده بسیار بهتر از هواپیما نسبت به اعراب است (حتی اگر برتری اعراب 3 به یك باشد) چرا كه واحدهای ناوبری زمینی این نیرو در كنار آمادگی نیروی هوایی این امكان را برای آنها فراهم می كند تا از كلیه هواپیماهای خود استفاده كنند. در نبرد 6 روزه اسرائیل در ظرف چند دقیقه كل نیروی هوایی خود را بر روی اهداف دشمن فرستاد. این نیرو به دلیل كمی وقت مجبور بود اجرای عملیات بمباران فرودگاههای اعراب را تقریبا همزمان انجام دهد حال آنكه معمولا یك نیروی هوایی متوسط منطقه حداكثر تا 40 درصد هواپیماهای خود را می تواند همزمان به حركت درآورد.

ستون فقرات نیروی هوایی اسرائیل را هواپیماهای اف-16 (232 فروند) و اف-15 (130 فروند) تشكیل می دهد. اسرائیل هنوز تعدادی هواپیمای اف-4 و كفیر را در خدمت دارد اما به دنبال جایگزینی آنها با 150 فروند اف-15 و اف-16 جدید است.



نیروی دریایی

اسرائیل به نیروی دریایی خود نیز طی 4 دهه اخیر توجه داشته اما این نیرو، كوچك محسوب می شود و در سایه نیروهای هوایی و زمینی خود را كمرنگ نشان می دهد.

نیروی دریایی اسرائیل از 6500 ناوی، 3 زیردریایی و دهها كشتی و شناور كوچك و متوسط برخوردار است. به دلیل عدم توجه اعراب به نیروهای دریایی، اسرائیل نیز چندان توجهی به این نیرو نداشته است.



نیروی دفاع استراتژیك

اسرائیل از 150 تا 200 بمب اتمی برخوردار است كه اگر چه تاكنون خبر رسمی درباره آنها منتشر نشده اما تقریبا همه درباره وجود آنها اتفاق نظر دارند.

اسرائیل همچنین از صدها موشك جریكو-1 با برد 500 كیلومتر و جریكو-2 با برد 2000 كیلومتر برخوردار است.

جدول زیر بطور خلاصه نیروی تهاجمی اسرائیل را نشان می دهد.

سرباز 161000 نفر

هواپیما 456 فروند

تانك 4150 دستگاه

نفربر 6100 دستگاه

توپ 2000 عراده

خمپاره 5000 دستگاه

هلی كوپتر 135 فروند

بودجه نظامی 2/11 میلیارد دلار


پنجشنبه 19 فروردین 1389

بررسی توان نظامی اسرائیل

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :عمومی ،

 

خبرگزاری فارس: اسرائیل پس از آمریكا فوری ترین خطر برای ایران است. اگر آمریكا قبل از هر اقدام نظامی مجبور به بررسی ابعاد سیاسی بین المللی آن است چنین منعی برای ارتش اسرائیل وجود ندارد. اسرائیل هم مرز ایران نیست اما ثابت كرده كه به هنگام تصمیم، به راحتی به اقدام در ماورای مرزهای خود دست می زند. اسرائیل اكنون سالهاست كه از نظر اطلاعاتی اقدامات متعددی را علیه دشمنان سنتی منطقه ای خود از جمله ایران آغاز كرده است.



در بین كشورهای خاورمیانه بی شك هیچ ارتشی برای امنیت منطقه به اندازه ارتش اسرائیل خطرناك نیست. این ارتش از نظر ابعاد كمی و كیفی به درجه ای از قدرت رسیده كه برای مرقبت از «نه كشوری با 6 میلیون جمعیت و 20 هزار كیلومتر مربع وسعت» بلكه برای كشوری در ابعاد هندوستان با یك میلیارد جمعیت و 5/3 میلیون كیلومتر مربع وسعت كفایت می كند. در حالی كه رسانه های غربی به گونه ای سؤال برانگیز سخنان سیاستمداران خود را مبنی بر تسلیح ایران به سلاحهای متعدد تكرار می كنند، كسی هرگز نیم نگاهی به ارتش تا بن دندان مسلح اسرائیل ندارد. مطلبی كه در ادامه می خوانید پیرامون شناسایی بیشتر خوانندگان با تهاجمی ترین ارتش جهان است.

اسرائیل پس از آمریكا فوری ترین خطر برای ایران است. اگر آمریكا قبل از هر اقدام نظامی مجبور به بررسی ابعاد سیاسی بین المللی آن است چنین منعی برای ارتش اسرائیل وجود ندارد. اسرائیل هم مرز ایران نیست اما ثابت كرده كه به هنگام تصمیم، به راحتی به اقدام در ماورای مرزهای خود دست می زند. اسرائیل اكنون سالهاست كه از نظر اطلاعاتی اقدامات متعددی را علیه دشمنان سنتی منطقه ای خود از جمله ایران آغاز كرده است، ژنرالهای اسرائیل از حداقل یك دهه قبل با بسیج نیروهای اطلاعاتی خود دهها نقشه بزرگ و كوچك از تأسیسات حساس ایران تهیه كرده اند و تنها مترصد فرصتی برای حمله هوایی به آنها هستند.

چنین اقدامی از سوی اسرائیل قطعا واكنش ایران را دربر خواهد داشت و طبیعتا شرایط ایران از شرایط «عادی» مبدل به شرایط «جنگی» می شود كه این امر اصلا به سود منطقه نیست.



نیروگاه بوشهر

بی شك پس از آمریكا، روسیه، انگلیس، فرانسه، چین و هند، اسرائیل هفتمین قدرت اتمی دنیا است.

هیچكس از توان اتمی اسرائیل بطور دقیق اطلاعی ندارد اما مسلما این كشور از 3 دهه قبل به تولید و انباشت بمب اقدام كرده و اكنون بیش از 150 بمب اتمی در اختیار دارد كه برای نابودی نیمی از شهرهای مهم خاورمیانه كفایت می كند. اكنون این دولت مدعی است كه نیروگاه اتمی بوشهر برای حیات این رژیم خطرناك است.

اسرائیلی ها رسما اعلام كرده اند كه نیروگاه مذكور از خط قرمز آنها فراتر رفته و برای انهدام آن برنامه دارند و برای این اقدام منتظر چراغ سبز حتی آمریكا نمی نشینند.

سخنان آنها واكنش شدید دولت ایران را در پی داشت.

اما بی تردید باید تهدید اسرائیل را چیزی بیش از یك بلوف دانست.

اسرائیلیها در سال 1981 در اوج جنگ ایران و عراق نیروگاه تموز عراق را طی یك حمله هوایی غافلگیرانه با خاك یكسان كردند.



6 دهه سابقه نظامی گری

نطفه اسرائیل با درگیری های نظامی بسته شد. حتی قبل از آنكه دولت اسرائیل رسما تشكیل شود، میلیشیاهای یهودی با تهدید، تطمیع و زور اسلحه فلسطینیان را از مناطق مسكونی آنها بیرون می كردند. اما درگیری اصلی نظامی اسرائیل و كشورهای عرب به سال 1948 بازمی گردد زمانی كه با اعلام موجودیت اسرائیل كشورهای عربی درگیر نبردی تمام عیار با آن كشور شدند. نبردی كه منجر به ظهور قدرتی جدید در منطقه شد.

در 1956 به دنبال ملی شدن كانال سوئز توسط جمال عبدالناصر، ارتش اسرائیل به همراه نظامیان فرانسوی و انگلیسی درگیر نبردی سنگین با نیروهای مصری شدند.

در این نبرد نیز اعراب یارای مقابله با ارتشهای مذكور را نداشته تا آنكه خروشچف از كشورهای فرانسه و انگلیس خواست تا نیروهای خود را از صحرای سینا و مصر عقب بكشند در غیر این صورت با پاسخ اتمی شوروی مواجه می شوند.

اما نبرد 1967 بدترین شكست تاریخ را برای اعراب رقم زد.

مصر و سوریه كه طی سالهای پایانی دهه 50 و سالهای دهه 60 به تجهیز ارتشهای خود با سلاحهای بلوك شرق پرداخته بودند به توانایی بالایی دست یافته و حداقل به روی كاغذ از اسرائیل قوی تر بودند.

همچنین دولتهای عربی دیگر آمادگی كامل خود را برای پشتیبانی نظامی از ارتشهای فوق اعلام كردند.

شرایط كاملا به نفع كشورهای عربی بود اما در سحرگاه پنجم ژوئن 1967 بر خلاف انتظار همگان حركت اصلی را برای هجوم، ارتش اسرائیل آغاز كرد.

نیروی هوایی اسرائیل با كمك تقربیا تمامی هواپیماهای خود به رهبری ژنرال (یك چشم) موشه دایان با پرواز بر فراز كلیه فرودگاههای منطقه حتی فرودگاههای متروكه كلیه هواپیماهای عربی را منهدم كرد و فرودگاهی را نیز برای استفاده آنها باقی نگذاشت.

صبح روز ششم ژوئن اعراب متوجه شدند كه نیروی هوایی ندارند. این در حالی بود كه نیروی زمینی اسرائیل از 3 مسیر شمال (بلندی های جولان)، شرق (غرب رود اردن) و جنوب صحرای سینا به سرعت پیشروی كرده و در پناه آتش نیروی هوایی ظرف 6 روز اعراب را با شكست قطعی مواجه كردند.

نبرد «6 روزه» چنان هراسی در دل ارتشهای عرب انداخت كه آنها فكر مبارزه با اسرائیل را برای مدتها به فراموشی سپردند. عبدالناصر نیز استعفا كرد كه البته با ابراز احساسات مردم عرب مجددا به قدرت بازگشت.



جنگ اكتبر

اسرائیل در 1967 به تمامی اهداف خود دست یافت بنابراین برای اولین بار استراتژی خود را از تهاجمی به تدافعی تغییر داد. مهندس بارلو استراتژیست و مهندس ارتش اسرائیل نیز برای اسرائیل در محل تلاقی صحرای سینا و كانال سوئز دژی عظیم با نام «خط بارلو» احداث كرد. خط بارلو از دفاعی مرگبار برخوردار بود. پوشش آتش این خط بی نهایت سنگین و نفوذ به داخل آن تقریبا محال می نمود.

اسرائیل با ساخت این خط دفاعی عملا مصر را از ارتباط با كشورهای عربی جبهه شرق جدا می كرد. (ارتش اسرائیل در بین ارتشهای عرب تنها از ارتش مصر وحشت داشت.)

تنها یك روز مانده به عید مقدس یهودیان (یوم كیپور) در حالی كه تمام اسرائیلیها خود را برای برگزاری مراسم مذكور آماده می كردند و ارتش اسرائیل در حال نیمه فعال بود، صدها كماندوی مصری در كنار هزاران غواص با گذشتن از خطوط موسوم به آب و آتش اسرائیل وارد سرپلها صحرای سینا شدند.

ژنرالهای مصری در عملیاتی كه هنوز جزو شاهكارهای نظامی دنیا محسوب می شود با كمك شناورهایی كه خلق الساعه ایجاد شد صدها تانك و دهها تیپ و لشكر را به داخل خاك اسرائیل (صحرای سینا) منتقل كردند، خط بارلو به مانند خط ماژینو به سرعت درهم شكست و لشكرهای مصری به داخل صحرای سینا سرازیر شدند. ارتش سوریه نیز به سرعت از شمال هجوم به اسرائیل را آغاز كرد. ارتش اسرائیل كه كاملا غافلگیر شده بود با پیامهای رادیویی مرتب از افسران و سربازان خود می خواست تا مرخصی های خود را نیمه تمام گذاشته و به محل خدمت مراجعه كنند.

اسرائیل تنها یك راه برای متوقف كردن سیل تانكهای مصری در صحرای سینا داشت، تانكهایی كه ظرف كمتر از یك هفته می توانستند خود را به تل آویو برسانند. «نیروی هوایی». 400 هواپیمای اسرائیلی با به كارگیری انواع جنگ افزارهای زره و ضد نفر در ارتفاع پایین به دنبال زمینگیر كردن لشكرهای زرهی مصری رفتند اما آنها در محاسبات خود جایی برای موشك سام (SAM) در نظر نگرفته بودند. انبوهی از موشكهای سام هواپیماهای پیشرو اسرائیل را در بدترین وضعیت تاریخ این كشور قرار دادند. 100 هواپیمای اسرائیلی طی چند روز نبرد ساقط شدند باقی آنها نیز از بیم ضربات سام های روسی از فواصل دور اقدام به شلیك می كردند كه معمولا بی نتیجه بود.

اكنون نیروهای اسرائیلی توان زرهی و پیاده خود را به صحرای سینا متمركز كردند و از نیروی هوایی خود در نابودی ارتشهای عربی در جبهه شرقی استفاده كردند. جنگ 1973 كه معروف به جنگ اكتبر و یا جنگ یوم كیپور بود ثابت كرد كه اگر ارتشهای عرب بویژه مصریها از برنامه ریزیهای دقیق و اتحاد سراسری برخوردار باشند شكست اسرائیل امری غیر ممكن نخواهد بود. البته این هماهنگی اعراب كه حتی منجر به افزایش 300 درصد قیمت نفت (به دلیل تحریم غرب از سوی صادركنندگان نفت عرب) شد از جمله فرصتهایی بود كه هر چند صد سال یكبار رخ می دهد. اما تعلل مصریها از یك سو در میدان جنگ و حمایتهای همه جانبه آمریكا از اسرائیل (از جمله برقراری پل هوایی برای رساندن تسلیحات به اسرائیل) سبب شد تا ظرف یك هفته ورق برگردد. ژنرال شارون در زمانی كه جبهه های جنگ از تعادل و پایداری نسبی برخوردار شد با یك لشگر از زبده ترین نیروهای اسرائیلی و استفاده از رخنه ای كه بین 2 سپاه مصر در صحرای سینا ایجاد شده بود با طی صدها كیلومتر به سرعت خود را به كرانه غربی صحرای سینا رساند و به تهدید مستقیم قاهره و اسكندریه پرداخت. ناگهان فرماندهان مصری خود را با شرایط جدی روبه رو دیدند.

حركت ناپلئونی شارون هنوز هم به اقدامی افسانه ای شبیه است. بعدها مشخص شد كه این ژنرال اسرائیلی در زمانی كه صحرای سینا در اختیار اسرائیل بود بارها با تردد در این صحرا به علامتگذاری در این دشت خشك پرداخته و پیش بینی روزی را می كرد كه مجبور به یك ضد حمله نفوذی به داخل نیروهای مصری شود.

در نهایت به دنبال سازش سادات با غرب، نیروهای مصری تانكهای خود را به تدریج از صحرای سینا خارج كردند و این بار از جان گذشتگان مصری از ابتكار خود نتیجه نگرفتند.

ژنرال عامر طراح عملیات مصریها به شهادت سیاستمداران و مورخین هنگام برگرداندن واحدهای سنگین زرهی و توپخانه مصر به پشت خطوط اولیه با چشمانی پر از اشك از سادات خواست تا در تصمیم خود تجدیدنظر كند اما در مقابل پافشاری سادات وی نیز به عنوان یك نظامی تنها پذیرنده دستور بود.

ارتش اسرائیل پس از پیمان كمپ دیوید و خروج مصر از صف كشورهای مبارز با اسرائیل ناگهان جانی دوباره یافت. اسرائیل كه تا سال 1975 حداقل 75 درصد نیروهای خود را صرف جبهه بزرگ مصر كرده بود از آن سال به بعد به تدریج نیروهای خود را به مرزهای شرقی و شمالی منتقل كرد. این بار تمام فشار بر روی سوریه متمركز شد. در 1982 اسرائیل به بهانه حملات فلسطینیها از جنوب لبنان به این كشور، با عبور از مرز دو كشور تا بیروت را به تصرف خود درآوردند.

آنها در حمله بزرگ خود 30 هزار چریك فلسطینی را در مقابل تصمیم «ماندن و یا مردن» قرار دادند. نیروی فلسطینی در نهایت تن به خروج از لبنان داد. اكنون نوبت به سوریه بود. نیروی هوایی اسرائیل طی یك حمله غافلگیرانه به پایگاههای ضدهوایی سوریه در بقاع لبنان تقریبا تمام این پایگاهها را منهدم كرد. 70 پایگاه سام سوری در این نبرد بدون آنكه بتوانند به مانند سال 1973 خسارتی به اسرائیل بزنند از گردونه عملیات خارج شدند و هواپیماهای اف-4 و اف-16 اسرائیلی بلافاصله با صدها هواپیمای میگ سوری كه از دمشق اعزام شدند به درگیری پرداختند و 80 فروند از آنها را ساقط كردند. در مجموع، این عملیات را اسرائیلیها با تنها 2 فروند تلفات هوایی به پایان بردند. در این نبرد كلیه ركوردهای نبردهای هوایی (با هواپیماهای موتور جت) شكسته شد و سقوط 16 به یك هواپیماها كه متعلق به یك خلبان آمریكایی در جنگ ویتنام بود، ناگهان به نسبت یك به چهل افزایش یافت. این در حالی بود كه هواپیماهای سوری از پشتیبانی پدافند «بقاء» نیز برخوردار بودند.

این بار اسرائیل با یك حركت برق آسا به 4 هدف دست یافت. 1- لبنان را اشغال كرد، 2- چریكهای فلسطینی را به كلی از منطقه راند، 3- نقش سوریه را در معادلات نظامی خاورمیانه تقلیل داد و لبنان را كه دیروز حیاط خلوت سوریه بود، به كشوری خنثی تبدیل كرد، 4- به اعراب ثابت كرد كه دیگر بدون مصر قادر به برابری با اسرائیل نیستند.

سوریه در 1983 به دنبال آن رفت تا در كلیه زمینه های نظامی پابه پای اسرائیل رشد كند. بر روی كاغذ، ارتش سوریه در 1989 تقریبا در ابعاد ارتش اسرائیل بود، اما با شدت گرفتن پروژه های گورباچف پروستاریكا و گلاسنوست و فروپاشی شوروی، سوریه كه كشوری فقیر و فاقد تكنولوژی بود، در ادامه «استراتژی برابری نظامی» عقب افتاد و اكنون 14 سال مداوم است كه هر روز بر ابعاد كمی و توان كیفی ارتش اسرائیل اضافه می شود، اما به ازای آن چنین اتفاقی برای ارتش سوریه رخ نداده است.


برچسب ها: بررسی توان نظامی اسرائیل ،

پنجشنبه 19 فروردین 1389

بررسی توان نظامی اسرائیل

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :عمومی ،


جمعه 13 فروردین 1389

R-172 موشک افسانه ای

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :صنایع موشكی ،

 

موشک نوواتار(Novataro)موسوم بهKS-172AAM-L(نام دیگر:R-172) موشک هوا به هوای بسیار دور برد در دفتر طراحی Novatar توسعا یافته و تولید شده است.این موشک تنها جهت نصب بر روی هواپیماهایSu-37"Su-35 و MiG- 31 طراحی شده است.هر چند گزارش هایی مبنی بر استفاده از این موشک دوربرد بر روی آواکس های A-50 نیز منتشر شده است.هدف اصلی از طراحی این موشک،جلوگیری از پرواز آواکس و سایر پرنده های پیش اخطار بود.هر چند که به راحتی می توانست به عنوان سیستم ABM نیز به کار رود که افشای این موضوع باعث تیره تر شدن ربابط با ایالات متحده می گشت. زیرا دو طرف اتحاد شوروی سابق و ایالات متحده،پیمانABM یا منع تولید موشک های ضد بالیستیک را امضا کرده بودند تا بدین وسیله از گسترش بی حد و حساب موشک های اس اس به نوعی جلوگیری شود.

این موشک بسیار دوربرد از سیستم هدایت راداری فعال بهره می برد و میتواند به اهدافی تا ارتفاع 100هزار فوت که سرعتی برابر 4 ماخ دارند،هدفگیری شده و به دقت اصابت کنند،در حالی که هدف مورد نظر در حال اجرای مانورهایی تا12gاست.


هر چند نوع خاصی از رادار ناشناخته تولید شده توسط زالسون فقط جهت جنگنده هایی که از این موشک بهره می برند،ساخته شده مه طبق گزارش مامور CIA این رادار ویژه،بردی برابر500تا600 در عرضی به پهنای 60درجه را تراک میکنند،ضمن این که همانند سایر رادار های روسی از قابلیت دید پایین-شلیک به پایین نیز بهره میبرد و قادر است به اهدافی به ابعاد50 سانتی متر مربع در ارتفاع 5 فوتی نیز شلیک شود!با این حساب جنگنده بمب افکن های رادار گریزی نظیر B-2 " F-22 و F-117نیز میتواند به راحتی توسط R-172 شکار شوند.


طرح ها و نقشه های MiG-31"R-37"R-33وR-172 در دهه ی1980 از طریق یک مامور CIAبا نام مستعار "دونالد" سر از ایالات متحده بیرون آورد،وی بعدها توسطKGBشناسایی و دستگیر و در اواخر دهه ی 1980 در مسکو تیر باران شد.

 

این موشک برای اولین بار در نمایشگاه هوایی در ابوظبی به سال1993 بر روی سوخو 35 رویت شد.هر چند کمبود منابع مالی،مانع تولید و توسعه انبوه آن شده،اما آزمایش های پرتابی ان با موفقیت همراه بوده است.تولید این موشک در روسیه بارها به تعویق افتاده است.در سال 1997پروژه ی این موشک کاملا روسی به محسوب می شد،ولی به سال 2002 قرار بر این شده که با تولید مشترک در هند،بر روی جنگنده های هندی Su-30MKI نصب شود .حدس زده می شود موشکKS-172بر پایه ی همان موشک ضد هوایی (9K37M1BUK-M)طراحی شده باشد.(نام ناتو:SA-11 Gadfly)

این موشک از یک راکت دو مرحله ای به عنوان موتور استفاده میکند که موشک را قادر میسازد برد زیادی معادل400کیلومتر(250مایل) داشته و به راحتی به سرعت 4 ماخ دست یابد و با سیستم ناوبری داخلی و بر اساس اطلاعات منتقل شده از جنگنده شلیک کننده،خود را به نزدیکی هدف رسانده، سپس با استفاده از رادار درونی خود،هومینگ دقیق و نهایی خود را انجام داده و سپس سر جنگی بسیار پر قدرت آن منفجر می شود.


این موشک بیشتر جهت هدفگیری بسیار دوربرد علیه سیستم های آواکس یا تانکر های سوخت رسان آمریکایی یه جنگنده های محافظ ناو های دریایی(نظیر
F-14) به کار میرود،بدون آنکه وارد نبرد نزدیک به آنها شود.
سیستم بسیار پیشرفته ی رهگیری اهداف دور برد،امکان سرنگونی جنگنده های رادار گریز امریکایی را به راحتی فراهم می آورد.با این تفاصیل،میتوان گفت یکی از دلایلی که ایالات متحده دست به طراحی
AIM-152زده،موشک های جدید و بسیار دور برد و ضد استیلت روسی نظیرR-37 و R-172 هستند.


خصوصیات        

عملكرد: موشک هوا به هوای بسیار دوربرد 

سازنده: Novatare

كشور سازنده: روسیه

پیشرانه: راكت دو مرحله ای

طول: ۴.۸ متر

قطر: 0.58 متر

برد: ۴۰۰ كیلومتر                     

سیستم هدایت: ناو بری اولیه و هومینگ نهایی به صورت راداری فعال

سرعت: 4 ماخ                       

كلاهك: ۵۰ كیلوگرمی

موشک های معادل:AIM-152 وR-37 وR-33 و AIM-152


برچسب ها: موشک افسانه ای ،

جمعه 13 فروردین 1389

روش های نامگذاری موشك های روسی و آمریكایی

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :صنایع موشكی ،

 
• نام گذاری موشك های روسی 
 
مقدمه
بی شك افرادی كه كم و بیش با اخبار و مباحث نظامی در ارتباط بوده اند با اسامی نظیر AGM-88C.BGM-71.SA-1 و...برخورد کرده اند و شاید از خود پرسیده اند که این حروف و اعداد چه مفهومی دارند و چرا از نظر ظاهر متفاوتند.حقیقت این است که همه کشورها از یک روش نام گذاری مشترک برای شناسایی موشک ها استفاده نمی کنند و مدت ها در خورد آمریکا هم-که یک تولید کننده بزرگ جنگ افزار است-یک روش واحد وجود نداشت که نتیجه آن سردرگمی افراد در شناخت موشک ها بود.روس ها روش خاص خود را دنبال می کردند که در طول جنگ سرد محرمانه تلقی می شد از این رو غربی ها هم برای شناخت و دسته بندی موشک های روسی روش خاصی در پیش گرفتند.یکی از آن ها روش شماره گذاری بود که وزارت دفاع آمریکا برای دسته بندی تسلیحات روسی روش خاصی در پیش گرفتند.یکی از آن ها روش شماره گذاری بود که وزارت دفاع آمریکا بریا دسته بندی تسلیحات روسی(شوروی سابق)بر مبنای کاربرد آن ها ایجاد کرد.کمیته هماهنگی استانداردهای هوایی آمریکا نیز روش اسم رمز را برای اشاره به موشک های روسی به کار گرفت.از این رو برای روشن شدن موضوع به بررسی این سه روش می پردازیم.

روش نامگذاری: 
روش نام گذاری روسی تا حدودی مرموز است.هر چند تلاش شده تا رمز آنها کشف شود.بخشی از سردرگمی و عدم تشخیص درست نام های روسی بدین جهت است که خود روس ها دو روش کاملا متفاوت مورد استفاده قرار می دهند.
الف:در روش اول هر موشکی با یک رمز سه بخشی شناسایی می شود:
-بخش اول:یک حرف یا مجموعه ای از حروف است مه نقش اولیه موشک را مشخص می کند.حروفی مثل A برای موشک ضد بالستیک KAB برای بمب هدایت شونده KH برای موشک هوا به سطح R برای موشک هدایت شونده(شامل هوا به هوا و سطح به هوا)V برای موشک سطح به سطح و...
-بخش دوم:عددی است که جای آن موشک را در زنجیره موشک های هم نوع نشان می دهد.
-بخش سوم:حرف یا مجموعه ای از حروف است که نشان دهنده اصلاحات انجام شده در موشک است برخی از این حروف از این قرارند:E به معنای صادراتی F برای سرجنگی جدید P تمرینی U آموزشی ZH برای مجموعه پیشرانش جدید و...
به عنوان نمونه می توان به نام A-350 برای موشک ضد بالستیک R-27 برای موشک هوا به هوا KH-55 برای موشک هوا به سطح اشاره کرد.
ب:روش دوم نامگذاری روسی از شیوه متفاوتی بر اساس اجزای مختلف سامانه موشکی استفاده می کند.
در این روش از چندین سطح نظیر کل سامانه (مشتمل بر پرتاپ کننده و تجهیزات کنترل)موشک و زیر مجموعه های آن مانند سرجنگی و موتور استفاده می شود.
بخش اول:عدد یک یا دو رقمی است که نشان دهنده سازمان طراحی و ساخت سلاح است.عدد یک برای نیروی زمینی(ارتش سرخ)3 یا 4 برای نیروی دریایی 5 یا 6 برای پدافند هوایی و نیروهای موشکی ضد بالستیک 8 یا 15 برای نیروی راهبردی و...
بخش دوم:حرف یا مجموعه ای از حروف است که نقش موشک یا زیر مجموعه را نشان می دهد.حرف D برای موتور راکت F برای سرجنگی K برای سامانه کاملKH برای ماهواره M برای موشک YA برای موشک ضد بالستیک ZH بریا موتور راکت سوخت جامد و ...
قسمت سوم:عددی دو رقمی است که نوع موشک یا زیر مجموعه را مشخص می کند.
قسمت های دیگر این روش اعداد و حروف اختیاری هستند که اصلاحات انجام شده در یک موشک اولیه را نشان می دهند.
 
روش وزارت دفاع برای نام گذاری تسلیحات روسی

روش مورد استفاده وزارت دفاع امریکا بریا نام گذاری موشک های روسی روش شماره گذاری بسیار روشن و واضع مبتنی بر نقش موشک است.این روش سه بخش دارد.
بخش اول:یك رمز 2 تا 4 حروفی كه نقش موشك را نشان می دهد.به عنوان مثال AA برای موشک هوا به هوا ABM برای موشک ضد بالستیک AT برای موشک ضد تانک SA برای موشک سطح به هوا SA-N برای موشک دریایی سطح به هوا SL برای پرتاب کننده های فضایی SS برای موشک سطح به سطح SS-N برای موشک دریایی سطح به سطح و ...
بخش دوم:عددی است که بیانگر جای موشک در زنجیره موشک های هم نوع است.
بخش سوم:یک حرف اختیاری که نشان دهنده اصلاحات انجام شده در موشک اولیه است.اصلاحات به ترتیب حروف الفبا از A آغاز می شود.موشک های آزمایشی نیز با حرف X نشان داده می شوند که پس از رمز و قبل از اعداد درج می شود.
به عنوان نمونه می توان به نام گذاری ABM-1 بر روی موشک ضد بالستیک A-350 نام گذاری AA-10 برای موشک های هوا به هوای R-27 و عنوان AS-15 برای موشک هوا به سطح KH-55 اشاره کرد.

اسامی رمز کمیته هماهنگی استانداردهای هوایی:
کمیته استاندارهای هوایی سازمان مشترکی است که توسط آمریکا انگلستان کانادا استرالیا و نیوزلند تشکیل شده است.این کمیته در سال 1954 یک روش اسامی رمز را برای شناسایی تجهیزات نظامی شوروی سایق ایجاد کرد.اسامی رمز با یک حرف معین آغاز می شوند که نشان دهنده ماموریت اصلی موشک است.A برای موشک هوا به هوا G برای موشک سطح به هوا K برای موشک هوا به سطح و S برای موشک سطح به سطح.
به عنوان مثال می توان به نام GALOSH برای موشک سطح به هوای ضد بالستیک A-350 اشاره کرد.نام GALOSH با حرف G آغاز می شود که بیان گر سطح به هوا بودن آن است.یا می توان به نام ALAMO با حرف اول A برای موشک R-27 اشاره کرد.
 
• نام گذاری موشکهای امریکایی
 
مقدمه:
تا سال 1962 میلادی هر یک از شاخه های ارتش امریکا روش تازه ای برای نامگذاری تسلیحات دنبال میکردند. که در نتیجه موجب سردرگمی نیروهای نظامی وغیر نظامی میشد.از اینرو وزیر دفاع وقت امریکا رابرت مک نامارا به شاخه های مختلف ارتش دستور داد روش مشترک یکنواختی برای نامگذاری تسلیحات به کار گیرند مطابق این روش در نامگذاری موشکها راکتها و ادوات پرنده خودکششی الگوی زیر به کار میرود:
این الگو یک خانه 7حرفی است که حروفاز سمت چپ به راست در آن قرار می گیرند:
7 6 5 4 3 2 1

خانه اول (وضعیت):
این "حرف" نشان دهنده وضعیت کلی نوع جنگ افزار یا نمونه منفرد است.این نام گذاریها بیشتر در مراحل طراحی نخست یا آزمایش پروازی استفاده میشود اما در موارد نادری در جنگ افزارهای تولیدی یا عملیات های معمولنیز دیده میشود. در واقع بیشتر جنگ افزارهای عملیاتی بدون مین حرف هستند. 
حرف (captive) C به معنای مهار شده وسیله ایست که با سکوی پرتاب حمل شده اما شلیک نمی شود مانند یک موشک هواپایه بدون موتور راکت ادوات مهار شده هنگام آزمایش پرواز به کار میروند. 
حرف D(Dummy) به معنای کاذب یک پوسته کاذب بدون تجهیزات عملیاتی (نظیر موتور سر جنگی سامانه هدایت است. این ادوات هنگام آموزش های پروازی آیرودییپنامیک به کار میروند.) 
حرف J به معنای آزمایش (موقت وسیله کاربردی در برنامه های آزمایش وپیکر ه آزمایشی یا حذف موقت تجهزات برای آسان کردن آزمایش است.) 
حرف N به معنای آزمایش(دائم وسیله کاربردی در برنامه آزمایش آست که در پیکره آن غییر شگرفی ایجاد شده که بازگشت به پیکره عملیاتی نخست شدنی نیست.) 
حرف X به مینای آزمایشی یا نمونه نخست جنگ افزاری است که همچنان در مرحله توسعه یا ارزیابی قرار دارد و وارد مرحله تولید نشده است . 
حرف Y به معنای نمونه نخست یا پیش تولید انبوه نشان از آن دارد که جنگ افزار فرایند آزمایش را پشت سرگذاشته و در مرحله آزمایش پایانی توسعه و ارزیابی مقدماتی تولید است. 
حرف Z به معنای طراحی پیشنهاد جنگ افزاری است که هنوز در مراحل نخست طراحی یا پیش توسعه قرار دارد.

خانه دوم(محیط پرتاب):
این "حرف" نشاندهنده ی نوع یا انواع سکوهای پرتاب است که برای جنگ افزاز در نظر گرفته شده است.نام بیشتر جنگ افزارهایی که در وضعیت عملیاتی قرار دارند از این خانه آغاز میشود. 
حرفA به معنی هوا جنگ افزار از یک وسیله هوایی پرتاب می شود.
حرف B به معنای چند گانه امکان شلیک آن از بیش از یک محیط وجود دارد .
حرف C به معنای مکعب یا کانتینر یک سامانه زمین پایه است که به صورت افقی یا در زاویه ای کمتر ار 45 درجه درون محفظه محافظت کننده نگهداری میشود. 
حرف F به معنای انفرادی یا پیاده نظام جنگ افزار حمل بر دوش است که توسط پرسنل رزمی حمل و پرتاب میشود. 
حرف G به معنای سطحی از روی یا باند فرود پرتاب میشود. 
حرف H به معنای نگهداری در سیلو به صورت عمودیدر سیلو نگهداری میشود اما از زین شلیک نمی شود. 
حرف L به معنای پرتاب از سیلو به صورت عمودی نگهداری شده و از زمین شلیک میشود. 
حرف M به معنای متحرک/سیار از یک خودروی زمینی یاسکوی متحرک پرتاب میشود. 
حرف P به معنای سکوی نرم یک سامانه ی زمین پرتاب است که در حالت بدون محافظت یا با محافظت اندک نگهداری میشود. 
حرف S به معنای فضا از وسیله ای پرتاب میشود که خارج از جو زمین عمل میکند. 
حرف U به معنای زیر آب ازیک مکان زیر آب یا زیر دریایی شلیک میشود.


جمعه 21 اسفند 1388

F-117 Nghithawk

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :گالری تصاویر جنگنده ،


چهارشنبه 19 اسفند 1388

50 هواپیمای سریع جهان

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :مقایسه ها.. ،

50 هواپیمای سریع جهان
# Plane Top Speed Max. Altitude
1. X-43 (Unmanned) Mach 9.8 110,000 feet
2. X-15 Mach 6.72 354,200 feet
The X-15 is the fastest manned aircraft in the world.
3. SR-71 Blackbird (YF-12) Mach 3.2+ 85,000+ feet
The SR-71 Blackbird is the fastest airplane in the world.
4. MiG-25R Foxbat-B Mach 3.2 123,524 feet
4. X-2 Mach 3.2 126,200 feet
5. XB-70 Valkyrie Mach 3.1 77,350 feet
6. MiG-31 Foxhound Mach 2.83 67,600 feet
7. MiG-25 Foxbat (Ye-155) Mach 2.8 118,900 feet
8. F-15 Eagle Mach 2.5 60,000 feet
8. F-111 Aardvark Mach 2.5 60,000+ feet
9. X-1 Mach 2.435 90,440 feet
10. Su-24 Fencer Mach 2.4 57,400 feet
11. Tu-144 Charger Mach 2.35 59,055 feet
11. MiG-23 Flogger Mach 2.35 60,700 feet
11. Su-27 Flanker Mach 2.35 59,055 feet
12. F-14A Tomcat Mach 2.34 58,000+ feet
13. F-106 Delta Dart Mach 2.31 57,000 feet
14. IAI Kfir Mach 2.3 75,000 feet
14. English Electric Lightning Mach 2.3 60,000 feet
14. MiG-29 Fulcrum Mach 2.3 59,060 feet
14. F-107 Ultra Sabre Mach 2.3 48,000 feet
15. Tornado ADV Mach 2.2 69,997 feet
15. F-4 Phantom Mach 2.2 62,250 feet
15. Mirage 2000 Mach 2.2 59,055 feet
15. F-104 Starfighter Mach 2.2 58,000 feet
(120,800 feet NF-104A)
15. B-58 Hustler Mach 2.2 64,800 feet
16. F-105 Thunderchief Mach 2.1 52,000 feet
16. A-5 Vigilante Mach 2.1 52,100 feet
17. Su-22 Mach 2.09 59,055 feet
18. Tu-160 Blackjack Mach 2.05 49,200 feet
18. MiG-21 Fishbed Mach 2.05 50,000 feet
18. Concorde Mach 2.05 60,000 feet
19. D558-2 Skyrocket Mach 2.005 83,235 feet
20. YF-23 Black Widow II Mach 2 (AB) 65,000 feet
20. F-20 Tigershark Mach 2+ 55,000 feet
20. YF-17 Cobra Mach 2+ 50,000 feet
21. Saab JAS 39 Gripen Mach 2 50,000 feet
21. F-16 Fighting Falcon Mach 2 50,000+ feet
21. Saab 37 Viggen Mach 2 60,039 feet
21. Saab 35 Draken Mach 2 65,600 feet
22. Tu-22M Backfire Mach 1.88 43,635 feet
22. F-14B/D Tomcat Mach 1.88 53,000+ feet
23. Su-34 Mach 1.8 45,890 feet
23. F/A-18E/F Super Hornet Mach 1.8 50,000+ feet
23. F-22 Raptor Mach 1.8 (AB) 50,000 feet
24. XF-104 Starfighter Mach 1.79 58,000 feet
25. F-8 Crusader Mach 1.72 58,000 feet
26. F-101B Voodoo Mach 1.66 52,100 feet
27. X-29 FSW Mach 1.6 50,000 feet
28. Tu-22 Blinder Mach 1.52 48,228 feet
28. XF8U-1 Crusader Mach 1.52 58,000 feet
29. SEPECAT Jaguar Mach 1.5 45,930 feet
30. F-5 Freedom Fighter Mach 1.4 50,700 feet
31. F-100 Super Sabre Mach 1.3 51,000 feet
32. X-31 EFMI Mach 1.28 40,000 feet
33. B-1b Lancer Mach 1.25 50,000+ feet
34. F-102 Delta Dagger Mach 1.23 55,000 feet
35. T-38 Talon Mach 1.22 55,000+ feet
36. XF-90 Mach 1.1 39,000 feet
37. MiG-17 Fresco Mach 1.05 52,366 feet
38. F-86 Sabre Mach 1.04 50,800 feet
39. F-117 Nighthawk High Subsonic 45,000 feet
40. AV-8B Harrier II Mach 0.98 41,700+ feet
41. F-94 Starfire Mach 0.97 51,800 feet
42. A-6 Intruder Mach 0.94 42,400 feet
43. Saab 32 Lansen Mach 0.93 52,500 feet
44. F-80 Shooting Star Mach 0.88 46,800 feet
45. BAe Nimrod 2000 Mach 0.87 42,000 feet
46. B-52 Stratofortress Mach 0.86 55,000 feet
47. U-2 Dragon Lady Mach 0.8 90,000 feet
48. C-5 Galaxy Mach 0.79 35,750 feet
49. C-141 Starlifter Mach 0.77 41,600 feet
49. C-17 Globemaster III Mach 0.77 45,000 feet
50. Westland Lynx Mach 0.3 10,600+ feet
The Lynx is the fastest helicopter in the world.


برچسب ها: 50 هواپیمای سریع جهان ،

جمعه 14 اسفند 1388

سوالات شما

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :سوالات شما ،

سوال 1- آقای مهرداد- من در یک سایت خارجی دیدم ایران تو لیست دارندگان میگ 31 است . می خواستم صحت و سقم اینو بدونم؟

قرارداد خرید نه فقط میگ 31، بلکه ده ها فروند هواپیماهای دیگر از جمله Su-27 و MiG-29A نیز پیشتر بسته شده بود اما متاسفانه زمان تحویل این جنگ افزار ها به شدت به تعویق افتاد.


سوال 2- آقای مرتضی- آیا ازموشک های ضد هوایی مثل سام می توان به عنوان ضد موشک هم استفاده کرد؟

اگر منظورتان رهگیری موشک های بالستیک و یا کروز های میان قاره ای است باید گفت بله با تغییراتی در این موشک ها می توان از آن ها در منظور فوق الذکر نیز استفاده کرد. در ضمن بیشتر ترجیح داده می شود که این کار به وسیله موشک هایی که مخصوص این منظور طراحی شده اند، مثل موشک Arrow-2 ساخت اسرائیل انجام شود.


سوال 3- آقای مرتضی- آیا با موشک دوش پرتاب استینگر یا نمونه مشابه و ظاهراً بهتر ایرانی آن میثاق می توان یک جنگنده مثل F-16 راساقط کرد؟

توجه کنید که همه چیز به رژیم و شرایط پروازی جنگنده پروازی بستگی دارد. اگر هواپیمایی که شما گفته اید در ارتفاع 60 هزار پایی و با سرعت دو ماخ در حال حرکت باشد البته که موشک استینگر نمی تواند کاری از پیش ببرد اما اگر همین جنگنده در ارتفاع پایین و با سرعتی بین 500 تا 900 کیلومتر بر ساعت در حال حرکت باشد شانس اصابت موشک به هدف بسیار زیاد است، خواه این هدف یک جنگنده F-16 باشد خواه یک جنگنده F/A-22 باشد. البته در فرض مرقوم جنگنده F-16 با توجه به ماموریتی که دارد بسیار بعید است که مورد هدف موشک استینگر قرار گیرد و هدف این موشک بیشتر هدف هایی مثل هواپیماهای A-10، Su-25 و Su-39 است.


سوال 4- آقای سوخو 27- چند سال پیش یادم می یاد که اخبارایران گفت چند هواپیمای ترکیه وارد مرز هوایی ایران شدند و با بمباران خود در استان آذربایجان چند تن از هموطنانمان را به شهادت رساندند به نظر شما چرا هیچ واکنشی از پدافند ایران یا هواپیماهای پایگاه تبریز برای دفع آنها صورت نگرفت؟

عدم آمادگی و غافلگیری پایگاه های هوایی اطراف منطقه و در دسترس نبودن تعداد رهگیرهای مورد نیاز برای نبرد با هواپیماهای ترک می تواند از دلایل عدم واکنش ایران به این حمله بوده باشد. در ضمن قطعاً ایران در شرایطی نبوده است که بتواند با یک واکنش غیر منتظره آتش یک جنگ شاید بزرگ را بین خود و ترکیه برافروزد.


سوال 5- آقای سوخو 27- چرا خود آمریکا که سازنده ی موشک فینیکس است به جای استفاده ازسایدوایندر و... در F-15 یا F-18 از موشک فینیکس استفاده نمی کند؟

استفاده از موشک فینیکس در یک هواپیما فقط بسته به جنگنده بودن آن هواپیما نیست. موشک فینیکس و سیستم راداری پیشرفته AN/AWG-9 به صورت مکمل همدیگر یک سیستم تسلیحاتی یکپارچه هستند و در هر هواپیمایی که موشک فینیکس در آن استفاده شود لازم است سیستم راداری سنگین وزن، پیچیده و گرانقِمت AN/AWG-9 نیز به کار گرفته شود تا موشک فینیکس بتواند هدف گیری کرده و به سوی هدف روانه شود. بنابراین نصب این موشک روی هر جنگنده ای امکان پذیر نیست.


سوال 6- آقای سوخو 27- آیا این صحت دارد که (در بعضی از اخبار آمده است) برخی کارشناسان برتری بعضی از موشک های هوا به هوا ی روسی را بر نمونه های آمریکایی تایید کرده اند ولی این طور که ازمقالات شما به عنوان یک فرد آشنا برداشت میشود همیشه برتری را به بر نمونه های آمریکایی می دهید. اگر می شود با یک مقایسه ی کلی مطلب را روشن کنید؟

خواه یا ناخواه در دوران پس از جنگ جهانی دوم که جنگ سرد و رقابت شدید تسلیحاتی بین آمریکا و شوروی شروع شد، تا سال های نزدیک به فروپاشی شوروی در بیشتر موارد برتری تکنولوژیکی تسلیحات ساخته شده از سوی دو طرف با آمریکا بوده و این چیزی است که بر هیچ کس پوشیده نیست. اما در دوران پس از اتحاد جماهیر شوروی-USSR گاهاً تسلیحاتی که از سوی روس ها به دنیای تجهیزات نظامی معرفی می شود از نمونه های آمریکایی برتر است و این هم حقیقتی است که بر کسی پوشیده نیست. در حال حاضر شاید بتوان از نظر فناوری ساخت دو طرف را تقریباً در یک سطح قرار داد.


سوال 7- آقای فرید- اگر ممکن است درباره درگیری میراژ های عراقی و تامکتهای ایرانی در دوره جنگ اطلاعاتی ارائه دهید. ظاهرا تنها هواپیمای عراقی که قادر به سرنگونی تامکتهای ایرانی شد این هواپیما بوده اگر ممکن است دلیل آن را ارائه دهید آیا این مسئله دلیل بر برتری میراژ F1 بر تامکت است؟

تامکت های ایران همانطوری که می دانید از نوع A هستند. تامکت های مدل A همگی مجهز به موتورهای TF-30-P414A هستند که این موتورها در حقیقت به اندازه کافی نیرومند نیستند که بتوانند هواپیمای F-14 را در نبرد های نزدیک به قدرت و سرعت کافی برسانند. در چند مورد محدود شکار تامکتی که توسط میراژهای عراقی صورت گرفته است نبردها بسیار نزدیک بوده است، یعنی همان جایی که سنگینی وزن بسیار تامکت و قدرت نسبتاً کم موتورهای آن مزید بر علت می شوند و همگی دست به دست هم می دهند تا شکست تامکت در نبردهای داگفایت رقم بخورد. اما باید خدمتتان عرض کنم که در مقابل دو یا سه فروند تامکت ایرانی که به وسیله میراژهای عراقی ساقط شدند میراژهای عراقی بسیاری مغلوب موشک فینیکس شدند. جالب است بدانید که در یکی از نبردهای هوایی تامکت ایرانی توانست تنها با شلیک یک فروند موشک فینیکس چهار فروند میراژ عراقی را که در فرمیشن نزدیک به هم پرواز می کردند را ساقط سازد.


سوال 8- آقای ابرام- شما گفتید که اگر محدودیت انتن رادار F-14 نبود محدوده 700 کیلومتر را می تواند اسکن کند این کار چگونه امکان پذیر هست؟

رادار AN/AWG-9 توانایی اسکن شعاع 700 کیلومتری را دارد و منظور از این گفته این بود که آنتن رادار F-14 در دماغه هواپیما قرار گرفته است و در دماغه هواپیما نیز فضا به شدت محدود است. به همین دلیل طراحان مجبور شده اند که آنتن رادار را کوچکتر از حد معمول طراحی کنند که همین مسئله باعث کاهش برد رادار به نصف شده است.


سوال 9- آقای داوود-  آیا موشک فاطر با موشک AIM-9X مدل پیشرفته سایدوایندر می تواند رقابت کند و ایران از موشک آمرام هم استفاده می کند؟

موشک فاطر از همان بدنه و موتور موشک های سایدوایندر AIM-9P2 استفاده می کند اما دارای اویونیک کاملاً جدید و به روزی است. در مقابل موشک AIM-9X علاوه بر اویونیک جدید داری طراحی نوین و البته موتور جدید با برد بیشتر می باشد که از این لحاظ موشک AIM-9X یک مرتبه بالاتر از فاطر قرار می گیرد. در ضمن ایران موشک آمرام یا AIM-120 را در اختیار ندارد.


سوال 10- آقای علی-  لطفا بفرمایید که دقت موشک فینیکس در چه حد است؟

در تست های اولیه شرکت هیوز یعنی شرکت سازنده AIM-54 که انجام شد از شش موشک فینیکس شلیک شده همزمان به سمت شش هدف مصنوعی از انواع مختلف جنگنده، بمب افکن و هواپیماهای دیگر، چهار فروند از موشک ها اهداف را به طور کلی نابود کردند که نشان از دقتی برابر با 84% دارد. شرکت هیوز اعلام کرد که عدم اصابت دو موشک دیگر به اهداف تعیین شده به دلیل استفاده از اهداف پرنده یا Drone بوده است. یعنی اگر در شرایط عادی و با هواپیماهای واقعی این تست ها انجام می شد قطعاً کلیه موشک ها به اهدافشان برخورد می کردند.


سوال 11- آقای علی- از بین هواپیماهای ایرانی به جز MiG-29A کدامیک قدرت مانور بهتری دارند؟

هواپیماهای F-5E که در اختیار نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران می باشند پس از میگ 29 مانورپذیرترین جنگنده های حاضر در نیروی هوایی کشورمان هستند.


سوال 12- آقای علی- سطح مانورپذیری F-14 در چه حد است؟

هواپیمای F-14 به دلیل سنگینی وزن که آن هم خود نتیجه استفاده از سیستم بال های متغیر و سیستم های راداری سنگین است و البته بزرگی اندازه و ابعاد هواپیما از نظر مانورپذیری در سطح متوسط است. البته این مسئله در مورد F-14A که از موتورهای ضعیف نیرو می گیرد صدق می کند. در مدلهای +A و B و D به استفاده از موتورهای GE-F110 ساخت جنرال الکتریک این مسئله تقریباً حل شده و مانورپذیری F-14 از مدل های مذکور به مراتب بهتر است.


سوال 13- اقای امین-  آیا رادار MiG-31 با رادار F-14 برابری می کند؟

ایکاش می گفتید که منظورتان کدام مدل هواپیمای MiG-31 است. در مورد میگ MiG-31 مدل های اولیه باید گفت که رادار زاسلون SBI-16 را بسیاری کپی ناقصی از همان رادار تامکت AN/AWG-9 می دانند. این رادار توانایی شناسایی ده هدف همزمان و حمله به چهار عدد آن ها به صورت همزمان را داراست که در مقابل شناسایی 24 هدف و حمله به 6 عدد به صورت همزمان رادار F-14 یک مرتبه پایین تر است. اما در هواپیمای MiG-31BM برد رادار زاسلون به بیش از 400 کیلومتر افزایش یافته و توانایی شناسایی اهداف از 10 هدف به 24 هدف و توانایی حمله از 4 هدف به 6 هدف افزایش یافته است که توانایی مشابهی نسبت به F-14 را به میگ MiG-31 می دهد. البته باید گفت که رادار میگ 31 تا حدودی توانایی شناسایی هواپیماهای استیلث یا خفاکار را نیز دارد که بدین وسیله برتری خود را اثبات می کند. البته باید این مسئله را هم در نظر گرفت که F-14 محصول سال 1969 و میگ MiG-31 محصول سال 1985 است و همین مهر تاییدی است بر پشت سر آمریکا حرکت کردن شوروی سابق در ساخت تجهیزات نظامی.


سوال 14- آقای داوود- برد موشک هوا به هوای R-37 چه قدر است و دوربردترین موشک هوا به هوا چیست؟

موشک AA-X-13 آرو یا R-37 ساخت شرکت ویمپل که موشکی تقریباً بر پایه موشک AA-9 آموس می باشد دارای بردی بیش از 300 کیلومتر است. این موشک برای هواپیمای MiG-31M طراحی شده است که در صورت به تولید انبوه رسیدن و استفاده گسترده از این موشک باید گفت که این موشک دوربرد ترین موشک هوا به هوای جهان خواهد بود و موشک AIM-54C نیز در مقام دوم قرار می گیرد.


سوال 15- آقای داوود- آیا ایران از موشک R-37 استفاده می کند؟

خیر، ایران و هیچ یک از کشورهای دنیا در حال حاضر موشک R-37 را در اختیار ندارند چرا که این موشک هنوز در خود روسیه مورد استفاده انبوه نیست.


سوال 16- آقای محمد رضا- چگونه فرانسه به ما پیشنهاد خرید تسلیحاتی می دهد در حالی که ما از طرف بیشتر کشورهای غربی در تحریم هستیم؟

دوست عزیز، در حقیقت فروش تسلیحات عمده، موثر و استراتژیک به ایران تحریم شده است و فروش موشک های هوا به هوای مسئله ساز نیست. با وجود همه ی تحریم ها، توانایی ایران به سطحی رسیده است که تقریباً نیازی به غرب نداشته باشیم.


سوال 14- آقای محمد رضا- به طور کلی منظور از اویونیک چیست؟

اویونیک یا Avionic ترکیبی از دو کلمه Aviation و Electronic است که به طور خلاصه اویونیک خوانده می شود و منظور از این کلمه به طور عمده، تجهیزات الکترونیکی یک هواپیماست که البته خود شامل بخش های بسیار مختلفی می شود.


سوال 15- آقای محمد رضا- چرا هواپیماهای سوخو-22 و میگ-23 که سرعت و ارتفاع پروازی انها مانند میگ-29 است در کل هواپیماهای خوبی نیستند؟

باید گفت که فقط سرعت و ارتفاع پروازی نیست که برتری یک جنگنده بر جنگنده دیگری را مشخص می کند. برای مثال MiG-25 در حالی که سریعترین هواپیمای عملیاتی جهان است اما از قابلیتهای چندان چشمگیری برخوردار نیست و در مقابل بسیاری از جنگنده های دیگر ضعیف و ناتوان است. عواملی چون مانورپذیری، برد رادار، قدرت رادار، موتورها، برد هواپیما، تجهیزات قابل حمل، بقاپذیری و ... همه وهمه از عوامل بسیار تاثیر گذاری در برتری جنگنده ها هستند و در بسیاری از موارد مقایسه سرعت و ارتفاع پرواز را شاید اصلاً مد نظر قرار ندهند. البته این مسئله بسته به ماموریت هواپیما متغیر است.


سوال 16- اقای حامد- شکاری فانتوم را در حال حاضر چه کشورهای در اختیار دارند و به صورت عملیاتی از ان استفاده می کنند؟

کشورهای زیادی از جمله آمریکا، انگلیس، ایران، ترکیه، یونان، آلمان، استرالیا، مصر، اسرائیل و ... هواپیمای F-4 Phantom را در اختیار دارند. این هواپیما در کشورهایی مثل آمریکا و انگلیس در حال حاضر بازنشسته شده است اما در کشورهایی نظیر ایران، آلمان، مصر، ترکیه و ... این جنگنده هنوز هم به کار خود ادامه می دهد.


سوال 17- آقای داوود- در جریان مورد هدف قرار دادن F-4E ایرانی توسط F-15C عربستان یعنی عربستان هیچ اخطاری به F-4 ایرانی نداده و اگر اخطار داده F-4 های ایران اطاعت نکردند؟

دوست عزیز ظاهراً خبری از اخطار به هواپیماهای ایرانی نبوده است، چرا که خود خلبان ها با تجربه ای که دارند می دانند نبرد هوایی با هواپیمایی که قابلیت هایی به مراتب بیشتر از هواپیمای آن ها دارد به مثابه خودکشی است. هیچ خلبانی در شرایط جنگی یک هواپیما را فقط به قیمت خودخواهی خود و البته آزمایش اینکه قدرت هواپیمای خودی بیشتر است یا نه فدا نمی کند.


سوال 18- آقای محمد- جنگنده ها برای پرواز شبانه به چه تجهیزاتی احتیاج دارند و وضعیت ایران از این نظر چطوره (بخصوص F-4 ها و F-5 هامون)؟

به طور کلی چه هواپیماهای جنگنده و چه هواپیماهای سیویل یا غیر نظامی برای پرواز کور که شامل پرواز در شب و پرواز در آب و هوای بسیار نامناسب با دید محدود می باشد به تجهیزات ناوبری غیر چشمی از جمله VOR و پرواز تحت قوانین IFR که قوانین لازم برای پرواز در شرایط پرواز کور است نیاز دارند. فرود های ILS و تجهیزات مربوط به آن نیز که در طی پروازهای IFR صورت می گیرد از جمله همان امکانات و تجهیزاتی است که هواپیماها برای پروازهای کور احتیاج دارند. در ضمن خلبانی که پروازهای کور به او واگذار می شود باید حتماً گواهینامه پرواز کور یا Instrument Rating را داشته باشد. هواپیماهای ایرانی هم از این قاعده مستثنی نیستند و قابلیت پرواز کور را نیز دارا هستند اما در مورد هواپیمای F-5 باید گفت که پروازهای شبانه و تحت شرایط جوی نامناسب عموماً به این هواپیما واگذار نمی شود.


سوال 19-آقای علیپور- یک سوالی که برام از زمان رزمایش پیامبر اعظم باقی مونده ازمایش موشکی بود که گفته شد نیازی به سیستم OTHT نداره می خواستم بدون این چه سیستمی هست و بود و نبودش به چه درد می خورد و چه کاربردهایی دارد؟

سیستم OTHT یا Over The Horizon Targetting یک سیستم هدایتی و هدف گیری موشک است که می تواند به جای هدایت ماهواره ای به کار گرفته شود. ظاهراً در موشکی که ایران آزمایش کرده بود نیاز به این سیستم هدایتی پیچیده از بین رفته است.


سوال 20- آقای اسی- ایران از چه هلی کوپتر هایی استفاده می کند؟ و آیا ایران هلی کوپتر روسی خریداری کرده است؟

ایران در حال حاضر از هلیکوپتر های AB-206، AB-204، AB-214، CH-47، AH-1J و Mi-17 استفاده می کند. بله، ایران هلیکوپتر روسی نیز خریداری کرده که نمونه آن Mi-17 ساخت شرکت میل می باشد که در اختیار سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است.


 


سوال 21- آقای احمد- در حال حاضر ایران چه نوع هلیکوپتر جنگی دارد آیا از روسیه هیلکوپتر خریده یا در نظر نداره؟

در حال حاضر ایران تنها هلیکوپتر AH-1J کبرا را به عنوان تنها هلیکوپتر جنگی در اختیار دارد. مذاکراتی برای خرید Mi-35 انجام شده است که البته نتیجه آن هنوز مشخص نیست.


سوال 22- آقای حمید رضا-  این راست است که ایران قبل از انقلاب بزرگترین ناوگان سوخت رسان هوائی را داشته است؟

صحیح است. علاوه بر دارا بودن بزرگترین ناوگان سوخترسانی هوایی، تمرینات سوختگیری هوا به هوای بسیار گسترده ای هم هر روزه توسط خلبانان ایرانی انجام می شد که به این ترتیب مهارت این خلبانان در دنیا در سوختگیری های AA زبانزد بود. در بعضی از شرایط یک خلبان گاه در روز پنج بار اقدام به سوخت گیری هوایی می کرد. هنوز هم ایران یکی از بهترین ناوگان های سوخترسانی را در منطقه دارد.


سوال 23- آقای محمد رضا- تغییرات صورت گرفته در هواپیمای  سوخو-39 نسبت به سوخو-25 چیست؟

کاکپیت پیشرفته، سیستم HUD جدید، توانایی حمله به اهداف زمینی با سرعت بالا مانند قایق های سرعتی، افزایش توانایی های هوا به هوا، عملکرد و کارایی و مانورپذیری فوق العاده در سرعت های پایین و ارتفاع پایین، محافظ 100% جان خلبان و تجهیزات حیاتی هواپیما در مقابل گلوله های توپ 30mm و ... از تفاوت های Su-39 نسبت به Su-25 است.




سوال 23- آقای امین- در یک جنگ هوایی بین یک F-14 و F-15 یا F-16 برتری به نفع کدام هواپیما است البته فراموش نکنیم که f-14 موشک فینیکس داشته باشد.

شما فاصله درگیری را ذکر نکرده اید. اگر نبرد در فاصله نزدیک صورت گیرد به دلیل تنبلی نسبی تامکت نسبت به F-15 و F-16 به احتمال فراوان تامکت مغلوب خواهد شد اما در فواصل دور به دلیل استفاده از موشک فینیکس با هر شرایطی تامکت برنده میدان خواهد بود.


سوال 24- آقای امین-  آیا ایران توانسته موشک فینیکس یا همان ستار را بسازد و به تولید انبوه برساند؟

بله ایران توانسته است در تعداد محدود موشک فینیکس را به روش مهندسی معکوس بازسازی کند.


سوال 25- آقای افشین- چرا بعضی از هواپیماها یک موتور دارند و بعضی دو موتور در حالی که هواپیماهایی که دو موتور دارند می توانند با یک موتور هم خود را به پایگاه برسانند ولی در هواپیماهای تک موتوره این قانون صدق نمی کند؟

یک موتوره یا دو موتوره یا چند موتوره بودن هواپیما با توجه به وزن هواپیما، ماموریت هواپیما، ارتفاع پروازی، سرعت هواپیما و ... تعیین می شود. گاهی به دلیل سبکی وزن هواپیما و نیرومند بودن پیشرانه های جدید هواپیماهایی مانند F-16 به صورت تک موتوره ساخته می شوند که این تک موتوره بودن خود مزایایی را به دنبال دارد. اگر هواپیما دو موتوره باشد، خلبان می تواند بر قدرت دو موتور اتکای بیشتری داشته باشد چرا که با از دست دادن یک موتور بازهم امکان بازگشت به فرودگاه از بین نمی رود.


جمعه 14 اسفند 1388

سوالات شما

   نوشته شده توسط: reza sabbaghi    نوع مطلب :سوالات شما ،


سوال 26- آقای فرزاد- آیا یک ایرانی می تواند وارد ارتش و نیروی هوایی یک کشور دیگر بشود؟

در صورت دارابودن تابعیت کشور مورد نظر مشکلی برای ورود به ارتش و نیروی هوایی وجود ندارد. البته قوانین کشورهای مختلف با هم تفاوت دارد و برای آگاهی بیشتر باید از منابع دیگر هم کسب خبر کنید.


سوال 27- آقای احمد- چند ماه پیش در مجله نوآور خواندم که یک هواپیما جنگی ولی شخصی ساخته شده و پرواز می کند. می خواستم بدانم این چطور امکان پذیر است آیا در ایرن نیز همچین امکانی هست؟

در خارج از کشور و برای مثال در آمریکا کسانی هستند که هواپیماهای جنگی MiG-29 و Su-27 را در پایگاه هوایی کوچک خودشان پرواز می دهند که البته این کار با اجازه دولت و نیروی هوایی آن کشور صورت می پذیرد و هواپیماهای مذکور هم حق حمل هیچ گونه تسلیحاتی را ندارند. البته که این کار در ایران امکان پذیر نیست چرا که ساخت و پرواز هواپیماهای کوچکتر و حتی گلایدر هم نیاز به اجازه نامه مخصوص دارد.


سوال 28- آقای احمد- اگر یک هواپیما بخواهد از گزند رادارهای دشمن در امان بماند باید در چه ارتفاعی پرواز کند؟

معمولاً این کار با پرواز در ارتفاع پایین صورت می گیرد چرا که معمولاً عوارض طبیعی زمین مانع از رسیدن امواج پر انرژی راداری به هواپیما می شوند و بدین وسیله هواپیما توسط رادار شناسایی نمی شود. در زمان های گذشته پرواز نزدیک به زمین برای پنهان شدن از دید رادار نیازمند دقت و البته به جان خریدن خطرات بسیاری بود اما در هواپیماها و جنگنده های جدید با رادارهای TFR-Terrain Following Radar با اسکن عوارض زمین تا فاصله 60 کیلومتری، سیستم های کامپیوتری در حالت اتوماتیک هواپیما را در ارتفاعی بسیار نزدیک به زمین و به دور از هر گونه خطری هدایت می کنند.


سوال 29- آقای امین- من دیپلم فنی و حرفه ای دارم و فوق دیپلم مکانیک خودرو را هم گرفتم نمی دانم می دانید یا نه فوق دیپلم مکانیک خودرو معادل دیپلم ریاضی و فیزیک است آیا من با این فوق دیپلم می توانم برای خلبانی نظامی امتحان بدهم در ضمن 19 سال بیشتر هم ندارم؟

بله اگر شرایطتان مشابه چیزی است که نوشته اید می توانید با سنی که دارید به راحتی و بدون هیچ مشکلی امتحان بدهید.


سوال 29- آقای حمیدرضا-  آیا ایران هنوز غلافهای چف و فلیر دارد؟

بله دارد چرا که این تجهیزات وسایلی نیستند که اولاً جزء تجهیزات حیاتی باشند ثانیاً بسیار پیچیده نیستند که حتی خودمان قادر به ساخت آن ها نباشیم.


سوال 30- آقای اسی- چرا خلبانان زمان جنگ که جنگنده های آنها سقوط کرده چرا دوباره پرواز نمی کنند؟

این مسئله به این دلیل است که اکثر خلبانانی که هواپیماهای آن ها در زمان جنگ سقوط کرده است دچار ضایعات و ناراحتی های بدنی ناشی از اجکت یا سقوط هواپیما شده اند به همین دلیل این خلبانان اکثراً جانباز شناخته شده و در پست های دیگر غیر از خلبانی در نیروی هوایی مشغول به کارند.


سوال 31- آقای ؟-  آیا شما واقعا خلبان نیروی هوایی هستید و اگر میشه البته امیدوارم جواب سوال من را رد نکنید یک معرفی نامه یا یک بیوگرافی کامل در مورد خودتان بنویسید؟

این سوال را بار ها و بارها دیگر دوستان هم تکرار کرده اند و به همین دلیل به این سوال پاسخ گفته نمی شد. اما دوست گرامی، بنده هم مثل همه خوانندگان این وبلاگ از علاقه مندان به علم هوانوردی هستم و با اداره این وبلاگ تنها دین خود را به این علم وسیع ادا می کنم. من به عنوان کسی که سال هاست با این علم سر و کار دارد همیشه آرزویم این بوده است که این علم گسترده در میان هموطنان من جا بیفتد و فرهنگ هواپیمایی در بین مردم رواج پیدا کند. هدف از راه اندازی این وبلاگ و البته فعالیت من این بوده است که افراد علاقه مندی که شاید نتوانند پاسخ سوالات بسیاری را که در ذهنشان شکل گرفته است از مجلات مختلف و منابع دیگر پیدا کنند، در این وبلاگ به گوشه ای از جوابهای آن ها دست یابند. من دانشمند، بازیگر یا نویسنده مشهوری نیستم که بخواهم بیوگرافی خودم را بنویسم، به جای بیوگرافی، وظیفه خود می دانم که به افراد علاقه مند به این علم خدمت کنم و همیشه بر این وظیفه خود پایدارم. از شما و دیگر دوستان به خاطر لطفتان به بنده تشکر می کنم.


سوال 32- آقای داوود- اگر می شود یک شبیه ساز هواپیما جنگنده که به نظر شما بهترین است معرفی کنید.

شبیه ساز پرواز Lock On: Modern Air Combat ساخت شرکت Ubi Soft که در آن می توانید به پرواز بسیار واقعی و انصافاً درست شبیه سازی شده در کاکپیت هواپیماهای F-15، Su-25، MiG-29 و Su-27 بپردازید. این شبیه ساز یکی از واقعی ترین و جذاب ترین شبیه ساز های کامپیوتری البته در دنیای هواپیماهای نظامی می باشد.


سوال 33- آقای داوود- سوخو 24 فنسر که به ایران صادر شد از کدام مدل بودند؟

سوخو Su-24 های ایران که به تعداد 12 فروند به شوروی سابق سفارش داده شدند، از مدل MK بودند.


سوال 34- آقای نیما بهروزی- لطفاً در مورد UFO ها که دائماً در آسمان ایران دیده می شوند (من خودم در اصفهان دیدم) اطلاعاتی در اختیار من قرار بدید؟ اصول حرکتی آن ها چطوری توجیه می شود؟ چه کشور هایی UFO دارند؟

UFO-Unidentified Flying Object یا شیء پرواز کننده ناشنانس انواعی از پرنده های هوایی ناشناخته هستند که ظاهراً صحت وجود آن ها تایید شده است اما اینکه آیا واقعاً چنین پرندگانی جزء موجودات فرازمینی هستند یا اینکه مانند تمام تجهیزات دیگر روی زمین، مصنوعات دست بشر هستند هنوز معلوم نیست. بنده به شخصه بر این عقیده ام که این اشیاء هم جزو حقه های تبلیغاتی آمریکا هستند که در طی سالیان مختلف آن ها را گسترش داده است و بدیهی است که با چنین فرضی این اشیاء از کرات دیگر نیامده اند.


سوال 35- آقای مهدی- بنده می خواستم تعدادی موتور برای هواپیماهای مدل بسازم و می خواستم نظر شما را در مورد بازار ان در ایران مطلع شوم این نمونه یک موتور وانکل یا موتوری دو زمانه 5 سی سی می باشد. اصلآ در ایران کسی از این نوع موتورها می سازد؟ و اگر می سازد ممنون می شم مشخصات ان را به من بدهید؟

دوست گرامی، تصور نمی کنم در ایران شخص یا اشخاص به خصوصی سازنده این گونه موتورها باشند و یا نمایندگی شرکت های خارجی در ایران وجود داشته باشد. در ضمن ساخت این گونه موتورها هم تا قدرت و حجم مشخصی نیازمند اجازه نامه یا پیروی از قوانین خاصی نیست. می توانید برای صحبت بیشتر با ایمیل من تماس بگیرید.


سوال 36- آقای علی- می خواستم بدانم سقف پرواز هواپیماهای زیر چقدر است؟
اف-14= 60000 پا

میگ-31
= 80000 پا
سوخو-27
= 70000 پا
اف-4= 90000 پا

اف-5
= 50000 پا
میراژ اف-1
= 50000 پا
میراژ-2000
= 60000 پا
میگ-29
= 50000 پا


سوال 37- آقای محمد رضا- رنگ امیزی بدنه هواپیما بعد از ساخت ان صورت می گیرد یا در زمان تولید؟

در زمان تولید هواپیما مرحله رنگ آمیزی هواپیما نیز طی می شود.


سوال 38- آقای محمد رضا- آیا در حال حاضر هواپیمای ایران-140 در کاربردهای نظامی نیز استفاده می شود؟

قرار ها بر این بود که نمونه Mini AWACS هواپیمای ایران 140 نیز ساخته شود تا در مصارف نظامی به کار گرفته شود، اما این طرح لغو گردید.


سوال 39- اقای محمد رضا- آیا امکان خرید بالگردهای کاموف-50 و میل-28 برای ایران وجود دارد؟

ایران تمایل بسیاری را برای خرید هلیکوپتر های جنگی Ka-50 و Mi-28 نشان داده است اما مسائل تحریم مانع از صدور اجازه فروش این هواپیماها از سوی روسیه به ایران شده است.


سوال40 - آقای محمد رضا- عملیات بمب ریزی و حمله به اهداف زمینی توسط یک هواپیما در چه ارتفاعی انجام می گیرد؟

عملیات بمب افکنی از هر ارتفاعی که ارتفاع امنی برای ریزش بمب ها باشد امکان پذیر است. فقط با توجه به ارتفاع، سرعت و جهت پرواز ممکن است محل رهاسازی بمب تغییر کند چرا که تراژکتوری حرکت بمب در هوا با توجه به عوامل فوق تغییر می کند. در هواپیماهای بمب افکن قدیمی مسئول بمب افکن، می بایست با انجام محاسباتی محل درست برخورد بمب را محاسبه کرده و بدین طریق بمب را در محل صحیح رها می کرد که در این روش خطای بسیاری وجود دارد. در هواپیماهای بمب افکن جدید، این عمل به وسیله کامپیوترها و سیستم های بمب افکنی درونی هواپیما صورت می گیرد که البته با خطای بسیار کم و بسیار دقیق است.


سوال 41- آقای محمد- (نظر این دوست عزیز در نظرات پست قبلی موجود است):

دوست گرامی، محمد عزیز، نظر شما را خواندم اما به دلیل اینکه متن آن طولانی بود اینجا ذکر نشد. می دانم از اینکه شاید چندروزی پس از آخرین مقاله، جواب سوالات دوستان را در وبلاگ قرار ندادم ناراحت باشید. اما زود قضاوت نکنید. من هم مثل همه زندگی می کنم و نیاز به وقت آزاد هم دارم و البته که نمی توانم تمام وقت خود را به نوشتن پاسخ سوالات و یا مقاله های علمی بگذرانم. باورکنید تا این لحظه هم از هیچ تلاشی برای این وبلاگ فروگذار نکرده ام. بوده است که گاهی اوقات از صبح تا شب مشغول نوشتن مقاله و پاسخ سوالات بوده ام تا دوباره به بدقولی متهم نشوم. من یک نفرم و یک نفر در مقابل شاید چندهزار نفر خواننده وبلاگ بسیار ناچیز است. این یک نفر می دانید چرا انتشار مجله آنلاین هوانوردی را متوقف کرد؟ چون باز هم یک نفر بود و یک نفر نمی تواند هم مقاله بنویسد، هم کارهای گرافیکی را رو به راه کند، هم پاسخ سوالات را بدهد و از اوضاع خبر بگیرد. ممنون از اینکه مرا با القابی چون «دروغگوی بالفطره» آراستید و کار این وبلاگ را به نظافت توالت زنانه تشبیه کردید. واقعاً این مزد زحمت شبانه روزی من، که باز هم می گویم در برابر لطف شما دوستان حتی شما محمد عزیز ارزشی ندارد، بود؟ کمی هم انصاف به خرج دهید. باور کنید من هم انسانم و انسان نیاز به استراحت دارد. مقاله های طولانی که تمام می شوند باید مقداری فرصت به نویسنده برای تفکر داده شود تا بتواند مقاله جدیدی شروع کند یا پاسخ سوالات را بدهد. من واقعاً شرمنده دوستان می شوم وقتی که می بینم با این پاسخگویی های ناقص بنده هنوز هم این وبلاگ را منبع خودشان برای کسب اطلاعات هوانوردی می دانند. البته می دانم که این وبلاگ محبوبترین سایت اینترنتی ایرانی در موضوع هوانوردی است و شاید هیچ وبلاگ تخصصی دیگری در اینترنت به زبان فارسی، حال با هر موضوعی وجود نداشته باشد که به اندازه این وبلاگ خواننده و بازدید کننده داشته باشد. چند ماه پیش که وقفه کوچکی در کار وبلاگ پیش آمد، افراد زیادی با اهانت، ناسزاگویی، فحش و دشنام از زحمات چند ماهه من تشکر کردند اما من به خاطر جمع کثیری از دوستان دیگر که آن طرف قضیه هستند دم بر نیاوردم و هیچ نگفتم. حال هم می گویم باز هم زحمات من هر چقدر هم که باشد در مقابل الطاف بی نهایت شما، که واقعاً وقتی نظراتتان را می خوانم خستگی از تنم بیرون می رود، هیچ است. در ضمن آن چند تصویر هم «سر و ته هم آوردن قضیه» نبود و بنده می خواستم با آن چند تصویر پاسخ سوال های متعدد در مورد امتحان خلبانی را داده باشم و همانطور که می بینید بیش از پنجاه سوال را در این پست پاسخ گفته ام و انشایی هم برای شما نوشته ام. امیدوارم که این وبلاگ را «جدی بگیرید» و از حمایتهایتان دریغ نکنید. باور کنید این وبلاگ به خوانندگانی دلسوز چون شما احتیاج دارد. به امید روزهای بهتر.


تعداد کل صفحات: 7 1 2 3 4 5 6 7